جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
جز (جایگزینی متن - '\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(252\,\s252\,\s233\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\[\[(.*)\]\](.*)\"\'\'\'(.*)\'\'\'\"(.*)\<\/div\>\n\<div\sstyle\=\"background\-color\:\srgb\(255\,\s245\,\s227\)\;\stext\-align\:center\;\sfont\-size\:\s85\%\;\sfont\-weight\:\snormal\;\"\>(.*)\<\/div\>\n\n' به '{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = $2 | عنوان مدخل = $4 | مداخل مرتبط = $6 | پرسش مرتبط = }} ') |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
[[تکبّر]] بر وزن تفعّل از ریشه "ک ـ ب ـ ر" صفتی [[نفسانی]] و [[ناپسند]] و منشأ بسیاری از [[رذایل اخلاقی]] است <ref>معراج السعاده، ص ۲۳۸. </ref> و تا اظهار نشده باشد به آن [[کبر]] اطلاق میشود و چون اظهار شود، تکبّر گفته میشود، از این رو درعلم [[اخلاق]] [[تکبر]] زاییده کبر دانسته شده است، چنان که کبر خود نیز، از نتایج [[عجب]] است، زیرا اگر کسی برای خویش [[صفت کمالی]] ببیند و به سبب آن از خودش خوشش بیاید به این حالت عجب گفته میشود و اگر افزون بر آن خود را با دیگری مقایسه کرده و خویش را [[برتر]] ببیند به آن کبر گفته میشود.<ref>احیاء علوم، ج ۳، ص ۳۴۳ - ۳۴۴؛ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۷۹ - ۳۸۱؛ اربعین حدیث، ص ۸۲. </ref> در برابر "کبر"، "[[ذلّت]]" یا "ضعة" است که آن نیز صفت ناپسند نفسانی است و به معنای کوچک کردن خود در برابر دیگری است در جایی که روا نیست. حدّ [[اعتدال]] میان آن دو نیز «[[تواضع]]» است.<ref>جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۹۷؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص ۱۳۵۸. </ref> | [[تکبّر]] بر وزن تفعّل از ریشه "ک ـ ب ـ ر" صفتی [[نفسانی]] و [[ناپسند]] و منشأ بسیاری از [[رذایل اخلاقی]] است <ref>معراج السعاده، ص ۲۳۸. </ref> و تا اظهار نشده باشد به آن [[کبر]] اطلاق میشود و چون اظهار شود، تکبّر گفته میشود، از این رو درعلم [[اخلاق]] [[تکبر]] زاییده کبر دانسته شده است، چنان که کبر خود نیز، از نتایج [[عجب]] است، زیرا اگر کسی برای خویش [[صفت کمالی]] ببیند و به سبب آن از خودش خوشش بیاید به این حالت عجب گفته میشود و اگر افزون بر آن خود را با دیگری مقایسه کرده و خویش را [[برتر]] ببیند به آن کبر گفته میشود.<ref>احیاء علوم، ج ۳، ص ۳۴۳ - ۳۴۴؛ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۷۹ - ۳۸۱؛ اربعین حدیث، ص ۸۲. </ref> در برابر "کبر"، "[[ذلّت]]" یا "ضعة" است که آن نیز صفت ناپسند نفسانی است و به معنای کوچک کردن خود در برابر دیگری است در جایی که روا نیست. حدّ [[اعتدال]] میان آن دو نیز «[[تواضع]]» است.<ref>جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۹۷؛ کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص ۱۳۵۸. </ref> | ||
به نظر برخی فرد [[متکبّر]] گاهی [[استحقاق]] تکبّر را دارد و گاهی [[شایستگی]] آن را ندارد و تنها بزرگی را به خود میبندد،<ref>مفردات، ص ۶۹۷ - ۶۹۸؛ بصائر ذوی التمیز، ج ۴، ص ۳۲۵، «کبر».</ref> از همین رو اگر به [[حق]] تکبر ورزد آن، [[عزت]] و از [[صفات پسندیده]] است؛<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص ۱۳۵۸. </ref> مانند تکبر [[نیازمند]] در برابر [[ثروتمند]] به جهت بی نیاز دانستن خویش از [[دارایی]] وی در پرتو [[احساس نیاز]] به [[خداوند]] یا تکبر ورزیدن در برابر [[متکبر]] که [[صدقه]] است <ref>اخلاق ناصری، ص ۳۳۹. </ref> و نیز تکبر بر [[فاسقان]]، [[کافران]]، [[بدعتگذاران]]، باطلگرایان<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۷۴۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۳۶۶؛ مفردات، ص ۶۹۸. </ref> و [[دشمنان خدا]].<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۹. </ref> [[استکبار]] نیز از همین ماده به معنای [[برتریطلبی]] <ref>مفردات، ص ۶۹۷؛ بصائر ذوی التمیز، ج ۴، ص ۳۲۵، «کبر».</ref> و لازمه [[طلب]] آن است که شخص [[برتری]] نداشته و در پی برتری ادّعایی است و از همین رو همواره [[مذموم]] است و بر [[خداوند]] اطلاق نمیشود.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۶۶؛ الفروق اللغویه، ص ۴۹. </ref> برخی نیز [[کبر]]، [[تکبر]] و استکبار را در معنا نزدیک به یکدیگر دانستهاند.<ref>مفردات، ص ۶۹۷؛ اساس البلاغه، ص ۵۳۳؛ اقرب الموارد، ج ۴، ص ۵۰۸، «کبر».</ref> گفتنی است [[وقار]] و [[زیبا]] بودن [[لباس]] از مصادیق تکبر نیست، مگر اینکه شخص بخواهد از این طریق خود را از دیگران [[برتر]] نشان دهد، به همین جهت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ برخی از [[اصحاب]] ضمن [[نفی]] تکبر از آن، تکبر را ردّ کردن [[حق]] از روی [[عناد]] و کوچک شمردن [[مردم]] و [[اهانت]] به آنان دانستند؛<ref> الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۲؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص ۹۶. </ref> همچنین در صورتی که [[انسان]] از جنبه صفات ظاهری [[پسندیده]] ای که دارد مانند [[علم]]، [[عبادت]]، [[سخاوت]]، [[عدالت]]، [[پرهیز]] از [[مال]] [[حرام]] و... خود را ممتاز ببیند، تکبر نیست، بلکه تکبر آن است که انسان در واقع خود را بهتر از دیگری و دارای [[حسن عاقبت]]، [[قرب به خدا]] و [[سعادت]] [[آخرت]] بداند.<ref>جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۸۷. </ref> [[عالمان]] [[اخلاق]] برای درمان کبر دو [[راه]] [[علمی]] و عملی ذکر کرده اند: راه علمی، [[شناخت]] درست خود و [[خدا]] و نیز [[یادآوری]] [[آیات]] و روایاتی است که در [[نکوهش]] کبر یا [[مدح]] [[تواضع]] وارد شدهاند. راه عملی نیز، [[تواضع]] در عمل برای همه و مواظبت بر [[اخلاق]] متواضعان است.<ref>احیاء العلوم، ج ۳، ص ۳۵۸ - ۳۶۰؛ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۸۶ - ۳۹۲. </ref> [[تکبّر]] گاهی نه در برابر دیگر [[انسانها]] بلکه در برابر خدا و به معنای خودداری از [[پذیرش حق]] و [[اذعان]] به [[عبادت]] برای اوست.<ref>مفردات، ص ۶۹۷، «کبر».</ref> و البته در [[علم اخلاق]] رویکرد | به نظر برخی فرد [[متکبّر]] گاهی [[استحقاق]] تکبّر را دارد و گاهی [[شایستگی]] آن را ندارد و تنها بزرگی را به خود میبندد،<ref>مفردات، ص ۶۹۷ - ۶۹۸؛ بصائر ذوی التمیز، ج ۴، ص ۳۲۵، «کبر».</ref> از همین رو اگر به [[حق]] تکبر ورزد آن، [[عزت]] و از [[صفات پسندیده]] است؛<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج ۲، ص ۱۳۵۸. </ref> مانند تکبر [[نیازمند]] در برابر [[ثروتمند]] به جهت بی نیاز دانستن خویش از [[دارایی]] وی در پرتو [[احساس نیاز]] به [[خداوند]] یا تکبر ورزیدن در برابر [[متکبر]] که [[صدقه]] است <ref>اخلاق ناصری، ص ۳۳۹. </ref> و نیز تکبر بر [[فاسقان]]، [[کافران]]، [[بدعتگذاران]]، باطلگرایان<ref>کشف الاسرار، ج ۳، ص ۷۴۹؛ التفسیر الکبیر، ج ۵، ص ۳۶۶؛ مفردات، ص ۶۹۸. </ref> و [[دشمنان خدا]].<ref>المیزان، ج ۸، ص ۲۹. </ref> [[استکبار]] نیز از همین ماده به معنای [[برتریطلبی]] <ref>مفردات، ص ۶۹۷؛ بصائر ذوی التمیز، ج ۴، ص ۳۲۵، «کبر».</ref> و لازمه [[طلب]] آن است که شخص [[برتری]] نداشته و در پی برتری ادّعایی است و از همین رو همواره [[مذموم]] است و بر [[خداوند]] اطلاق نمیشود.<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۲۶۶؛ الفروق اللغویه، ص ۴۹. </ref> برخی نیز [[کبر]]، [[تکبر]] و استکبار را در معنا نزدیک به یکدیگر دانستهاند.<ref>مفردات، ص ۶۹۷؛ اساس البلاغه، ص ۵۳۳؛ اقرب الموارد، ج ۴، ص ۵۰۸، «کبر».</ref> گفتنی است [[وقار]] و [[زیبا]] بودن [[لباس]] از مصادیق تکبر نیست، مگر اینکه شخص بخواهد از این طریق خود را از دیگران [[برتر]] نشان دهد، به همین جهت [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در پاسخ برخی از [[اصحاب]] ضمن [[نفی]] تکبر از آن، تکبر را ردّ کردن [[حق]] از روی [[عناد]] و کوچک شمردن [[مردم]] و [[اهانت]] به آنان دانستند؛<ref> الدر المنثور، ج ۵، ص ۱۲۱ - ۱۲۲؛ تفسیر المنار، ج ۵، ص ۹۶. </ref> همچنین در صورتی که [[انسان]] از جنبه صفات ظاهری [[پسندیده]] ای که دارد مانند [[علم]]، [[عبادت]]، [[سخاوت]]، [[عدالت]]، [[پرهیز]] از [[مال]] [[حرام]] و... خود را ممتاز ببیند، تکبر نیست، بلکه تکبر آن است که انسان در واقع خود را بهتر از دیگری و دارای [[حسن عاقبت]]، [[قرب به خدا]] و [[سعادت]] [[آخرت]] بداند.<ref>جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۸۷. </ref> [[عالمان]] [[اخلاق]] برای درمان کبر دو [[راه]] [[علمی]] و عملی ذکر کرده اند: راه علمی، [[شناخت]] درست خود و [[خدا]] و نیز [[یادآوری]] [[آیات]] و روایاتی است که در [[نکوهش]] کبر یا [[مدح]] [[تواضع]] وارد شدهاند. راه عملی نیز، [[تواضع]] در عمل برای همه و مواظبت بر [[اخلاق]] متواضعان است.<ref>احیاء العلوم، ج ۳، ص ۳۵۸ - ۳۶۰؛ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۸۶ - ۳۹۲. </ref> [[تکبّر]] گاهی نه در برابر دیگر [[انسانها]] بلکه در برابر خدا و به معنای خودداری از [[پذیرش حق]] و [[اذعان]] به [[عبادت]] برای اوست.<ref>مفردات، ص ۶۹۷، «کبر».</ref> و البته در [[علم اخلاق]] رویکرد غالب بحث، اظهار [[برتری]] بر [[انسان]] هاست، گرچه [[تکبر]] برابر [[خدا]] نیز مطرح شده است؛<ref> احیاءالعلوم، ج ۳، ص ۳۴۵؛ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۸۴. </ref> [[ولی در قرآن]] با نگاهی به [[آیات]] مربوط، میتوان دریافت که عمده مباحثِ مربوط به آن در تکبر برابر خداست.<ref>[[سید رضا اسحاقنیا تربتی|اسحاقنیا تربتی، سید رضا]]؛ [[تکبر (مقاله)|مقاله «تکبر»]]؛ [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۸.</ref> | ||
==تکبر در قرآن== | ==تکبر در قرآن== | ||