جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی: تفاوت میان نسخه‌ها

(صفحه‌ای تازه حاوی «{{امامت}} {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اصحاب پیامبر | عنوان مدخل = جبیر بن مطعم بن عدی نوفلی | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == آشنایی اجمالی == از قبیله بنی نوفل بن عبد مناف<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۱۱۶.</ref> کنیه‌اش ابومحمد و به قولی «ابوعد...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
خط ۱۵: خط ۱۵:
جبیر در آستانه [[جنگ احد]] توانست «ابوعزه» شاعر را به [[تبلیغ]] بر ضد رسول خدا{{صل}} وادارد، در حالی که دیگر [[سران قریش]] نتوانستند ابوعزه را به این کار [[راضی]] کنند. ابوعزه می‌‌گفت: در بدر رسول خدا{{صل}} بر من [[منت]] نهاد و بدون گرفتن فدیه آزادم کرد <ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. جبیر هماهنگ با دیگر سران قریش، از هیچ اقدامی بر ضد رسول خدا{{صل}} دریغ نکرد. [[وحشی]]، برده [[جبیر بن مطعم]]<ref>و به قولی برد، طعیمة بن عدی؛ مناوی، محمد عبدالرؤوف، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۹۷.</ref>، [[حمزه]] [[عموی رسول خدا]]{{صل}} را به درخواست جبیر و به [[خونخواهی]] عموی او [[طعیمة بن عدی]] به [[شهادت]] رساند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۵؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۵۰۱؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۷.</ref>. به نقل واقدی<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۸۵.</ref>، جبیر بن مطعم پس از [[اطمینان]] از [[شهادت حمزه]] به دست [[وحشی]] به او گفت: [[اندوه]] زن‌های ما را از یاد آنان بردی و [[آتش]] دل‌های ما را فرونشاندی.
جبیر در آستانه [[جنگ احد]] توانست «ابوعزه» شاعر را به [[تبلیغ]] بر ضد رسول خدا{{صل}} وادارد، در حالی که دیگر [[سران قریش]] نتوانستند ابوعزه را به این کار [[راضی]] کنند. ابوعزه می‌‌گفت: در بدر رسول خدا{{صل}} بر من [[منت]] نهاد و بدون گرفتن فدیه آزادم کرد <ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۰۱.</ref>. جبیر هماهنگ با دیگر سران قریش، از هیچ اقدامی بر ضد رسول خدا{{صل}} دریغ نکرد. [[وحشی]]، برده [[جبیر بن مطعم]]<ref>و به قولی برد، طعیمة بن عدی؛ مناوی، محمد عبدالرؤوف، فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۹۷.</ref>، [[حمزه]] [[عموی رسول خدا]]{{صل}} را به درخواست جبیر و به [[خونخواهی]] عموی او [[طعیمة بن عدی]] به [[شهادت]] رساند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۳، ص۶۵؛ احمد بن حنبل، مسند حنبل، ج۳، ص۵۰۱؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۵، ص۳۷.</ref>. به نقل واقدی<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۲۸۵.</ref>، جبیر بن مطعم پس از [[اطمینان]] از [[شهادت حمزه]] به دست [[وحشی]] به او گفت: [[اندوه]] زن‌های ما را از یاد آنان بردی و [[آتش]] دل‌های ما را فرونشاندی.


[[زمان]] [[مسلمان]] شدن [[جبیر]] را پس از [[فتح خیبر]]، بین [[صلح حدیبه]] و [[فتح مکه]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۵.</ref> و برخی <ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref> در فتح مکه آورده و او را از {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} دانسته‌اند<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳۴۲.</ref>. [[بغوی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> می‌گوید: او پیش از فتح مکه مسلمان شد. مؤید سخن بغوی، گزارشی است که در آن [[سعید بن مسیب]] می‌گوید: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} سهم [[ذوی القربی]] را از درآمد قلعه کتیبه، پس از فتح خیبر<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۶.</ref> به [[بنی هاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] داد، جبیر و [[عثمان]] [[خدمت]] رسول خدا{{صل}} رسیدند و گفتند: ای رسول خدا، [[برتری]] و [[قرابت]] بنی هاشم را به شما می‌دانیم و منکر فضل و برتری [[بنی مطلب]] نیستیم. [[خداوند متعال]] شما را از ایشان برگزید، ولی ما و بنی المطلب در قرابت و نسبت به شما، مانند هم هستیم! رسول خدا{{صل}} نپذیرفت و فرمود: «بنی المطلب در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از من جدا نشدند و با ما به شعب آمدند. افزون بر این، بنی مطلب و بنی هاشم یکی هستند»<ref>مزنی، اسماعیل، مختصر، ص۱۵۰؛ یحیی بن الحسین (م ۲۹۸)، الاحکام، ج۲، ص۴۸۷؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۹۶۲؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۱۴۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. مسلمان شدن جبیر پیش از فتح مکه، با {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}. بودن او منافات ندارد. ممکن است او پیش از فتح مکه مسلمان شده باشد و رسول خدا{{صل}} نیز برای [[تألیف قلوب]] از [[غنایم]] [[هوازن]] به او داده باشد.
[[زمان]] [[مسلمان]] شدن [[جبیر]] را پس از [[فتح خیبر]]، بین [[صلح حدیبیه]] و [[فتح مکه]]<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب ج۱، ص۳۰۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه، ج۱، ص۵۱۵.</ref> و برخی <ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۱۹۷.</ref> در فتح مکه آورده و او را از {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} دانسته‌اند<ref>ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، المعارف، ص۳۴۲.</ref>. [[بغوی]]<ref>بغوی، معجم الصحابه، ج۱، ص۵۱۶.</ref> می‌گوید: او پیش از فتح مکه مسلمان شد. مؤید سخن بغوی، گزارشی است که در آن [[سعید بن مسیب]] می‌گوید: هنگامی که [[رسول خدا]]{{صل}} سهم [[ذوی القربی]] را از درآمد قلعه کتیبه، پس از فتح خیبر<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۹۶.</ref> به [[بنی هاشم]] و [[بنی عبدالمطلب]] داد، جبیر و [[عثمان]] [[خدمت]] رسول خدا{{صل}} رسیدند و گفتند: ای رسول خدا، [[برتری]] و [[قرابت]] بنی هاشم را به شما می‌دانیم و منکر فضل و برتری [[بنی مطلب]] نیستیم. [[خداوند متعال]] شما را از ایشان برگزید، ولی ما و بنی المطلب در قرابت و نسبت به شما، مانند هم هستیم! رسول خدا{{صل}} نپذیرفت و فرمود: «بنی المطلب در [[جاهلیت]] و [[اسلام]] از من جدا نشدند و با ما به شعب آمدند. افزون بر این، بنی مطلب و بنی هاشم یکی هستند»<ref>مزنی، اسماعیل، مختصر، ص۱۵۰؛ یحیی بن الحسین (م ۲۹۸)، الاحکام، ج۲، ص۴۸۷؛ ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۹۶۲؛ بیهقی، احمد بن الحسین، السنن ج۲، ص۱۴۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۱، ص۵۱۸.</ref>. مسلمان شدن جبیر پیش از فتح مکه، با {{متن قرآن|مُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}}. بودن او منافات ندارد. ممکن است او پیش از فتح مکه مسلمان شده باشد و رسول خدا{{صل}} نیز برای [[تألیف قلوب]] از [[غنایم]] [[هوازن]] به او داده باشد.


جبیر می‌گوید: در [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} در حَجُون [[خیمه]] زد و برای [[نماز]] به [[مسجدالحرام]] می‌آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹.</ref>. همو می‌گوید: [[رسول]] خدا پس از برگشت از جعرانه، به [[مسجد]] آمد و آنجا نشسته بود که [[هبّار بن أسود]]<ref>که به دلیل هجو رسول خدا{{صل}} مهدورالدم بود.</ref> وارد شد. [[یاران]] آن [[حضرت]] خواستند او را بکشند، ولی حضرت مانع شد تاهبار نزد آن حضرت آمد و از خطاها و گذشته [[شرک]] آلود خود [[توبه]] کرد. حضرت نیز طبق روش همیشگی، که اگر کسی [[مسلمان]] می‌‌شد او را می‌بخشید، هبار را بخشید <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.</ref>. جبیر در [[جنگ حنین]] شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۱؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۵۸.</ref>. او [[شاهد]] آخرین [[حج]] رسول خدا{{صل}} و [[خطبه]] آن حضرت در [[روز عرفه]] بود و خطبه آن حضرت را نقل کرده است که در آن [[روز]] فرمود: {{متن حدیث |فرُبَّ حامِلِ فِقهٍ غيرُ فَقيهٍ، و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إلى مَن هُو أفْقَهُ مِنهُ }}؛ چه بسا حامل [[فقهی]] که خود [[فقیه]] نیست و چه بسا رساننده فقهی به کسی که او از رساننده داناتر است»<ref>ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۱۰۱۶.</ref>. همچنین او [[حدیث غدیر]] را نیز نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۲.</ref>.
جبیر می‌گوید: در [[فتح مکه]]، [[رسول خدا]]{{صل}} در حَجُون [[خیمه]] زد و برای [[نماز]] به [[مسجدالحرام]] می‌آمد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۹.</ref>. همو می‌گوید: [[رسول]] خدا پس از برگشت از جعرانه، به [[مسجد]] آمد و آنجا نشسته بود که [[هبّار بن أسود]]<ref>که به دلیل هجو رسول خدا{{صل}} مهدورالدم بود.</ref> وارد شد. [[یاران]] آن [[حضرت]] خواستند او را بکشند، ولی حضرت مانع شد تاهبار نزد آن حضرت آمد و از خطاها و گذشته [[شرک]] آلود خود [[توبه]] کرد. حضرت نیز طبق روش همیشگی، که اگر کسی [[مسلمان]] می‌‌شد او را می‌بخشید، هبار را بخشید <ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۵۸.</ref>. جبیر در [[جنگ حنین]] شرکت داشت<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۴، ص۹۱؛ واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۵۸.</ref>. او [[شاهد]] آخرین [[حج]] رسول خدا{{صل}} و [[خطبه]] آن حضرت در [[روز عرفه]] بود و خطبه آن حضرت را نقل کرده است که در آن [[روز]] فرمود: {{متن حدیث |فرُبَّ حامِلِ فِقهٍ غيرُ فَقيهٍ، و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إلى مَن هُو أفْقَهُ مِنهُ }}؛ چه بسا حامل [[فقهی]] که خود [[فقیه]] نیست و چه بسا رساننده فقهی به کسی که او از رساننده داناتر است»<ref>ابن ماجه، محمد بن یزید (م۲۷۵)، سنن، ج۲، ص۱۰۱۶.</ref>. همچنین او [[حدیث غدیر]] را نیز نقل کرده است<ref>امینی، عبدالحسین، الغدیر، ج۱، ص۲۲.</ref>.
۲۲۷٬۴۰۲

ویرایش