ضرورت نبوت: تفاوت میان نسخه‌ها

۲٬۵۱۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ ژوئن ۲۰۱۸
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵۶: خط ۵۶:


==ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
==ضرورت فلسفی [[بعثت|بعثت پیامبران]]==
انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به زیست جمعی تمایل دارد و به دلیل حب ذات درست دارد که همه امور بر وفق خواست او باشد، لذا برای جلوگیری از فساد و برقراری نظام اجتماعی، لازم است خواست‌های فردی اعضای جامعه مدیریت شود. چنین قانون شایسته‌ای، شرایطی دارد:
انسان به‌عنوان موجودی اجتماعی، به زیست جمعی تمایل دارد و به دلیل حب ذات دوست دارد همه امور بر وفق خواست او باشد، لذا برای جلوگیری از فساد و برقراری نظام اجتماعی، لازم است خواست‌های فردی اعضای جامعه مدیریت شود. چنین قانون شایسته‌ای، شرایطی دارد:
# شناخت کامل قانون‌گذار انسان و استعدادهایش.
# شناخت کامل قانون‌گذار انسان و استعدادهایش.
#عدم دخالت منافع شخصی یا گروهی قانون‌گذار در قانون.
#عدم دخالت منافع شخصی یا گروهی قانون‌گذار در قانون.
# ضمانت اجرایی بالای قوانین "ایمان".
# ضمانت اجرایی بالای قوانین "ایمان".
پس تنها خداوند متعال شایسته وضع قوانین صالح اجتماعی است <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷ و ۲۸.</ref>.  
پس تنها خداوند متعال شایسته وضع قوانین صالح اجتماعی است <ref>[[آموزش کلام اسلامی (کتاب)|آموزش کلام اسلامی]]، ج۲، ص ۲۷ و ۲۸.</ref>.  
برهان هدایت لزوم ارسال [[انبیا]] را اینگونه بیان می‌دارد:


'''الف)''' هر سویی از گستره بیکران خلقت، علاوه بر نظم و سامان، دارای نوعی هدایت و راهنمایی آشکار و پنهان است. به این معنا که خداوند همان موجود هماهنگ و منظم را به‌سوی مقصدی روان کرده است. <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الرَّحْمَنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى}}﴾}} سوره طه، آیه: ۵.</ref>
در هر موجودی، نوعی کشش و برنامه وجود دارد که زندگی آن را از مسیر سنگلاخ‌های عالم طبیعت و ماده –که عرصه تعارض و تزاحم است- به مقصد معلوم هدایت می‌کند. اساس اعتبار این هدایت عمومی، مبتنی بر برهانی است که از وجود غرض و هدف در خلقت هر موجودی خبر می‌دهد. زیرا اگر خداوند موجودات را این‌چنین هدایت نکند، چیزی جز عبث و لغو نخواهد بود و انسان نیز هم هدایتی درخور خود دارد زیرا در آفرینش او نیز غرضی است:
'''ب)''' هدایت هر چیزی مناسب با تجهیزات و استعدادهای وجود اوست. انسان حیوانی است که چون صدف، گوهری گرانقدر در خود جای داده است.
انسان از آن جهت که حیوان است، مانند دیگر حیوانات از اهتدای غریزی برای رشد و کمال حیوانی برخوردار است ولی انسان برخلاف حیوانات، اسیر غرایز خود نیست و با قوه اختیار می‌تواند به غرایز خود سامان دهد. چنین موجودی البته هدایتی درخور خود می‌طلبد که با اختیار او تناسب داشته باشد.
جز [[وحی]]، هر راه دیگری برای رسیدن به چنین سعادت ابدی، بیراهه است.
البته خداوندی که از آفریدن ابرو و مژه دریغ نورزیده از فرستادن [[پیامبران]] که بقای نوع انسان و نیز سعادت ابدی هر فرد درگرو آن است، دریغ نمی‌کند <ref>[[معارف اسلامی (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص ۱۹-۲۲.</ref>.
===تبیین [[فارابی]]===
===تبیین [[فارابی]]===
مناسبات و معاملات مردم، نیازمند عدل است و عدل وقتی متحقق می‌شود که قانون و سیاست مدنی وجود داشته باشد؛ ازآنجاکه [[نبی]]، صاحب نفس قدسی است، جسم عالم کبیر و قوای طبیعی آن، همه محکوم اوست. لذا به معجزات، تواناست و به جهت اینکه از کدورات عالم طبیعت مبراست، دانای اسرار و مغیبات است و راه سعادت در دنیا و آخرت را به بشر نشان می‌دهد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۵ و ۷۶.</ref>.
مناسبات و معاملات مردم، نیازمند عدل است و عدل وقتی متحقق می‌شود که قانون و سیاست مدنی وجود داشته باشد؛ ازآنجاکه [[نبی]]، صاحب نفس قدسی است، جسم عالم کبیر و قوای طبیعی آن، همه محکوم اوست. لذا به معجزات، تواناست و به جهت اینکه از کدورات عالم طبیعت مبراست، دانای اسرار و مغیبات است و راه سعادت در دنیا و آخرت را به بشر نشان می‌دهد <ref>[[کلام نوین اسلامی (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ص ۷۵ و ۷۶.</ref>.
۱۳۰٬۲۶۲

ویرایش