بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۵: | خط ۲۵: | ||
*'''الف. آفرینش مُلکی:''' آیاتی که به مراحل آفرینش ملکی انسان اشاره کرده است به ۴ بخش تقسیم میشود: | *'''الف. آفرینش مُلکی:''' آیاتی که به مراحل آفرینش ملکی انسان اشاره کرده است به ۴ بخش تقسیم میشود: | ||
#آیاتی که به بیان آفرینش انسان از خاک، گِل یا زمین میپردازد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانههای او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی (روی زمین) پراکنده میشوید؛ سوره روم، آیه:۲۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسَمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ}}﴾}}<ref> اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست آنگاه شما تردید میکنید؛ سوره انعام، آیه:۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَى مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى}}﴾}}<ref> همان که زمین را برای شما گاهوارهای گردانید و در آن برایتان راههایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگرنگ گونهها برآوردیم.بخورید و چارپایانتان را بچرانید! بیگمان در آن برای خردمندان نشانههایی است.شما را از آن آفریدیم و در آن باز میگردانیم و بار دیگر از همان برمیآوریم؛ سوره طه، آیه: ۵۳- ۵۵.</ref>. اگرچه این آیات در اصل، نظر به آغاز آفرینش انسان و خلقت حضرت آدم دارد؛ اما چون آفرینش همه انسانها از طریق [[حضرت آدم]]{{ع}} به خاک منتهی میشود، حکم مذکور را میتوان مربوط به عالم انسانیت دانست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۶۵، ج ۷، ص ۸ ، ج ۱۴، ص ۱۷۲.</ref>. | #آیاتی که به بیان آفرینش انسان از خاک، گِل یا زمین میپردازد{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشَرٌ تَنتَشِرُونَ}}﴾}}<ref> و از نشانههای او این است که شما را از خاک آفرید آنگاه شما آدمیانی (روی زمین) پراکنده میشوید؛ سوره روم، آیه:۲۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضَى أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسَمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْتَرُونَ}}﴾}}<ref> اوست که شما را از گل آفرید سپس اجلی مقرر داشت و اجل معیّن نزد اوست آنگاه شما تردید میکنید؛ سوره انعام، آیه:۲.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُولِي النُّهَى مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخْرَى}}﴾}}<ref> همان که زمین را برای شما گاهوارهای گردانید و در آن برایتان راههایی گشود و از آسمان آبی فرو فرستاد که با آن از گیاهان رنگرنگ گونهها برآوردیم.بخورید و چارپایانتان را بچرانید! بیگمان در آن برای خردمندان نشانههایی است.شما را از آن آفریدیم و در آن باز میگردانیم و بار دیگر از همان برمیآوریم؛ سوره طه، آیه: ۵۳- ۵۵.</ref>. اگرچه این آیات در اصل، نظر به آغاز آفرینش انسان و خلقت حضرت آدم دارد؛ اما چون آفرینش همه انسانها از طریق [[حضرت آدم]]{{ع}} به خاک منتهی میشود، حکم مذکور را میتوان مربوط به عالم انسانیت دانست<ref>المیزان، ج ۱۶، ص ۱۶۵، ج ۷، ص ۸ ، ج ۱۴، ص ۱۷۲.</ref>. | ||
#آیاتی که به آفرینش انسان از آب اشاره کرده | #آیاتی که به آفرینش انسان از آب اشاره کرده{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْمَاء بَشَرًا فَجَعَلَهُ نَسَبًا وَصِهْرًا وَكَانَ رَبُّكَ قَدِيرًا}}﴾}}<ref> و اوست که از آب بشری آفرید و او را نسبی و سببی نهاد و پروردگار تو تواناست؛ سوره فرقان، آیه:۵۴.</ref> و گاهی این آب را به وصف بیمقدار و پست متصف میکند{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَلَمْ نَخْلُقكُّم مِّن مَّاء مَّهِينٍ}}﴾}}<ref> آیا شما را از آبی خوارمایه نیافریدیم؟؛ سوره مرسلات، آیه:۲۰.</ref> و گاه نیز آن را آب جهندهای میخواند که از میانه پشت و سینهها<ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۷۱۵؛ المنجد، ص ۶۰ ، «ترب».</ref> خارج میشود{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلْيَنظُرِ الإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ خُلِقَ مِن مَّاء دَافِقٍ يَخْرُجُ مِن بَيْنِ الصُّلْبِ وَالتَّرَائِبِ}}﴾}}<ref> پس انسان باید بنگرد که او را از چه آفریدهاند،از آبی جهنده آفریده شده است،که از میان (استخوانهای) پشت و پیش بیرون میآید؛ سوره طارق، آیه: ۵- ۷.</ref>. | ||
#آیاتی که مرحله پیشرفتهتری "نطفه" را بیان کرده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ }}﴾}}<ref> انسان را از نطفهای (ناچیز) آفرید ناگاه همو ستیزهجویی است آشکار؛ سوره نحل، آیه: ۴.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَوَلَمْ يَرَ الإِنسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ }}﴾}}<ref> و آیا آدمی ندیده است که ما او را از نطفهای آفریدهایم و ناگاه ستیزهجویی آشکار است؟؛ سوره یس، آیه:۷۷.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُتِلَ الإِنسَانُ مَا أَكْفَرَهُ مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَهُ مِن نُّطْفَةٍ خَلَقَهُ فَقَدَّرَهُ}}﴾}}<ref> مرگ بر آدمی! چه ناسپاس است!بنگر که خداوند از چه او را آفریده است.از نطفهای آفریده و موزونش کرده؛ سوره عبس، آیه: ۱۷- ۱۹.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَاللَّهُ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ جَعَلَكُمْ أَزْوَاجًا وَمَا تَحْمِلُ مِنْ أُنثَى وَلا تَضَعُ إِلاَّ بِعِلْمِهِ وَمَا يُعَمَّرُ مِن مُّعَمَّرٍ وَلا يُنقَصُ مِنْ عُمُرِهِ إِلاَّ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ}}﴾}}<ref> و خداوند شما را از خاکی آفرید سپس از نطفهای، آنگاه شما را جفتهایی (نر و ماده) قرار داد و هیچ مادینهای باردار نمیگردد و نمیزاید مگر با آگاهی وی و هیچ سالمندی کهنسال نمیگردد و از عمر کسی کم نمیشود مگر که در کتابی آمده است؛ بیگمان این بر خداوند آسان است؛ سوره فاطر، آیه:۱۱.</ref> نطفه، در لغت به معنای آب صاف اندک یا زیاد، آب جاری یا آب ریخته شده و در اصطلاح برخی از علمای علم لغت به معنای آب مرد است<ref>الصحاح، ج ۴، ص ۱۴۳۴؛ لسان العرب، ج ۱۴، ص ۷۱۷؛ تاج العروس، ج ۱۲، ص ۵۰۵ .</ref>. برخی دیگر آن را هم بر آب مرد و هم بر آب زن، اطلاق میکنند<ref>المصباح، ص ۶۱۱ ؛ المنجد، ص ۸۱۶ .</ref> و بعضی نیز نطفه را ترکیبی از دو سلول جنسی نر و ماده میدانند که در پی عمل لقاح، تشکیل میشود<ref>التحقیق، ج ۱۲، ص ۱۶۱.</ref>. گاهی نطفه متصف به این ویژگی شده که از منی ریخته شده به دست میآید{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى}}﴾}}<ref> آیا آدمی میپندارد که بیهوده وانهاده میشود؟آیا نطفهای نبود از آبی که فرو ریخته میشود؟؛ سوره قیامت، آیه: ۳۶- ۳۷.</ref> و گاهی با وصف امشاج ذکر شده است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|إِنَّا خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِيعًا بَصِيرًا }}﴾}}<ref> ما انسان را از نطفهای برآمیخته آفریدیم، او را میآزماییم از این رو شنوا و بینایش گردانیدهایم؛ سوره انسان، آیه:۲.</ref> کلمه امشاج که به معنای اخلاط و آمیخته هاست از نظر برخی اشاره به آمیخته منی مرد و زن است<ref>غرائب القرآن، ج ۶ ، ص ۴۱۰؛ المیزان، ج ۲۰، ص ۱۲۱.</ref> بعضی مقصود از نطفه امشاج را آمیزهای ازگونههای متفاوت وجودی یعنی مراتب خاک، عَلَقه، مُضْغه و ... میدانند<ref>التبیان، ج۱۰، ص۲۰۶؛ روحالمعانی، مج۱۶، ج ۲۹، ص ۲۶۲.</ref> و به گفته بعضی، مقصود از امشاج رنگهای متفاوت نطفه است که در مرد، آمیزهای از سفید و قرمز و در زن، مجموعهای از سبز و قرمز و زرد است<ref>تفسیر بغوی، ج ۴، ص ۳۹۵.</ref> و قول دیگری نیز امشاج را ناظر به عروق موجود در نطفه میداند<ref>تفسیر ماوردی، ج ۶ ، ص ۱۶۳؛ التبیان، ج ۱۰، ص ۲۰۶.</ref> در این میان مشهورترین قول، عبارت است از اختلاط منی مرد و زن که با کلمات [[امامان]]{{عم}} نیز میتوان آن را تأیید کرد<ref>الصافی، ج۵ ، ص۲۵۹؛ کنزالدقائق، ج۱۴، ص ۵۰ .</ref>. | |||
گاهی نطفه متصف به این ویژگی شده که از منی ریخته شده به دست میآید: | #آیاتی که مراحل تکاملی نطفه را مطرح میکند که نخستین آنها، مرحله عَلَقه است{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَلَقَ الإِنسَانَ مِنْ عَلَقٍ}}﴾}}<ref> آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید؛ سوره علق، آیه:۲.</ref>،{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَيَحْسَبُ الإِنسَانُ أَن يُتْرَكَ سُدًى أَلَمْ يَكُ نُطْفَةً مِّن مَّنِيٍّ يُمْنَى ثُمَّ كَانَ عَلَقَةً فَخَلَقَ فَسَوَّى}}﴾}}<ref> آیا آدمی میپندارد که بیهوده وانهاده میشود؟آیا نطفهای نبود از آبی که فرو ریخته میشود؟سپس خون بستهای بود که (خداوندش) آفرید و استوار داشت؛ سوره قیامت، آیه:۳۶- ۳۸.</ref> علقه را به خون غلیظ و بسته شده معنا کردهاند<ref>المصباح، ج ۲، ص ۴۲۶.</ref> که بعد از مرحله نطفه قرار دارد<ref>مجمعالبیان، ج ۱۰، ص ۷۸۱.</ref>. | ||
*پس از نطفه و علقه، مرحله مضغه و سپس ایجاد استخوان و در پی آن روییدن گوشت است. این مراحل در قرآن کریم گاه به اجمال آمده و با تعبیر آفرینشی پس از آفرینش دیگر در تاریکیهای سهگانه "شکم مادر، رحم و مشیمه = کیسهای که رحم در آن قرار دارد"<ref>همان، ج۸ ، ص۷۶۶؛ نمونه، ج۱۹، ص ۳۸۴.</ref> یاد شده است: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنزَلَ لَكُم مِّنْ الأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِن بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلاثٍ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ}}﴾}}<ref> شما را از تنی یگانه آفرید سپس از او همسرش را پدید آورد و از چارپایان هشت تا (نر و ماده) آفرید؛ شما را در شکم مادرانتان با آفرینشی از پس آفرینشی دیگر در تاریکیهایی سهگانه میآفریند؛ این خداوند پروردگار شماست که فرمانفرمایی از آن اوست؛ هیچ خدایی جز او نیست پس چگونه (از حق) بازگردانده میشوید؟؛ سوره زمر، آیه:۶.</ref> گاهی نیز این مراحل به تفصیل و پیدرپی مورد اشاره قرار گرفته و گویاترین آنها در سوره مؤمنون، مطرح شده است، زیرا نخست از آفرینش حضرت آدم و کیفیت آن یاد شده:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلالَةٍ مِّن طِينٍ}}﴾}}<ref> و بیگمان ما انسان را از چکیدهای از گل آفریدیم؛ سوره مؤمنون، آیه:۱۲.</ref>، آنگاه درباره چگونگی آفرینش نسل آدم میفرماید: سپس انسان را به شکل نطفه در جایگاهی محکم قرار دادیم و آنگاه نطفه را به شکل علقه "خون بسته" و علقه را به گونه مضغه "پارهای گوشت" و آن را به استخوان تبدیل کردیم و سپس بر آن، گوشت پوشاندیم{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَامًا فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْمًا ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقًا آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ}}﴾}}<ref> سپس او را نطفهای در جایگاهی استوارنهادیم. سپس نطفه را خونی بسته و آنگاه خون بسته را گوشتپارهای و گوشتپاره را استخوانهایی آفریدیم پس از آن بر استخوانها گوشت پوشاندیم سپس آن را آفرینشی دیگر دادیم؛ پس بزرگوار است خداوند که نیکوترین آفریدگاران است؛ سوره مؤمنون، آیه: ۱۳- ۱۴.</ref> | |||
پس از نطفه و علقه، مرحله مضغه و سپس ایجاد استخوان و در پی آن روییدن گوشت است. این مراحل در قرآن کریم گاه به اجمال آمده و با تعبیر آفرینشی پس از آفرینش دیگر در تاریکیهای سهگانه | *درباره معنای مضغه نیز آرای گوناگونی وجود دارد؛ برخی میگویند که چون از حیث مقدار به اندازه چیز مَضْغ شده و جویده شدهای است آن را مضغه نامیدهاند<ref>المصباح، ج ۲، ص ۴۲۶.</ref> برخی مضغه را پارهای از گوشت<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی آن را شامل غیر گوشت نیز میدانند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی میگویند: مضغه گوشت، مقداری از گوشت است که انسان در دهان میگذارد<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و برخی بر این باورند که هرگاه علقه انسان به گوشت تبدیل شد، آن را مضغه مینامند<ref>تاج العروس، ج ۱۲، ص ۶۰ .</ref> و بعضی دیگر مضغه را پاره گوشت قرمزی میدانند که شبکهای از رگهای سبز رنگ، آن را دربرگرفته است<ref>مجمع البحرین، ج۴، ص ۲۰۹، «مضغه».</ref> گفتههای دیگری نیز در اینباره هست؛ از جمله: گوشت جویده شده، گوشت نرم، گوشت پاره بیاستخوان و گوشت تازه<ref>فرهنگنامه قرآنی، ج ۳، ص ۱۳۷۹.</ref>، بر این اساس میتوان گفت که انسان در مسیر تکامل طبیعی خود، از خاک تا مرتبه نباتی در اَشکال نطفه و علقه و مضغه و استخوان و رویش گوشت حرکت میکند و سرانجام در رحم مادر با ایجاد اندامها، عضلات، شبکه گسترده اعصاب و عروق و ... به مرحله کمال حیوانی میرسد و برای ورود به حریم "آفرینشی دیگر" آماده میشود. | ||
درباره معنای مضغه نیز آرای گوناگونی وجود دارد؛ برخی میگویند که چون از حیث مقدار به اندازه چیز مَضْغ شده و جویده شدهای است آن را مضغه نامیدهاند. | *'''ب. آفرینش ملکوتی:'''قرآن کریم درباره آفرینش ملکوتی انسان در مورد [[حضرت آدم]]{{ع}} پس از ذکر تسویه که ناظر به بُعد مُلکی اوست تعبیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ}}﴾}}<ref> پس، هنگامی که او را باندام برآوردم و در او از روان خود دمیدم برای او به فروتنی درافتید!؛ سوره ص، آیه:۷۲.</ref> بهکار میبرد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص ۱۵۴ ـ ۱۵۵.</ref> و درباره نسل وی پس از بیان مراحل آفرینش مُلکی "نطفه، علقه، مضغه و ..." لحن خود را از خلق به انشاء تغییر داده و مرحله جدیدی را که با مراحل پیشین متفاوت است یادآور میشود؛ مرحلهای که در آن سخن از حیات، علم و قدرت انسان است. مراحل پیشین هر چند در اوصاف، ویژگیها، رنگ، طعم و شکل با یکدیگر متفاوت بودهاند؛ امّا همجنس یکدیگر به شمار میرفتهاند، در حالی که این مرحله همجنس مراحل پیشین به شمار نمیآید. خداوند در این مرحله همانگونه که انسان را از علم و حیات و قدرت برخوردار ساخت، جوهره ذاتی [هویت شخصی] به وی عطا کرد که در مراحل پیشین چنین نبود<ref>همان، ج ۱۵، ص ۱۹، ۲۱.</ref>. | ||
ب. آفرینش ملکوتی: | *برخی با بیان مشترکاتی میان [[حضرت آدم]]{{ع}} و فرزندان او، اشتراک در حقایق ملکوتی را نتیجه میگیرند و ۴ نکته تلفیق طبیعت و فراطبیعت، دشمنی شیطان، حیات یابی با نفخه روح الهی و مقام کرامت انسانی را نشانه این میدانند که آنچه قرآن کریم درباره هویت ملکوتی [[حضرت آدم]]{{ع}} مطرح کرده، مربوط به همه انسانهای کامل است و نه شخص آدم<ref>تفسیر موضوعی، ج ۱۴، ص ۳۲۳ ، ۳۳۸.</ref>. برخی دیگر، دو ویژگی خلافت الهی و تعلیم اسما را عام دانسته و معتقدند این دو ویژگی بالقوه شامل همه انسانها میگردد. وی برای اثبات ویژگی نخست، به آیات {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أَوَعَجِبْتُمْ أَن جَاءَكُمْ ذِكْرٌ مِّن رَّبِّكُمْ عَلَى رَجُلٍ مِّنكُمْ لِيُنذِرَكُمْ وَاذْكُرُواْ إِذْ جَعَلَكُمْ خُلَفَاء مِن بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَزَادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَسْطَةً فَاذْكُرُواْ آلاء اللَّهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}﴾}}<ref> آیا شگفت میدارید که از سوی پروردگارتان بر (زبان) مردی از شما پندی آمده باشد تا بیمتان دهد؟ و به یاد آورید هنگامی را که پس از قوم نوح شما را جانشین کرد و در آفرینش بر گستره (توانمندی) شما افزود، بنابراین نعمتهای خداوند را به یاد آورید باشد که رستگار گردید؛ سوره اعراف، آیه:۶۹.</ref>؛ {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكُمْ خَلائِفَ فِي الأَرْضِ مِن بَعْدِهِم لِنَنظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ}}﴾}}<ref> سپس شما را پس از آنان در زمین جانشین کردیم تا ببینیم چگونه رفتار میکنید؛ سوره یونس، آیه: ۱۴.</ref> و {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِيلا مَّا تَذَكَّرُونَ }}﴾}}<ref> یا آن کسی که به درمانده، چون وی را بخواند، پاسخ میدهد و بلا را (از او) میگرداند؟ و شما را جانشینان زمین میگرداند؛ آیا با خداوند، خدایی (دیگر) هست؟ اندک پند میپذیرید؛ سوره نمل، آیه:۶۲.</ref>، استناد کرده و درباره دومین ویژگی گفته است: علم به اسما بهگونهای در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده که آثار آن به تدریج و دائماً ظهور میکند و با هدایت الهی، این علم از قوه به فعلیت میرسد<ref>المیزان، ج ۱، ص ۱۱۶.</ref>. | ||
===۲. نیک سرشتی انسان=== | |||
قرآن کریم درباره آفرینش ملکوتی انسان در مورد آدم | *آفرینش آدمی بر پایه فطرت* الهی که حقخواهی و حقپویی است بنا شده است: «فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (روم/۳۰،۳۰) و افزون بر هدایت تکوینی عام که شامل همه موجودات میشود: «رَبُّنَا الَّذی اَعطی کلَّ شَیء خَلقَهُ ثُمَّ هَدی» (طه/۲۰،۵۰)[۲۶] از هدایت تشریعی نیز برخوردار است: «اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ ...» (انسان/۷۶،۳) و بهگونهای است که اگر همه موانع کمال از سر راه وی برداشته شود و او نیز از امکانات و زمینههای خداداد سود جوید به کمال لایق خود (لقاء اللّه) نائل خواهد شد[۲۷]، افزون بر این، انسان موجودی است که خداوند به وی کرامت بخشیده: «و لَقَد کرَّمنا بَنیء ادَمَ» (اسراء/۱۷،۷۰)[۲۸] و او را بر بسیاری از آفریدههای خود، برتری داده است: «و لَقَد کرَّمنا بَنی ءادَمَ وحَمَلنـهُم فِی البَرِّ والبَحرِ ورَزَقنـهُم مِنَ الطَّیبـتِ و فَضَّلنـهُم عَلی کثیر مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً» (اسراء/۱۷،۷۰) و این خود انسان است که با اختیار، یا از پایگاه مکرّم خود سود جسته و مسیر کرامت را تا وصول به هدف نهایی میپیماید یا در بستر غفلت، خود را تباه ساخته و نه تنها فضیلت بر دیگر پدیدهها را از دست میدهد، بلکه به سطح چهارپایان و پستتر از آن تنزل مییابد: «اُولـئِک کالاَنعـمِ بَل هُم اَضَلُّ ...» (اعراف/۷، ۱۷۹) و در نهایت کار او به جهنم خواهد انجامید: «و لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کثیرًا مِنَ الجِنِّ والاِنسِ ...» (اعراف/۷،۱۷۹)، بنابراین هرگز نمیتوان آدمی را موجودی ذاتاً شرور، منحرف و فاسد، و دنیا را برای او مانند زندان، تبعیدگاه یا مرتع و چراگاه دانست، بلکه با توجه به هدایتهای قرآن و تعالیم اولیای خدا، دنیا به لحاظ نظری، مدرسه و از حیث عملی، مزرعه آخرت اوست: «الدنیا مزرعة الآخرة» [۲۹] | ||
برخی با بیان مشترکاتی میان آدم | |||
۲. نیک سرشتی انسان | |||
آفرینش آدمی بر پایه فطرت* الهی که حقخواهی و حقپویی است بنا شده است: «فِطرَتَ اللّهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها» (روم/۳۰،۳۰) و افزون بر هدایت تکوینی عام که شامل همه موجودات میشود: «رَبُّنَا الَّذی اَعطی کلَّ شَیء خَلقَهُ ثُمَّ هَدی» (طه/۲۰،۵۰)[۲۶] از هدایت تشریعی نیز برخوردار است: «اِنّا هَدَینـهُ السَّبیلَ ...» (انسان/۷۶،۳) و بهگونهای است که اگر همه موانع کمال از سر راه وی برداشته شود و او نیز از امکانات و زمینههای خداداد سود جوید به کمال لایق خود (لقاء اللّه) نائل خواهد شد[۲۷]، افزون بر این، انسان موجودی است که خداوند به وی کرامت بخشیده: «و لَقَد کرَّمنا بَنیء ادَمَ» (اسراء/۱۷،۷۰)[۲۸] و او را بر بسیاری از آفریدههای خود، برتری داده است: «و لَقَد کرَّمنا بَنی ءادَمَ وحَمَلنـهُم فِی البَرِّ والبَحرِ ورَزَقنـهُم مِنَ الطَّیبـتِ و فَضَّلنـهُم عَلی کثیر مِمَّن خَلَقنا تَفضیلاً» (اسراء/۱۷،۷۰) و این خود انسان است که با اختیار، یا از پایگاه مکرّم خود سود جسته و مسیر کرامت را تا وصول به هدف نهایی میپیماید یا در بستر غفلت، خود را تباه ساخته و نه تنها فضیلت بر دیگر پدیدهها را از دست میدهد، بلکه به سطح چهارپایان و پستتر از آن تنزل مییابد: «اُولـئِک کالاَنعـمِ بَل هُم اَضَلُّ ...» (اعراف/۷، ۱۷۹) و در نهایت کار او به جهنم خواهد انجامید: «و لَقَد ذَرَأنا لِجَهَنَّمَ کثیرًا مِنَ الجِنِّ والاِنسِ ...» (اعراف/۷،۱۷۹)، بنابراین هرگز نمیتوان آدمی را موجودی ذاتاً شرور، منحرف و فاسد، و دنیا را برای او مانند زندان، تبعیدگاه یا مرتع و چراگاه دانست، بلکه با توجه به هدایتهای قرآن و تعالیم اولیای خدا، دنیا به لحاظ نظری، مدرسه و از حیث عملی، مزرعه آخرت اوست: «الدنیا مزرعة الآخرة» [۲۹] | |||
۳. اختیار و تکلیف: | ۳. اختیار و تکلیف: | ||