←جستارهای وابسته
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۳۰۱: | خط ۳۰۱: | ||
ابو مسلم گفت: هراسان مباش که من او را انشاءالله کفایت خواهم کرد؛ زیرا اکثر [[سپاهیان]] او و کسانی که با او هستند [[اهل]] خراسانند و آنان مرا [[نافرمانی]] نمیکنند. | ابو مسلم گفت: هراسان مباش که من او را انشاءالله کفایت خواهم کرد؛ زیرا اکثر [[سپاهیان]] او و کسانی که با او هستند [[اهل]] خراسانند و آنان مرا [[نافرمانی]] نمیکنند. | ||
پس منصور از [[نگرانی]] بیرون آمد و ابو مسلم با او بیعت کرد، سپس هر دو به [[کوفه]] رفتند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۵۶۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۳۴۶.</ref> | پس منصور از [[نگرانی]] بیرون آمد و ابو مسلم با او بیعت کرد، سپس هر دو به [[کوفه]] رفتند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۵۶۱.</ref>.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۳۴۶.</ref> | ||
==عبدالله بن علی== | |||
او عموی منصور و از جمله [[مخالفان]] بود و [[سفاح]] او را [[والی شام]] کرده بود. | |||
خبر مردن سفاح به عبدالله بن علی در «دُلوک»<ref>دُلوک: نام بلدی از نواحی حلب است. (معجم البلدان، ج۲، ص۴۶۱)</ref> رسید، پس دستور داد منادی ندا کند و [[مردم]] [[اجتماع]] کنند؛ پس از گرد آمدن مردم خبر مردن سفاح را به آنان داد و از آنان خواست که با او به عنوان [[خلیفه]] بیعت کنند، و گفت: هنگامی که [[سفّاح]] سپاهیان را برای [[نبرد]] با [[مروان بن محمد]] فرستاد [[خویشان]] خود راطلبید و به آنان گفت: هرکس از شما اعلام [[آمادگی]] کند و به سوی مروان بن محمد برود، او ولی [[عهد]] من است و تنها من پذیرفتم و بیرون آمدم. | |||
سپس تعدادی از [[فرماندهان]] و غیر آنان بر این مطلب [[گواهی]] دادند و با او بیعت کردند که در بین آنان [[حمید بن قحطبه]] و غیر او از اهل [[خراسان]] و [[شام]] و جزیره بود، ولی [[حمید]] پس از آن از او جدا گردید. | |||
هنگامی که ابومسلم با منصور از [[حج]] مراجعت کرد به منصور گفت: اگر خواهی، در [[خدمت]] تو بمانم؛ و اگر خواهی، به [[خراسان]] رفته و برای مدد تو سپاهیانی را گرد آورم؛ و اگر خواهی، به [[جنگ]] [[عبدالله بن علی]] بروم. | |||
پس [[ابو مسلم]] با سپاهیانش در ناحیهای از «نصیبین» برای جنگ با عبدالله بن علی فرود آمدند، تا اینکه در هفتم [[جمادی]] الاخر سال ۱۳۶ دو [[سپاه]] به جنگ پرداختند که حدود پنج ماه به طول انجامید و سرانجام ابو مسلم با بهکارگیری ترفندی سپاه عبدالله بن علی را [[شکست]] داد، و عبدالله بن علی با تعدادی از یارانش به سوی [[عراق]] رفتند، سپس عبدالله نزد برادرش [[سلیمان بن علی]] به [[بصره]] رفت و مدتی نزد او پنهان گردید. | |||
ابو مسلم به باقیمانده سپاه عبدالله بن علی [[امان]] داد و دستور داد دست از آنان بردارند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۴۶۴.</ref>. | |||
در سال ۱۴۰ که سلیمان از [[ولایت بصره]] [[عزل]] شد، منصور نزد سلیمان و [[عیسی]] فرستاد و دستور داد عبداللّه را نزد او بفرستد و او را امان داد؛ سلیمان و برادرش عیسی، عبدالله و دیگر [[فرماندهان]] را با سایر غلامانش بر داشته و نزد منصور آمدند؛ پس منصور عموی خود عبدالله بن علی را [[زندانی]] کرد و فرماندهان و برخی از کسانی را که با عبدالله بودند کشت و برخی دیگر را به خراسان فرستاد که در آنجا [[خالد بن ابراهیم]] آنان را به [[قتل]] رساند<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۴۹۶.</ref>. | |||
در سال ۱۴۷ عبداللّه بن علی را به [[عیسی بن موسی]] که او خود را از [[خلافت]] [[خلع]] کرده بود، داد و دستور داد او را بکشد و به او گفت: بعد از پسرم [[مهدی]] خلافت به تو خواهد رسید. سپس روانه [[مکه]] شد و در بین راه نامهای از عیسی به دستش رسید که در آن نوشته بود: امر تو را [[اجرا]] کردم. پس منصور مطمئن شد که او را کشته است. | |||
کاتب عیسی به او گفت: منصور میخواهد تو عمویش را به [[قتل]] برسانی آنگاه تو را بکشد؛ لذا [[عیسی]] از کشتن عبداللّه بن علی خودداری کرد. | |||
هنگامی که منصور از [[مکه]] بازگشت به عیسی گفت: من عمویم را به تو دادم تا در [[منزلت]] باشد و از او درگذشتم، او را نزد من بیاور. | |||
عیسی گفت: یا [[امیر المؤمنین]]! مگر تو مرا به کشتن او امر نکردی؟ من او را کشتم. | |||
منصور گفت: من به کشتن او امر نکرده بودم بلکه امر به [[حبس]] او کرده بودم و تو [[دروغ]] میگویی. | |||
عیسی به منصور گفت: میخواستی با کشتن عمویت مرا به قتل برسانی؟ این عمویت زنده است. | |||
پس [[عبدالله بن علی]] را آوردند و منصور دستور داد او را در خانهای که پایههای آن از نمک بود جای دادند و سپس آب بر آن جاری کردند، پس آن [[خانه]] بر سر عبدالله بن علی خراب شد و او به این سبب از [[دنیا]] رفت<ref>کامل ابن اثیر، ج۵، ص۵۸۱.</ref>. | |||
بدین گونه منصور [[مخالفان]] خود را از میان برداشت.<ref>[[علی نظری منفرد|نظری منفرد، علی]]، [[نهضتهای پس از عاشورا (کتاب)|نهضتهای پس از عاشورا]]، ص ۳۴۷.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||