اهل کتاب در معارف و سیره علوی: تفاوت میان نسخهها
جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۲
جز (جایگزینی متن - 'رقت بار' به 'رقتبار') |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
||
خط ۱۹: | خط ۱۹: | ||
آن مرد گفت: پس پیغمبر شما که این چنین [[نفوذ]] و قدرتی در میان [[مردم]] پیدا کرد و به این سرعت دینش در [[جهان]] رایج شد حتماً به واسطه همین [[اخلاق]] کریمهاش بوده است، پس من هم [[شهادت]] میدهم که بر [[دین]] شما هستم و با حضرت به کوفه آمد. | آن مرد گفت: پس پیغمبر شما که این چنین [[نفوذ]] و قدرتی در میان [[مردم]] پیدا کرد و به این سرعت دینش در [[جهان]] رایج شد حتماً به واسطه همین [[اخلاق]] کریمهاش بوده است، پس من هم [[شهادت]] میدهم که بر [[دین]] شما هستم و با حضرت به کوفه آمد. | ||
اما تعجب و [[تحسین]] مرد کتابی زمانی به اوج خود رسید که برایش معلوم شد این رفیق مسلمانش [[خلیفه مسلمین]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده است؛ لذا در زمره [[یاران امام]] گردید<ref>اصول کافی، ج۲، ص۶۷۰، حدیث ۵؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۵۱۳.</ref> | اما تعجب و [[تحسین]] مرد کتابی زمانی به اوج خود رسید که برایش معلوم شد این رفیق مسلمانش [[خلیفه مسلمین]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بوده است؛ لذا در زمره [[یاران امام]] گردید<ref>اصول کافی، ج۲، ص۶۷۰، حدیث ۵؛ بحار الانوار، ج۴۱، ص۵۱۳.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۵۵.</ref> | ||
==[[حقوق بازنشستگی]] برای مرد [[نصرانی]]== | ==[[حقوق بازنشستگی]] برای مرد [[نصرانی]]== | ||
خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
[[حضرت]] به [[قاضی]] [[دادگاه]] [[شرع]] که خود [[امام]]{{ع}} او را به این [[مقام]] [[نصب]] کرده بود، [[شکایت]] برد. مرد غیرمسلمان با [[امیرمؤمنان]] در کنار هم نشستند و طرح دعوا نمودند و آن مرد هم دعوای حضرت را رد کرد و قاضی [[محکمه]] به نفع مرد غیر مسلمان [[رأی]] داد و جلسه محکمه خاتمه یافت. | [[حضرت]] به [[قاضی]] [[دادگاه]] [[شرع]] که خود [[امام]]{{ع}} او را به این [[مقام]] [[نصب]] کرده بود، [[شکایت]] برد. مرد غیرمسلمان با [[امیرمؤمنان]] در کنار هم نشستند و طرح دعوا نمودند و آن مرد هم دعوای حضرت را رد کرد و قاضی [[محکمه]] به نفع مرد غیر مسلمان [[رأی]] داد و جلسه محکمه خاتمه یافت. | ||
مرد غیرمسلمان چون [[حق]] را با علی{{ع}} میدانست و [[عدالت]] دقیق را در [[حکومت علی]]{{ع}} لمس کرد [[اسلام]] آورد و مسلمان شد و از [[یاران]] [[وفادار]] علی{{ع}} گردید و در اردوی [[لشکر]] حضرت وارد شد و در رکاب آن امام بزرگوار در [[جنگ نهروان]] مردانه جنگید و وفاداریاش را [[اعلان]] نمود<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۰۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۰۱؛ ثقفی الغارات، ج۱، ص۱۱۴؛ ابن حبان، اخبار القضاة، ج۲، ص۲۰۰؛ عباس عقاد عبقریة الامام، ص۴۵؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۵۶.</ref> | مرد غیرمسلمان چون [[حق]] را با علی{{ع}} میدانست و [[عدالت]] دقیق را در [[حکومت علی]]{{ع}} لمس کرد [[اسلام]] آورد و مسلمان شد و از [[یاران]] [[وفادار]] علی{{ع}} گردید و در اردوی [[لشکر]] حضرت وارد شد و در رکاب آن امام بزرگوار در [[جنگ نهروان]] مردانه جنگید و وفاداریاش را [[اعلان]] نمود<ref>ر.ک: ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۲، ص۱۰۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۳، ص۴۰۱؛ ثقفی الغارات، ج۱، ص۱۱۴؛ ابن حبان، اخبار القضاة، ج۲، ص۲۰۰؛ عباس عقاد عبقریة الامام، ص۴۵؛ بحارالانوار، ج۴۱، ص۵۶.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۵۷.</ref> | ||
==[[اندوه شدید علی]]{{ع}} از [[تعدی]] به یک [[زن]] غیر مسلمان== | ==[[اندوه شدید علی]]{{ع}} از [[تعدی]] به یک [[زن]] غیر مسلمان== | ||
خط ۷۳: | خط ۷۳: | ||
دانشمند [[مسیحی]] گفت: همه اطراف آن، روی آن محسوب میشود و آتش، هرگز پشت و رو ندارد. | دانشمند [[مسیحی]] گفت: همه اطراف آن، روی آن محسوب میشود و آتش، هرگز پشت و رو ندارد. | ||
امام{{ع}} فرمود: اگر برای آتشی که مصنوع خداست طرف خاصی نیست، [[خالق]] آنکه هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت و رو داشته باشد، [[مشرق]] و [[مغرب]] از آن خداست و به هر طرف رو کنی آن طرف، وجه و روی خداست و چیزی بر او مخفی و از او پنهان نیست<ref>قضاء امیرالمؤمنین{{ع}} (ط نجف، ۱۳۶۹) ص۹۶.</ref> | امام{{ع}} فرمود: اگر برای آتشی که مصنوع خداست طرف خاصی نیست، [[خالق]] آنکه هرگز شبیه آن نیست، بالاتر از آن است که پشت و رو داشته باشد، [[مشرق]] و [[مغرب]] از آن خداست و به هر طرف رو کنی آن طرف، وجه و روی خداست و چیزی بر او مخفی و از او پنهان نیست<ref>قضاء امیرالمؤمنین{{ع}} (ط نجف، ۱۳۶۹) ص۹۶.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶۲.</ref> | ||
===[[امام علی]]{{ع}} و [[دانشمندان یهود]] و [[نصارا]]=== | ===[[امام علی]]{{ع}} و [[دانشمندان یهود]] و [[نصارا]]=== | ||
خط ۹۱: | خط ۹۱: | ||
#چیزی که پیوسته در حال کم و زیاد شدن است کدام چیست؟ | #چیزی که پیوسته در حال کم و زیاد شدن است کدام چیست؟ | ||
ابوبکر نتوانست جواب گوید. چون خبر به [[امام علی]]{{ع}} رسید در پاسخ سؤالهای آنان فرمود: | ابوبکر نتوانست جواب گوید. چون خبر به [[امام علی]]{{ع}} رسید در پاسخ سؤالهای آنان فرمود: | ||
«ریشه حیات از نظر قرآن، آب است. جمادی که به سخن آمده، [[زمین]] و [[آسمان]] است که [[اطاعت]] خود را از [[فرمان خدا]]، ابراز کردند. چیزی که پیوسته در حال کم و زیاد شدن است شب و [[روز]] است»<ref>بحار الانوار، ج۴، ص۲۲۴.</ref> | «ریشه حیات از نظر قرآن، آب است. جمادی که به سخن آمده، [[زمین]] و [[آسمان]] است که [[اطاعت]] خود را از [[فرمان خدا]]، ابراز کردند. چیزی که پیوسته در حال کم و زیاد شدن است شب و [[روز]] است»<ref>بحار الانوار، ج۴، ص۲۲۴.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶۳.</ref> | ||
===پاسخ [[امام]]{{ع}} درباره [[خداشناسی]]=== | ===پاسخ [[امام]]{{ع}} درباره [[خداشناسی]]=== | ||
خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
دانشمند [[یهودی]]: آیا تو [[پیامبر]] هستی؟ | دانشمند [[یهودی]]: آیا تو [[پیامبر]] هستی؟ | ||
امام{{ع}}: «مادرت به عزایت بنشیند، همانا من بندهای از [[بندگان]] [[رسول خدا]] محمد{{صل}} هستم»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۹۰، باب الکون و المکان.</ref> | امام{{ع}}: «مادرت به عزایت بنشیند، همانا من بندهای از [[بندگان]] [[رسول خدا]] محمد{{صل}} هستم»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۹۰، باب الکون و المکان.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶۴.</ref> | ||
===[[امام علی]]{{ع}} و جمعی از یهودیان=== | ===[[امام علی]]{{ع}} و جمعی از یهودیان=== | ||
خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
رأس الجالوت: [[خدا]] در چه زمانی بوده است؟ | رأس الجالوت: [[خدا]] در چه زمانی بوده است؟ | ||
امام: خدا از ازل بوده است بیآنکه پدید آید و او از ازل بدون چگونگی بوده است و همیشه بدون کیفیت و کمیت بوده و هست، پیش از او چیزی نبوده و او پیش از پیش است و پایان و نهایت ندارد و پایان را به او راه نیست، او پایان هر پایان است. | امام: خدا از ازل بوده است بیآنکه پدید آید و او از ازل بدون چگونگی بوده است و همیشه بدون کیفیت و کمیت بوده و هست، پیش از او چیزی نبوده و او پیش از پیش است و پایان و نهایت ندارد و پایان را به او راه نیست، او پایان هر پایان است. | ||
رأس الجالوت به گروه [[یهودیان]] رو کرد و گفت: {{متن حدیث|امْضُوا بِنَا فَهُوَ أَعْلَمُ مِمَّا يُقَالُ فِيهِ}}؛ «بیایید از این جا برویم که او (علی) از آن چه دربارهاش میگویند دانشمندتر وآگاهتر است»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۹۰، باب الکون و المکان.</ref> | رأس الجالوت به گروه [[یهودیان]] رو کرد و گفت: {{متن حدیث|امْضُوا بِنَا فَهُوَ أَعْلَمُ مِمَّا يُقَالُ فِيهِ}}؛ «بیایید از این جا برویم که او (علی) از آن چه دربارهاش میگویند دانشمندتر وآگاهتر است»<ref>اصول کافی، ج۱، ص۹۰، باب الکون و المکان.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶۴.</ref> | ||
===[[امام علی]]{{ع}} و یکی از [[نوادگان]] [[وصی موسی]]{{ع}}=== | ===[[امام علی]]{{ع}} و یکی از [[نوادگان]] [[وصی موسی]]{{ع}}=== | ||
خط ۱۵۶: | خط ۱۵۶: | ||
در این هنگام یهودی فریادی کشید و کمربند مخصوصش را (که [[شعار]] [[یهودیان]] است و به کمر میبندند) [[برید]] و به کنار انداخت و گفت: «[[گواهی]] میدهم که معبودی جز [[خدای یکتا]] و [[بیهمتا]] نیست و گواهی میدهم که محمد{{صل}} [[بنده]] و [[رسول]] اوست و تو وصی او میباشی. سزاوار است که تو [[برتری]] یابی و کسی بر تو [[برتری]] نگیرد و تو را بزرگ بشمرند. | در این هنگام یهودی فریادی کشید و کمربند مخصوصش را (که [[شعار]] [[یهودیان]] است و به کمر میبندند) [[برید]] و به کنار انداخت و گفت: «[[گواهی]] میدهم که معبودی جز [[خدای یکتا]] و [[بیهمتا]] نیست و گواهی میدهم که محمد{{صل}} [[بنده]] و [[رسول]] اوست و تو وصی او میباشی. سزاوار است که تو [[برتری]] یابی و کسی بر تو [[برتری]] نگیرد و تو را بزرگ بشمرند. | ||
آنگاه [[حضرت علی]]{{ع}} [[یهودی]] [[تازه مسلمان]] را به [[خانه]] خود برد و اصول و [[احکام دین]] [[اسلام]] را به او آموخت<ref>اصول کافی، ج۱، ص۵۲۹- ۵۳۰، {{عربی|باب ما جاء فی الأثنی عشر...}}.</ref> | آنگاه [[حضرت علی]]{{ع}} [[یهودی]] [[تازه مسلمان]] را به [[خانه]] خود برد و اصول و [[احکام دین]] [[اسلام]] را به او آموخت<ref>اصول کافی، ج۱، ص۵۲۹- ۵۳۰، {{عربی|باب ما جاء فی الأثنی عشر...}}.</ref><ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[تجلی امامت (کتاب)|تجلی امامت]] ص ۳۶۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == |