بحث:وحی: تفاوت میان نسخه‌ها

۷۵۴ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۸
خط ۱: خط ۱:
==قاموس قرآن==
==قاموس قرآن==
وحی در اصل به معنی اشاره سریع است و به اعتبار سرعت گفته‏‌اند: {{عربی|اندازه=155%|"اَمْرٌوَحْیٌ"}} یعنی کار سریع (راغب) فیومی در مصباح گفته وحی به معنی اشاره و رسالت و کتابت است وهر آنچه به دیگری القا کنی تا بفهمد [[وحی]] است ... راغب کتابت و رمز و غیره را از اسباب شمرده و معنای اصلی را اشاره می‌‏داند. ناگفته نماند {{عربی|اندازه=155%|"وَحی یَحی"}} و {{عربی|اندازه=155%|"اَوْحی یوُحی"}} هر دو به یک معنی است چنانکه در مصباح گفته است. طبرسی فرموده: ایحاء القاء معنی است بطور مخفی و نیز به معنی الهام و اشاره است. ناگفته نماند: جامع تمام معانی تفهیم خفی است و اگر وحی و ایحاء را تفهیم خفی و کلام خفی معنی کنیم جامع تمام معانی خواهدبود. آنچه از معانی این لفظ نقل شد بسیاری از آنها در قرآن کریم یافته است مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!»؛ سوره نحل، آیه۶۸.</ref> مراد از وحی تفهیم ذاتی است که خداوند در ذات زنبور عسل گذاشته و طریق عسل‌سازی را به وی آموخته است و لفظ {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَى}}﴾}} دلالت دارد که کار عسل‏‌گیری این حشره تصادفی نیست بلکه با تفهیم و تعلیم خدایی است. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}﴾}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست»؛ سوره فصلت، آیه۱۲.</ref> گفته‌‏اند مراد از وحی خلقت و ایجاد است یعنی: در هر آسمان امر و تدبیر آن را ایجاد کرد و گفته‌‏اند: کار هر آسمان را به اهل آسمان که [[ملائکه]] باشند وحی کرد در این صورت وحی به معنی متعارف آن است. ناگفته نماند: در «سماء» گفته شد که مراد از سبع سماوات آسمان‌های هفت‌گانه محیط بر زمین‌اند و در هر یک از آنها آثاری است غیر از آثار آن دیگری و همه در زندگی و تدبیر حیات ارضی دخیل‌اند به نظر نگارنده مراد از {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَى}}﴾}} القاء و قراردادن آن آثار و خصوصیات در هر یک از طبقات جو است. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}﴾}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است»؛ سوره زلزله، آیه ۴ و ۵.</ref> آن روز زمین اخبار خویش را حکایت کند که خدایت به وی وحی کرده است در بحث قیامت در این کتاب نوشته‏‌ایم که زمین در اثر تکامل سخن خواهد گفت در این صورت وحی به معنی تفهیم و اشاره خواهد بود و یا آن مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}}﴾}} است .
وحی در اصل به معنی اشاره سریع است و به اعتبار سرعت گفته‏‌اند: {{عربی|اندازه=155%|"اَمْرٌوَحْیٌ"}} یعنی کار سریع (راغب) فیومی در مصباح گفته وحی به معنی اشاره و رسالت و کتابت است وهر آنچه به دیگری القا کنی تا بفهمد [[وحی]] است ... راغب کتابت و رمز و غیره را از اسباب شمرده و معنای اصلی را اشاره می‌‏داند. ناگفته نماند {{عربی|اندازه=155%|"وَحی یَحی"}} و {{عربی|اندازه=155%|"اَوْحی یوُحی"}} هر دو به یک معنی است چنانکه در مصباح گفته است. طبرسی فرموده: ایحاء القاء معنی است بطور مخفی و نیز به معنی الهام و اشاره است. ناگفته نماند: جامع تمام معانی تفهیم خفی است و اگر وحی و ایحاء را تفهیم خفی و کلام خفی معنی کنیم جامع تمام معانی خواهدبود. آنچه از معانی این لفظ نقل شد بسیاری از آنها در قرآن کریم یافته است مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}}﴾}}<ref>«و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!»؛ سوره نحل، آیه۶۸.</ref> مراد از وحی تفهیم ذاتی است که خداوند در ذات زنبور عسل گذاشته و طریق عسل‌سازی را به وی آموخته است و لفظ {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَى}}﴾}} دلالت دارد که کار عسل‏‌گیری این حشره تصادفی نیست بلکه با تفهیم و تعلیم خدایی است. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِي يَوْمَيْنِ وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَحِفْظًا ذَلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ}}﴾}}<ref>«آنگاه آنها را در دو روز (به گونه) هفت آسمان برنهاد و در هر آسمانی کار آن را وحی کرد و آسمان نزدیک‌تر را به چراغ‌هایی (از ستارگان) آراستیم و نیک آن را نگاه داشتیم؛ این سنجش (خداوند) پیروز داناست»؛ سوره فصلت، آیه۱۲.</ref> گفته‌‏اند مراد از وحی خلقت و ایجاد است یعنی: در هر آسمان امر و تدبیر آن را ایجاد کرد و گفته‌‏اند: کار هر آسمان را به اهل آسمان که [[ملائکه]] باشند وحی کرد در این صورت وحی به معنی متعارف آن است. ناگفته نماند: در «سماء» گفته شد که مراد از سبع سماوات آسمان‌های هفت‌گانه محیط بر زمین‌اند و در هر یک از آنها آثاری است غیر از آثار آن دیگری و همه در زندگی و تدبیر حیات ارضی دخیل‌اند به نظر نگارنده مراد از {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَى}}﴾}} القاء و قراردادن آن آثار و خصوصیات در هر یک از طبقات جو است. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا * بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَى لَهَا}}﴾}}<ref>«در آن روز زمین رازهایش را باز می‌گوید * زیرا پروردگارت به آن، وحی کرده است»؛ سوره زلزله، آیه ۴ و ۵.</ref> آن روز زمین اخبار خویش را حکایت کند که خدایت به وی وحی کرده است در بحث قیامت در این کتاب نوشته‏‌ایم که زمین در اثر تکامل سخن خواهد گفت در این صورت وحی به معنی تفهیم و اشاره خواهد بود و یا آن مثل {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَأَوْحَى فِي كُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا}}﴾}} است .
در آیات گذشته چنانکه دیدیم وحی در جماد و حشره بکار رفته است ولی در آیات زیر مواردی در بشر و احتمالا در جن خواهدشد. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}﴾}}<ref>«آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستایید»؛ سوره مریم، آیه۱۱.</ref> ناگفته نماند: در آیات ماقبل به زکریا{{ع}} وحی شد که: علامت حمل زنت به فرزند آن است که سه روز زبان تواز سخن گفتن باز خواهد ماند آن‌وقت فرموده: «فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ...» این می‏فهماند که خارج شدن بر قوم پس از اعتقال زبانش بوده است علی هذا مراد از «فَاَوْحی» اشاره است یعنی: از معبد بر قومش خارج شد و به آنها اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح کنید. * [قصص:7]. وحی در اینجاهمان الهام و تفهیم خفی است که خدا به قلب مادر موسی «علیه السلام» انداخت و آن مصداقاً نظیر آن بودکه به دل انبیاء علیهم السلام انداخته می‏شد و همانطور که به او الهام شده بود تحقق واقعی پیداکرد. * [انعام:121]. آیه در خوردن ذبیحه‏‌ای است که نام خدا بر آن برده نشده ممکن است مراد از شیاطین انسانهای بدکار و یا شیاطین جن باشد یعنی از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخورید شیاطین به دوستان خود القاء وسوسه می‏کنند تا در باره خوردن میته با شما مجادله کنند. ایضا [انعام:112]. مراد از وحی در هر دو آیه کلام خفی و وسوسه است. وحی انبیاء وحی انبیاء علیهم السلام همان تفهیم خفی و کلام خفی است که از جانب خداوند القاء می‏شود و خداوند از آن با «سخن گفتن» تعبیر می‏کند و آن سه قسم است :وحی، ایجادصدا، آمدن فرشته. [شوری:51]. یعنی برای هیچ بشری نیست که خدا با او سخن گوید مگر بطور وحی و القاء به دل او، یا از پس پرده (مثل موسی «علیه السلام» که خدا صدا آفرید و موسی آن را از درخت شنید) و یا فرشته‏ای می‏فرستد و او به اذن خدا آنچه را که خدا می‏خواهد به پیامبر وحی و تفهیم می‏کند که خدا والامقام و حکمت کردار است. ای پیامبر همانطور با هر سه راه دینی بتو وحی کردیم . می‏شود خواب انبیاء علیهم السلام را از قسم اول دانست چنانکه در خواب دیدن ابراهیم «علیه السلام» در باره ذبح فرزندش و خواب دیدن حضرت رسول «صلی الله علیه واله» در باره دخول به مسجدالحرام و غیره که اینها نیز از اقسام وحی و تفهیم خفی اند.
در آیات گذشته چنانکه دیدیم وحی در جماد و حشره بکار رفته است ولی در آیات زیر مواردی در بشر و احتمالا در جن خواهدشد. {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا}}﴾}}<ref>«آنگاه از محراب به سوی قوم خود بیرون شد و به آنان اشاره کرد که: پگاهان و در پایان روز (خداوند را) به پاکی بستایید»؛ سوره مریم، آیه۱۱.</ref> ناگفته نماند: در آیات ماقبل به زکریا{{ع}} وحی شد که: علامت حمل زنت به فرزند آن است که سه روز زبان تواز سخن گفتن باز خواهد ماند آن‌وقت فرموده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ}}﴾}} این می‌‏فهماند که خارج شدن بر قوم پس از اعتقال زبانش بوده است علی هذا مراد از {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|أَوْحَى}}﴾}} اشاره است یعنی: از معبد بر قومش خارج شد و به آنها اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح کنید. وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلا تَخَافِي وَلا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ<ref>«و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد»؛ سوره قصص، آیه۷.</ref> وحی در اینجا همان الهام و تفهیم خفی است که خدا به قلب مادر موسی{{ع}} انداخت و آن مصداقاً نظیر آن بود که به دل [[انبیاء]]{{ع}} انداخته می‌‏شد و همانطور که به او الهام شده بود تحقق واقعی پیداکرد. * [انعام:121]. آیه در خوردن ذبیحه‏‌ای است که نام خدا بر آن برده نشده ممکن است مراد از شیاطین انسانهای بدکار و یا شیاطین جن باشد یعنی از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخورید شیاطین به دوستان خود القاء وسوسه می‏‌کنند تا درباره خوردن میته با شما مجادله کنند. ایضا [انعام:112]. مراد از وحی در هر دو آیه کلام خفی و وسوسه است. وحی انبیاء وحی انبیاء علیهم السلام همان تفهیم خفی و کلام خفی است که از جانب خداوند القاء می‏شود و خداوند از آن با «سخن گفتن» تعبیر می‏کند و آن سه قسم است :وحی، ایجادصدا، آمدن فرشته. [شوری:51]. یعنی برای هیچ بشری نیست که خدا با او سخن گوید مگر بطور وحی و القاء به دل او، یا از پس پرده (مثل موسی{{ع}} که خدا صدا آفرید و موسی آن را از درخت شنید) و یا فرشته‏ای می‏فرستد و او به اذن خدا آنچه را که خدا می‏خواهد به پیامبر وحی و تفهیم می‏کند که خدا والامقام و حکمت کردار است. ای پیامبر همانطور با هر سه راه دینی بتو وحی کردیم . می‏شود خواب انبیاء علیهم السلام را از قسم اول دانست چنانکه در خواب دیدن ابراهیم{{ع}} در باره ذبح فرزندش و خواب دیدن حضرت رسول «صلی الله علیه واله» در باره دخول به مسجدالحرام و غیره که اینها نیز از اقسام وحی و تفهیم خفی اند.


==[[محمد بیابانی اسکوئی]] ==
==[[محمد بیابانی اسکوئی]] ==
۵۳٬۳۷۰

ویرایش