استدراج: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۱: | خط ۱۱: | ||
==معناشناسی== | ==معناشناسی== | ||
===معنای لغوی=== | ===معنای لغوی=== | ||
استدراج مصدر باب استفعال از ریشه دَرَجَ در لغت به معنای آرام آرام نزدیک ساختن<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۳۲۰.</ref>، پله پله بالا بردن و به یکباره سرنگون ساختن<ref>المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷۷.</ref>، [[فریفتن]]<ref>قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۳۳۵.</ref> و اندک اندک گرفتن<ref>فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر،ج ۱، ص۲۳۱.</ref> و پیچیدن به کار رفته است<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، | استدراج مصدر باب استفعال از ریشه دَرَجَ در لغت به معنای آرام آرام نزدیک ساختن<ref>ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۴، ص۳۲۰.</ref>، پله پله بالا بردن و به یکباره سرنگون ساختن<ref>المعجم الوسیط، ج۱، ص۲۷۷.</ref>، [[فریفتن]]<ref>قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج۲، ص۳۳۵.</ref> و اندک اندک گرفتن<ref>فیومی، احمد بن محمد، مصباح المنیر،ج ۱، ص۲۳۱.</ref> و پیچیدن به کار رفته است<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳.</ref>. | ||
===معنای اصطلاحی=== | ===معنای اصطلاحی=== | ||
در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، استدراج یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ گنهکاران غافل و لجوج به [[عذاب الهی]]، در پوشش برخورداری از نعمتهای پیدرپی [[دنیوی]] است<ref>جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص۸؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۱؛ جزایری، نورالدین، فروق اللّغات، ص ۴۰.</ref>. چنان که [[علامه طباطبایی]] میفرماید: "استدراج، دادن [[نعمت]] دنبال نعمت برای [[مشرکان]] است، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه [[هلاکت]] نزدیک شوند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. استدراج یکی از [[سنن]] [[اجتماعی]] [[الهی]] است که تغییری در آن صورت نمیگیرد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۸۶.</ref>. | در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[علم کلام]]، استدراج یعنی نزدیک ساختن گام به گام و تدریجیِ گنهکاران غافل و لجوج به [[عذاب الهی]]، در پوشش برخورداری از نعمتهای پیدرپی [[دنیوی]] است<ref>جرجانی، علی بن محمد، التعریفات، ص۸؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج ۲، ص۲۱؛ جزایری، نورالدین، فروق اللّغات، ص ۴۰.</ref>. چنان که [[علامه طباطبایی]] میفرماید: "استدراج، دادن [[نعمت]] دنبال نعمت برای [[مشرکان]] است، تا درجه درجه پایین بیایند و به ورطه [[هلاکت]] نزدیک شوند<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۲۰، ص۴۶.</ref>. استدراج یکی از [[سنن]] [[اجتماعی]] [[الهی]] است که تغییری در آن صورت نمیگیرد<ref>طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان، ج۱۹، ص۳۸۶.</ref>. | ||
گاهی استدراج را به امر خارقالعادهای معنا کردهاند که از سوی کافران، [[فاسقان]] و اهل هوا، مطابق با ادعای آنان تحقق مییابد، البته میتوان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست؛ به این صورت که [[خارق عادت]] نوعی نعمت از سوی [[خدا]] به آنان است، تا معلوم شود آنان [[توبه]] کرده و برمیگردند، یا هم چنان به راه خود ادامه میدهند. [[کارهای خارقالعاده]] [[راهبان]] و [[مرتاضان]] را نیز میتوان از مصادیق استدراج دانست که [[خداوند]] در قبال [[تحمل]] ریاضتها و [[سختیها]] به آنان [[عطا]] میکند<ref>فخرالدین رازی، ابوعبدالله، موسوعة مصطلحات، ص ۳۹۶؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۴۶۳؛ السقاف، حسن بن علی، صحیح شرح العقیدة الطحاویه، ص ۴۲۲.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، | گاهی استدراج را به امر خارقالعادهای معنا کردهاند که از سوی کافران، [[فاسقان]] و اهل هوا، مطابق با ادعای آنان تحقق مییابد، البته میتوان این معنا را از مصادیق مفهوم استدراج دانست؛ به این صورت که [[خارق عادت]] نوعی نعمت از سوی [[خدا]] به آنان است، تا معلوم شود آنان [[توبه]] کرده و برمیگردند، یا هم چنان به راه خود ادامه میدهند. [[کارهای خارقالعاده]] [[راهبان]] و [[مرتاضان]] را نیز میتوان از مصادیق استدراج دانست که [[خداوند]] در قبال [[تحمل]] ریاضتها و [[سختیها]] به آنان [[عطا]] میکند<ref>فخرالدین رازی، ابوعبدالله، موسوعة مصطلحات، ص ۳۹۶؛ تهانوی، محمد علی، کشاف اصطلاحات الفنون والعلوم، ج ۱، ص۴۶۳؛ السقاف، حسن بن علی، صحیح شرح العقیدة الطحاویه، ص ۴۲۲.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸.</ref> | ||
استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکهاند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] است، اما حالت [[باطنی]] و واقعی آن فرو رفتن آرام در باتلاق [[هلاکت]] و ابتلای تدریجی به [[عذاب الهی]] را نمایش میدهد<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۸۰؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ | استدراج، دو حالت ظاهری و [[باطنی]] دارد که دو روی یک سکهاند؛ حالت ظاهری آن تنعّم، [[آسایش]] و [[احساس]] [[عزت]] و [[اقتدار]] است، اما حالت [[باطنی]] و واقعی آن فرو رفتن آرام در باتلاق [[هلاکت]] و ابتلای تدریجی به [[عذاب الهی]] را نمایش میدهد<ref>ر.ک. [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۳؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۸۰؛ [[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>. | ||
==استدراج در قرآن== | ==استدراج در قرآن== | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
#بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده میشود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناکتری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمتها]] میشوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان میگیرد و طومار زندگیشان را [[درهم]] میپیچد<ref>مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>. | #بر [[غرور]] و [[معاصی]] ایشان افزوده میشود که مضمون استدراج و حرکت تدریجی به سوی هلاک و [[مجازات]] دردناکتری است، زیرا هنگامی که [[غرق]] در انواع [[نعمتها]] میشوند، [[خداوند]] همه آنها را از ایشان میگیرد و طومار زندگیشان را [[درهم]] میپیچد<ref>مکارم، ناصر، تفسیر نمونه، ج۷، ص۳۳.</ref>. | ||
در [[تاریخ]] [[بشر]] نمونههای فراوانی برای این [[سنت الهی]] مضبوط است و اختصاص به [[جامعه]]، گروه، [[نسل]] و عصر خاصی ندارد، بلکه همه [[جوامع]] و اعصار و اعقاب را در بر میگیرد که چندین نمونه بارز آن در گزارشهای صریح قصص [[قرآن]] انعکاس یافته است از جمله: داستانهای [[قوم عاد]] و [[ثمود]]، [[قوم]] [[سبأ]]، [[قوم]] [[فرعون]]، [[بلعم باعورا]]، [[قارون]] و...<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، | در [[تاریخ]] [[بشر]] نمونههای فراوانی برای این [[سنت الهی]] مضبوط است و اختصاص به [[جامعه]]، گروه، [[نسل]] و عصر خاصی ندارد، بلکه همه [[جوامع]] و اعصار و اعقاب را در بر میگیرد که چندین نمونه بارز آن در گزارشهای صریح قصص [[قرآن]] انعکاس یافته است از جمله: داستانهای [[قوم عاد]] و [[ثمود]]، [[قوم]] [[سبأ]]، [[قوم]] [[فرعون]]، [[بلعم باعورا]]، [[قارون]] و...<ref>[[محمود سرمدی|سرمدی، محمود]]، [[آیه استدراج (مقاله)|مقاله «آیه استدراج»]]، [[دانشنامه معاصر قرآن کریم (کتاب)|دانشنامه معاصر قرآن کریم]]، ص۶۴-۶۵؛ [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref>. | ||
==استدراج در [[روایات]]== | ==استدراج در [[روایات]]== | ||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
#'''[[تکذیب آیات الهی]]''': چنان که خداوند فرمود: "آنان که [[آیات]] ما را [[تکذیب]] کردند به زودی آنها را به عذاب و [[هلاکت]] میافکنیم از جایی که نمیدانند": {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرامآرام از جایی که درنمییابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref>؛ | #'''[[تکذیب آیات الهی]]''': چنان که خداوند فرمود: "آنان که [[آیات]] ما را [[تکذیب]] کردند به زودی آنها را به عذاب و [[هلاکت]] میافکنیم از جایی که نمیدانند": {{متن قرآن|وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُونَ}}<ref>«و آنان را که آیات ما را دروغ شمردند آرامآرام از جایی که درنمییابند فرو خواهیم گرفت» سوره اعراف، آیه ۱۸۲.</ref>؛ | ||
#'''[[استهزای رسولان]]''': به طوری که در [[قرآن]] آمده است: "[[پیامبران]] پیش از تو را [[استهزا]] میکردند، پس کسانی را که [[کافر]] بودند مهلت دادم و آنگاه [[مؤاخذه]] کردم و دیدی عذاب من چه سخت بود": {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شدهاند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref>؛ | #'''[[استهزای رسولان]]''': به طوری که در [[قرآن]] آمده است: "[[پیامبران]] پیش از تو را [[استهزا]] میکردند، پس کسانی را که [[کافر]] بودند مهلت دادم و آنگاه [[مؤاخذه]] کردم و دیدی عذاب من چه سخت بود": {{متن قرآن|وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ}}<ref>«و به یقین پیامبران پیش از تو ریشخند شدهاند؛ پس به کافران مهلت دادم آنگاه آنان را فرو گرفتم؛ بنابراین (بنگر که) کیفر من چگونه بود؟» سوره رعد، آیه ۳۲.</ref>؛ | ||
#'''[[فراموشی پیامهای الهی|فراموشی]] و [[غفلت از پیامهای الهی]]''': چنان که قرآن میفرماید: :پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه [[لذایذ]] مادی را به رویشان گشودیم و زمانی که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و [[خوار]] و [[مأیوس]] شدند": {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از دادهها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، | #'''[[فراموشی پیامهای الهی|فراموشی]] و [[غفلت از پیامهای الهی]]''': چنان که قرآن میفرماید: :پس وقتی عذاب ما را به کلی از یاد بردند درهای همه [[لذایذ]] مادی را به رویشان گشودیم و زمانی که به آن سرگرم و شادمان شدند ناگهان آنها را گرفتار ساختیم و [[خوار]] و [[مأیوس]] شدند": {{متن قرآن|فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ أَبْوَابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَةً فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ}}<ref>«آنگاه چون هشدارهایی را که به آنان داده شده بود فراموش کردند درهای هر چیز (از نعمت و آسایش) را بر آنان گشودیم تا چون از دادهها دلشاد (و سرمست) شدند ناگهان ایشان را (به عذاب) فرو گرفتیم و آنان یکباره ناامید گردیدند» سوره انعام، آیه ۴۴.</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref> | ||
==علائم استدراج== | ==علائم استدراج== | ||
| خط ۵۳: | خط ۵۳: | ||
#برآورده شدن خواستههای گناهکار: چنان که خداوند به [[حضرت عیسی]]{{ع}} خطاب فرمود: "درخواست ستمپیشگان را [[اجابت]] میکنم و این، مایه دوری آنان از [[رحمت]] من و سبب استدراج آنهاست"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۰.</ref>. | #برآورده شدن خواستههای گناهکار: چنان که خداوند به [[حضرت عیسی]]{{ع}} خطاب فرمود: "درخواست ستمپیشگان را [[اجابت]] میکنم و این، مایه دوری آنان از [[رحمت]] من و سبب استدراج آنهاست"<ref>مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۴، ص۳۰۰.</ref>. | ||
#[[شکر]] نکردن در برابر [[نعمتهای الهی]] نیز از نشانههای دیگر استدراج است" چنان که [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: استدراج [[خدای سبحان]] این گونه است که به بندهاش [[نعمت]] دهد، ولی [[توفیق]] [[شکر]] را از او باز ستاند<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷.</ref>. | #[[شکر]] نکردن در برابر [[نعمتهای الهی]] نیز از نشانههای دیگر استدراج است" چنان که [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: استدراج [[خدای سبحان]] این گونه است که به بندهاش [[نعمت]] دهد، ولی [[توفیق]] [[شکر]] را از او باز ستاند<ref>{{متن حدیث|الِاسْتِدْرَاجُ مِنَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ لِعَبْدِهِ أَنْ يُسْبِغَ عَلَيْهِ النِّعَمَ وَ يَسْلُبَهُ الشُّكْر}}؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۱۷.</ref>. | ||
#برخی نیز تخیل پذیرفته شدن [[عبادات]] مردود را از نشانههای استدراج دانستهاند <ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب القرآن، ج۴، ص۳۴۹</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، | #برخی نیز تخیل پذیرفته شدن [[عبادات]] مردود را از نشانههای استدراج دانستهاند <ref>ابن اثیر، مبارک بن محمد، النهایة فی غریب القرآن، ج۴، ص۳۴۹</ref>.<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[احمد شجاعی|شجاعی]]، [[استدراج - لطیفی و شجاعی (مقاله)|مقاله «استدراج»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی]]، ج۱، ص ۲۳۵.</ref> | ||
==آثار استدراج== | ==آثار استدراج== | ||