←تعلیم تفسیر و تعمیق و توسعه آن
| خط ۷۲: | خط ۷۲: | ||
=== [[تعلیم]] [[تفسیر]] و تعمیق و توسعه آن === | === [[تعلیم]] [[تفسیر]] و تعمیق و توسعه آن === | ||
یکی از رسالتهای مهم [[امامان معصوم]]{{عم}} [[تفسیر قرآن]] بوده است. [[خدای متعال]] آنها را [[برگزیده]] تا مطالبی از کتابش را که دیگران از [[فهم]] و تفسیر آن ناتوانند، برای بندگانش تبیین کنند و از طریق آنان به [[معارف]] پنهان و نیازمند تبیین کتابش دست یابند. آنان به همۀ [[معانی قرآن]] [[آگاه]] بوده و توان تفسیر همۀ معانی و معارف ظاهر و [[باطن]] آن را داشتهاند و هر سؤال [[تفسیری]] را پاسخ گفتهاند. از [[روایات]] استفاده میشود در فرصتهایی که پیش میآمده، معارف عمیق و معانی دقیق [[آیات]] را به افراد مستعد میآموخته و دامنه تفسیر را به معانی و مصادیق فوق فهم عرف توسعه میدادهاند. [[نقاش]]<ref>وی ابو بکر محمد بن حسن معروف به نقّاش موصلی متوفای سنه ۳۵۱ هجری مؤلف شفاء الصدور فی تفسیر القرآن الکریم است (ر.ک: حاج خلیفة، کشف الظنون، ج۲، ص۱۰۵۰).</ref> از [[ابن عباس]] [[روایت]] کرده که گفت: [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} به من فرمود: ابن عباس، وقتی [[نماز]] عشا را خواندی در صحرا به نزد من آی. ابن عباس میگوید: نماز خواندم و به محضر آن [[حضرت]] رسیدم. شبی مهتابی بود. حضرت به من فرمود: تفسیر الف {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} و همه {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ چیزی نمیدانستم که پاسخ دهم. پس یک [[ساعت]] تمام در تفسیر آن سخن گفت. | |||
سپس فرمود: تفسیر [[لام]] {{متن قرآن|الْحَمْدُ}}چیست؟ عرض کردم: نمیدانم. پس در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. در ادامه فرمود: تفسیر حای {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: نمیدانم. در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. بعد فرمود: تفسیر دال {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: | سپس فرمود: تفسیر [[لام]] {{متن قرآن|الْحَمْدُ}}چیست؟ عرض کردم: نمیدانم. پس در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. در ادامه فرمود: تفسیر حای {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: نمیدانم. در تفسیر آن نیز یک ساعت تمام سخن گفت. بعد فرمود: تفسیر دال {{متن قرآن|الْحَمْدُ}} چیست؟ گفتم: | ||
نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی{{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | نمیدانم. پس در تفسیر آن تا سپیدهدم سخن گفت و به من فرمود: [[ابن عباس]]، برخیز به [[منزلت]] برو و برای فریضهات مهیّا شو. ابن عباس میگوید: برخاستم درحالیکه همۀ آنچه فرموده بود، فراگرفته بودم. سپس با خود اندیشیدم در این هنگام [[علم]] خود را به [[قرآن]] در برابر علم علی{{ع}} مانند قراره (آبی که در دیگ ریزند تا طعام ته دیگ نسوزد) در برابر منعنجر (وسط دریا) دانستم<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | ||
باز از ابن عباس [[روایت]] کردهاند که گفته است: | |||
{{متن حدیث|جُلُّ مَا تَعَلَّمْتُ مِنَ التَّفْسِيرِ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵؛ عاملی، مرآة الانوار، ص۵؛ ابن عطیه (عبد الحق بن ابی بکر غرناطی متوفای ۵۴۳ یا ۵۴۶) نیز از ابن عباس نقل کرده که گفته است: آنچه از تفسیر قرآن فراگرفتهام، از علی بن ابی طالب است؛ جفری، آرتور، مقدمتان فی علوم القرآن، ص۲۶۳؛ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص۸۹ و ۹۰.</ref>؛«بیشتر آنچه از [[تفسیر]] آموختهام، از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است». | باز از ابن عباس [[روایت]] کردهاند که گفته است: {{متن حدیث|جُلُّ مَا تَعَلَّمْتُ مِنَ التَّفْسِيرِ مِنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ}}<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵؛ عاملی، مرآة الانوار، ص۵؛ ابن عطیه (عبد الحق بن ابی بکر غرناطی متوفای ۵۴۳ یا ۵۴۶) نیز از ابن عباس نقل کرده که گفته است: آنچه از تفسیر قرآن فراگرفتهام، از علی بن ابی طالب است؛ جفری، آرتور، مقدمتان فی علوم القرآن، ص۲۶۳؛ ذهبی، التفسیر و المفسرون، ج۱، ص۸۹ و ۹۰.</ref>؛«بیشتر آنچه از [[تفسیر]] آموختهام، از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} است». | ||
از [[علقمه]] روایت شده که به [[ابن مسعود]] گفتند: آیا علی{{ع}} را [[ملاقات]] کردهای؟ گفت: | از [[علقمه]] روایت شده که به [[ابن مسعود]] گفتند: آیا علی{{ع}} را [[ملاقات]] کردهای؟ گفت: | ||
«بلی، او را ملاقات کرده و از او [[علم قرآن]] فراگرفتهام و بر او قرائت کردهام. بهترین و [[داناترین]] [[مردم]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است و تحقیقا او را مانند ژرفای دریا دیدم»<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | «بلی، او را ملاقات کرده و از او [[علم قرآن]] فراگرفتهام و بر او قرائت کردهام. بهترین و [[داناترین]] [[مردم]] بعد از [[رسول خدا]]{{صل}} است و تحقیقا او را مانند ژرفای دریا دیدم»<ref>مجلسی، بحار الانوار، ج۹۲، ص۱۰۵.</ref>. | ||
از [[میثم تمار]] روایت کردهاند که به ابن عباس گفت: | |||
{{متن حدیث|يَا ابْنَ عَبَّاسٍ سَلْنِي مَا شِئْتَ مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ فَإِنِّي قَرَأْتُ تَنْزِيلَهُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهُ...}}<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۹۴، ح۱۳۶.</ref>؛ ای ابن عباس، آنچه از [[تفسیر قرآن]] که میخواهی از من بپرس؛ زیرا من [[تنزیل قرآن]] را بر [[امیر المؤمنین]]{{ع}} قرائت کردم و [[تأویل]] آن را به من آموخت». | از [[میثم تمار]] روایت کردهاند که به ابن عباس گفت: {{متن حدیث|يَا ابْنَ عَبَّاسٍ سَلْنِي مَا شِئْتَ مِنْ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ فَإِنِّي قَرَأْتُ تَنْزِيلَهُ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} وَ عَلَّمَنِي تَأْوِيلَهُ...}}<ref>طوسی، اختیار معرفة الرجال، ج۱، ص۲۹۴، ح۱۳۶.</ref>؛ ای ابن عباس، آنچه از [[تفسیر قرآن]] که میخواهی از من بپرس؛ زیرا من [[تنزیل قرآن]] را بر [[امیر المؤمنین]]{{ع}} قرائت کردم و [[تأویل]] آن را به من آموخت». | ||
نقش [[امام علی]]{{ع}} در توسعه و تعمیق تفسیر بهگونهای فراگیر و آشکار بوده است که [[ابن ابی الحدید]] - یکی از [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] - گفته است: علم تفسیر قرآن از آن [[حضرت]] نشأت گرفته و شاخهشاخه شده است و زمانی که به [[کتابهای تفسیر]] [[رجوع]] کنی، به [[صحت]] آن پی میبری؛ زیرا بیشتر [[دانش]] [[تفسیر قرآن]] از آن [[حضرت]] و از [[عبد الله بن عباس]] است و [[مردم]] به ملازمت [[ابن عباس]] با آن حضرت و [[شاگرد]] آن حضرت بودن وی و [[تربیت]] یافتن وی به دست آن حضرت، آگاهاند. به وی گفتند [[علم]] تو نسبت به علم پسر عمویت در چه رتبهای است؟ گفت: مانند نسبت قطرۀ [[باران]] به اقیانوسی بیکران<ref>متن عبارت وی چنین است: {{متن حدیث|وَ مِنَ الْعُلُومِ عِلْمُ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ عَنْهُ أُخِذَ وَ مِنْهُ فُرِّعَ وَ إِذَا رَجَعْتَ إِلَى كُتُبِ التَّفْسِيرِ عَلِمْتَ صِحَّةَ ذَلِكَ لِأَنَّ أَكْثَرَهُ عَنْهُ وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ وَ قَدْ عَلِمَ النَّاسُ حَالَ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي مُلَازَمَتِهِ وَ انْقِطَاعِهِ إِلَيْهِ وَ أَنَّهُ تِلْمِيذُهُ وَ خِرِّيجُهُ وَ قِيلَ لَهُ أَيْنَ عِلْمُكَ مِنْ عِلْمِ ابْنِ عَمِّكَ فَقَالَ كَنِسْبَةِ قَطْرَةٍ مِنَ الْمَطَرِ إِلَى الْبَحْرِ الْمُحِيطِ}}؛ (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹).</ref>. | نقش [[امام علی]]{{ع}} در توسعه و تعمیق تفسیر بهگونهای فراگیر و آشکار بوده است که [[ابن ابی الحدید]] - یکی از [[دانشمندان]] [[اهل تسنن]] - گفته است: علم تفسیر قرآن از آن [[حضرت]] نشأت گرفته و شاخهشاخه شده است و زمانی که به [[کتابهای تفسیر]] [[رجوع]] کنی، به [[صحت]] آن پی میبری؛ زیرا بیشتر [[دانش]] [[تفسیر قرآن]] از آن [[حضرت]] و از [[عبد الله بن عباس]] است و [[مردم]] به ملازمت [[ابن عباس]] با آن حضرت و [[شاگرد]] آن حضرت بودن وی و [[تربیت]] یافتن وی به دست آن حضرت، آگاهاند. به وی گفتند [[علم]] تو نسبت به علم پسر عمویت در چه رتبهای است؟ گفت: مانند نسبت قطرۀ [[باران]] به اقیانوسی بیکران<ref>متن عبارت وی چنین است: {{متن حدیث|وَ مِنَ الْعُلُومِ عِلْمُ تَفْسِيرِ الْقُرْآنِ وَ عَنْهُ أُخِذَ وَ مِنْهُ فُرِّعَ وَ إِذَا رَجَعْتَ إِلَى كُتُبِ التَّفْسِيرِ عَلِمْتَ صِحَّةَ ذَلِكَ لِأَنَّ أَكْثَرَهُ عَنْهُ وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسٍ وَ قَدْ عَلِمَ النَّاسُ حَالَ ابْنِ عَبَّاسٍ فِي مُلَازَمَتِهِ وَ انْقِطَاعِهِ إِلَيْهِ وَ أَنَّهُ تِلْمِيذُهُ وَ خِرِّيجُهُ وَ قِيلَ لَهُ أَيْنَ عِلْمُكَ مِنْ عِلْمِ ابْنِ عَمِّكَ فَقَالَ كَنِسْبَةِ قَطْرَةٍ مِنَ الْمَطَرِ إِلَى الْبَحْرِ الْمُحِيطِ}}؛ (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱، ص۱۹).</ref>. | ||
نقل [[تفسیر]] از [[امام علی]]{{ع}} به [[شیعه]] اختصاص ندارد و [[اهل تسنن]] نیز [[تفسیر آیات]] و پاسخ به پرسشهای [[تفسیری]] را از آن حضرت نقل کردهاند؛ برای نمونه: | نقل [[تفسیر]] از [[امام علی]]{{ع}} به [[شیعه]] اختصاص ندارد و [[اهل تسنن]] نیز [[تفسیر آیات]] و پاسخ به پرسشهای [[تفسیری]] را از آن حضرت نقل کردهاند؛ برای نمونه: | ||
[[ابن کثیر]] با چند [[سند روایت]] کرده است که [[امیر المؤمنین علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} بر [[منبر]] [[کوفه]] فرمود: درباره هر آیهای از [[کتاب خدا]] و هر سنّتی از [[رسول خدا]]{{صل}} از من بپرسید شما را به آن [[آگاه]] کنم. ابن کوّاء برخاست و گفت: یا [[امیر المؤمنین]] معنای {{متن قرآن|وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا}}<ref>«سوگند به بادهای ابرگستر،» سوره ذاریات، آیه ۱.</ref> چیست؟ فرمود: باد است. گفت: {{متن قرآن|فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا}}<ref>«که (ابرهای) گرانبار را برمیدارند،» سوره ذاریات، آیه ۲.</ref> [معنایش چیست] فرمود: [[ابر]] است. عرض کردم: | |||
{{متن قرآن|فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا}}<ref>«و سبک روانه میشوند» سوره ذاریات، آیه ۳.</ref>؟ فرمود: کشتیهاست. گفت: {{متن قرآن|فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا}}<ref>«و کار پخش (باران در سرزمینها) را انجام میدهند» سوره ذاریات، آیه ۴.</ref>؟ فرمود: [[فرشتگان]] است<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۲۴۸ (تفسیر آیات اول سوره ذاریات).</ref>. | [[ابن کثیر]] با چند [[سند روایت]] کرده است که [[امیر المؤمنین علی]] بن [[ابی طالب]]{{ع}} بر [[منبر]] [[کوفه]] فرمود: درباره هر آیهای از [[کتاب خدا]] و هر سنّتی از [[رسول خدا]]{{صل}} از من بپرسید شما را به آن [[آگاه]] کنم. ابن کوّاء برخاست و گفت: یا [[امیر المؤمنین]] معنای {{متن قرآن|وَالذَّارِيَاتِ ذَرْوًا}}<ref>«سوگند به بادهای ابرگستر،» سوره ذاریات، آیه ۱.</ref> چیست؟ فرمود: باد است. گفت: {{متن قرآن|فَالْحَامِلَاتِ وِقْرًا}}<ref>«که (ابرهای) گرانبار را برمیدارند،» سوره ذاریات، آیه ۲.</ref> [معنایش چیست] فرمود: [[ابر]] است. عرض کردم: {{متن قرآن|فَالْجَارِيَاتِ يُسْرًا}}<ref>«و سبک روانه میشوند» سوره ذاریات، آیه ۳.</ref>؟ فرمود: کشتیهاست. گفت: {{متن قرآن|فَالْمُقَسِّمَاتِ أَمْرًا}}<ref>«و کار پخش (باران در سرزمینها) را انجام میدهند» سوره ذاریات، آیه ۴.</ref>؟ فرمود: [[فرشتگان]] است<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۲۴۸ (تفسیر آیات اول سوره ذاریات).</ref>. | ||
از [[عبیدة بن قیس]] سلمانی [[روایت]] کردهاند که گفت: | |||
معنای [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر میآوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوبهای آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشمپوشی نسبت به آنها نمیستاندید؛ و بدانید که خداوند بینیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> را از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: «این آیه درباره [[زکات]] [[واجب]] نازل شده است. شخصی به | از [[عبیدة بن قیس]] سلمانی [[روایت]] کردهاند که گفت: معنای [[آیه]] {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر میآوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوبهای آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشمپوشی نسبت به آنها نمیستاندید؛ و بدانید که خداوند بینیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref> را از [[علی بن ابی طالب]]{{ع}} پرسیدم، فرمود: «این آیه درباره [[زکات]] [[واجب]] نازل شده است. شخصی به چیدن خرما [[تصمیم]] میگرفت، آن را میچید و خوب آن را در گوشهای جدا میکرد، وقتی مستحق یا [[مأمور]] جمعآوری زکات برای دریافت زکات میآمد، [[زکات]] آن را از قسمت نامرغوب آن میداد؛ ازاینرو، [[خدا]] فرمود: {{متن قرآن|وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از دستاوردهای پاکیزه خود و آنچه ما از زمین برای شما بر میآوریم ببخشید و بر آن نباشید که از نامرغوبهای آنها ببخشید در حالی که خود نیز آنها را جز با چشمپوشی نسبت به آنها نمیستاندید؛ و بدانید که خداوند بینیازی ستوده است» سوره بقره، آیه ۲۶۷.</ref><ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۶۱۱.</ref>. | ||
از خبری که در آغاز [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نقل شده، به دست میآید که [[امام حسن عسکری]]{{ع}} مدت هفت سال هرروز به دو نفر از [[شیعیان]] خود به نامهای ابو [[یعقوب]] [[یوسف بن محمد بن زیاد]] و [[ابو الحسن | |||
از خبری که در آغاز [[تفسیر منسوب به امام حسن عسکری]]{{ع}} نقل شده، به دست میآید که [[امام حسن عسکری]]{{ع}} مدت هفت سال هرروز به دو نفر از [[شیعیان]] خود به نامهای ابو [[یعقوب]] [[یوسف بن محمد بن زیاد]] و [[ابو الحسن علی بن محمد بن سیار]] [[تفسیر قرآن]] [[تعلیم]] میداده است و [[امام صادق]]{{ع}} نیز به همین مقدار به یکی از اصحابش [[تفسیر]] آموخته است<ref>ر.ک: التفسیر المنسوب الی الامام العسکری{{ع}}، ص۷-۱۳.</ref>. | |||
روایاتی که تفسیر برخی [[آیات]] را از [[امامان]] به نقل از امامان پیشین بیان میکند، نظیر روایتی که از [[امام باقر]]{{ع}} از پدرش [[امام سجاد]]{{ع}} از [[امام حسین]]{{ع}} در [[تفسیر]] «الصمد» رسیده، [[شاهد]] دیگری است بر اینکه [[امامان]]{{عم}} [[آیات قرآن]] را تفسیر میکردهاند<ref>ر.ک: صدوق، التوحید، ص۹۰، نمونه دیگر این روایات را در همان منبع، ص۲۳۱ و ۲۳۲ بنگرید.</ref>. تفسیر {{متن قرآن|...أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیمان و بینوایان و ماندگان در راه (از خاندان او) است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> به مطلق فایده<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳۲۳، ح۴ و ۵ و ص۳۲۵، ح۱۵.</ref>، تفسیر یا [[تأویل]] {{متن قرآن|...مَنْ قَتَلَ نَفْسًا... وَمَنْ أَحْيَاهَا}}<ref>«به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲.</ref> به [[گمراه کردن]] یا [[هدایت]] کردن افراد<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳۸ و ۴۴۰، ح۳، ۴، ۵، ۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>، تعمیم طعام در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ}}<ref>«باری، آدمی باید به خوراک خویش بنگرد» سوره عبس، آیه ۲۴.</ref> به [[علم]] که غذای [[روحی]] است<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۱۴-۲۱۵، ح۱ و ۲.</ref>، و تأویل آیه {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان میآورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref> به [[غیبت امام]]<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۸۱-۸۲، ح۲، ۳، ۴، ۵، ۶ و ۷.</ref>، که در [[روایات تفسیری]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} دیده میشود، نمونهای از توسعه و تعمیقهایی است که به واسطۀ آنان در [[تفسیر]] تحقق یافته است. نمونههای دیگر را در همین کتاب در عنوان «تفسیرهای [[مأثور]] از امامان معصوم{{عم}}» بنگرید<ref>ر.ک: همین کتاب، ص۶۰-۸۴؛ معرفت، کتاب التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۱، ص۴۸۶-۵۶۶.</ref>؛ بنابراین، یکی از کارهای [[مفسران]] [[برگزیده]] [[آموزش]] تفسیر به افراد مستعد بوده و چون در تفسیر نقل شده از آنان [[معارف]] عمیق و معانی فوق [[فهم]] عرف دیده میشود، بهگونهای که اگر آنان بیان نمیفرمودند، [[فهم]] افراد عادی به آن نمیرسید، میتوان یکی از جهتهای تأثیر آنان در تفسیر را تعمیق و توسعه در تفسیر دانست. | روایاتی که تفسیر برخی [[آیات]] را از [[امامان]] به نقل از امامان پیشین بیان میکند، نظیر روایتی که از [[امام باقر]]{{ع}} از پدرش [[امام سجاد]]{{ع}} از [[امام حسین]]{{ع}} در [[تفسیر]] «الصمد» رسیده، [[شاهد]] دیگری است بر اینکه [[امامان]]{{عم}} [[آیات قرآن]] را تفسیر میکردهاند<ref>ر.ک: صدوق، التوحید، ص۹۰، نمونه دیگر این روایات را در همان منبع، ص۲۳۱ و ۲۳۲ بنگرید.</ref>. تفسیر {{متن قرآن|...أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیمان و بینوایان و ماندگان در راه (از خاندان او) است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره انفال، آیه ۴۱.</ref> به مطلق فایده<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۳، ص۳۲۳، ح۴ و ۵ و ص۳۲۵، ح۱۵.</ref>، تفسیر یا [[تأویل]] {{متن قرآن|...مَنْ قَتَلَ نَفْسًا... وَمَنْ أَحْيَاهَا}}<ref>«به همین روی بر بنی اسرائیل مقرر داشتیم که هرکس تنی را -جز به قصاص یا به کیفر تبهکاری در روی زمین- بکشد چنان است که تمام مردم را کشته است و هر که آن را زنده بدارد چنان است که همه مردم را زنده داشته است» سوره مائده، آیه ۳۲.</ref> به [[گمراه کردن]] یا [[هدایت]] کردن افراد<ref>ر.ک: بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۲، ص۴۳۸ و ۴۴۰، ح۳، ۴، ۵، ۹، ۱۱ و ۱۲.</ref>، تعمیم طعام در [[آیه]] {{متن قرآن|فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسَانُ إِلَى طَعَامِهِ}}<ref>«باری، آدمی باید به خوراک خویش بنگرد» سوره عبس، آیه ۲۴.</ref> به [[علم]] که غذای [[روحی]] است<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۲۱۴-۲۱۵، ح۱ و ۲.</ref>، و تأویل آیه {{متن قرآن|قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاؤُكُمْ غَوْرًا فَمَنْ يَأْتِيكُمْ بِمَاءٍ مَعِينٍ}}<ref>«بگو: به من بگویید اگر آب (سرزمین) شما فرو رود چه کسی برای شما آبی روان میآورد؟» سوره ملک، آیه ۳۰.</ref> به [[غیبت امام]]<ref>بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۸، ص۸۱-۸۲، ح۲، ۳، ۴، ۵، ۶ و ۷.</ref>، که در [[روایات تفسیری]] نقل شده از [[امامان معصوم]]{{عم}} دیده میشود، نمونهای از توسعه و تعمیقهایی است که به واسطۀ آنان در [[تفسیر]] تحقق یافته است. نمونههای دیگر را در همین کتاب در عنوان «تفسیرهای [[مأثور]] از امامان معصوم{{عم}}» بنگرید<ref>ر.ک: همین کتاب، ص۶۰-۸۴؛ معرفت، کتاب التفسیر و المفسرون فی ثوبه القشیب، ج۱، ص۴۸۶-۵۶۶.</ref>؛ بنابراین، یکی از کارهای [[مفسران]] [[برگزیده]] [[آموزش]] تفسیر به افراد مستعد بوده و چون در تفسیر نقل شده از آنان [[معارف]] عمیق و معانی فوق [[فهم]] عرف دیده میشود، بهگونهای که اگر آنان بیان نمیفرمودند، [[فهم]] افراد عادی به آن نمیرسید، میتوان یکی از جهتهای تأثیر آنان در تفسیر را تعمیق و توسعه در تفسیر دانست. | ||
از [[روایات تفسیری]] رسیده از آنان بهدست میآید که تفسیر را در ابعاد و زمینههای مختلفی تعمیق و توسعه میدادهاند که از جملۀ آنها میتوان به تفصیل معارف و [[احکام]]، تبیین [[تاریخ]] امم پیشین و بیان [[تأویل آیات]] اشاره کرد. | از [[روایات تفسیری]] رسیده از آنان بهدست میآید که تفسیر را در ابعاد و زمینههای مختلفی تعمیق و توسعه میدادهاند که از جملۀ آنها میتوان به تفصیل معارف و [[احکام]]، تبیین [[تاریخ]] امم پیشین و بیان [[تأویل آیات]] اشاره کرد. | ||
و با توجه به برخی [[روایات]] که در عنوان پیشین بیان شد<ref>ر.ک: همین کتاب، ص۹۸ (گفتوگوی طلحه با امام علی{{ع}}).</ref>، میتوان گفت: [[تعلیم]] تفسیر از سوی امامان معصوم به دو شیوه بوده است: | |||
و با توجه به برخی [[روایات]] که در عنوان پیشین بیان شد<ref>ر.ک: همین کتاب، ص۹۸ (گفتوگوی طلحه با امام علی{{ع}}).</ref>، میتوان گفت: [[تعلیم]] تفسیر از سوی امامان معصوم به دو شیوه بوده است: | |||
#شیوۀ عادی و عمومی؛ با این شیوه، تفسیر را به حسب شرایط [[زمان]] و فراخور [[استعداد]] افراد عصر خود به عموم افرادی که با آنان ارتباط داشتند، تعلیم میآموختند. | |||
#شیوۀ فوقالعاده و خصوصی؛ با این شیوه، هر امامی تمام [[دانش]] و [[آثار تفسیری]] دریافت شده از [[رسول خدا]]{{صل}} را در [[اختیار]] [[امام]] بعد از خود قرار میداد<ref>[[علی اکبر بابایی|بابایی، علی اکبر]]، [[تاریخ تفسیر قرآن (کتاب)|تاریخ تفسیر قرآن]]، ص ۹۹-۱۰۲.</ref> | |||
=== آموزش روش صحیح تفسیر === | === آموزش روش صحیح تفسیر === | ||
با [[تدبر]] در روایات تفسیری نقل شده از امامان معصوم{{عم}} پی میبریم که آنان در [[تفسیر آیات]] و [[آشکار کردن]] معنایی که [[خدای متعال]] از [[آیات]] [[اراده]] کرده است، در بسیاری از موارد، مستدلّ و مستند سخن میگفتند و به صرف ذکر معنا اکتفا نمیکردند. از اینگونه روایات میتوان روش صحیح تفسیر را آموخت؛ برای نمونه: | با [[تدبر]] در روایات تفسیری نقل شده از امامان معصوم{{عم}} پی میبریم که آنان در [[تفسیر آیات]] و [[آشکار کردن]] معنایی که [[خدای متعال]] از [[آیات]] [[اراده]] کرده است، در بسیاری از موارد، مستدلّ و مستند سخن میگفتند و به صرف ذکر معنا اکتفا نمیکردند. از اینگونه روایات میتوان روش صحیح تفسیر را آموخت؛ برای نمونه: | ||