←ضرورت فلسفی بعثت پیامبران
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
پس تنها خداوند متعال شایسته وضع قوانین صالح اجتماعی است <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷ و ۲۸.</ref>. | پس تنها خداوند متعال شایسته وضع قوانین صالح اجتماعی است <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷ و ۲۸.</ref>. | ||
برهان هدایت لزوم ارسال [[انبیا]] را اینگونه بیان میدارد: | برهان هدایت لزوم ارسال [[انبیا]] را اینگونه بیان میدارد: | ||
'''الف)''' هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را بهسوی مقصدی روان کرده است. <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}} سوره طه، آیه: ۵.</ref> | '''الف)''' هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را بهسوی مقصدی روان کرده است. <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}} سوره طه، آیه: ۵.</ref> | ||
در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخهای عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت میکند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر میدهد. زیرا اگر خداوند موجودات را اینچنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هم هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است: | در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخهای عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت میکند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر میدهد. زیرا اگر خداوند موجودات را اینچنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هم هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است: | ||
'''ب)''' هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است. | '''ب)''' هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است. | ||
انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار میتواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود میطلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد. | انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار میتواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود میطلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد. | ||
| خط ۱۲۸: | خط ۱۳۰: | ||
====تبیین [[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]]==== | ====تبیین [[ملاصدرا|صدرالمتألهین شیرازی]]==== | ||
بیان منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب ازجمله دلایل ضرورت بعثت است. سرّ نماز، خشوع بدن و قلب در پیشگاه حضرت پروردگار است... و اما صوم برای مهارم قوه شهوت است. یکی دیگر از دلایل ضرورت [[بعثت]] این است که عقل خطاپذیر است و برای ترجیح اعتقادات درست از نادرست به مرجحی غیر از خود نیازمند است و آن هدایت الهی است و عقل در ادراک، به [[شریعت]] و طریقت نیاز دارد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۵ و ۸۶.</ref>. | بیان منافع عبادات و اعمال حلال و حرام و مکروه و مباح و مستحب ازجمله دلایل ضرورت بعثت است. سرّ نماز، خشوع بدن و قلب در پیشگاه حضرت پروردگار است... و اما صوم برای مهارم قوه شهوت است. یکی دیگر از دلایل ضرورت [[بعثت]] این است که عقل خطاپذیر است و برای ترجیح اعتقادات درست از نادرست به مرجحی غیر از خود نیازمند است و آن هدایت الهی است و عقل در ادراک، به [[شریعت]] و طریقت نیاز دارد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۸۵ و ۸۶.</ref>. | ||
===ضرورت عرفانی [[بعثت|بعثت پیامبران]]=== | ===ضرورت عرفانی [[بعثت|بعثت پیامبران]]=== | ||
[[ابن عربی|محیی الدین ابن عربی]]، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پارهای از حُسن و قبحها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبحها اعتراف میکند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبحها، [[شریعت]] را لازم و ضروری میداند. وی تصریح میکند که اگر انسانی بمیرد حقتعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است. | [[ابن عربی|محیی الدین ابن عربی]]، ضمن پذیرش حسن و قبح و ذاتی بودن آن دو برای اشیاء حسن و قبیح، به توانایی ادراک انسانی برای پارهای از حُسن و قبحها و عدم توانایی ادراک پاره دیگری از حسن و قبحها اعتراف میکند و برای شناخت دسته دوم از حسن و قبحها، [[شریعت]] را لازم و ضروری میداند. وی تصریح میکند که اگر انسانی بمیرد حقتعالی از او درباره تکالیف شرعی خواهد پرسید؟؟ بر این اساس، اطاعت و پذیرش عقل از احکام شرعی، لازم و ضروری است. | ||