پرش به محتوا

احترام و تکریم زن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\'\'\'\[\[(.*)\]\]\'\'\'(.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\> \<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(206\,242\,\s299\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\sn...)
خط ۲۰: خط ۲۰:
درباره وضعیت اسفبار [[زنان]] در دوران [[جاهلی]]، کافی است به برخی [[آیات قرآن کریم]] اشاره کنیم که اوضاع [[زنان]] در آن [[عهد]] به تصویر کشیده شده است؛ در [[آیات]] ۵۸ و ۵۹ سوره نحل در این باره چنین آمده است: {{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد از بدی خبری  که به او داده‌اند از قوم خود پنهان می‌گردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. از سیاق [[آیات]] چنین بر می‌آید که این دیدگاه در میان تمامی [[اعراب]] آن دوران، رایج بوده است.
درباره وضعیت اسفبار [[زنان]] در دوران [[جاهلی]]، کافی است به برخی [[آیات قرآن کریم]] اشاره کنیم که اوضاع [[زنان]] در آن [[عهد]] به تصویر کشیده شده است؛ در [[آیات]] ۵۸ و ۵۹ سوره نحل در این باره چنین آمده است: {{متن قرآن|وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِنْ سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلَا سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ}}<ref>«و چون یکی از ایشان را به دختر (دار شدن) نوید دهند چهره‌اش (از خشم) سیاه می‌شود و او (ناگزیر) خشم خود را فرو می‌خورد از بدی خبری  که به او داده‌اند از قوم خود پنهان می‌گردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری می‌کنند» سوره نحل، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. از سیاق [[آیات]] چنین بر می‌آید که این دیدگاه در میان تمامی [[اعراب]] آن دوران، رایج بوده است.


پس از طلوع [[خورشید]] [[اسلام]] در سرزمین [[عرب]]، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مقام]] انسانی [[زن]] را زنده کرد و برای وی [[حقوق]] [[اجتماعی]] ویژه‌ای در نظر گرفت<ref>سوره نساء، آیات ۴، ۲۲، ۳۲ و....</ref>. ایشان [[قوانین]] مربوط به [[ازدواج]] و [[طلاق]] را معین و مدون ساخت و روابط ناسالم میان مرد و [[زن]] و نیز انواع ازدواج‌های [[عرب جاهلی]] را از میان برد و [[ممنوع]] اعلام کرد؛ زیرا این مسائل، [[عفت]] عمومی [[جامعه]] را جریحه‌دار ساخته و [[سلامت]] [[نسل]] را به خطر انداخته بود<ref>البخاری، صحیح، ج ۶، ص ۱۳۲ - ۱۳۳.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۹۳ ـ ۹۵.</ref>
پس از طلوع [[خورشید]] [[اسلام]] در سرزمین [[عرب]]، [[رسول خدا]]{{صل}} [[مقام]] انسانی [[زن]] را زنده کرد و برای وی [[حقوق]] [[اجتماعی]] ویژه‌ای در نظر گرفت<ref>سوره نساء، آیات ۴، ۲۲، ۳۲ و....</ref>. ایشان [[قوانین]] مربوط به [[ازدواج]] و [[طلاق]] را معین و مدون ساخت و روابط ناسالم میان مرد و [[زن]] و نیز انواع ازدواج‌های [[عرب جاهلی]] را از میان برد و [[ممنوع]] اعلام کرد؛ زیرا این مسائل، [[عفت]] عمومی [[جامعه]] را جریحه‌دار ساخته و [[سلامت]] [[نسل]] را به خطر انداخته بود<ref>البخاری، صحیح، ج ۶، ص ۱۳۲ - ۱۳۳.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۹۳ ـ ۹۵.</ref>


==جایگاه تکریم زن در سیره نبوی==
==جایگاه تکریم زن در سیره نبوی==
از موضوعاتی که به طور ویژه در [[سیره]] و [[کلام]] [[نبی اکرم]]{{صل}} بدان پرداخته شده و به صورت‌های مختلف جلوه‌گر گردیده، توجه دادن [[مردم]] به [[نقش زن]] و بیان [[ارزش‌ها]] و [[منزلت]] او در اجتماع است. [[رسول خدا]]{{صل}} برای ترسیم [[جایگاه]] واقعی [[زنان]] در [[جامعه]] بسیار کوشیدند و سرانجام موفق شدند تا حدودی [[جایگاه]] از دست رفته [[حقیقی]] [[زنان]] را به آنان بازگردانند<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۳؛ [[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۵۹.</ref>.
از موضوعاتی که به طور ویژه در [[سیره]] و [[کلام]] [[نبی اکرم]]{{صل}} بدان پرداخته شده و به صورت‌های مختلف جلوه‌گر گردیده، توجه دادن [[مردم]] به [[نقش زن]] و بیان [[ارزش‌ها]] و [[منزلت]] او در اجتماع است. [[رسول خدا]]{{صل}} برای ترسیم [[جایگاه]] واقعی [[زنان]] در [[جامعه]] بسیار کوشیدند و سرانجام موفق شدند تا حدودی [[جایگاه]] از دست رفته [[حقیقی]] [[زنان]] را به آنان بازگردانند<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۳؛ [[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۵۹.</ref>.
==پاسداشت [[حرمت]] [[زن]] در [[کلام نبوی]]{{صل}}==
==پاسداشت [[حرمت]] [[زن]] در [[کلام نبوی]]{{صل}}==
[[رسول خدا]]{{صل}} توهین به [[مقام]] شامخ [[زن]] را نشانه [[پستی]] مرد دانسته<ref>المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۷۱؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۲ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>، مردان را از [[تحقیر]] [[زنان]] بر حذر می‌داشت و می‌فرمود: "[[ملعون]] است، [[ملعون]] است کسی که عیال خود را ضایع کند"<ref>{{متن حدیث|مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۵؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۱۶؛ ابن حبان، صحیح، ج ۹، ص ۴۸۵؛ الترمذی، سنن، ج ۵، ص ۳۶۹ و محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۳۶.</ref> و می‌فرمود: "[[زن]] و عیال [[انسان]]، [[اسیران]] اویند و [[بهترین]] [[بندگان]] در پیشگاه [[خداوند عزوجل]]، خوش رفتار‌ترین آنان با [[اسیران]] خود است"<ref>{{متن حدیث|عِيَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ}}؛ من لایحضره الفقیه، ص ۵۵۵ و مکارم الاخلاق، ص ۲۱۷.</ref>. ایشان [[بهترین]] افراد امتش را کسانی می‌دانند که با همسرانشان، [[بهترین]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ص ۵۵۵؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۱۶؛ سنن الترمذی، ص ۳۶۹ و سنن ابن ماجه، ص ۶۳۶.</ref> و خوش خلق‌ترین<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۲ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۶.</ref> فرد باشند؛ از این‌رو به [[مسلمانان]] توصیه می‌فرمود: "هرکس همسری برگزید، باید او را [[تکریم]] کند"<ref>{{متن حدیث|مَنِ اتَّخَذَ زَوْجَةً فَلْيُكْرِمْهَا}}؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۹ - ۲۵۰؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۵۷ و نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} علاقه‌مندی به [[زنان]] را یکی از خصلت‌های هفت‌گانه مختص [[اهل بیت]]{{عم}} برمی‌شمرد<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۷، الجعفریات، ص ۱۸۲ و فضل الله راوندی، النوادر، ص ۱۵.</ref> و می‌فرمود: "آنقدر [[جبرئیل]] به من درباره [[زنان]] سفارش کرد، تا جایی که [[گمان]] بردم [[شایسته]] نیست آنان را [[طلاق]] داد؛ مگر آنکه آشکارا کار [[زشتی]] از آنان سر زند"<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي جَبْرَئِيلُ ع بِالْمَرْأَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي طَلَاقُهَا إِلَّا مِنْ فَاحِشَةٍ مُبَيِّنَة}}؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۴۰؛ کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۵۱۲ و ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۹۱.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۵ ـ۹۶.</ref>
[[رسول خدا]]{{صل}} توهین به [[مقام]] شامخ [[زن]] را نشانه [[پستی]] مرد دانسته<ref>المتقی الهندی، کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۷۱؛ جلال الدین سیوطی، الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۲ و ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج ۱۳، ص ۳۱۳.</ref>، مردان را از [[تحقیر]] [[زنان]] بر حذر می‌داشت و می‌فرمود: "[[ملعون]] است، [[ملعون]] است کسی که عیال خود را ضایع کند"<ref>{{متن حدیث|مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ}}؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۵۵۵؛ حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص ۲۱۶؛ ابن حبان، صحیح، ج ۹، ص ۴۸۵؛ الترمذی، سنن، ج ۵، ص ۳۶۹ و محمد بن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، ج ۱، ص ۶۳۶.</ref> و می‌فرمود: "[[زن]] و عیال [[انسان]]، [[اسیران]] اویند و [[بهترین]] [[بندگان]] در پیشگاه [[خداوند عزوجل]]، خوش رفتار‌ترین آنان با [[اسیران]] خود است"<ref>{{متن حدیث|عِيَالُ الرَّجُلِ أُسَرَاؤُهُ وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَحْسَنُهُمْ صُنْعاً إِلَى أُسَرَائِهِ}}؛ من لایحضره الفقیه، ص ۵۵۵ و مکارم الاخلاق، ص ۲۱۷.</ref>. ایشان [[بهترین]] افراد امتش را کسانی می‌دانند که با همسرانشان، [[بهترین]]<ref>من لا یحضره الفقیه، ص ۵۵۵؛ مکارم الاخلاق، ص ۲۱۶؛ سنن الترمذی، ص ۳۶۹ و سنن ابن ماجه، ص ۶۳۶.</ref> و خوش خلق‌ترین<ref>شیخ طوسی، الامالی، ص ۳۹۲ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۰۰، ص ۲۲۶.</ref> فرد باشند؛ از این‌رو به [[مسلمانان]] توصیه می‌فرمود: "هرکس همسری برگزید، باید او را [[تکریم]] کند"<ref>{{متن حدیث|مَنِ اتَّخَذَ زَوْجَةً فَلْيُكْرِمْهَا}}؛ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۲۴۹ - ۲۵۰؛ محمد بن محمد کوفی، الجعفریات، ص ۱۵۷ و نعمان بن محمد تمیمی مغربی، دعائم الاسلام، ج ۲، ص ۱۵۸.</ref>. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} علاقه‌مندی به [[زنان]] را یکی از خصلت‌های هفت‌گانه مختص [[اهل بیت]]{{عم}} برمی‌شمرد<ref>مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۷، الجعفریات، ص ۱۸۲ و فضل الله راوندی، النوادر، ص ۱۵.</ref> و می‌فرمود: "آنقدر [[جبرئیل]] به من درباره [[زنان]] سفارش کرد، تا جایی که [[گمان]] بردم [[شایسته]] نیست آنان را [[طلاق]] داد؛ مگر آنکه آشکارا کار [[زشتی]] از آنان سر زند"<ref>{{متن حدیث|أَوْصَانِي جَبْرَئِيلُ ع بِالْمَرْأَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ لَا يَنْبَغِي طَلَاقُهَا إِلَّا مِنْ فَاحِشَةٍ مُبَيِّنَة}}؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۴۴۰؛ کلینی، الکافی، ج ۵، ص ۵۱۲ و ابن فهد حلی، عدة الداعی، ص ۹۱.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۵ ـ۹۶.</ref>


==[[بهترین]] و بدترین [[زنان]]==
==[[بهترین]] و بدترین [[زنان]]==
از نظر ایشان [[بهترین زنان]]، زنی است که فرزندآور و [[دوستدار]] و علاقه‌مند به شوهر و [[زندگی]] باشد و در [[عشیره]] خود [[عزیز]] و عفیف و در حضور شوهر، ذلیل، [[متواضع]] و [[مطیع]] باشد و خود را برای شوهر بیاراید و زنی است که برای غیر شوهر در پرده و [[حجاب]] و بدون آرایش باشد و زنی است که سخن شوهر را بشنود و از امرش [[اطاعت]] کند و خواسته‌اش را برآورد؛ همچنین، زنی است که در راه خانه و خانه‌داری، بذل [[مال]] کند؛ اما مانند مردان، گشاده دست نباشد<ref>الکافی، ج ۵، ص ۳۲۵؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۹؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۷۰۰ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴ - ۳۸۵. همچنین با اختلاف در: الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۰ و کنز العمال، ج ۱۶، ص ۲۹۶.</ref>.
از نظر ایشان [[بهترین زنان]]، زنی است که فرزندآور و [[دوستدار]] و علاقه‌مند به شوهر و [[زندگی]] باشد و در [[عشیره]] خود [[عزیز]] و عفیف و در حضور شوهر، ذلیل، [[متواضع]] و [[مطیع]] باشد و خود را برای شوهر بیاراید و زنی است که برای غیر شوهر در پرده و [[حجاب]] و بدون آرایش باشد و زنی است که سخن شوهر را بشنود و از امرش [[اطاعت]] کند و خواسته‌اش را برآورد؛ همچنین، زنی است که در راه خانه و خانه‌داری، بذل [[مال]] کند؛ اما مانند مردان، گشاده دست نباشد<ref>الکافی، ج ۵، ص ۳۲۵؛ من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۸۹؛ شیخ طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۷۰۰ و محمد بن حسن فتال نیشابوری، روضة الواعظین، ج ۲، ص ۳۷۴ - ۳۸۵. همچنین با اختلاف در: الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۰ و کنز العمال، ج ۱۶، ص ۲۹۶.</ref>.


روزی فرمود: "آیا می‌خواهید بدترین [[زنان]] را برای شما معرفی کنم؟ او زنی است که در میان [[فامیل]] به سبب بداخلاقی، [[زبون]] و ذلیل باشد؛ نازا و کینه‌توز و در [[زشتی‌ها]] بی‌بند و بار باشد و چون همسرش به سفر برود، او نیز از خانه بیرون رود و چون همسرش حاضر شود، سخنش را نشنود و امرش را [[اطاعت]] نکند. وقتی همسرش با او خلوت می‌کند، او مانند مرکبی باشد که از سواری دادن فرار کند؛ در حالی که عذری نداشته باشد و بدانید! [[گناه]] وی آمرزیده نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَرِّ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَخْبِرْنَا قَالَ مِنْ شَرِّ نِسَائِكُمُ الذَّلِيلَةُ فِي أَهْلِهَا الْعَزِيزَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْعَقِيمُ الْحَقُودُ الَّتِي لَا تَتَوَرَّعُ عَنْ قَبِيحٍ الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ الَّتِي لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ لَا تُطِيعُ أَمْرَهُ فَإِذَا خَلَا بِهَا تَمَنَّعَتْ تَمَنُّعَ الصَّعْبَةِ عِنْدَ رُكُوبِهَا وَ لَا تَقْبَلُ لَهُ عُذْراً وَ لَا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً}}؛ من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۱؛ تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۴۰۰ و مکارم الاخلاق، ص ۲۰۲. همچنین با اختلاف در: الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۰ و کنز العمال، ج ۱۶، ص ۲۹۶.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۹۶ ـ ۹۷.</ref>
روزی فرمود: "آیا می‌خواهید بدترین [[زنان]] را برای شما معرفی کنم؟ او زنی است که در میان [[فامیل]] به سبب بداخلاقی، [[زبون]] و ذلیل باشد؛ نازا و کینه‌توز و در [[زشتی‌ها]] بی‌بند و بار باشد و چون همسرش به سفر برود، او نیز از خانه بیرون رود و چون همسرش حاضر شود، سخنش را نشنود و امرش را [[اطاعت]] نکند. وقتی همسرش با او خلوت می‌کند، او مانند مرکبی باشد که از سواری دادن فرار کند؛ در حالی که عذری نداشته باشد و بدانید! [[گناه]] وی آمرزیده نمی‌شود<ref>{{متن حدیث|أَ لَا أُخْبِرُكُمْ بِشَرِّ نِسَائِكُمْ قَالُوا بَلَى يَا رَسُولَ اللَّهِ فَأَخْبِرْنَا قَالَ مِنْ شَرِّ نِسَائِكُمُ الذَّلِيلَةُ فِي أَهْلِهَا الْعَزِيزَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْعَقِيمُ الْحَقُودُ الَّتِي لَا تَتَوَرَّعُ عَنْ قَبِيحٍ الْمُتَبَرِّجَةُ إِذَا غَابَ عَنْهَا زَوْجُهَا الْحَصَانُ مَعَهُ إِذَا حَضَرَ الَّتِي لَا تَسْمَعُ قَوْلَهُ وَ لَا تُطِيعُ أَمْرَهُ فَإِذَا خَلَا بِهَا تَمَنَّعَتْ تَمَنُّعَ الصَّعْبَةِ عِنْدَ رُكُوبِهَا وَ لَا تَقْبَلُ لَهُ عُذْراً وَ لَا تَغْفِرُ لَهُ ذَنْباً}}؛ من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۳۹۱؛ تهذیب الاحکام، ج ۷، ص ۴۰۰ و مکارم الاخلاق، ص ۲۰۲. همچنین با اختلاف در: الجامع الصغیر، ج ۱، ص ۶۳۰ و کنز العمال، ج ۱۶، ص ۲۹۶.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۹۶ ـ ۹۷.</ref>


==[[تکریم]] [[زن]] در [[سیره نبوی]]{{صل}}==  
==[[تکریم]] [[زن]] در [[سیره نبوی]]{{صل}}==  
خط ۳۹: خط ۳۹:
از مصادیق [[تکریم]] شخصیت [[زنان]] در [[سیره نبوی]]{{صل}} [[تکریم]] [[مقام]] شامخ [[حضرت زهرا]]{{س}} است. [[رسول اکرم]]{{صل}} برای دختر خویش [[احترام]] زیادی قائل بود و دست دخترش را می‌بوسید و در برابرش، تمام قد برمی‌خاست و آن بانوی بزرگوار را در جای خود می‌نشانید<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ۱۳۹۰ش، ج ۱، ص ۲۹۶؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۱۵۱؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص ۱۲۴ و البخاری، الادب المفرد، ص ۲۰۹.</ref> و با این کار، [[منزلت]] دخترش را بر همگان روشن می‌ساخت. [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} هرگاه می‌خواست به سفر برود، آخرین وداعش با [[فاطمه]]{{س}} بود و وقتی هم از سفر برمی‌گشت، [[فاطمه]]{{س}} اولین کسی بود که به [[ملاقات]] ایشان می‌رفت<ref>احمد بن عبدالله الطبری، ذخائر العقبی، ص ۳۷ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۱۱، ص ۴۵.</ref>.
از مصادیق [[تکریم]] شخصیت [[زنان]] در [[سیره نبوی]]{{صل}} [[تکریم]] [[مقام]] شامخ [[حضرت زهرا]]{{س}} است. [[رسول اکرم]]{{صل}} برای دختر خویش [[احترام]] زیادی قائل بود و دست دخترش را می‌بوسید و در برابرش، تمام قد برمی‌خاست و آن بانوی بزرگوار را در جای خود می‌نشانید<ref>طبرسی، اعلام الوری بأعلام الهدی، ۱۳۹۰ش، ج ۱، ص ۲۹۶؛ صالحی دمشقی، سبل الهدی و الرشاد، ج ۷، ص ۱۵۱؛ ابوسعید خرگوشی، شرف المصطفی، ج ۳، ص ۱۲۴ و البخاری، الادب المفرد، ص ۲۰۹.</ref> و با این کار، [[منزلت]] دخترش را بر همگان روشن می‌ساخت. [[پیغمبر اکرم]]{{صل}} هرگاه می‌خواست به سفر برود، آخرین وداعش با [[فاطمه]]{{س}} بود و وقتی هم از سفر برمی‌گشت، [[فاطمه]]{{س}} اولین کسی بود که به [[ملاقات]] ایشان می‌رفت<ref>احمد بن عبدالله الطبری، ذخائر العقبی، ص ۳۷ و سبل الهدی و الرشاد، ج ۱۱، ص ۴۵.</ref>.


[[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمود: [[فاطمه]]{{س}} پاره تن من است؛ هر کس او را [[دوست]] داشته باشد، مرا [[دوست]] داشته است و هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است؛ [[فاطمه]]{{س}} عزیزترین [[مردم]] نزد من است<ref>مسنداحمد، ج۲، ص، ۲۳۲؛ امالی صدوق، ص ۵، ص ۱۰۴؛ امالی شیخ مفید، ص ۲۶۰؛ سنن ترمذی، ج۴، ص۵.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۷ ـ ۱۰۰.</ref>
[[پیامبر]]{{صل}} می‌فرمود: [[فاطمه]]{{س}} پاره تن من است؛ هر کس او را [[دوست]] داشته باشد، مرا [[دوست]] داشته است و هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است؛ [[فاطمه]]{{س}} عزیزترین [[مردم]] نزد من است<ref>مسنداحمد، ج۲، ص، ۲۳۲؛ امالی صدوق، ص ۵، ص ۱۰۴؛ امالی شیخ مفید، ص ۲۶۰؛ سنن ترمذی، ج۴، ص۵.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۹۷ ـ ۱۰۰.</ref>


==توجه به [[منزلت]] [[اجتماعی]] [[زنان]]==
==توجه به [[منزلت]] [[اجتماعی]] [[زنان]]==
خط ۴۹: خط ۴۹:


===[[آزادی]] [[زنان]] در امر [[ازدواج]]===
===[[آزادی]] [[زنان]] در امر [[ازدواج]]===
[[خاتم انبیا]]{{صل}} درباره [[ازدواج]] و برخی مسائل [[خانوادگی]] دیگر نیز به [[مشورت]] با [[زنان]] [[فرمان]] داده و [[نقل]] شده است که آن حضرت فرمود: "با [[زنان]] در مسئله ازدواجشان [[مشورت]] کنید"؛ گفته شد: "دوشیزگان [[حیا]] می‌کنند"؛ فرمود: "[[سکوت]] آنان نشانه [[رضایت]] آنهاست"<ref>کنزالعمال، ج۶، ص۳۱۳، [[السنن الکبری ]] ([[بیهقی]])، ج ۷، ص ۱۲۳؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۹، [[سنن ابن ماجه]]، ج۱، ص۶۰۱ و صحیح [[ابن حبان]]، ج۹، ص۳۹۳.</ref>. از ابوسلمه نیز [[روایت]] شده است که زنی از [[انصار]]، [[همسر]] مردی از [[انصار]] بود و شوهرش در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسید و از وی فرزندی داشت. پس، عموی بچه‌اش و مردی دیگر، آن [[زن]] را از پدرش خواستگاری کردند. پدرش او را به [[ازدواج]] مرد بیگانه درآورد. سپس آن [[زن]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و گفت: "پدرم مرا به ازدواج مردی در آورده که به او رغبتی ندارم". [[رسول خدا]]{{صل}} [[پدر]] آن [[زن]] را فراخواند و فرمود: "دخترت را به [[ازدواج]] فلان مرد در آوردی؟" گفت: "آری"؛ فرمود: "تو اختیاردار [[ازدواج]] دخترت نیستی" و به دختر فرمود: "برو با [[برادر]] شوهرت [[ازدواج]] کن!"<ref>ابن حجر، فتح الباری، ج ۹، ص ۱۶۸؛ عمدة القاری، ج ۲، ص ۱۲۹ و الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۳۳۵.</ref>.
[[خاتم انبیا]]{{صل}} درباره [[ازدواج]] و برخی مسائل [[خانوادگی]] دیگر نیز به [[مشورت]] با [[زنان]] [[فرمان]] داده و [[نقل]] شده است که آن حضرت فرمود: "با [[زنان]] در مسئله ازدواجشان [[مشورت]] کنید"؛ گفته شد: "دوشیزگان [[حیا]] می‌کنند"؛ فرمود: "[[سکوت]] آنان نشانه [[رضایت]] آنهاست"<ref>کنزالعمال، ج۶، ص۳۱۳، [[السنن الکبری]] ([[بیهقی]])، ج ۷، ص ۱۲۳؛ [[مسند احمد]]، ج ۲، ص ۲۲۹، [[سنن ابن ماجه]]، ج۱، ص۶۰۱ و صحیح [[ابن حبان]]، ج۹، ص۳۹۳.</ref>. از ابوسلمه نیز [[روایت]] شده است که زنی از [[انصار]]، [[همسر]] مردی از [[انصار]] بود و شوهرش در [[جنگ احد]] به [[شهادت]] رسید و از وی فرزندی داشت. پس، عموی بچه‌اش و مردی دیگر، آن [[زن]] را از پدرش خواستگاری کردند. پدرش او را به [[ازدواج]] مرد بیگانه درآورد. سپس آن [[زن]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} آمد و گفت: "پدرم مرا به ازدواج مردی در آورده که به او رغبتی ندارم". [[رسول خدا]]{{صل}} [[پدر]] آن [[زن]] را فراخواند و فرمود: "دخترت را به [[ازدواج]] فلان مرد در آوردی؟" گفت: "آری"؛ فرمود: "تو اختیاردار [[ازدواج]] دخترت نیستی" و به دختر فرمود: "برو با [[برادر]] شوهرت [[ازدواج]] کن!"<ref>ابن حجر، فتح الباری، ج ۹، ص ۱۶۸؛ عمدة القاری، ج ۲، ص ۱۲۹ و الطبقات الکبری، ج ۸، ص ۳۳۵.</ref>.


===[[زن]] و [[آموختن]] [[علوم]]، در [[سیره نبوی]]{{صل}}===
===[[زن]] و [[آموختن]] [[علوم]]، در [[سیره نبوی]]{{صل}}===
در برخی منابع، [[نقل]] شده است که روزی زنی نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} آمد و گفت : "ای [[رسول خدا]] مردها از سخنان شما استفاده می‌کنند؛ روزی را هم برای ما تعیین بفرمایید تا به محضرتان آمده، از آنچه [[خداوند]] به شما می‌آموزد، ما نیز بهره‌مند شویم". [[پیغمبر]] [[خدا]]{{صل}} نیز روزی را با آنها [[وعده]] کرد تا جمع شوند و حضرت به آنان [[علوم]] [[دین]] بیاموزد. در روز [[وعده]] شده، [[زنان]] جمع شدند و [[پیامبر]]{{صل}} نزد آنان رفت و [[تعالیم]] [[خدا]] را به آنان [[آموزش]] داد<ref>صحیح بخاری، ج ۸، ص ۱۴۹؛ صحیح مسلم، ج ۸، ص ۳۹ و عمدة القاری، ج ۲۵، ص ۴۸ و نووی دمشقی، ریاض الصالحین، ص ۲۵۲ - ۲۵۳.</ref>. از [[ام سلمیان بن ابی حثمه]] نیز [[نقل]] شده است، پس از آنکه به عده‌ای از [[زنان]] [[مدینه]]، [[خواندن و نوشتن]] آموخته بود، [[پیامبر]]{{صل}} به وی [[دستور]] فرمود که به برخی [[زنان]] مانند [[حفصه]]، [[همسر پیامبر]]{{صل}} [[قرآن]] بیاموزد<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۶۹، و بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۵۴.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۰-۱۰۴.</ref>
در برخی منابع، [[نقل]] شده است که روزی زنی نزد [[پیامبر خدا]]{{صل}} آمد و گفت : "ای [[رسول خدا]] مردها از سخنان شما استفاده می‌کنند؛ روزی را هم برای ما تعیین بفرمایید تا به محضرتان آمده، از آنچه [[خداوند]] به شما می‌آموزد، ما نیز بهره‌مند شویم". [[پیغمبر]] [[خدا]]{{صل}} نیز روزی را با آنها [[وعده]] کرد تا جمع شوند و حضرت به آنان [[علوم]] [[دین]] بیاموزد. در روز [[وعده]] شده، [[زنان]] جمع شدند و [[پیامبر]]{{صل}} نزد آنان رفت و [[تعالیم]] [[خدا]] را به آنان [[آموزش]] داد<ref>صحیح بخاری، ج ۸، ص ۱۴۹؛ صحیح مسلم، ج ۸، ص ۳۹ و عمدة القاری، ج ۲۵، ص ۴۸ و نووی دمشقی، ریاض الصالحین، ص ۲۵۲ - ۲۵۳.</ref>. از [[ام سلمیان بن ابی حثمه]] نیز [[نقل]] شده است، پس از آنکه به عده‌ای از [[زنان]] [[مدینه]]، [[خواندن و نوشتن]] آموخته بود، [[پیامبر]]{{صل}} به وی [[دستور]] فرمود که به برخی [[زنان]] مانند [[حفصه]]، [[همسر پیامبر]]{{صل}} [[قرآن]] بیاموزد<ref>الاستیعاب، ج۴، ص۱۸۶۹، و بلاذری، فتوح البلدان، ص۴۵۴.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۰-۱۰۴.</ref>


==[[تکریم]] [[زنان]] شاغل==
==[[تکریم]] [[زنان]] شاغل==
هیچ یک از [[آموزه‌های دینی]] با کار کردن زنان مخالف نیستند، بلکه در [[اسلام]]، زنان شاغل همواره از [[ارزش]] و [[احترام]] برخوردار بودند. آنچه در اسلام درباره کار زنان مطرح است، [[حفظ]] حدود و [[احکام الهی]] و حضور عفیفانه آنها در [[جامعه]] است. اسلام، استفاده ابزاری از زیبایی‌ها و ویژگی‌های خاص [[زن]] را [[ناپسند]] می‌شمارد؛ زیرا این امر، بنیاد [[خانواده]] و [[اجتماع]] را به مخاطره می‌اندازد، ولی در صورتی که کار زنان با [[عفت]] و [[پاک]] دامنی آنها منافاتی نداشته باشد، آن را می‌پذیرد.
هیچ یک از [[آموزه‌های دینی]] با کار کردن زنان مخالف نیستند، بلکه در [[اسلام]]، زنان شاغل همواره از [[ارزش]] و [[احترام]] برخوردار بودند. آنچه در اسلام درباره کار زنان مطرح است، [[حفظ]] حدود و [[احکام الهی]] و حضور عفیفانه آنها در [[جامعه]] است. اسلام، استفاده ابزاری از زیبایی‌ها و ویژگی‌های خاص [[زن]] را [[ناپسند]] می‌شمارد؛ زیرا این امر، بنیاد [[خانواده]] و [[اجتماع]] را به مخاطره می‌اندازد، ولی در صورتی که کار زنان با [[عفت]] و [[پاک]] دامنی آنها منافاتی نداشته باشد، آن را می‌پذیرد.


برخی نمونه‌های [[رفتاری]] [[پیامبر]] با زنان شاغل و سفارش‌های آن حضرت به این گروه از زنان، تأییدکننده [[درستی]] کار زنان از نظر اسلام و پیامبر است. در [[روایت‌ها]] آمده است که آن حضرت با [[زینب]] عطّاره ([[عطر]] فروش) با خوبی و احترام [[رفتار]] می‌کرد و به او می‌فرمود: «هرگاه تو نزد ما می‌آیی، [[خانه]] ما خوش بو می‌شود». آن گاه از [[فرصت]] استفاده می‌کرد و روش درست [[معامله]] را به وی می‌آموخت و می‌فرمود: "هرگاه چیزی می‌فروشی، [جنس] خوب بفروش و [[غش]] [در معامله] مکن که این کار، برای [[دارایی]] و [[مال]]، پاک‌تر و برای ماندن آن، بهتر است"<ref>الاصابه، ج۴، ص۲۷۸.</ref>.<ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۷۶.</ref>.
برخی نمونه‌های [[رفتاری]] [[پیامبر]] با زنان شاغل و سفارش‌های آن حضرت به این گروه از زنان، تأییدکننده [[درستی]] کار زنان از نظر اسلام و پیامبر است. در [[روایت‌ها]] آمده است که آن حضرت با [[زینب]] عطّاره ([[عطر]] فروش) با خوبی و احترام [[رفتار]] می‌کرد و به او می‌فرمود: «هرگاه تو نزد ما می‌آیی، [[خانه]] ما خوش بو می‌شود». آن گاه از [[فرصت]] استفاده می‌کرد و روش درست [[معامله]] را به وی می‌آموخت و می‌فرمود: "هرگاه چیزی می‌فروشی، [جنس] خوب بفروش و [[غش]] [در معامله] مکن که این کار، برای [[دارایی]] و [[مال]]، پاک‌تر و برای ماندن آن، بهتر است"<ref>الاصابه، ج۴، ص۲۷۸.</ref><ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۷۶.</ref>.


==قدرشناسی از زنان==
==قدرشناسی از زنان==
خط ۶۷: خط ۶۷:
اساسی‌ترین و مهم‌ترین [[مسئولیت]] زنان، تربیت [[نسل]] سالم و [[صالح]] است. این مسئولیت در روند سالم‌سازی جامعه نقش بسزایی دارد. بر همین اساس، [[اسلام]] به نقش پرورشی زنان توجهی ویژه دارد. زنان در جامعه نقش‌های دیگری چون نقش سیاسی، اجتماعی، [[علمی]]، فرهنگی و [[هنری]] نیز بر عهده دارند، ولی همه این نقش‌ها تحت الشعاع نقش اصیل همسری و مادری است. [[رسول اعظم]]{{صل}} با شیوه‌ها و رفتارهای ویژه خود با زنان، اهمیت این نقش را به [[مسلمانان]] و جهانیان گوشزد کرد.
اساسی‌ترین و مهم‌ترین [[مسئولیت]] زنان، تربیت [[نسل]] سالم و [[صالح]] است. این مسئولیت در روند سالم‌سازی جامعه نقش بسزایی دارد. بر همین اساس، [[اسلام]] به نقش پرورشی زنان توجهی ویژه دارد. زنان در جامعه نقش‌های دیگری چون نقش سیاسی، اجتماعی، [[علمی]]، فرهنگی و [[هنری]] نیز بر عهده دارند، ولی همه این نقش‌ها تحت الشعاع نقش اصیل همسری و مادری است. [[رسول اعظم]]{{صل}} با شیوه‌ها و رفتارهای ویژه خود با زنان، اهمیت این نقش را به [[مسلمانان]] و جهانیان گوشزد کرد.


[[تجلیل]] پیامبر از [[مقام]] [[مادر]] اعم از نَسَبی و رضاعی یکی از نمونه‌های برجسته قدرشناس بودن او است. اولین بانویی که در [[زندگی پیامبر]] نقشی مهم و اساسی داشت، [[مادر]] آن حضرت؛ یعنی [[آمنه بنت وهب]] بود. بنا به قول مشهور، این بانوی بزرگوار و باحیا (محتشمه) دوران بارداری خود را در حالی سپری می‌کرد که در [[مصیبت]] و سوگ [[همسر]] جوانش، عبدالله به سر می‌برد و فرزند خود را در این شرایط [[روحی]] سخت به [[دنیا]] آورد. گرچه مادر آن حضرت پس از [[تولد]] او، به [[دلایل]] گوناگون<ref>از جمله رسم عرب بر این بود که خاندان‌های شریف، فرزندانشان را شیر نمی‌دادند و به زنان معروفی که هر ساله برای گرفتن کودکان شیرخواره و پرورش جسم آنان در بادیه‌ها به مکه می‌آمدند، می‌سپردند دلیل این کار ممکن بود ترس توطئه یهود یا تألمات روحی که پس از مرگ همسر ایجاد می‌شد و یا دلایل دیگری باشد که از بحث ما خارج است.</ref>، فرزند خود را به [[حلیمه سعدیه]] سپرد و فاصله‌ای قابل توجه (بیش از سه سال) بین مادر و فرزند افتاد ولی محمد{{صل}} شیرینی همان لحظه‌های کوتاه با مادر بودن را فراموش نکرد و از آن روزها به خوبی یاد می‌کرد: "در سفری که با مادرم به [[مدینه]] رفتیم، مردی [[یهودی]] مرا نگریست و با فاصله‌ای بار دیگر نگاهم کرد و نامم را پرسید. گفتم: احمد. در حالی که به پشت من نگاه کرد، شنیدم که می‌گفت: او همان [[پیامبر]] این [[امت]] است. سپس نزد [[برادران]] یهودی خود رفت و به آنان خبر داد. وقتی این خبر به مادرم رسید، برای من ترسید و از مدینه خارج شدیم و او در [[ابواء]] از دنیا رفت و در آنجا [[دفن]] شد"<ref>علی بن یوسف حِلّی، العدد القویه، تحقیق: سیدمهدی الرجایی، ص۱۲۶؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۳۵. این مطلب از ام ایمن نقل می‌کند.</ref>.<ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۷۱.</ref>.
[[تجلیل]] پیامبر از [[مقام]] [[مادر]] اعم از نَسَبی و رضاعی یکی از نمونه‌های برجسته قدرشناس بودن او است. اولین بانویی که در [[زندگی پیامبر]] نقشی مهم و اساسی داشت، [[مادر]] آن حضرت؛ یعنی [[آمنه بنت وهب]] بود. بنا به قول مشهور، این بانوی بزرگوار و باحیا (محتشمه) دوران بارداری خود را در حالی سپری می‌کرد که در [[مصیبت]] و سوگ [[همسر]] جوانش، عبدالله به سر می‌برد و فرزند خود را در این شرایط [[روحی]] سخت به [[دنیا]] آورد. گرچه مادر آن حضرت پس از [[تولد]] او، به [[دلایل]] گوناگون<ref>از جمله رسم عرب بر این بود که خاندان‌های شریف، فرزندانشان را شیر نمی‌دادند و به زنان معروفی که هر ساله برای گرفتن کودکان شیرخواره و پرورش جسم آنان در بادیه‌ها به مکه می‌آمدند، می‌سپردند دلیل این کار ممکن بود ترس توطئه یهود یا تألمات روحی که پس از مرگ همسر ایجاد می‌شد و یا دلایل دیگری باشد که از بحث ما خارج است.</ref>، فرزند خود را به [[حلیمه سعدیه]] سپرد و فاصله‌ای قابل توجه (بیش از سه سال) بین مادر و فرزند افتاد ولی محمد{{صل}} شیرینی همان لحظه‌های کوتاه با مادر بودن را فراموش نکرد و از آن روزها به خوبی یاد می‌کرد: "در سفری که با مادرم به [[مدینه]] رفتیم، مردی [[یهودی]] مرا نگریست و با فاصله‌ای بار دیگر نگاهم کرد و نامم را پرسید. گفتم: احمد. در حالی که به پشت من نگاه کرد، شنیدم که می‌گفت: او همان [[پیامبر]] این [[امت]] است. سپس نزد [[برادران]] یهودی خود رفت و به آنان خبر داد. وقتی این خبر به مادرم رسید، برای من ترسید و از مدینه خارج شدیم و او در [[ابواء]] از دنیا رفت و در آنجا [[دفن]] شد"<ref>علی بن یوسف حِلّی، العدد القویه، تحقیق: سیدمهدی الرجایی، ص۱۲۶؛ ابن کثیر، السیرة النبویة، ج۱، ص۲۳۵. این مطلب از ام ایمن نقل می‌کند.</ref><ref>[[ناهید طیبی|طیبی، ناهید]]، [[گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان (کتاب)|گونه‌شناسی رفتار پیامبر اعظم با زنان]]، ص ۷۱.</ref>.


==آخرین وصایای حضرت درباره [[زنان]] ==
==آخرین وصایای حضرت درباره [[زنان]] ==
نگرانی [[رسول اکرم]] {{صل}} درباره [[زنان]] به حدی بود که آخرین وصایای ایشان در آخرین روزهای حیات مبارکش، درباره [[زنان]] بود<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۳ - ۳۴؛ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۹ - ۳۵۰ و وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۷.</ref>. آن بزرگوار در [[حجة الوداع]]، در خطابه‌های خود، نگرانی خویش را از این امر ابراز داشت و فرمود: "در [[حق]] زنانتان [[احسان]] کنید؛ زیرا آنان را با کلمه‌ای تحت [[تصرف]] خویش در آورده‌اید و به [[فرمان]] خود نگه می‌دارید. زنهار! زنهار! ایشان را [[آزار]] مکنید و ایشان را شکسته خاطر مدارید و گرسنه و برهنه نگذارید و [[یقین]] بدانید که فردای [[قیامت]] در آن [[محشر]] پر ملامت، از حال ایشان سؤال خواهد شد"<ref>احمد بن تاج الدین استرآبادی، آثار احمدی، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام و ائمه اطهار، ص ۳۴۰.</ref>.
نگرانی [[رسول اکرم]] {{صل}} درباره [[زنان]] به حدی بود که آخرین وصایای ایشان در آخرین روزهای حیات مبارکش، درباره [[زنان]] بود<ref>حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص ۳۳ - ۳۴؛ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۴۹ - ۳۵۰ و وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۵۱۷.</ref>. آن بزرگوار در [[حجة الوداع]]، در خطابه‌های خود، نگرانی خویش را از این امر ابراز داشت و فرمود: "در [[حق]] زنانتان [[احسان]] کنید؛ زیرا آنان را با کلمه‌ای تحت [[تصرف]] خویش در آورده‌اید و به [[فرمان]] خود نگه می‌دارید. زنهار! زنهار! ایشان را [[آزار]] مکنید و ایشان را شکسته خاطر مدارید و گرسنه و برهنه نگذارید و [[یقین]] بدانید که فردای [[قیامت]] در آن [[محشر]] پر ملامت، از حال ایشان سؤال خواهد شد"<ref>احمد بن تاج الدین استرآبادی، آثار احمدی، تاریخ زندگانی پیامبر اسلام و ائمه اطهار، ص ۳۴۰.</ref>.


[[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرمود: "ای [[مردم]]! شما بر [[زنان]] حقی دارید و [[زنان]] بر شما حقی دارند؛ آنها را به [[اجبار]]، [[همسر]] خود قرار ندهید و بر آنهاست که به [[فحشا]] تن ندهند و اگر چنین کردند، [[خداوند]] به شما [[اذن]] داد که از رختخواب آنها کناره بگیرید و به آرامی آنها را بزنید... به [[زنان]] [[نیکی]] کنید! همانا آنان [[اسیران]] شمایند و چیزی از خود ندارند. همانا شما آنها را به [[امانت]] از [[خدا]] گرفتید و با [[نام خدا]] بر شما [[حلال]] شدند..."<ref>نویری الله قلیایی، نهایة الأرب، ج ۱۷، ص ۳۷۴؛ حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۲، ص ۳۳ و قاضی ابرقوه، سیرت رسول الله{{صل}}، ج۲، ص ۱۰۶۲ - ۱۰۶۳.</ref>.<ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۵-۱۰۶.</ref>
[[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرمود: "ای [[مردم]]! شما بر [[زنان]] حقی دارید و [[زنان]] بر شما حقی دارند؛ آنها را به [[اجبار]]، [[همسر]] خود قرار ندهید و بر آنهاست که به [[فحشا]] تن ندهند و اگر چنین کردند، [[خداوند]] به شما [[اذن]] داد که از رختخواب آنها کناره بگیرید و به آرامی آنها را بزنید... به [[زنان]] [[نیکی]] کنید! همانا آنان [[اسیران]] شمایند و چیزی از خود ندارند. همانا شما آنها را به [[امانت]] از [[خدا]] گرفتید و با [[نام خدا]] بر شما [[حلال]] شدند..."<ref>نویری الله قلیایی، نهایة الأرب، ج ۱۷، ص ۳۷۴؛ حمیری کلاعی، الإکتفاء، ج ۲، ص ۳۳ و قاضی ابرقوه، سیرت رسول الله{{صل}}، ج۲، ص ۱۰۶۲ - ۱۰۶۳.</ref><ref>[[فاطمه پهلوان‌پور|پهلوان‌پور، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص ۱۰۵-۱۰۶.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش