جز
جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
جز (جایگزینی متن - 'خداوند متعالی' به 'خداوند متعال') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
استعمال ماده «س - م - ع» در قالب بابِ افعال: {{متن قرآن|وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و اگر خداوند در آنان خیری مییافت ایشان را شنوا میکرد و اگر هم شنواشان کرده بود باز پشت میکردند در حالی که روی گردان بودند» سوره انفال، آیه ۲۳.</ref> به معنای بخشیدن نیروی شنوایی <ref> مفردات، ص۴۲۵، «سمع»؛ انوار درخشان، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref> و مقصود از آن شنواندن به [[قلب]] است.<ref> تفسیر ابن قیم، ص۴۷.</ref> لفظ «استماع» نیز به معنای [[طلب]] شنیدن با میل و رغبت است و از همین رو کاربرد آن در باره خدای متعالی جایز نیست <ref> معجم الفروق اللغویه، ص۴۹، ۲۸۴؛ مفردات، ص۴۲۶؛ تاج العروس، ج۱۱، ص۲۲۷، «سمع».</ref> و بر این اساس «مستمع» در {{متن قرآن|قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ}}<ref>«فرمود: چنین نیست؛ نشانه های ما را (با خود) ببرید که بیگمان ما خود همراه شما گوش فرا میداریم» سوره شعراء، آیه ۱۵.</ref> به معنای سامع [[تأویل]] میگردد <ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۲؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۹۳.</ref> و علت استفاده از این وزن، [[مبالغه]] و شدّت [[تعظیم]] است؛<ref>التبیان، ج۸، ص۱۱؛ مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۲.</ref> ولی برخی جمله را استعاره تمثیلی و غرض از آن را مبالغه در [[وعده]] اعانت و کمک دانسته، و تأویل آن را به سامع نپذیرفتهاند.<ref>روح المعانی، ج۱۰، ص۶۷.</ref> برخی دیگر آن را کنایه از حضور و کمال [[عنایت خداوند]] دانستهاند به آنچه میان موسی و [[هارون]] و [[فرعون]] رخ داد.<ref>الميیزان، ج۱۵، ص۲۶۰.</ref> | استعمال ماده «س - م - ع» در قالب بابِ افعال: {{متن قرآن|وَلَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْرًا لَأَسْمَعَهُمْ وَلَوْ أَسْمَعَهُمْ لَتَوَلَّوْا وَهُمْ مُعْرِضُونَ}}<ref>«و اگر خداوند در آنان خیری مییافت ایشان را شنوا میکرد و اگر هم شنواشان کرده بود باز پشت میکردند در حالی که روی گردان بودند» سوره انفال، آیه ۲۳.</ref> به معنای بخشیدن نیروی شنوایی <ref> مفردات، ص۴۲۵، «سمع»؛ انوار درخشان، ج۱۳، ص۳۰۳.</ref> و مقصود از آن شنواندن به [[قلب]] است.<ref> تفسیر ابن قیم، ص۴۷.</ref> لفظ «استماع» نیز به معنای [[طلب]] شنیدن با میل و رغبت است و از همین رو کاربرد آن در باره خدای متعالی جایز نیست <ref> معجم الفروق اللغویه، ص۴۹، ۲۸۴؛ مفردات، ص۴۲۶؛ تاج العروس، ج۱۱، ص۲۲۷، «سمع».</ref> و بر این اساس «مستمع» در {{متن قرآن|قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُمْ مُسْتَمِعُونَ}}<ref>«فرمود: چنین نیست؛ نشانه های ما را (با خود) ببرید که بیگمان ما خود همراه شما گوش فرا میداریم» سوره شعراء، آیه ۱۵.</ref> به معنای سامع [[تأویل]] میگردد <ref>مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۲؛ تفسیر قرطبی، ج۱۴، ص۹۳.</ref> و علت استفاده از این وزن، [[مبالغه]] و شدّت [[تعظیم]] است؛<ref>التبیان، ج۸، ص۱۱؛ مجمع البیان، ج۷، ص۲۹۲.</ref> ولی برخی جمله را استعاره تمثیلی و غرض از آن را مبالغه در [[وعده]] اعانت و کمک دانسته، و تأویل آن را به سامع نپذیرفتهاند.<ref>روح المعانی، ج۱۰، ص۶۷.</ref> برخی دیگر آن را کنایه از حضور و کمال [[عنایت خداوند]] دانستهاند به آنچه میان موسی و [[هارون]] و [[فرعون]] رخ داد.<ref>الميیزان، ج۱۵، ص۲۶۰.</ref> | ||
استعمال صیغه [[تعجب]] از ماده «س - م - ع» در {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمانها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمیگرداند» سوره کهف، آیه ۲۶.</ref> برای افاده کمال [[سمع]] در [[خداوند]] | استعمال صیغه [[تعجب]] از ماده «س - م - ع» در {{متن قرآن|قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَأَسْمِعْ مَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا يُشْرِكُ فِي حُكْمِهِ أَحَدًا}}<ref>«بگو: خداوند بر آن اندازه که درنگ کردند داناتر است، نهان آسمانها و زمین از آن اوست؛ چه بینا و چه شنواست! آنان را جز او سروری نیست و هیچ کس را در فرمانروایی خویش شریک نمیگرداند» سوره کهف، آیه ۲۶.</ref> برای افاده کمال [[سمع]] در [[خداوند متعال]] <ref>روح المعانی، ج۱۳، ص۲۷۶-۲۷۷.</ref> و مقصود از آن تعظیم در مورد اوست،<ref>التبیان، ج۷، ص۳۳؛ مجمع البیان، ج۶، ص۷۱۵.</ref> زیرا او لطیفترین و کوچکترین چیزها و همچنین [[ظواهر]] و [[بواطن]] را [[ادراک]] میکند.<ref> الکشاف، ج۲، ص۷۱۶.</ref> | ||
برخی به این نکته توجه دادهاند که کاربرد صیغههای مبالغه درباره خداوند متعالی حقیقی نیست؛ زیرا اوصاف خداوند به لحاظ نفس الامر در نهایت کمال بوده و نیازی به ادّعای [[متکلم]] نیست، از این رو استفاده از صیغههای مبالغه به اعتبار کثرت متعلق این اوصاف است.<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۴۲۸.</ref> | برخی به این نکته توجه دادهاند که کاربرد صیغههای مبالغه درباره خداوند متعالی حقیقی نیست؛ زیرا اوصاف خداوند به لحاظ نفس الامر در نهایت کمال بوده و نیازی به ادّعای [[متکلم]] نیست، از این رو استفاده از صیغههای مبالغه به اعتبار کثرت متعلق این اوصاف است.<ref>کشاف اصطلاحات الفنون، ج۲، ص۱۴۲۸.</ref> | ||