جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
وی در [[زمان رسول خدا]]{{صل}} بوده، ولی آن [[حضرت]] را ندیده از این رو، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۶۶.</ref> او را در بخش مخضرمین قرار داده است. در برخی منابع، او را به بهتری یا نصری<ref>منسوب به نصربن معاویه، ر. ک: سمعانی، ج۵، ص۴۹۴.</ref>، تیرهای از [[هوازن]] منتسب کردهاند. وی مورد [[اعتماد]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] بود و آن دو در [[کارها]] از او کمک میگرفتند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۶۶ و ۳۰۰.</ref>. | وی در [[زمان رسول خدا]] {{صل}} بوده، ولی آن [[حضرت]] را ندیده از این رو، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، ج۷، ص۶۶.</ref> او را در بخش مخضرمین قرار داده است. در برخی منابع، او را به بهتری یا نصری<ref>منسوب به نصربن معاویه، ر. ک: سمعانی، ج۵، ص۴۹۴.</ref>، تیرهای از [[هوازن]] منتسب کردهاند. وی مورد [[اعتماد]] [[ابوبکر]] و [[عمر]] بود و آن دو در [[کارها]] از او کمک میگرفتند<ref>ابن حجر، ج۷، ص۶۶ و ۳۰۰.</ref>. | ||
گزارش مربوط به او، در مورد [[ابومحجن ثقفی]] است که عمر به دلیل چشم چرانی او به زنی و [[شکایت]] شوهر آن [[زن]]، او را [[تبعید]] و أبوجهراء را [[مأمور]] انجام این کار کرد<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۰۰.</ref>. بنا بر [[روایت]] دیگر، عمر ابومحجن را به دلیل میگساری زیاد به حضوضا<ref>نام کوهی است در غرب با جزیرهای است در دریا که تبعیدگاه افراد هرزه اعراب جاهلیت بود. یاقوت حموی، ج۲، ص۲۷۲.</ref> تبعید و ابوجهراء و یک نفر دیگر را مأمور این کار کرد و به آن دو [[دستور]] داد نگذارند ابومحجن با خود [[شمشیر]] بردارد، ولی ابومحجن توانست شمشیر خود را میان جوالی که آرد در آن ریخته بود، پنهان کند. چون به ساحل رسیدند، ابومحجن گوسفندی خرید و به ابوجهراء گفت: بیا [[نهار]] بخوریم و خود به طرف جوال رفت که مثلا آرد بیاورد، ولی بلافاصله شمشیر کشید و ابوجهراء چون شمشیر را دید، فرار کرد و نزد عمر آمده، ماجرا را گزارش داد<ref>ابن شبه نمیری، ج۲، ص۷۶۲-۷۶۱؛ ابوالفرج اصفهانی، ج۱۹، ص۶-۳؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۰؛ و ر. ک: مدخل ابومحجن ثقفی.</ref>. | گزارش مربوط به او، در مورد [[ابومحجن ثقفی]] است که عمر به دلیل چشم چرانی او به زنی و [[شکایت]] شوهر آن [[زن]]، او را [[تبعید]] و أبوجهراء را [[مأمور]] انجام این کار کرد<ref>ابن حجر، ج۷، ص۳۰۰.</ref>. بنا بر [[روایت]] دیگر، عمر ابومحجن را به دلیل میگساری زیاد به حضوضا<ref>نام کوهی است در غرب با جزیرهای است در دریا که تبعیدگاه افراد هرزه اعراب جاهلیت بود. یاقوت حموی، ج۲، ص۲۷۲.</ref> تبعید و ابوجهراء و یک نفر دیگر را مأمور این کار کرد و به آن دو [[دستور]] داد نگذارند ابومحجن با خود [[شمشیر]] بردارد، ولی ابومحجن توانست شمشیر خود را میان جوالی که آرد در آن ریخته بود، پنهان کند. چون به ساحل رسیدند، ابومحجن گوسفندی خرید و به ابوجهراء گفت: بیا [[نهار]] بخوریم و خود به طرف جوال رفت که مثلا آرد بیاورد، ولی بلافاصله شمشیر کشید و ابوجهراء چون شمشیر را دید، فرار کرد و نزد عمر آمده، ماجرا را گزارش داد<ref>ابن شبه نمیری، ج۲، ص۷۶۲-۷۶۱؛ ابوالفرج اصفهانی، ج۱۹، ص۶-۳؛ ابن حجر، ج۷، ص۳۰۰؛ و ر. ک: مدخل ابومحجن ثقفی.</ref>. | ||