نامه ۶۸ نهج البلاغه
مقدمه
سلمان فارسی از شخصیتهای کمنظیر صدر اسلام است؛ فرزانهای که در دوران جاهلیت نیز خداپرست بوده است. سلمان در میان اصحاب پیامبر(ص) تنها کسی است که پیامبر او را در زمره اهل بیت خویش خواند. سلمان در زمان خلیفه دوم به فرمانداری مدائن انتخاب شد و تا هنگام درگذشت (سال ۳۲ق) والی مدائن بود.
امام این نامه را پیش از دوران خلاف برای سلمان فارسی نگاشته است و در آن بر ناپایداری دنیا و ترک اعتماد به آن تأکید فرموده است؛ دنیا را به مار خوش خط و خالی تشبیه فرموده که ظاهری فریبنده و باطنی کشنده دارد و مخصوصاً روی ناپایداری نعمتها و لذات دنیا تأکید فرموده است[۱].
فرازی از نامه
اما بعد، دنیا همچون مار است، بپسودن آن نرم و هموار و زهر آن جان شکار. پس، از آنچه تو را در دنیا شادمان میدارد، روی برگردان، چه، اندک زمانی با تو میماند. و اندیشه دنیا را از سر بنه، چه، یقین داری که از تو روی بگرداند؛ و آن گاه که بدان خو گرفتهای بیبشتر از آن بترس، که دنیادار چون در دنیا به خوشی اطمینان کرد او را به تلخکامی درآورد، یا اگر به انس گرفتن آرمید او را دچار وحشت کرد؛ والسلام[۲].