پرش به محتوا

عثمان بن حنیف انصاری: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۹: خط ۹:


او پس از اطلاع از فتنه ناکثین میان [[مردم]] حاضر شد و مواضع خویش را تبیین و آنها را بر [[حمایت از امام]] [[حق]] تحریک کرد و از مواضع آنها [[آگاه]] شد. هم‌چنین نمایندگانی ([[ابوالاسود دوئلی]] و [[عمران بن حصین خزاعی]]) را برای [[گفت‌وگو]] با ناکثین به‌سوی آنها گسیل داشت. اما پس از چندی گفت‌وگوها به نتیجه‌ای نرسید و درگیری شدیدی بین طرفین آغاز شد. عثمان بن حنیف و ناکثین، [[پیمان‌نامه]] صلحی [[امضا]] کردند و قرار بر آن شد تا رسیدن [[امام علی]]{{ع}} به بصره از جنگ و [[خون‌ریزی]] [[پرهیز]] کنند. اما ناکثین پیمان خود را شکستند و شبانه به [[دارالاماره]] [[حمله]] کردند و پس از دست‌گیری او را بستند و موهای صورت او را از ریشه درآوردند. آنها قصد [[جان]] [[عثمان بن حنیف]] کردند، لکن او به [[فرمانداری]] [[برادر]] خویش، [[سهل بن حنیف]] بر [[مدینه]]، [[متوسل]] شد و آنها را [[تهدید]] کرد چنانچه آسیبی به او رسانند، برادرش در مدینه [[خویشان]] آنها را مورد [[آزار]] قرار خواهد داد. بدین‌ترتیب از کشتن او چشم پوشیدند و رهایش کردند. لکن جنایت‌های [[ناکثین]] در [[بصره]] ادامه پیدا کرد. [[عثمان]] پس از [[رهایی]] از دست ناکثین در منطقه [[ذی‌قار]] به [[امام علی]]{{ع}} پیوست. [[امام]] با [[مشاهده]] وضعیت او متأثر شد و خطاب به او فرمود: "ای عثمان، من تو را به‌صورت پیرمردی دارای ریش فرستادم، اکنون با چهره [[جوان]] بازگشتی!"  
او پس از اطلاع از فتنه ناکثین میان [[مردم]] حاضر شد و مواضع خویش را تبیین و آنها را بر [[حمایت از امام]] [[حق]] تحریک کرد و از مواضع آنها [[آگاه]] شد. هم‌چنین نمایندگانی ([[ابوالاسود دوئلی]] و [[عمران بن حصین خزاعی]]) را برای [[گفت‌وگو]] با ناکثین به‌سوی آنها گسیل داشت. اما پس از چندی گفت‌وگوها به نتیجه‌ای نرسید و درگیری شدیدی بین طرفین آغاز شد. عثمان بن حنیف و ناکثین، [[پیمان‌نامه]] صلحی [[امضا]] کردند و قرار بر آن شد تا رسیدن [[امام علی]]{{ع}} به بصره از جنگ و [[خون‌ریزی]] [[پرهیز]] کنند. اما ناکثین پیمان خود را شکستند و شبانه به [[دارالاماره]] [[حمله]] کردند و پس از دست‌گیری او را بستند و موهای صورت او را از ریشه درآوردند. آنها قصد [[جان]] [[عثمان بن حنیف]] کردند، لکن او به [[فرمانداری]] [[برادر]] خویش، [[سهل بن حنیف]] بر [[مدینه]]، [[متوسل]] شد و آنها را [[تهدید]] کرد چنانچه آسیبی به او رسانند، برادرش در مدینه [[خویشان]] آنها را مورد [[آزار]] قرار خواهد داد. بدین‌ترتیب از کشتن او چشم پوشیدند و رهایش کردند. لکن جنایت‌های [[ناکثین]] در [[بصره]] ادامه پیدا کرد. [[عثمان]] پس از [[رهایی]] از دست ناکثین در منطقه [[ذی‌قار]] به [[امام علی]]{{ع}} پیوست. [[امام]] با [[مشاهده]] وضعیت او متأثر شد و خطاب به او فرمود: "ای عثمان، من تو را به‌صورت پیرمردی دارای ریش فرستادم، اکنون با چهره [[جوان]] بازگشتی!"  
==توبیخ امام علی=
==توبیخ امام علی==
عثمان بن حنیف از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[یاران صدیق]] آن [[حضرت]] بود. او در [[جنگ احد]] و نبردهای بعدی در رکاب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} شرکت جست و پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} خود و برادرش ([[سهل بن حنیف انصاری]]) در [[وفاداری]] به علی{{ع}} [[ثابت قدم]] ماندند و جزء [[دوازده]] نفری بودند که بر ابی‌بکر خرده گرفتند و حاضر نشدند با وی [[بیعت]] کنند. وی دارای [[شخصیت معنوی]] و [[اجتماعی]] فوق‌العاده‌ای بود که از طرف [[خلیفه دوم]] [[عمر بن الخطاب]] مسؤول رسیدگی به زمینهای [[عراق]] و گرفتن [[خراج]] آن [[سرزمین]] گردیده بود و پس از [[قتل عثمان]]، از طرف [[حضرت علی]]{{ع}} [[حاکم بصره]] گردید<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۳۷۱.</ref>.
عثمان بن حنیف از [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} و از [[یاران صدیق]] آن [[حضرت]] بود. او در [[جنگ احد]] و نبردهای بعدی در رکاب [[پیامبر اسلام]]{{صل}} شرکت جست و پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} خود و برادرش ([[سهل بن حنیف انصاری]]) در [[وفاداری]] به علی{{ع}} [[ثابت قدم]] ماندند و جزء [[دوازده]] نفری بودند که بر ابی‌بکر خرده گرفتند و حاضر نشدند با وی [[بیعت]] کنند. وی دارای [[شخصیت معنوی]] و [[اجتماعی]] فوق‌العاده‌ای بود که از طرف [[خلیفه دوم]] [[عمر بن الخطاب]] مسؤول رسیدگی به زمینهای [[عراق]] و گرفتن [[خراج]] آن [[سرزمین]] گردیده بود و پس از [[قتل عثمان]]، از طرف [[حضرت علی]]{{ع}} [[حاکم بصره]] گردید<ref>ابن اثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۳۷۱.</ref>.


۲۲۶٬۵۵۸

ویرایش