تنزیه و تشبیه: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۳۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۲۲
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۰: خط ۲۰:
نمونه این تشبیه در [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} هم آمده است؛ مانند اینکه فرمود: خدا را به گونه ای [[عبادت]] کن که گویا او را می‌‌بینی یا فرمود: [[خداوند]] در [[قبله]] [[نمازگزار]] است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۱، ص۲۵۶ - ۲۵۸.</ref> البته بحث مذکور بر این مبناست که معانی الفاظ اطلاق شده بر [[خالق]] و [[مخلوقات]]، تفاوتی ندارند، چون از سوی خداوند و [[پیامبران]] آورنده این الفاظ شرحی مخالف با آن به ما نرسیده است و نباید در شرح آنها به حمل الفاظ بر معانی غیر مفهومِ [[اهل]] زبان روی آورد، که خود مصداق [[تحریف]] کلمات از موضع خود {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«پس، برای پیمان‌شکنی  لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref> و تحریف [[کلام]] [[حق تعالی]] پس از فهمیدن آن {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دسته‌ای از آنان سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۱، ص۲۵۶.</ref> برخی با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفت‌هایی  (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون می‌گرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> و دیگر [[نصوص]] گفته‌اند: خداوند در [[کتاب و سنت]] درباره خویش از دو امر متناقض خبر داده و در موضعی [[تشبیه]] و در موضعی [[تنزیه]] کرده و با این رویّه خواطر اهل تشبیه (صِرف) را متفرّق و ذهنیات [[اهل تنزیه]](صِرف) را متشتّت ساخته است، پس نباید [[خدا]] را به گونه ای تنزیه کرد که از تشبیه خارج گردد، چنان که نباید او را به نحوی تشبیه کرد که از تنزیه بیرون رود، بنابراین او نه مطلق است و نه مقیّد، چون او از تقیّد جدا و ممتاز و در عین اطلاقْ مقیّد است. او باتوجه به آنچه از [[صفات جلال]]، خویش را بدان مقیّد ساخته مقیّد است و با [[عنایت]] به اسمای کمال که خود را به آنها نامبردار کرده مطلق است، چنان که وی در عین [[ظهور]]، [[باطن]] و در عین بطون ظاهر است <ref>شرح الاسماء، ص۹۶.</ref> و به اعتبار اسمای تنزیهی‌اش باطن و به اعتبار اسمای تشبیهی‌اش ظاهر است.<ref>شرح الاسماء، ص۷۲۰.</ref> او واحد، [[حق]]، آشکار و پنهان است و خدایی جز او که بلند مرتبه و بزرگ است وجود ندارد.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۳۲۴.</ref> برخی از شارحان [[اسمای الهی]] در شرح {{متن حدیث|سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ }}، {{متن حدیث|سُبْحانَكَ}} را تنزیه [[ذات الهی]] و {{متن حدیث|يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ }} را [[تشبیه]] بعد از [[تنزیه]] دانسته‌اند، چون [[خداوند]] از دو حدّ تنزیه (صِرف) و تشبیه (صِرف) خارج و توحیدِ ([[حقیقی]]) معرفتِ منزلتِ بین دو [[منزلت]] (جمع بین [[تشبیه و تنزیه]]) است که از مو باریک‌تر و از [[شمشیر]] برنده‌تر است و در این گونه [[معرفت]] گویا شخص [[عارف]]، بین کثرت در عین [[وحدت]] و وحدت در عین کثرت جمع کرده است <ref>شرح الاسماء، ص۹۶.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۹، ص.</ref>
نمونه این تشبیه در [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} هم آمده است؛ مانند اینکه فرمود: خدا را به گونه ای [[عبادت]] کن که گویا او را می‌‌بینی یا فرمود: [[خداوند]] در [[قبله]] [[نمازگزار]] است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۱، ص۲۵۶ - ۲۵۸.</ref> البته بحث مذکور بر این مبناست که معانی الفاظ اطلاق شده بر [[خالق]] و [[مخلوقات]]، تفاوتی ندارند، چون از سوی خداوند و [[پیامبران]] آورنده این الفاظ شرحی مخالف با آن به ما نرسیده است و نباید در شرح آنها به حمل الفاظ بر معانی غیر مفهومِ [[اهل]] زبان روی آورد، که خود مصداق [[تحریف]] کلمات از موضع خود {{متن قرآن|فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَجَعَلْنَا قُلُوبَهُمْ قَاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَنَسُوا حَظًّا مِمَّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلَا تَزَالُ تَطَّلِعُ عَلَى خَائِنَةٍ مِنْهُمْ إِلَّا قَلِيلًا مِنْهُمْ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاصْفَحْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«پس، برای پیمان‌شکنی  لعنتشان کردیم و دل‌هاشان را سخت گردانیدیم زیرا عبارات (کتاب آسمانی) را از جای خویش پس و پیش می‌کردند و بخشی از آنچه را بدیشان یادآور شده بودند از یاد بردند و تو پیوسته از خیانت آنان- جز شمار اندکی از ایشان- آگاهی می‌یابی؛ آنان را ببخشای و درگذر! بی‌گمان خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره مائده، آیه ۱۳.</ref> و تحریف [[کلام]] [[حق تعالی]] پس از فهمیدن آن {{متن قرآن|أَفَتَطْمَعُونَ أَنْ يُؤْمِنُوا لَكُمْ وَقَدْ كَانَ فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَسْمَعُونَ كَلَامَ اللَّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ مِنْ بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ يَعْلَمُونَ}}<ref>«آیا امید دارید که (آن یهودیان) به (خاطر دعوت) شما ایمان بیاورند با آنکه دسته‌ای از آنان سخن خداوند را می‌شنیدند و آن را پس از آنکه در می‌یافتند آگاهانه دگرگون می‌کردند؟» سوره بقره، آیه ۷۵.</ref> است.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۱۱، ص۲۵۶.</ref> برخی با اشاره به [[آیه]] {{متن قرآن|فَاطِرُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَمِنَ الْأَنْعَامِ أَزْوَاجًا يَذْرَؤُكُمْ فِيهِ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَهُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ}}<ref>«پدیدآورنده آسمان‌ها و زمین است، برای شما از خودتان همسرانی آفرید و (نیز) از چارپایان جفت‌هایی  (پدید آورد)، شما را با آن (آفریدن جفت) افزون می‌گرداند، چیزی مانند او نیست و او شنوای بیناست» سوره شوری، آیه ۱۱.</ref> و دیگر [[نصوص]] گفته‌اند: خداوند در [[کتاب و سنت]] درباره خویش از دو امر متناقض خبر داده و در موضعی [[تشبیه]] و در موضعی [[تنزیه]] کرده و با این رویّه خواطر اهل تشبیه (صِرف) را متفرّق و ذهنیات [[اهل تنزیه]](صِرف) را متشتّت ساخته است، پس نباید [[خدا]] را به گونه ای تنزیه کرد که از تشبیه خارج گردد، چنان که نباید او را به نحوی تشبیه کرد که از تنزیه بیرون رود، بنابراین او نه مطلق است و نه مقیّد، چون او از تقیّد جدا و ممتاز و در عین اطلاقْ مقیّد است. او باتوجه به آنچه از [[صفات جلال]]، خویش را بدان مقیّد ساخته مقیّد است و با [[عنایت]] به اسمای کمال که خود را به آنها نامبردار کرده مطلق است، چنان که وی در عین [[ظهور]]، [[باطن]] و در عین بطون ظاهر است <ref>شرح الاسماء، ص۹۶.</ref> و به اعتبار اسمای تنزیهی‌اش باطن و به اعتبار اسمای تشبیهی‌اش ظاهر است.<ref>شرح الاسماء، ص۷۲۰.</ref> او واحد، [[حق]]، آشکار و پنهان است و خدایی جز او که بلند مرتبه و بزرگ است وجود ندارد.<ref>الفتوحات المکیه، ج ۴، ص۳۲۴.</ref> برخی از شارحان [[اسمای الهی]] در شرح {{متن حدیث|سُبْحانَكَ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ }}، {{متن حدیث|سُبْحانَكَ}} را تنزیه [[ذات الهی]] و {{متن حدیث|يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ }} را [[تشبیه]] بعد از [[تنزیه]] دانسته‌اند، چون [[خداوند]] از دو حدّ تنزیه (صِرف) و تشبیه (صِرف) خارج و توحیدِ ([[حقیقی]]) معرفتِ منزلتِ بین دو [[منزلت]] (جمع بین [[تشبیه و تنزیه]]) است که از مو باریک‌تر و از [[شمشیر]] برنده‌تر است و در این گونه [[معرفت]] گویا شخص [[عارف]]، بین کثرت در عین [[وحدت]] و وحدت در عین کثرت جمع کرده است <ref>شرح الاسماء، ص۹۶.</ref>.<ref>[[حسن رمضانی|رمضانی، حسن]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۹ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]] ج۹، ص.</ref>


==مصداق‌های تنزیه==
=== [[نفی جسمانیت خدا]] ===
=== [[نفی جهت]] ===
=== [[نفی رؤیت خداوند]] ===
=== [[نفی محل‌ حوادث بودن خداوند]] ===
=== [[نفی مکان]] ===
== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش