بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مهدویت}} <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل...» ایجاد کرد) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مهدویت}} | {{مهدویت}} | ||
<div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[اَبدال]]''' است. "'''اَبدال'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[اَبدال]]''' است. "'''اَبدال'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;"> | <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[اَبدال در معارف مهدویت]] - [[اَبدال در معارف و سیره رضوی]]</div> | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
جماعتی خاص از [[بندگان]] [[صالح]] [[خداوند]] در همه اعصار. در [[روایات]] نقل شده از [[امام رضا]]{{ع}} عنوان [[ابدال]] و [[تفسیر]] آن ذکر شده است. این واژه و مفردات آن (بَدَل و بِدل و [[بدیل]]) در [[قرآن کریم]] نیامده است. این معنای خاص از واژه «اَبدال» ابتدا در برخی [[روایات نبوی]] ملاحظه میشود. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[جماعت]] ابدال را در کنار [[علما]]، زهاد و [[مجاهدان]] (جنگاوران) از جماعات [[برتر]] و [[برگزیده]] در [[اسلام]] دانسته<ref>روضة الواعظین، ج۲، ص۴۰۵.</ref> و در [[وصیت]] خود به [[امام علی]]{{ع}} ذکری از آن به میان آورده است<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۴؛ الأمالی، صدوق، ص۵۶۹.</ref>. همچنین از ایشان نقل شده که در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} گروهی از ابدال از [[شام]] به [[یاری]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} میشتابند<ref>الاختصاص، ص۲۰۸.</ref>. در روایات [[معصومان]]{{عم}}، به ویژه امام علی{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} نیز از ابدال و برخی [[اعمال]] ایشان سخن رفته<ref>روضة الواعظین، ج۱، ص۹؛ ج۲، ص۲۸۷؛ مختصر البصائر، ص۴۷۱.</ref> است. حتی امام صادق{{ع}}، در دعایی بر ابدال [[درود]] فرستاده و ایشان را در شمار بندگان صالح خداوند یاد کرده است<ref>مصباح المتهجد، ج۲، ص۸۰۹؛ فضائل شهر رجب، ص۵۰۸.</ref>. امام رضا{{ع}} نیز ضمن روایتی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، تعریفی از ابدال ارائه میکند<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۷؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۴۸.</ref>. [[سیدرضی]] در مقدمه [[نهج البلاغة]] امام علی{{ع}} را با [[لقب]] «بدل الابدال» میخواند<ref>نهج البلاغة، صبحی صالح، ص۳۶.</ref>. شارحان این کتاب برای این تعبیر سیدرضی وجوه مختلفی را بیان کردهاند. از جمله اینکه [[امام]] را از آن رو بدین لقب خوانده که ایشان پیشوای [[صالحان]] است و نیز اینکه چون [[ائمه معصوم]]{{عم}} یا همان ابدالاند، امام علی{{ع}} را پیشوای آنان دانسته است<ref>منهاج البراعة، خویی، ج۱، ص۲۸۵؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۱، ص۴۹-۵۱.</ref>. در کتب رجالی نیز برخی از [[اصحاب خاص]] [[ائمه]]{{عم}} را از شمار ابدال دانستهاند و از ایشان به بزرگی یاد کردهاند. از جمله افرادی که همه منابع رجالی ایشان را از [[ابدال]] دانستهاند، [[حجر بن عدی]] و [[زید بن صوحان]] از [[اصحاب خاص امام علی]]{{ع}} هستند<ref>اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۵۳؛ رجال الطوسی، ص۶۰، ۶۴؛ کتاب الرجال، ابن داود، ص۱۶۳؛ خلاصة الأقوال، ص۱۴۸، ۳۰۹.</ref>. در [[منابع اسلامی]] بحث از ابدال، عمدتاً در متون [[عرفانی]] مطرح شده است که بدون تردید متأثر از فضای [[روایات]] [[معصومان]]{{عم}} بوده است، چنان که [[ابوطالب]] مکی صراحتاً به روایتی از [[امام علی]]{{ع}} توجه میدهد که در آن در باب ابدال و خصوصیات ایشان سخن رفته است<ref>قوت القلوب، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. از این رو، شگفت نیست که ابنخلدون مطرح شدن بحث ابدال را در [[تاریخ اسلام]] متأثر از منابع [[شیعی]] میداند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۶۲۱.</ref>. نخستین کسانی که به طور گسترده این بحث را در متون عرفانی مطرح کردهاند [[حارث]] محاسبی (۲۴۳ق)، [[سهل]] تستری (۲۸۳ق) و ابوطالب مکی بودهاند<ref>الرعایة لحقوق الله، ص۳۱۳؛ المسائل فی أعمال القلوب و الجوارح، ص۵۰؛ تفسیر التستری، ص۷۷؛ قوت القلوب، ج۱، ص۱۷۵-۱۷۷.</ref>. | جماعتی خاص از [[بندگان]] [[صالح]] [[خداوند]] در همه اعصار. در [[روایات]] نقل شده از [[امام رضا]]{{ع}} عنوان [[ابدال]] و [[تفسیر]] آن ذکر شده است. این واژه و مفردات آن (بَدَل و بِدل و [[بدیل]]) در [[قرآن کریم]] نیامده است. این معنای خاص از واژه «اَبدال» ابتدا در برخی [[روایات نبوی]] ملاحظه میشود. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[جماعت]] ابدال را در کنار [[علما]]، زهاد و [[مجاهدان]] (جنگاوران) از جماعات [[برتر]] و [[برگزیده]] در [[اسلام]] دانسته<ref>روضة الواعظین، ج۲، ص۴۰۵.</ref> و در [[وصیت]] خود به [[امام علی]]{{ع}} ذکری از آن به میان آورده است<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۵۵۴؛ الأمالی، صدوق، ص۵۶۹.</ref>. همچنین از ایشان نقل شده که در [[زمان ظهور حضرت مهدی]]{{ع}} گروهی از ابدال از [[شام]] به [[یاری]] [[قائم آل محمد]]{{صل}} میشتابند<ref>الاختصاص، ص۲۰۸.</ref>. در روایات [[معصومان]]{{عم}}، به ویژه امام علی{{ع}} و [[امام صادق]]{{ع}} نیز از ابدال و برخی [[اعمال]] ایشان سخن رفته<ref>روضة الواعظین، ج۱، ص۹؛ ج۲، ص۲۸۷؛ مختصر البصائر، ص۴۷۱.</ref> است. حتی امام صادق{{ع}}، در دعایی بر ابدال [[درود]] فرستاده و ایشان را در شمار بندگان صالح خداوند یاد کرده است<ref>مصباح المتهجد، ج۲، ص۸۰۹؛ فضائل شهر رجب، ص۵۰۸.</ref>. امام رضا{{ع}} نیز ضمن روایتی که در ادامه به آن خواهیم پرداخت، تعریفی از ابدال ارائه میکند<ref>الاحتجاج، ج۲، ص۴۳۷؛ بحار الأنوار، ج۲۷، ص۴۸.</ref>. [[سیدرضی]] در مقدمه [[نهج البلاغة]] امام علی{{ع}} را با [[لقب]] «بدل الابدال» میخواند<ref>نهج البلاغة، صبحی صالح، ص۳۶.</ref>. شارحان این کتاب برای این تعبیر سیدرضی وجوه مختلفی را بیان کردهاند. از جمله اینکه [[امام]] را از آن رو بدین لقب خوانده که ایشان پیشوای [[صالحان]] است و نیز اینکه چون [[ائمه معصوم]]{{عم}} یا همان ابدالاند، امام علی{{ع}} را پیشوای آنان دانسته است<ref>منهاج البراعة، خویی، ج۱، ص۲۸۵؛ شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید، ج۱، ص۴۹-۵۱.</ref>. در کتب رجالی نیز برخی از [[اصحاب خاص]] [[ائمه]]{{عم}} را از شمار ابدال دانستهاند و از ایشان به بزرگی یاد کردهاند. از جمله افرادی که همه منابع رجالی ایشان را از [[ابدال]] دانستهاند، [[حجر بن عدی]] و [[زید بن صوحان]] از [[اصحاب خاص امام علی]]{{ع}} هستند<ref>اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۵۳؛ رجال الطوسی، ص۶۰، ۶۴؛ کتاب الرجال، ابن داود، ص۱۶۳؛ خلاصة الأقوال، ص۱۴۸، ۳۰۹.</ref>. در [[منابع اسلامی]] بحث از ابدال، عمدتاً در متون [[عرفانی]] مطرح شده است که بدون تردید متأثر از فضای [[روایات]] [[معصومان]]{{عم}} بوده است، چنان که [[ابوطالب]] مکی صراحتاً به روایتی از [[امام علی]]{{ع}} توجه میدهد که در آن در باب ابدال و خصوصیات ایشان سخن رفته است<ref>قوت القلوب، ج۱، ص۲۰۰.</ref>. از این رو، شگفت نیست که ابنخلدون مطرح شدن بحث ابدال را در [[تاریخ اسلام]] متأثر از منابع [[شیعی]] میداند<ref>تاریخ ابن خلدون، ج۱، ص۶۲۱.</ref>. نخستین کسانی که به طور گسترده این بحث را در متون عرفانی مطرح کردهاند [[حارث]] محاسبی (۲۴۳ق)، [[سهل]] تستری (۲۸۳ق) و ابوطالب مکی بودهاند<ref>الرعایة لحقوق الله، ص۳۱۳؛ المسائل فی أعمال القلوب و الجوارح، ص۵۰؛ تفسیر التستری، ص۷۷؛ قوت القلوب، ج۱، ص۱۷۵-۱۷۷.</ref>. | ||