←حفظ دانش و آثار تفسیری رسول خدا{{صل}}
| خط ۴۵: | خط ۴۵: | ||
=== حفظ [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] رسول خدا{{صل}} === | === حفظ [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] رسول خدا{{صل}} === | ||
تردیدی نیست که رسول خدا{{صل}} معانی و معارفی از [[قرآن]] را که [[فهم]] آن به تبیین آن [[حضرت]] وابسته بوده، بیان کرده است، ولی با توجه به اینکه در همۀ عصرها افراد از نظر [[استعداد]] [[فراگیری علم]]، علاقه و اهتمام به [[یادگیری]] آن، [[فرصت]]، [[فراغت]] و امکانات یادگیری متفاوت هستند، روشن است که در هیچ زمانی حتی [[عصر رسالت]] و عصر [[صحابه]] نیز همه [[مسلمانان]] و حتی همه [[دانشمندان]] آنان همۀ بیانات و آثار تفسیری رسول خدا{{صل}} را فرانگرفته و به آن [[آگاه]] نبودهاند، بلکه هرکس به [[میزان]] استعداد، علاقه و امکاناتش به بیانات [[تفسیری]] آن حضرت دست یافته است. | تردیدی نیست که رسول خدا{{صل}} معانی و معارفی از [[قرآن]] را که [[فهم]] آن به تبیین آن [[حضرت]] وابسته بوده، بیان کرده است، ولی با توجه به اینکه در همۀ عصرها افراد از نظر [[استعداد]] [[فراگیری علم]]، علاقه و اهتمام به [[یادگیری]] آن، [[فرصت]]، [[فراغت]] و امکانات یادگیری متفاوت هستند، روشن است که در هیچ زمانی حتی [[عصر رسالت]] و عصر [[صحابه]] نیز همه [[مسلمانان]] و حتی همه [[دانشمندان]] آنان همۀ بیانات و آثار تفسیری رسول خدا{{صل}} را فرانگرفته و به آن [[آگاه]] نبودهاند، بلکه هرکس به [[میزان]] استعداد، علاقه و امکاناتش به بیانات [[تفسیری]] آن حضرت دست یافته است. | ||
اما آیا در هر زمانی شخص یا اشخاصی بودهاند که همه بیانات تفسیری آن حضرت را فرا گرفته باشند؟ | اما آیا در هر زمانی شخص یا اشخاصی بودهاند که همه بیانات تفسیری آن حضرت را فرا گرفته باشند؟ | ||
پاسخ با توجه به دو نکته، مثبت است: | پاسخ با توجه به دو نکته، مثبت است: | ||
#[[حکمت خدا]] اقتضا میکند برای بقا و حفظ آثار تفسیری رسول خدا{{صل}} همواره در بین [[امت]] شخصی باشد که توان دریافت همۀ بیانات تفسیری رسول خدا{{صل}} را داشته و آنها را فراگرفته باشد؛ زیرا در غیر این صورت، بخش بزرگی از [[معارف]] که فهم آن وابسته به تبیین آن حضرت است، مجهول و معطل میماند و این با [[هدف]] [[نزول قرآن]] و [[حکمت خدای متعال]] سازگاری ندارد. | |||
[[کلینی]] ضمن روایتی طولانی از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نقل کرده است: | #براساس روایات فراوانی، [[امام علی]]{{ع}} [[تفسیر]] و [[تأویل]] همه [[آیات قرآن]] را از رسول خدا{{صل}} دریافت کرده است و یازده [[امام]] بعد از ایشان نیز هر امامی از امام پیش از خود بیانات تفسیری آن حضرت را دریافت کرده و همۀ آنان به همۀ بیانات [[تفسیری]] آن [[حضرت]] [[آگاه]] بودند و توان [[تفسیر]] همۀ [[معانی قرآن]]، ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و در نتیجه، به وسیلۀ آن بزرگواران [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] [[رسول خدا]]{{صل}} محفوظ و باقیمانده است. نمونۀ آن [[روایات]] چنین است: | ||
{{متن حدیث|فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا وَ دَعَا اللَّهَ أَنْ يُعْطِيَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا فَمَا نَسِيتُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ لَا عِلْماً أَمْلَاهُ عَلَيَّ وَ كَتَبْتُهُ مُنْذُ دَعَا اللَّهَ لِي بِمَا دَعَا...}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۱۱۶ (کتاب العلم، باب اختلاف الحدیث)، قسمتی از ح۱؛ صدوق (محمد بن علی) نیز این حدیث را با اندکی اختلاف لفظی آورده است (ر.ک: صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۵۷ (باب الاربعة)، ح۱۳۱).</ref>؛ هیچ آیهای از [[قرآن]] بر رسول خدا{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و تفسیر، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و خاص و عام آن را به من آموخت و از [[خدا]] خواست که توان [[فهم]] و حفظ آن را به من عطا فرماید. از زمانی که درباره من چنین دعایی کرد، هیچ آیهای از [[کتاب خدا]] و هیچیک از علومی را که بر من املا کرد و نوشتم، فراموش نکردم». | |||
[[کلینی]] ضمن روایتی طولانی از [[امیر المؤمنین]]{{ع}} نقل کرده است: {{متن حدیث|فَمَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا وَ أَمْلَاهَا عَلَيَّ فَكَتَبْتُهَا بِخَطِّي وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا وَ خَاصَّهَا وَ عَامَّهَا وَ دَعَا اللَّهَ أَنْ يُعْطِيَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا فَمَا نَسِيتُ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ وَ لَا عِلْماً أَمْلَاهُ عَلَيَّ وَ كَتَبْتُهُ مُنْذُ دَعَا اللَّهَ لِي بِمَا دَعَا...}}<ref>کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۱۱۶ (کتاب العلم، باب اختلاف الحدیث)، قسمتی از ح۱؛ صدوق (محمد بن علی) نیز این حدیث را با اندکی اختلاف لفظی آورده است (ر.ک: صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۵۷ (باب الاربعة)، ح۱۳۱).</ref>؛ هیچ آیهای از [[قرآن]] بر رسول خدا{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و تفسیر، [[ناسخ و منسوخ]]، [[محکم و متشابه]] و خاص و عام آن را به من آموخت و از [[خدا]] خواست که توان [[فهم]] و حفظ آن را به من عطا فرماید. از زمانی که درباره من چنین دعایی کرد، هیچ آیهای از [[کتاب خدا]] و هیچیک از علومی را که بر من املا کرد و نوشتم، فراموش نکردم». | |||
[[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخهای [[حضرت علی]]{{ع}} به پرسشهای ابن الکوّا آورده است<ref>ر.ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>. | [[ابو جعفر اسکافی]] - از [[دانشمندان]] [[معتزله]]، نیز مضمون [[روایت]] کلینی را با اندکی تفاوت لفظی در ضمن پاسخهای [[حضرت علی]]{{ع}} به پرسشهای ابن الکوّا آورده است<ref>ر.ک: اسکافی، المعیار و الموازنة، ص۳۰۰.</ref>. | ||
[[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] -، نیز با سند متصل از حضرت علی{{ع}} روایت کرده است: | |||
{{متن حدیث|مَا فِي الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ قَدْ قَرَأْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلَّمَنِي مَعْنَاهَا}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۳، ح۳۳.</ref>؛ «هیچ آیهای در [[قرآن]] نیست مگر اینکه آن را بر [[رسول خدا]]{{صل}} قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت». | [[حاکم حسکانی]] - از دانشمندان [[اهل تسنن]] -، نیز با سند متصل از حضرت علی{{ع}} روایت کرده است: {{متن حدیث|مَا فِي الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ قَدْ قَرَأْتُهَا عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ عَلَّمَنِي مَعْنَاهَا}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۳، ح۳۳.</ref>؛ «هیچ آیهای در [[قرآن]] نیست مگر اینکه آن را بر [[رسول خدا]]{{صل}} قرائت کردم و معنای آن را به من آموخت». | ||
همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: | |||
{{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیهای بر رسول خدا{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم». | همچنین در [[حدیثی]] دیگر از آن [[حضرت]] [[روایت]] کرده است: {{متن حدیث|مَا نَزَلَتْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} آيَةٌ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا أَقْرَأَنِيهَا- أَوْ أَمْلَاهَا- عَلَيَّ فَأَكْتُبُهَا بِخَطِّي- وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهَا وَ تَفْسِيرَهَا وَ نَاسِخَهَا وَ مَنْسُوخَهَا- وَ مُحْكَمَهَا وَ مُتَشَابِهَهَا- وَ دَعَا اللَّهَ لِي أَنْ يُعَلِّمَنِي فَهْمَهَا وَ حِفْظَهَا، فَلَمْ أَنْسَ مِنْهُ حَرْفاً وَاحِداً}}<ref>حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۱، ص۴۸، ح۴۱.</ref>؛ «هیچ آیهای بر رسول خدا{{صل}} نازل نشد، مگر اینکه قرائت آن را به من آموخت و آن را بر من [[املا]] کرد و من آن را با خط خود نوشتم و [[تأویل]] و [[تفسیر]] آن را به من یاد داد و آن را بر من املا کرد و من آن را با خط خود نوشتم و تأویل و تفسیر و [[ناسخ و منسوخ]] و [[محکم و متشابه]] آن را به من [[تعلیم]] داد و از [[خدا]] خواست [[فهم]] و حفظ آن را به من بیاموزد و در اثر آن حتی یک حرف آن را هم فراموش نکردم». | ||
[[ابن عساکر]] - دانشمند معروف [[اهل تسنن]] - نیز نظیر این روایت را با سندی دیگر در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است<ref>ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۸۶، ح۸۹۹۳.</ref>. | [[ابن عساکر]] - دانشمند معروف [[اهل تسنن]] - نیز نظیر این روایت را با سندی دیگر در [[تاریخ مدینه دمشق]] آورده است<ref>ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۳۸۶، ح۸۹۹۳.</ref>. | ||
بنابراین، [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] دلالت دارد که رسول خدا{{صل}} همه معانی و [[معارف قرآن]] را به [[حضرت علی]]{{ع}} آموخته است و آن حضرت نیز بدون کمترین [[خطا]] و اشتباهی همه بیانات آن حضرت را دریافت کرده و حتی یک حرف از آن را فراموش نکرده است. روایاتی از قبیل {{متن حدیث|عَلِيٌّ خَازِنُ عِلْمِي}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۳۱۴، ح۱۸ و ج۴۰، ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۴۴، ص۲۳۸، ح۲۹؛ امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵.</ref>، {{متن حدیث|عَلِيٌّ عَيْبَةُ عِلْمِي}}<ref>امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۵، ص۲۹۵، ح۳۶ و ج۱۸، ص۳۹۲، ح۹۸ و ج۴۰، ص۷۰، ح۱۰۴ و ص۱۴۹، خ ۵۴ و ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۲۵، ص۳۷، ح۴ و ص۴۳، ح۱۷ و ج۳۲، ص۳۴۸، ح۳۳۰ و ج۳۶، ص۲۰۲، ح۶ و ج۳۷، ص۲۵۷، ح۱۴، ض ۳۱۴ و ح۴۹ و ج۳۸، ص۹۷، ح۱۵ و ص۳۴۱، ح۱۷ و ج۳۹، ص۲۰۱، ح۳۲، ۲۶۷ و ۴۳، ج۴۰، ص۱۴، ح۲۹ و ج۴۱، ص۱۸۲، ح۱۸ و ج۴۶، ص۲۳۲، ح۹.</ref>، {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۰، ح۱۰۴ و ص۲۰۱، ح۴۰ و ص۲۰۲، ح۶-۷ و ص۲۰۳، ح۸ و ص۲۰۴، ح۱۱ و ص۲۰۵، ح۱۲ و ص۲۰۶، ح۱۳-۱۶ و ص۲۸۶ و ج۴۱، ص۳۰۱، ح۳۲ و ص۳۲۷ و ج۱۰، ص۱۲۰، ۱۴۵ و ۴۵ و ج۲۴، ص۱۰۷ و ۲۰۳ و ج۳۳، ص۵۳ و ج۲۸، ص۱۹۹ و ج۳۹، ص۴۷ و ۲۱۰ و ج۳۸، ص۱۸۹؛ الغدیر، ج۵، ص۴۶۸-۵۰۱.</ref>، {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۳۱۴، ح۱۸ و ج۴۰، ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۴۴، ص۲۳۸، ح۲۹؛ امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵.</ref> که در کتب [[فریقین]] با سندهای متعدد از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده نیز مؤید بلکه مؤکد این مدعاست؛ زیرا از اینگونه [[روایات]] به خوبی استفاده میشود علی{{ع}} کسی بوده است که رسول خدا{{صل}} [[علم]] و [[حکمت]] خود را به او آموخته و آن [[حضرت]] نیز بدون هیچگونه ریزش و [[سهو]] و خطایی علم و حکمت [[پیامبر]] را دریافت و ضبط کرده است؛ بهگونهای که هرکس در هر موضوعی بخواهد از علم و حکمت رسول خدا{{صل}} استفاده کند، از راه آن حضرت میتواند به علم و حکمت آن بزرگوار راه یابد و تردیدی نیست که بیانات [[تفسیری]] آن حضرت جزء عمده و قدر [[متقین]] علم و حکمت آن بزرگوار است. | بنابراین، [[روایات شیعه]] و [[سنّی]] دلالت دارد که رسول خدا{{صل}} همه معانی و [[معارف قرآن]] را به [[حضرت علی]]{{ع}} آموخته است و آن حضرت نیز بدون کمترین [[خطا]] و اشتباهی همه بیانات آن حضرت را دریافت کرده و حتی یک حرف از آن را فراموش نکرده است. روایاتی از قبیل {{متن حدیث|عَلِيٌّ خَازِنُ عِلْمِي}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۳۱۴، ح۱۸ و ج۴۰، ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۴۴، ص۲۳۸، ح۲۹؛ امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵.</ref>، {{متن حدیث|عَلِيٌّ عَيْبَةُ عِلْمِي}}<ref>امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵؛ مجلسی، بحار الانوار، ج۱۵، ص۲۹۵، ح۳۶ و ج۱۸، ص۳۹۲، ح۹۸ و ج۴۰، ص۷۰، ح۱۰۴ و ص۱۴۹، خ ۵۴ و ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۲۵، ص۳۷، ح۴ و ص۴۳، ح۱۷ و ج۳۲، ص۳۴۸، ح۳۳۰ و ج۳۶، ص۲۰۲، ح۶ و ج۳۷، ص۲۵۷، ح۱۴، ض ۳۱۴ و ح۴۹ و ج۳۸، ص۹۷، ح۱۵ و ص۳۴۱، ح۱۷ و ج۳۹، ص۲۰۱، ح۳۲، ۲۶۷ و ۴۳، ج۴۰، ص۱۴، ح۲۹ و ج۴۱، ص۱۸۲، ح۱۸ و ج۴۶، ص۲۳۲، ح۹.</ref>، {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۴۰، ص۷۰، ح۱۰۴ و ص۲۰۱، ح۴۰ و ص۲۰۲، ح۶-۷ و ص۲۰۳، ح۸ و ص۲۰۴، ح۱۱ و ص۲۰۵، ح۱۲ و ص۲۰۶، ح۱۳-۱۶ و ص۲۸۶ و ج۴۱، ص۳۰۱، ح۳۲ و ص۳۲۷ و ج۱۰، ص۱۲۰، ۱۴۵ و ۴۵ و ج۲۴، ص۱۰۷ و ۲۰۳ و ج۳۳، ص۵۳ و ج۲۸، ص۱۹۹ و ج۳۹، ص۴۷ و ۲۱۰ و ج۳۸، ص۱۸۹؛ الغدیر، ج۵، ص۴۶۸-۵۰۱.</ref>، {{متن حدیث|أَنَا مَدِينَةُ الْحِكْمَةِ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص۳۱۴، ح۱۸ و ج۴۰، ص۲۰۴، ح۱۱ و ج۴۴، ص۲۳۸، ح۲۹؛ امینی، الغدیر، ج۳، ص۹۵.</ref> که در کتب [[فریقین]] با سندهای متعدد از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل شده نیز مؤید بلکه مؤکد این مدعاست؛ زیرا از اینگونه [[روایات]] به خوبی استفاده میشود علی{{ع}} کسی بوده است که رسول خدا{{صل}} [[علم]] و [[حکمت]] خود را به او آموخته و آن [[حضرت]] نیز بدون هیچگونه ریزش و [[سهو]] و خطایی علم و حکمت [[پیامبر]] را دریافت و ضبط کرده است؛ بهگونهای که هرکس در هر موضوعی بخواهد از علم و حکمت رسول خدا{{صل}} استفاده کند، از راه آن حضرت میتواند به علم و حکمت آن بزرگوار راه یابد و تردیدی نیست که بیانات [[تفسیری]] آن حضرت جزء عمده و قدر [[متقین]] علم و حکمت آن بزرگوار است. | ||
در ضمن گفتگویی از [[طلحه]] با [[امام علی]]{{ع}}، چنین [[روایت]] شده است: | |||
{{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ طَلْحَةُ فَأَخْبِرْنِي عَمَّا فِي يَدَيْكَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ تَأْوِيلِهِ وَ عِلْمِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ إِلَى مَنْ تَدْفَعُهُ وَ مَنْ صَاحِبُهُ بَعْدَكَ قَالَ إِلَى الَّذِي أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَيْهِ وَصِيِّي وَ أَوْلَى النَّاسِ بَعْدِي بِالنَّاسِ ابْنِي الْحَسَنِ- ثُمَّ يَدْفَعُهُ ابْنِي الْحَسَنُ إِلَى ابْنِي الْحُسَيْنِ- ثُمَّ يَصِيرُ إِلَى وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ- حَتَّى يَرِدَ آخِرُهُمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} حَوْضَهُ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا يُفَارِقُونَهُ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ لَا يُفَارِقُهُمْ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۴۲ (باب عزائم القرآن، پایان ح۱).</ref>؛ سپس [[طلحه]] به [[حضرت علی]]{{ع}} گفت: مرا با خبر ساز که آنچه از [[قرآن]] و [[تأویل]] آن و [[علم حلال و حرام]] را که نزد تو است، به چه کسی میدهی و صاحب آن بعد از تو چه کسی است؟ فرمود: به کسی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[فرمان]] داده به او بدهم. گفت: او کیست؟ فرمود: [[وصیّ]] من و سزاوارترین [[مردم]] به مردم. بعد از من که پسرم حسن است. پسرم حسن نیز در وقت رحلتش آن را به پسر دیگرم حسین میدهد؛ سپس به یکیک [[فرزندان حسین]]{{ع}} منتقل میشود تا اینکه بر رسول خدا{{صل}} در کنار [[حوض]] آن [[حضرت]] وارد میشوند. آنها با قرآناند و قرآن نیز با آنهاست؛ از قرآن جدا نمیشوند و قرآن نیز از آنان جدا نمیشود». | در ضمن گفتگویی از [[طلحه]] با [[امام علی]]{{ع}}، چنین [[روایت]] شده است: {{متن حدیث|ثُمَّ قَالَ طَلْحَةُ فَأَخْبِرْنِي عَمَّا فِي يَدَيْكَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ تَأْوِيلِهِ وَ عِلْمِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ إِلَى مَنْ تَدْفَعُهُ وَ مَنْ صَاحِبُهُ بَعْدَكَ قَالَ إِلَى الَّذِي أَمَرَنِي رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} أَنْ أَدْفَعَهُ إِلَيْهِ وَصِيِّي وَ أَوْلَى النَّاسِ بَعْدِي بِالنَّاسِ ابْنِي الْحَسَنِ- ثُمَّ يَدْفَعُهُ ابْنِي الْحَسَنُ إِلَى ابْنِي الْحُسَيْنِ- ثُمَّ يَصِيرُ إِلَى وَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ مِنْ وُلْدِ الْحُسَيْنِ- حَتَّى يَرِدَ آخِرُهُمْ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} حَوْضَهُ هُمْ مَعَ الْقُرْآنِ لَا يُفَارِقُونَهُ وَ الْقُرْآنُ مَعَهُمْ لَا يُفَارِقُهُمْ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۴۲ (باب عزائم القرآن، پایان ح۱).</ref>؛ سپس [[طلحه]] به [[حضرت علی]]{{ع}} گفت: مرا با خبر ساز که آنچه از [[قرآن]] و [[تأویل]] آن و [[علم حلال و حرام]] را که نزد تو است، به چه کسی میدهی و صاحب آن بعد از تو چه کسی است؟ فرمود: به کسی که [[رسول خدا]]{{صل}} [[فرمان]] داده به او بدهم. گفت: او کیست؟ فرمود: [[وصیّ]] من و سزاوارترین [[مردم]] به مردم. بعد از من که پسرم حسن است. پسرم حسن نیز در وقت رحلتش آن را به پسر دیگرم حسین میدهد؛ سپس به یکیک [[فرزندان حسین]]{{ع}} منتقل میشود تا اینکه بر رسول خدا{{صل}} در کنار [[حوض]] آن [[حضرت]] وارد میشوند. آنها با قرآناند و قرآن نیز با آنهاست؛ از قرآن جدا نمیشوند و قرآن نیز از آنان جدا نمیشود». | ||
از این [[روایت]] روشن میشود که [[علوم]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[امامان]] بعد از وی، یکی پس از دیگری، منتقل شده و هر امامی آن را به [[امام]] بعد از خود سپرده است. با توجه به این روایت و روایاتی که دلالت میکند رسول خدا{{صل}} همۀ [[معارف قرآن]] را به علی{{ع}} آموخته است، روشن میشود آنچه از بیانات [[تفسیری]] که [[امام علی]]{{ع}} از رسول خدا{{صل}} دریافت کرده بود، به امامان بعد از ایشان یکی پس از دیگری منتقل شده است. | از این [[روایت]] روشن میشود که [[علوم]] [[امیر المؤمنین]]{{ع}} به [[امامان]] بعد از وی، یکی پس از دیگری، منتقل شده و هر امامی آن را به [[امام]] بعد از خود سپرده است. با توجه به این روایت و روایاتی که دلالت میکند رسول خدا{{صل}} همۀ [[معارف قرآن]] را به علی{{ع}} آموخته است، روشن میشود آنچه از بیانات [[تفسیری]] که [[امام علی]]{{ع}} از رسول خدا{{صل}} دریافت کرده بود، به امامان بعد از ایشان یکی پس از دیگری منتقل شده است. | ||
روایاتی که یکی از خاستگاههای [[علوم امامان]]{{عم}} را [[وراثت]] و آنان را [[وارث]] [[علم پیامبر]]{{صل}} معرفی میکند<ref>ر.ک: کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۱۷۳ ({{عربی|كِتَابُ الْحُجَّة، بَابُ الاضْطِرَارِ إِلَى الْحُجَّةِ}}، ح۴)، ص۲۴۶ ({{عربی|بَابُ جِهَاتِ عُلُومِ الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}، ح۲)، ص۲۲۱ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} وَرَثَةُ الْعِلْمِ يَرِثُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً الْعِلْم}}، ح۱-۸) ص۲۲۳ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ وَرِثُوا عِلْمَ النَّبِيِّ وَ جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ}}، ح۱-۷)، ص۲۶۱ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ}}، ح۱)، ص۵۲۸ ({{عربی|بَابُ مَا جَاءَ فِي الِاثْنَيْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ{{عم}}}}، ح۳) و ص۴۷۰ ({{عربی|بَابُ مَوْلِدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}}}}، ح۳).</ref>، نیز مؤید این مطلب است<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۹۵-۹۸.</ref> | روایاتی که یکی از خاستگاههای [[علوم امامان]]{{عم}} را [[وراثت]] و آنان را [[وارث]] [[علم پیامبر]]{{صل}} معرفی میکند<ref>ر.ک: کلینی، اصول الکافی، ج۱، ص۱۷۳ ({{عربی|كِتَابُ الْحُجَّة، بَابُ الاضْطِرَارِ إِلَى الْحُجَّةِ}}، ح۴)، ص۲۴۶ ({{عربی|بَابُ جِهَاتِ عُلُومِ الْأَئِمَّةِ{{عم}}}}، ح۲)، ص۲۲۱ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} وَرَثَةُ الْعِلْمِ يَرِثُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً الْعِلْم}}، ح۱-۸) ص۲۲۳ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ وَرِثُوا عِلْمَ النَّبِيِّ وَ جَمِيعِ الْأَنْبِيَاءِ وَ الْأَوْصِيَاءِ}}، ح۱-۷)، ص۲۶۱ ({{عربی|بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ{{عم}} يَعْلَمُونَ عِلْمَ مَا كَانَ}}، ح۱)، ص۵۲۸ ({{عربی|بَابُ مَا جَاءَ فِي الِاثْنَيْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ{{عم}}}}، ح۳) و ص۴۷۰ ({{عربی|بَابُ مَوْلِدِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ{{ع}}}}، ح۳).</ref>، نیز مؤید این مطلب است<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۹۵-۹۸.</ref> | ||
=== [[تعلیم]] [[تفسیر]] و تعمیق و توسعه آن === | === [[تعلیم]] [[تفسیر]] و تعمیق و توسعه آن === | ||
همانگونه که در مباحث گذشته بیان شد، یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]]{{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر.ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | همانگونه که در مباحث گذشته بیان شد، یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]]{{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر.ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | ||