سرور در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == ==' به '==')
خط ۲۸: خط ۲۸:
در قصه [[یوسف]]{{ع}} نیز فرستاده کاروان که دلو آب را به درون [[چاه]] انداخت، هنگامی که به جای آب با چهره زیبای [[یوسف]]{{ع}} روبه‌رو شد، این خبر را با [[شادی]] و [[تعجب]] به دیگران اعلام کرد: {{متن قرآن|وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و کاروانی از راه رسید و آبکش خود را (سر چاه) فرستادند، او دلو خود را افکند (و چون یوسف را بالا کشید) گفت: مژده! این یک پسر بچّه است و او را چون سرمایه‌ای پنهان داشتند و خداوند به آنچه انجام می‌دادند دانا بود» سوره یوسف، آیه ۱۹.</ref>.<ref> التفسیر الوسیط، ج۷، ص۳۳۲-۳۳۳؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۳۸-۳۹. </ref>  
در قصه [[یوسف]]{{ع}} نیز فرستاده کاروان که دلو آب را به درون [[چاه]] انداخت، هنگامی که به جای آب با چهره زیبای [[یوسف]]{{ع}} روبه‌رو شد، این خبر را با [[شادی]] و [[تعجب]] به دیگران اعلام کرد: {{متن قرآن|وَجَاءَتْ سَيَّارَةٌ فَأَرْسَلُوا وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ يَا بُشْرَى هَذَا غُلَامٌ وَأَسَرُّوهُ بِضَاعَةً وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَعْمَلُونَ}}<ref>«و کاروانی از راه رسید و آبکش خود را (سر چاه) فرستادند، او دلو خود را افکند (و چون یوسف را بالا کشید) گفت: مژده! این یک پسر بچّه است و او را چون سرمایه‌ای پنهان داشتند و خداوند به آنچه انجام می‌دادند دانا بود» سوره یوسف، آیه ۱۹.</ref>.<ref> التفسیر الوسیط، ج۷، ص۳۳۲-۳۳۳؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۳۸-۳۹. </ref>  


در آیاتی دیگر، [[کودکان]] خردسال مایه [[سرور]] و چشم‌روشنی دانسته شده‌اند، چنان‌که [[همسر فرعون]]، پس از دیدن [[موسی]]{{ع}} که [[کودکی]] خردسال و داخل صندوقچه‌ای بود که [[سربازان]] [[فرعون]] از آب گرفته بودند، وی را موجب شادی <ref>مجمع‌البحرین، ج۳، ص۴۸۳، «قرر»؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸؛ التفسیر الوسیط، ج۱۰، ص۳۸۲. </ref> و روشنی چشم خود و فرعون به شمار آورد و از [[فرعونیان]] خواست به این [[امید]] که آنان را سودی دهد، یا او را به [[فرزندی]] گیرند، او را نکشند: {{متن قرآن|وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«و همسر فرعون گفت: روشنی چشمی برای من و توست، او را نکشید باشد که به ما سود رساند یا آنکه او را به فرزندی بگیریم و آنان  درنمی‌یافتند (که چه می‌کنند)» سوره قصص، آیه ۹.</ref> {{متن عربی|"قَرَّتْ عینُه"}} بدین معناست که چشمش شاد شد و به کسی که موجب سرور شود، {{عربی|"قُرّة العَین"}} گفته می‌شود. گفته شده: اصل این تعبیر از "قُرّ" به معنای سردی و مفهوم آن خنک شدن چشم به سبب سرور است و به گفته‌ای اشکِ شادی، خنک و اشکِ [[اندوه]]، گرم است. <ref>مفردات، ص۶۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۷؛ المصباح، ص۴۹۷، «قر».</ref> پس از آن [[خداوند]]، موسی{{ع}} را به آغوش مادرش بازگرداند تا موجب سرور <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۴۹؛ فتح‌القدیر، ج۳، ص۴۳۲. </ref> وی باشد: {{متن قرآن|فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ}}<ref>«پس (بدین‌گونه) او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش (بدو) روشن گردد و اندوهگین نباشد » سوره قصص، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن| فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ }}<ref>« تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوهگین نشود» سوره طه، آیه ۴۰.</ref> همچنین پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} آثار اندوه بر چهره [[مریم]]{{س}} آشکار شد. در این هنگام ندا آمد که از خرمای بالای سرت بخور و از چشمه آبی که زیر پایت جاری است بیاشام و از این [[الطاف الهی]] و تولّد فرزندت خوشحال باش: {{متن قرآن|فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا}}<ref>«پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار » سوره مریم، آیه ۲۶.</ref>.<ref> مجمع‌البیان، ج۶، ص۷۹۰-۷۹۱؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸. </ref>
در آیاتی دیگر، [[کودکان]] خردسال مایه [[سرور]] و چشم‌روشنی دانسته شده‌اند، چنان‌که [[همسر فرعون]]، پس از دیدن [[موسی]]{{ع}} که [[کودکی]] خردسال و داخل صندوقچه‌ای بود که [[سربازان]] [[فرعون]] از آب گرفته بودند، وی را موجب شادی <ref>مجمع‌البحرین، ج۳، ص۴۸۳، «قرر»؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸؛ التفسیر الوسیط، ج۱۰، ص۳۸۲. </ref> و روشنی چشم خود و فرعون به شمار آورد و از [[فرعونیان]] خواست به این [[امید]] که آنان را سودی دهد، یا او را به [[فرزندی]] گیرند، او را نکشند: {{متن قرآن|وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَنْ يَنْفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ}}<ref>«و همسر فرعون گفت: روشنی چشمی برای من و توست، او را نکشید باشد که به ما سود رساند یا آنکه او را به فرزندی بگیریم و آنان  درنمی‌یافتند (که چه می‌کنند)» سوره قصص، آیه ۹.</ref> {{متن عربی|"قَرَّتْ عینُه"}} بدین معناست که چشمش شاد شد و به کسی که موجب سرور شود، {{عربی|"قُرّة العَین"}} گفته می‌شود. گفته شده: اصل این تعبیر از "قُرّ" به معنای سردی و مفهوم آن خنک شدن چشم به سبب سرور است و به گفته‌ای اشکِ شادی، خنک و اشکِ [[اندوه]]، گرم است. <ref>مفردات، ص۶۶۳؛ معجم مقاییس اللغه، ج۵، ص۷؛ المصباح، ص۴۹۷، «قر».</ref> پس از آن [[خداوند]]، موسی{{ع}} را به آغوش مادرش بازگرداند تا موجب سرور <ref> التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۴۹؛ فتح‌القدیر، ج۳، ص۴۳۲. </ref> وی باشد: {{متن قرآن|فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ}}<ref>«پس (بدین‌گونه) او را به مادرش باز گرداندیم تا چشمش (بدو) روشن گردد و اندوهگین نباشد» سوره قصص، آیه ۱۳.</ref>، {{متن قرآن| فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ }}<ref>«تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوهگین نشود» سوره طه، آیه ۴۰.</ref> همچنین پس از [[تولد]] [[عیسی]]{{ع}} آثار اندوه بر چهره [[مریم]]{{س}} آشکار شد. در این هنگام ندا آمد که از خرمای بالای سرت بخور و از چشمه آبی که زیر پایت جاری است بیاشام و از این [[الطاف الهی]] و تولّد فرزندت خوشحال باش: {{متن قرآن|فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا}}<ref>«پس (از این خرما) بخور و (از آب آن جویبار) بنوش و دیده (به فرزند) روشن دار» سوره مریم، آیه ۲۶.</ref>.<ref> مجمع‌البیان، ج۶، ص۷۹۰-۷۹۱؛ التحریر و التنویر، ج۱۶، ص۲۸. </ref>


گرچه شاد شدن [[انسان]] به امور یاد شده، طبیعی است، بر اساس آموزه‌های [[قرآن کریم]]، [[انسان]] نباید به این‌گونه [[شادی‌ها]] دلخوش بوده و [[گمان]] کند آنها [[پایدار]] خواهند بود، چنان‌که در آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، پس از اشاره به شادمان شدن کشتی‌نشینان به باد ملایم، آمده است که ناگهان بادی تند و سهمگین می‌وزد و امواج از هر سو به سراغ آنان می‌آیند و چنان دانند که در محاصره افتاده‌اند. در آیه‌ای [[زندگی دنیا]] به گیاهانی [[تشبیه]] شده است که [[رشد]] آنها به وسیله [[باران]]، مایه [[شادی]] کشاورزان می‌شود؛ ولی پس از مدتی پژمرده، سپس زرد و در پایان خشک و شکسته می‌شوند: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی  است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref> اعجاب در لغت گاه به معنای [[شاد کردن]] یا استعاره از آن، یا ایجاد تعجّب همراه با شادی به کار می‌رود <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۱، ص۵۸۱؛ قاموس قرآن، ج۴، ص۲۹۲، «عجب».</ref> و در این [[آیه]] نیز معنای [[شادمانی]] در آن لحاظ شده است <ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۰۸؛ تفسیر مراغی، ج۲۷، ص۱۷۷؛ التفسیر الوسیط، ج۱۴، ص۲۱۹. </ref> و مراد از {{متن قرآن|الْكُفَّارَ}} در این آیه کشاورزان است،<ref> التبیان، ج۹، ص۵۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۵۷. </ref> زیرا [[کفر]] در لغت به معنای پوشاندن چیزی است و از آن [[جهت]] که کشاورز دانه را در [[زمین]] می‌پوشاند، به او [[کافر]] گفته می‌شود. <ref>مفردات، ص۷۱۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۲، «کفر».</ref> البته برخی، "[[کفار]]" در آیه را به کافرانِ در [[عقیده]] [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا کافر حسگراست و بیش از [[مؤمن]] به [[امور مادی]] و [[زینت]] [[دنیا]] خوشحال می‌شود. <ref> تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۶۰۲. </ref> از دیدگاه [[قرآن]]، شادی‌های طبیعی نباید موجب شوند که مؤمن از [[امتثال]] [[فرمان‌های الهی]] سرباز زند، از این رو [[پرهیزگاران]] را کسانی معرفی کرده که در [[زمان]] [[خوشحالی]] و ناخوشی [[انفاق]] می‌کنند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«همان کسان که در شادی و رنج می‌بخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردم‌اند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref> برخی [[مفسّران]]، {{متن قرآن|السَّرَّاءِ}} را به حال [[سرور]] و {{متن قرآن|الضَّرَّاءِ}} را به حال [[اندوه]] و غالباً آن دو را به هنگام [[راحتی]] و [[تنگدستی]] معنا کرده‌اند. <ref>التبیان، ج۲، ص۵۹۳؛ الکشاف، ج۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۳۶۶. </ref>
گرچه شاد شدن [[انسان]] به امور یاد شده، طبیعی است، بر اساس آموزه‌های [[قرآن کریم]]، [[انسان]] نباید به این‌گونه [[شادی‌ها]] دلخوش بوده و [[گمان]] کند آنها [[پایدار]] خواهند بود، چنان‌که در آیه {{متن قرآن|هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّى إِذَا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَفَرِحُوا بِهَا جَاءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌ وَجَاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ لَئِنْ أَنْجَيْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ}}<ref>«اوست که شما را در خشکی و دریا می‌گرداند تا چون در کشتی‌ها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتی‌ها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شده‌اند، خداوند را با پرستش خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» سوره یونس، آیه ۲۲.</ref>، پس از اشاره به شادمان شدن کشتی‌نشینان به باد ملایم، آمده است که ناگهان بادی تند و سهمگین می‌وزد و امواج از هر سو به سراغ آنان می‌آیند و چنان دانند که در محاصره افتاده‌اند. در آیه‌ای [[زندگی دنیا]] به گیاهانی [[تشبیه]] شده است که [[رشد]] آنها به وسیله [[باران]]، مایه [[شادی]] کشاورزان می‌شود؛ ولی پس از مدتی پژمرده، سپس زرد و در پایان خشک و شکسته می‌شوند: {{متن قرآن|اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَزِينَةٌ وَتَفَاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَتَكَاثُرٌ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَبَاتُهُ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَاهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطَامًا وَفِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٌ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ}}<ref>«بدانید که زندگانی این جهان بازیچه و سرگرمی و زیور و نازشی  است میان شما و افزون خواهی در دارایی‌ها و فرزندان است؛ چون بارانی که رستنی آن شگفتی کشتکاران را برانگیزد سپس خشک گردد و آن را زرد بینی، آن‌گاه ریز و خرد شود و در جهان واپسین، عذابی سخت و (نیز) آمرزش و خشنودی از سوی خداوند خواهد بود و زندگانی این جهان جز مایه فریب نیست» سوره حدید، آیه ۲۰.</ref> اعجاب در لغت گاه به معنای [[شاد کردن]] یا استعاره از آن، یا ایجاد تعجّب همراه با شادی به کار می‌رود <ref>مفردات، ص۵۴۷؛ لسان العرب، ج۱، ص۵۸۱؛ قاموس قرآن، ج۴، ص۲۹۲، «عجب».</ref> و در این [[آیه]] نیز معنای [[شادمانی]] در آن لحاظ شده است <ref>تفسیر سمرقندی، ج۳، ص۴۰۸؛ تفسیر مراغی، ج۲۷، ص۱۷۷؛ التفسیر الوسیط، ج۱۴، ص۲۱۹. </ref> و مراد از {{متن قرآن|الْكُفَّارَ}} در این آیه کشاورزان است،<ref> التبیان، ج۹، ص۵۳۰؛ تفسیر ابن کثیر، ج۸، ص۵۷. </ref> زیرا [[کفر]] در لغت به معنای پوشاندن چیزی است و از آن [[جهت]] که کشاورز دانه را در [[زمین]] می‌پوشاند، به او [[کافر]] گفته می‌شود. <ref>مفردات، ص۷۱۴؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۲، «کفر».</ref> البته برخی، "[[کفار]]" در آیه را به کافرانِ در [[عقیده]] [[تفسیر]] کرده‌اند، زیرا کافر حسگراست و بیش از [[مؤمن]] به [[امور مادی]] و [[زینت]] [[دنیا]] خوشحال می‌شود. <ref> تفسیر بیضاوی، ج۵، ص۱۸۹؛ زبدة التفاسیر، ج۶، ص۶۰۲. </ref> از دیدگاه [[قرآن]]، شادی‌های طبیعی نباید موجب شوند که مؤمن از [[امتثال]] [[فرمان‌های الهی]] سرباز زند، از این رو [[پرهیزگاران]] را کسانی معرفی کرده که در [[زمان]] [[خوشحالی]] و ناخوشی [[انفاق]] می‌کنند: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«همان کسان که در شادی و رنج می‌بخشند و فروخورندگان خشم و در گذرندگان از مردم‌اند؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد» سوره آل عمران، آیه ۱۳۴.</ref> برخی [[مفسّران]]، {{متن قرآن|السَّرَّاءِ}} را به حال [[سرور]] و {{متن قرآن|الضَّرَّاءِ}} را به حال [[اندوه]] و غالباً آن دو را به هنگام [[راحتی]] و [[تنگدستی]] معنا کرده‌اند. <ref>التبیان، ج۲، ص۵۹۳؛ الکشاف، ج۱، ص۴۱۵؛ التفسیر الکبیر، ج۹، ص۳۶۶. </ref>
خط ۳۷: خط ۳۷:
برپایه دیدگاه توحیدی، سرور در صورتی [[پسندیده]] است که موافق [[رضای خدا]] و در مسیر [[سعادت حقیقی]] باشد، از این رو [[قرآن کریم]] از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که تنها به [[فضل]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] شادمان شوند و آن را بهتر از [[اموال]] گردآوری شده معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref> آرای [[مفسران]] درباره مقصود از فضل و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] گوناگون است؛<ref>زاد المسیر، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶. </ref> مثلاً برخی، مقصود از آن دو را فرو فرستادن قرآن کریم <ref>روح البیان، ج۴، ص۵۴. </ref> و برخی، مراد از فضل را [[قرآن]] و منظور از رحمت را [[اسلام]] و بعضی برعکس دانسته‌اند؛<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۵۹؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۲۱؛ البحر المحیط، ج۶، ص۷۴-۷۵. </ref> ولی به نظر می‌رسد [[فضل]] و [[رحمت]] در این [[آیه]] به معنای عام خود به کار رفته‌اند و می‌توانند همه این موارد را در بر گیرند،<ref>فتح القدیر، ج۲، ص۵۱۶؛ نمونه، ج۸، ص۳۲۲-۳۲۳. </ref> چنان‌که به گفته برخی بعید نیست مراد از فضل [[خدا]] عطای عام او بر همگان و مقصود از رحمت الهی‌عطای خاص وی بر [[مؤمنان]] باشد که شایسته‌تر آن است که [[انسان]] با حصول هر دوی آنها شادمان شود. <ref> المیزان، ج۱۰، ص۸۲. </ref> در روایتی نیز فضل خدا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[رحمت خدا]] بر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[تطبیق]] شده است. <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۳. </ref>  
برپایه دیدگاه توحیدی، سرور در صورتی [[پسندیده]] است که موافق [[رضای خدا]] و در مسیر [[سعادت حقیقی]] باشد، از این رو [[قرآن کریم]] از [[انسان‌ها]] می‌خواهد که تنها به [[فضل]] و [[رحمت]] [[پروردگار]] شادمان شوند و آن را بهتر از [[اموال]] گردآوری شده معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَبِرَحْمَتِهِ فَبِذَلِكَ فَلْيَفْرَحُوا هُوَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ}}<ref>«بگو: به بخشش خداوند و به بخشایش وی- آری، به آن- باید شاد گردند، این از آنچه فراهم می‌آورند بهتر است» سوره یونس، آیه ۵۸.</ref> آرای [[مفسران]] درباره مقصود از فضل و [[رحمت خدا]] در این [[آیه]] گوناگون است؛<ref>زاد المسیر، ج۲، ص۳۳۵-۳۳۶. </ref> مثلاً برخی، مقصود از آن دو را فرو فرستادن قرآن کریم <ref>روح البیان، ج۴، ص۵۴. </ref> و برخی، مراد از فضل را [[قرآن]] و منظور از رحمت را [[اسلام]] و بعضی برعکس دانسته‌اند؛<ref>تفسیر ابن ابی حاتم، ج۶، ص۱۹۵۹؛ تفسیر سمرقندی، ج۲، ص۱۲۱؛ البحر المحیط، ج۶، ص۷۴-۷۵. </ref> ولی به نظر می‌رسد [[فضل]] و [[رحمت]] در این [[آیه]] به معنای عام خود به کار رفته‌اند و می‌توانند همه این موارد را در بر گیرند،<ref>فتح القدیر، ج۲، ص۵۱۶؛ نمونه، ج۸، ص۳۲۲-۳۲۳. </ref> چنان‌که به گفته برخی بعید نیست مراد از فضل [[خدا]] عطای عام او بر همگان و مقصود از رحمت الهی‌عطای خاص وی بر [[مؤمنان]] باشد که شایسته‌تر آن است که [[انسان]] با حصول هر دوی آنها شادمان شود. <ref> المیزان، ج۱۰، ص۸۲. </ref> در روایتی نیز فضل خدا بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[رحمت خدا]] بر [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} [[تطبیق]] شده است. <ref>تفسیر قمی، ج۱، ص۳۱۳. </ref>  


در آیاتی دیگر به برخی از مصادیق فضل و رحمت خدا که موجب [[سرور]] مؤمنان می‌شوند، به صورت مشخص‌تری اشاره شده است، چنان‌که در آیه‌ای پس از اشاره به اینکه خدا، [[جان‌ها]] و مال‌های مؤمنان را به بهای [[بهشت]] از آنان می‌خرد، از ایشان خواسته تا به این [[خرید و فروش]] پرسود، بسیار شادمان باشند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۱۴. </ref> و نیز مؤمنان [[صدر اسلام]]، هرگاه سوره‌ای نازل می‌شد، آن را زمینه‌ساز [[تکامل]] و ارتفاع [[درجه]] خویش به شمار آورده، بدان شادمان می‌شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref>«و چون سوره‌ای نازل شود برخی از ایشان می‌گویند: «این (سوره) به ایمان کدام‌یک از شما افزود؟» ولی به ایمان کسانی که ایمان آورده‌اند می‌افزاید و آنان شاد می‌شوند» سوره توبه، آیه ۱۲۴.</ref>.<ref> التبیان، ج۵، ص۳۲۵؛ روح المعانی، ج۶، ص۴۷؛ المیزان، ج۹، ص۴۱۰. </ref> همچنین کسانی که خدا به آنان کتاب داده، با [[نزول قرآن]] شاد می‌شدند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی می‌کنند؛ و از گروه‌ها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار می‌کند؛ بگو: من فرمان یافته‌ام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا می‌خوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref> برخی، مقصود از {{متن قرآن|وَالَّذِينَ }} را مؤمنان و حق‌طلبان از [[یهود]] و [[نصارا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۵۳۳؛ روح المعانی، ج۷، ص۱۵۶؛ نمونه، ج۱۰، ص۲۳۳. </ref> و برخی، [[مسلمانان]] دانسته‌اند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۹۵؛ تفسیر بغوی، ج۳، ص۲۵؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref> در آیه‌ای نیز به بیان تمثیلی از [[انجیل]] در [[وصف]] [[یاران]] [[حقیقی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته شده که در آن [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که جوانه می‌زند و با پیمودن مراحل [[رشد]]، ساقه‌ای [[استوار]] یافته، به گونه‌ای بر پای خود می‌ایستد که [[شادی]] کشاورزان را برمی‌انگیزد: {{متن قرآن| وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>« داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>.<ref>روح البیان، ج۹، ص۵۸-۵۹. </ref> مراد از این [[تمثیل]] این است که [[رسول اکرم]]{{صل}} با دیدن یارانی که آنان را در سایه [[افکار]] و [[رهبری]] خویش پرورش داده بود، مسرور می‌شد. <ref>من هدی القرآن، ج۱۳، ص۳۴۷. </ref> [[یاری خدا]] از دیگر اموری است که سبب شادی [[مؤمنان]] می‌شود: {{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ }}<ref>«رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند ...در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد می‌شوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری می‌رساند و او پیروزمند بخشاینده است» سوره روم، آیه ۲-۵.</ref> به گفته [[مفسران]]، زمانی که [[فارس]] بر روم [[پیروز]] شد، [[مشرکان]] [[مکه]] از [[شکست]] [[رومیان]] که [[اهل کتاب]] بودند، خوشحال شده، آن را [[نشانه]] [[پیروزی]] خود بر [[مسلمانان]] به شمار آوردند. در این هنگام [[آیات]] یادشده نازل شدند و از پیروزی رومیان در چند سال [[آینده]] خبر دادند و اعلام کردند که در آن [[روز]] مؤمنان از یاری خدا شاد خواهند شد. [[منابع تفسیری]]، سبب [[خوشحالی]] مؤمنان را اموری چون پیروزی رومیان و دفع [[فارسیان]] از [[بیت‌المقدس]]، آشکار شدن [[درستی]] [[پیش‌بینی]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و بطلان [[پندار]] مشرکان، همزمان شدن این پیروزی با پیروزی مسلمانان در [[جنگ بدر]] یا [[صلح حدیبیه]] و مقدمه بودن تحقق این [[وعده الهی]] برای پیروزی‌های بعدی مؤمنان بر مشرکان دانسته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۶۰؛ التسهیل، ج۲، ص۱۳۰؛ نمونه، ج۱۶، ص۳۶۳. </ref>
در آیاتی دیگر به برخی از مصادیق فضل و رحمت خدا که موجب [[سرور]] مؤمنان می‌شوند، به صورت مشخص‌تری اشاره شده است، چنان‌که در آیه‌ای پس از اشاره به اینکه خدا، [[جان‌ها]] و مال‌های مؤمنان را به بهای [[بهشت]] از آنان می‌خرد، از ایشان خواسته تا به این [[خرید و فروش]] پرسود، بسیار شادمان باشند: {{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَيَقْتُلُونَ وَيُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا فِي التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَيْعِكُمُ الَّذِي بَايَعْتُمْ بِهِ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ}}<ref>«همانا خداوند از مؤمنان، خودشان و دارایی‌هاشان را خریده است در برابر اینکه بهشت از آن آنها باشد؛ در راه خداوند کارزار می‌کنند، می‌کشند و کشته می‌شوند بنا به وعده‌ای راستین که بر عهده او در تورات و انجیل و قرآن است و وفادارتر از خداوند به پیمان خویش کیست؟ پس به داد و ستدی که کرده‌اید شاد باشید و آن است که رستگاری سترگ است» سوره توبه، آیه ۱۱۱.</ref>.<ref>مجمع البیان، ج۵، ص۱۱۴. </ref> و نیز مؤمنان [[صدر اسلام]]، هرگاه سوره‌ای نازل می‌شد، آن را زمینه‌ساز [[تکامل]] و ارتفاع [[درجه]] خویش به شمار آورده، بدان شادمان می‌شدند: {{متن قرآن|وَإِذَا مَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ}}<ref>«و چون سوره‌ای نازل شود برخی از ایشان می‌گویند: «این (سوره) به ایمان کدام‌یک از شما افزود؟» ولی به ایمان کسانی که ایمان آورده‌اند می‌افزاید و آنان شاد می‌شوند» سوره توبه، آیه ۱۲۴.</ref>.<ref> التبیان، ج۵، ص۳۲۵؛ روح المعانی، ج۶، ص۴۷؛ المیزان، ج۹، ص۴۱۰. </ref> همچنین کسانی که خدا به آنان کتاب داده، با [[نزول قرآن]] شاد می‌شدند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَفْرَحُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمِنَ الْأَحْزَابِ مَنْ يُنْكِرُ بَعْضَهُ قُلْ إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ وَلَا أُشْرِكَ بِهِ إِلَيْهِ أَدْعُو وَإِلَيْهِ مَآبِ}}<ref>«و کسانی که به آنان کتاب (آسمانی) داده‌ایم از آنچه بر تو فرو فرستاده شده است، شادی می‌کنند؛ و از گروه‌ها (ی کافر) کسی است که دیگری را انکار می‌کند؛ بگو: من فرمان یافته‌ام که خداوند را بپرستم و با او شریک قرار ندهم؛ (مردم را) به سوی او فرا می‌خوانم و بازگشت من به سوی اوست» سوره رعد، آیه ۳۶.</ref> برخی، مقصود از {{متن قرآن|وَالَّذِينَ }} را مؤمنان و حق‌طلبان از [[یهود]] و [[نصارا]] <ref>الکشاف، ج۲، ص۵۳۳؛ روح المعانی، ج۷، ص۱۵۶؛ نمونه، ج۱۰، ص۲۳۳. </ref> و برخی، [[مسلمانان]] دانسته‌اند. <ref>تفسیر ثعلبی، ج۵، ص۲۹۵؛ تفسیر بغوی، ج۳، ص۲۵؛ التحریر و التنویر، ج۱۲، ص۱۹۶. </ref> در آیه‌ای نیز به بیان تمثیلی از [[انجیل]] در [[وصف]] [[یاران]] [[حقیقی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پرداخته شده که در آن [[اصحاب رسول خدا]]{{صل}} به زراعتی [[تشبیه]] شده‌اند که جوانه می‌زند و با پیمودن مراحل [[رشد]]، ساقه‌ای [[استوار]] یافته، به گونه‌ای بر پای خود می‌ایستد که [[شادی]] کشاورزان را برمی‌انگیزد: {{متن قرآن| وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِيمًا}}<ref>«داستان آنان در انجیل مانند کشته‌ای است که جوانه‌اش را برآورد و آن را نیرومند گرداند و ستبر شود و بر ساقه‌هایش راست ایستد، به گونه‌ای که دهقانان را به شگفتی آورد تا کافران را با آنها به خشم انگیزد، خداوند به کسانی از آنان که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند نوید آمرزش و پاداشی سترگ داده است» سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>.<ref>روح البیان، ج۹، ص۵۸-۵۹. </ref> مراد از این [[تمثیل]] این است که [[رسول اکرم]]{{صل}} با دیدن یارانی که آنان را در سایه [[افکار]] و [[رهبری]] خویش پرورش داده بود، مسرور می‌شد. <ref>من هدی القرآن، ج۱۳، ص۳۴۷. </ref> [[یاری خدا]] از دیگر اموری است که سبب شادی [[مؤمنان]] می‌شود: {{متن قرآن|غُلِبَتِ الرُّومُ فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُم مِّن بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِن قَبْلُ وَمِن بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَن يَشَاء وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ }}<ref>«رومیان شکست خوردند در نزدیک‌ترین سرزمین و آنان پس از شکستشان به زودی پیروز می‌گردند ...در چند سال؛ کار گذشته و آینده با خداوند است و در آن روز مؤمنان شاد می‌شوند به یاری خداوند که هر کس را بخواهد یاری می‌رساند و او پیروزمند بخشاینده است» سوره روم، آیه ۲-۵.</ref> به گفته [[مفسران]]، زمانی که [[فارس]] بر روم [[پیروز]] شد، [[مشرکان]] [[مکه]] از [[شکست]] [[رومیان]] که [[اهل کتاب]] بودند، خوشحال شده، آن را [[نشانه]] [[پیروزی]] خود بر [[مسلمانان]] به شمار آوردند. در این هنگام [[آیات]] یادشده نازل شدند و از پیروزی رومیان در چند سال [[آینده]] خبر دادند و اعلام کردند که در آن [[روز]] مؤمنان از یاری خدا شاد خواهند شد. [[منابع تفسیری]]، سبب [[خوشحالی]] مؤمنان را اموری چون پیروزی رومیان و دفع [[فارسیان]] از [[بیت‌المقدس]]، آشکار شدن [[درستی]] [[پیش‌بینی]] [[خدا]] و [[پیامبر]]{{صل}} و بطلان [[پندار]] مشرکان، همزمان شدن این پیروزی با پیروزی مسلمانان در [[جنگ بدر]] یا [[صلح حدیبیه]] و مقدمه بودن تحقق این [[وعده الهی]] برای پیروزی‌های بعدی مؤمنان بر مشرکان دانسته‌اند. <ref>مجمع البیان، ج۸، ص۴۶۰؛ التسهیل، ج۲، ص۱۳۰؛ نمونه، ج۱۶، ص۳۶۳. </ref>


[[سرور]] انسان‌های [[مؤمن]] از خویشاوندانشان نیز باید در راستای دیدگاه [[توحیدی]] آنان باشد، از این رو [[بندگان]] ویژه خدا از او می‌خواهند که به [[همسران]] و فرزندانشان [[توفیق]] [[اطاعت الهی]] و کسب [[فضایل]] دهد، تا مایه [[شادی]] و چشم‌روشنی آنان باشند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>.<ref> التبیان، ج۷، ص۵۱۲؛ روح البیان، ج۶، ص۲۵۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۶. </ref> در آیه‌ای نیز پس از بیان اینکه [[حکم]] تقسیم مساوی اوقات میان [[همسران]]، که بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] است، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برداشته شده و آن [[حضرت]] می‌تواند موعد هر یک از همسرانش را که خواست، به تأخیر اندازد و هر یک از آنان را که خواست نزد خود طلبد، این حکم را مایه شادی [[همسران رسول خدا]] به شمار آورده است: {{متن قرآن|تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا}}<ref>«(اختیار با توست که موعد) هر یک از آنان  را که خواستی واپس افکنی و هر کدام را خواستی نزد خود جای دهی و اگر هر یک از آنان را که وا نهاده بودی بخواهی، بر تو گناهی نیست؛ این، بدان نزدیک‌تر است که چشم آنان روشن گردد و اندوهگین نگردند و همگی به آنچه تو به آنان داده‌ای خشنود شوند و خداوند آنچه در دل‌هایتان می‌گذرد می‌داند و خداوند دانای بردبار است» سوره احزاب، آیه ۵۱.</ref>. [[راز]] [[خوشحالی]] و شادی همسران چنین بیان شده که آنان با پذیرش این امر، در برابر [[حکم الهی]] که برای [[مصالح]] مهمی [[تشریع]] شده است، [[تسلیم]] خواهند شد. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۲۰؛ الکشاف، ج۳، ص۵۵۲؛ نمونه، ج۱۷، ۳۸۵-۳۸۷. </ref> وجوه دیگری را نیز در تبیین [[راز]] این خوشحالی گفته‌اند؛<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۹۵. </ref> مثلاً کسی که مقدم می‌شد شاد می‌گشت و کسی که مؤخر می‌شد [[امیدوار]] بود که در زمانی دیگر مقدم شود<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۶. </ref>.<ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
[[سرور]] انسان‌های [[مؤمن]] از خویشاوندانشان نیز باید در راستای دیدگاه [[توحیدی]] آنان باشد، از این رو [[بندگان]] ویژه خدا از او می‌خواهند که به [[همسران]] و فرزندانشان [[توفیق]] [[اطاعت الهی]] و کسب [[فضایل]] دهد، تا مایه [[شادی]] و چشم‌روشنی آنان باشند: {{متن قرآن|وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا}}<ref>«و آنان که می‌گویند: پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان روشنی دیدگان ببخش و ما را پیشوای پرهیزگاران کن» سوره فرقان، آیه ۷۴.</ref>.<ref> التبیان، ج۷، ص۵۱۲؛ روح البیان، ج۶، ص۲۵۲؛ الصافی، ج۴، ص۲۶. </ref> در آیه‌ای نیز پس از بیان اینکه [[حکم]] تقسیم مساوی اوقات میان [[همسران]]، که بر مردان [[مؤمن]] [[واجب]] است، از [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برداشته شده و آن [[حضرت]] می‌تواند موعد هر یک از همسرانش را که خواست، به تأخیر اندازد و هر یک از آنان را که خواست نزد خود طلبد، این حکم را مایه شادی [[همسران رسول خدا]] به شمار آورده است: {{متن قرآن|تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا}}<ref>«(اختیار با توست که موعد) هر یک از آنان  را که خواستی واپس افکنی و هر کدام را خواستی نزد خود جای دهی و اگر هر یک از آنان را که وا نهاده بودی بخواهی، بر تو گناهی نیست؛ این، بدان نزدیک‌تر است که چشم آنان روشن گردد و اندوهگین نگردند و همگی به آنچه تو به آنان داده‌ای خشنود شوند و خداوند آنچه در دل‌هایتان می‌گذرد می‌داند و خداوند دانای بردبار است» سوره احزاب، آیه ۵۱.</ref>. [[راز]] [[خوشحالی]] و شادی همسران چنین بیان شده که آنان با پذیرش این امر، در برابر [[حکم الهی]] که برای [[مصالح]] مهمی [[تشریع]] شده است، [[تسلیم]] خواهند شد. <ref>جامع‌البیان، ج۲۲، ص۲۰؛ الکشاف، ج۳، ص۵۵۲؛ نمونه، ج۱۷، ۳۸۵-۳۸۷. </ref> وجوه دیگری را نیز در تبیین [[راز]] این خوشحالی گفته‌اند؛<ref> مجمع البیان، ج۸، ص۵۷۵؛ تفسیر ابن کثیر، ج۶، ص۳۹۵. </ref> مثلاً کسی که مقدم می‌شد شاد می‌گشت و کسی که مؤخر می‌شد [[امیدوار]] بود که در زمانی دیگر مقدم شود<ref>المیزان، ج۱۶، ص۳۳۶. </ref>.<ref>[[حسن حاجی‌شاه‌ولدی|حاجی‌شاه‌ولدی، حسن]]؛ [[سرور (مقاله)| مقاله «سرور»]]؛ [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۵ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]؛ ج۱۵.</ref>
خط ۱۰۴: خط ۱۰۴:


[[رده:سرور در قرآن]]
[[رده:سرور در قرآن]]
[[رده:مدخل]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش