بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۶۹: | خط ۱۶۹: | ||
==رابطه مردم با پیامبران == | ==رابطه مردم با پیامبران == | ||
==راههای شناخت پیامبران== | |||
پیشتر از ضرورت [[بعثت|بعثت انبیا]] و نقشهای گوناگون [[پیامبران]] در تأمین نیازمندیهای دنیوی و اخروی و نیز فردی و اجتماعی سخن گفتیم. روشن گذشت که برآمدن اهداف خلقت جز با حضور نمایندگان الهی در میان بشر حاصل نمیگردد. اینک به این پرسش باید پاسخ گفت که چگونه میتوان پیامبران الهی را باز شناخت. | |||
وقتی فردی از میان مردم برمیخیزد و خود را فرستاده خداوند معرفی میکند، این سؤال پدید میآید که به چه دلیل این شخص در ادعای خود صادق است؛ بهویژه آنکه در طول تاریخ بودهاند افرادی که برای جاهطلبی و رسیدن به منافع دنیایی، به دروغ ادعای [[نبوت]] کرده و عدهای را فریب داده و گرد خود جمع کردهاند. | |||
در پاسخ به این سؤال، میگوییم که خداوند متعال [[پیامبران]] خویش را همواره با نشانههای روشن و آیات و دلایل آشکار بهسوی مردم فرو فرستاده و راه شناخت ایشان را از این طریق هموار ساخته است. قرآن کریم در مورد [[حضرت موسی]] {{ع}} میفرماید: | |||
{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لَقَدْ آتَيْنا مُوسى تِسْعَ آياتٍ بَيِّناتٍ}}﴾}} <ref> سوره اسراء؛ آیه: ۱۰۱.</ref> بهدرستی که ما به موسی نُه آیه روشن دادیم. | |||
از این دلایل روشن میتوان بهعنوان راههای شناخت [[پیامبران]] نام برد. از دیدگاه متکلمان اسلامی عمدهترین راههای شناخت پیامبران به شرح زیرند: | |||
:'''الف. ''' [[پیامبر]] پیشین بر [[نبوت]] پیامبر بعدی تصریح کند. چنانکه [[حضرت عیسی|حضرت مسیح]] {{ع}} بر نبوت [[پیامبر خاتم]] {{صل}} تصریح کرد و آمدن او را بشارت داد <ref>{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَ إِذْ قالَ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يا بَني إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ وَ مُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتي مِنْ بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ}}﴾}} سوره صف؛ آیه: ۶.</ref>. | |||
: '''ب. ''' قراین و شواهد گوناگون بر صدق ادعای او گواهی دهد. این دلایل را میتوان در شیوه زندگی، محتوای دعوت، شخصیتهایی که به او گرویدهاند و نیز روش دعوت او به دست آورد. | |||
: '''ج. ''' همراه با دعوی [[نبوت]]، [[معجزه]] بیاورد، یعنی کاری خارقالعاده انجام دهد، و دیگران را به تحدی و مبارزه برای آوردن مثل آن دعوت نماید، و آن کار خارقالعاده با ادعای او هماهنگ باشد. | |||
هرچند دو راه نخست بسیاری از مردمان را بهسوی [[انبیا|انبیای الهی]] کشانده و حقیقت دعوت آنان را آشکار ساخته است، اما برای همه مخاطبان قابلاستفاده نبوده است. در حالی که راه سوم همگانی بوده و در طول تاریخ [[نبوت]]، بشر برای شناخت پیامبران از این راه استفاده کرده، و [[پیامبران]] نیز برای اثبات دعوی خود از آن بهره گرفتهاند. ازاینرو، بحث را با [[معجزه]] آغاز میکنیم <ref> [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۷۰ و ۱۷۱.</ref>. | |||
* در طول تاریخ، مدعیان دروغین [[پیامبری]] کم نبودهاند، آیا اساساً راهی برای شناخت پیامبران حقیقی وجود دارد؟ با توجه به حکمت الهی، برای آنکه غرض از [[بعثت|بعثت پیامبران]] نقض نشود، لازم است راهی برای بازشناسی [[پیامبران]] حقیقی وجود داشته باشد <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۳۷.</ref>. | |||
* محقق لاهیجی: ... تأمل در مجاری احوال و افعال و اقوال صاحب دعوت و تنبیه به نیات و اغراض وی، مفید حصول به صدق جزم صادق و کذب کاذب بهآسانی شود، اما عامة الناس محتاج باشند لا محاله به نظر در معجزات و این هم محتاج باشد به عقل تمام، پس لابد باشد ایشان را نخست تقلید عقلای خود کردن، تا بهتدریج مورث ایمان اجمالی گردد و الا اگر قاصد باشند از اعمال نظر و قبول تعلم، چنانچه مواظبت افعال و اعمال [[شریعت]] نمایند، مؤدی به صلاح معاش و نجات معاد گردد <ref> [[کلام نوین اسلامی (کتاب)| کلام نوین اسلامی]]، ص ۱۰۳.</ref>. | |||
===راههای اثبات [[پیامبری]]=== | |||
آیا میتوان به هر کس که مدعی جانشینی از سوی خداوند متعال است، اعتماد کرد؟ دو طریق مطمئن برای اثبات حقانیت مدعی پیامبری وجود دارد: | |||
===۱. نشانه قطعی "اعجاز"=== | |||
[[معجزه]]، فعل خارقالعادهای که مدعی [[نبوت]] آن را دلیلی بر [[بعثت]] از طرف خدا میداند <ref> [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۴.</ref>. | |||
===چگونگی دلالت [[معجزه]] بر صدق مدعیان [[پیامبری]]=== | |||
آیا نمیتوان فردی دروغگو را تصور کرد که از آوردن معجزه نیز برخوردار است؟ با توجه به حکمت الهی، نمیتوان وضعیتی را فرض کرد که خدای متعال شخصی دروغگو را بر انجام کارهای خارقالعاده قادر سازد بهطوریکه کسی نتواند مثل آن را بیاورد <ref> [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۵.</ref>. | |||
:مقدمه اول: خداوند حکیم است و نقض غرضی نمیکند و غرض هدایت است. | |||
:مقدمه دوم: تواناسازی دروغگویان بر معجزه، نقض غرض است. | |||
:نتیجه: خداوند دروغگویان را قادر بر معجزه نمیکند. | |||
به اقتضای حکمت الهی ممکن نیست انسانی دروغگو در زمان خاصی، کاری خارقالعاده را با همه ویژگیهای [[معجزه]] انجام دهد <ref> [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۶.</ref>. | |||
==۱. گواهی [[معجزه]] <ref> [[معارف و عقاید ۱ (کتاب)|معارف و عقاید]]، ص ۱۷۲-۱۷۸.</ref>== | |||
===۱.۱. تعریف معجزه=== | |||
* واژه معجزه، اسم فاعل ماده "عجز" از باب افعال به معنای ناتوانکننده است <ref> [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. | |||
معجزه در یک تفسیر ساده، عمل خارق عادتی را میگویند که انجام آن از قدرت افراد عادی بیرون است و تنها به اتکای یک نیروی مافوق طبیعی امکانپذیر میباشد. معجزه کاری است که توسط مدعی [[نبوت]] ارائه میشود و دارای شرایط و خصوصیاتی است که نشانهای روشن و دلیلی آشکار بر صدق ادعای آورنده آن است. آن شرایط و خصوصیات عبارتاند از: | |||
: '''الف. ''' هیچ انسانی حتی نوابغ، به اتکای قدرت بشری توانایی بر انجام آن نداشته باشد. | |||
: '''ب. ''' آورنده [[معجزه]] باید دیگران را به مقابله دعوت کند "تحدی" و در این میدان مغلوب دیگران نشود. | |||
: '''ج. ''' توأم با ادعای [[نبوت]] باشد <ref> [[پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان (کتاب)|پنجاه درس اصول عقاید برای جوانان]]، درس چهارم.</ref>. | |||
اگر کسی بهراستی توانست امور خارقالعاده را انجام دهد و همگان در برابر او عاجز شوند، یقین پیدا میشود که او پشتوانهای الهی دارد و از طرف خداست. | |||
* معجزه امری است خارقالعاده که از جانب خداوند و به دست [[پیامبر]] صورت میپذیرد در حالی که با ادعای [[پیامبری]] و تحدی همراه است و با مدعای پیامبر مطابقت دارد و قابل تعلیم و تعلم نیست و دیگران، از انجام آن ناتوانند. | |||
'''توضیح قیدها''': | |||
:'''الف. ''' خرق عادت بودن و خارقالعادگی، یعنی فرایند وقوع آن با نظام عادی جهان همخوانی ندارد نه اینکه محال عقلی باشد، زیرا محالات عقلی اساساً قابلیت وجود یافتن ندارند. | |||
خارقالعاده بودن، همراه با ادعای [[نبوت]]، هماهنگ با توانایی ادعاشده، همراه با تحدی، ناتوانی دیگران از انجام مثلش. تشخیص خارقالعاده بودن و عدم توانایی دیگران برآوردن مثل کاری که مدعی [[پیامبری]] ارائه کرده است، به عهده متخصصان حوزه آن کار است <ref> [[انسانشناسی (کتاب)|انسانشناسی]]، ص ۱۲۵.</ref>. | |||
: '''ب. ''' قید "همراهی با ادعای پیامبری"، کرامت اولیا را از تعریف [[معجزه]] خارج میکند. | |||
: '''ج. ''' مقصود از تحدی آن است که شخص مدعی پیامبری، از مخالفان خود بخواهد که امری همانند، با آنچه او آورده است، بیاورند. تصریح زبانی [[پیامبر]] به تحدی ضرورتی ندارد، بلکه دلالت شواهد و قراین کفایت میکند <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۳۸-۴۰.</ref>. | |||
معجزه [[پیامبران]] با کرامت اولیا و خرق عادت مرتاضان و ساحران، در خارق عادت بودن مشترک است اما کرامت، خرق عادتی است که توسط اولیاء الهی به منظور اثبات فضیلت آنان، انجام میگیرد بدون ادعای [[نبوت]] و [[معجزه]] و کرامت، تحدی بردار است و معارضی ندارند ولی کارهای مرتاضان، معارض و مشابه دارند و آموزش پذیرند <ref> [[کلام نوین اسلامی (کتاب)| کلام نوین اسلامی]]، ص ۱۰۵.</ref>. | |||
ارهاص: امور خارقالعادهای است که در جهت تثبیت نبوت یکی پیامبر، قبل از [[بعثت]] او به وقوع میپیوندد <ref> [[آموزش کلام اسلامی (کتاب)| آموزش کلام اسلامی]]، ج ۲، ص ۳۸-۴۰.</ref>. | |||
===نکات [[معجزه]]=== | |||
* اعجاز تنها راه اطمینان آور برای شناخت [[پیامبران]] است که انحصاری در برخی [[انبیا]] و یا گروهی از مردم ندارد؛ این مطلب از قرآن کریم نیز استفاده میشود. | |||
* قرآن معجزه را از آن جهت که نشانه ارتباط وحیانی پیامبران با خداست، "آیه" میخواند <ref> [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۱۸۱.</ref>. | |||
* تحقیق معجزه، محال ذاتی نیست، چون فرض آن مستلزم تناقض نیست، همچنین با توجه به قدرت مطلق خداوند و توانایی انسان، محال وقوعی نیز شمرده نمیشود و نمیتوان گفت که معلولی بدون علت است. | |||
* وقوع [[معجزه]] منافاتی با ثبات سنتهای الهی، که در قرآن به آنها اشاره شده است، ندارد، زیرا اولاً معجزه نیز معلولی دارای علت است و ثانیاً سنت مذکور، مربوط به امور انسانی است و ربطی به امور طبیعی ندارد. | |||
* دلالت معجزه بر [[نبوت]] آورنده آن، در صورتی که آن شخص ادعای نبوت و طلب هماوردی کند، برهانی است، زیرا در چنین شرایطی اگر وی دروغگو باشد و خداوند رسوایش نکند، مردم گمراه خواهند شد <ref> [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۲۰۱ و ۲۰۲.</ref>. | |||
* وقوع [[معجزه]] بعد از اتمامحجت، از باب تفضل و تابع مصالحی است که فقط خدا میداند <ref> [[راه و راهنماشناسی (کتاب)|راه و راهنماشناسی]]، ص ۲۲۴.</ref>. | |||
* با توجه به آیات قرآن مثل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتي عَلَيْكَ وَ عَلى والِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَ كَهْلاً وَ إِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجيلَ وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْني فَتَنْفُخُ فيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْني وَ تُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَ الْأَبْرَصَ بِإِذْني وَ إِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى بِإِذْني وَ إِذْ كَفَفْتُ بَني إِسْرائيلَ عَنْكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هذا إِلاَّ سِحْرٌ مُبينٌ}}﴾}} و آیاتی مثل {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ}}﴾}} میتوان علت معجزات [[پیامبران]] را از یک جهت نفس نبوی و از جهت دیگر حقتعالی دانست. | |||
* حقیقت اعجاز با برهان نظم تعارضی ندارد زیرا معجزه مصداقی از نظم ناشناخته است که توسط پیامبران شناخته میشوند. | |||
===۱.۲. امکان عقلی و علمی [[معجزه]]=== | |||
* معجزه کار خارق عادت است و با احکام عقلی تعارضی ندارند و خلاف بدیهیات و عقلی نیستند. | |||
معجزه کاری خلاف علم و عقل نیست. برای نشان دادن این واقعیت میتوان برخی معجزات انجامشده توسط [[پیامبران|پیامبران الهی]] را موردبررسی قرار داد. همه شنیدهاند که یکی از معجزات [[حضرت عیسی|حضرت]] مسیح زنده کردن مردگان و درمان بیماران غیرقابل علاج بوده است. آیا هیچ دلیل علمی و عقلی وجود دارد که انسان بعد از آنکه دستگاههای بدنش از کار افتاد و خاموش شد نتواند مجدداً به زندگی بازگردد؟ و آیا هیچ دلیلی علمی و عقلی وجود دارد که بیماری سرطان که انسان از درمانش عاجز است، درمان نداشته باشد؟ | |||
بدون شک انسانها با نیرویی که در اختیار دارد، هرچند تمام پزشکان جهان دستبهدست هم دهند و تجربه و معلومات خود را به یاری طلبند، قادر به زنده کردن مردگان و یا درمان پارهای از بیماریها نیستند. ولی چه مانعی دارد که انسانی با یک نیروی الهی، و با آگاهی خاصی که از دریای بیکران علم خدا دریافته است، بتواند روح را به کالبد مردهای بازگرداند و بیمار لاعلاجی را شفا بخشد؟ درست است که علم بشری خود را ناتوان از این عمل میداند، اما هرگز نمیگوید ممکن نیست و نامعقول است. | |||
حال به این مثال توجه کنید. سفر به کره ماه بدون استفاده از سفینه فضایی برای هیچ انسانی ممکن نیست، اما درعینحال چه مانعی دارد که نیرویی برتر از نیروی انسان، و مرکب مرموزی فراتر از ابزارهایی که بشر اختراع کرده است، در اختیار کسی قرار گیرد و بدون استفاده از سفینه فضایی به کره ماه یا کرات بالاتر برود؟ | |||
البته معجزات را نباید با خرافات آمیخت. همیشه افراط و تفریطها منشأ تباهی و تیرگی چهره حقیقت بوده است. در مورد [[معجزه]] نیز همین امر صادق است. در حالی که بعضی از روشنفکرنماها آشکار یا پنهان به نفی هرگونه معجزه میپردازند، گروهی دیگر، چهره علمی معجزات را با افسانههای ساختگی و اوهام بیاساس میپوشانند. | |||
==منابع== | ==منابع== | ||