جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
نام او را [[فیروز]] و کنیهاش را به [[اختلاف]]، ابوعبدالله، ابوعبدالرحمان [[یمانی]] [[کنانی]] و ابو ضحاک یمانی گفتهاند<ref>مزی، ج۱۵، ص۱۲۸؛ ابن حجر، ج۵، ص۲۹۰ و ج۷، ص۱۰۴.</ref>. بنا به قولی، [[رسول خدا]]{{صل}} او را ابوعبدالله [[کنیه]] داد<ref>ابن اثیر، ج۳، ص۳۳۱.</ref>. ابوزرعه او را در شمار صحابهای آورده که در [[شام]] [[مسکن]] گزیدهاند<ref>ابن عساکر، ج۴۹، ص۸.</ref>، ولی خلیفة بن خیاط، [[ابن سعد]] و برخی دیگر، او را از طبقه اول [[تابعین]] [[اهل]] [[یمن]] یاد کردهاند<ref>مزی، ج۱۳، ص۲۷۷.</ref>. [[ابودیلمی]] از ابناء [[فارس]] در [[صنعا]] و از بازماندگان [[یاران]] [[سیف بن ذی یزن]]، [[دست]] نشانده کسرا، [[پادشاه ایران]] بود که کسرا آنان را برای سرکوبی و بیرون راندن حبشیهای همراه سیف بن ذی یزن به یمن فرستاد. آنان بر حبشیها [[پیروز]] شدند. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۲۹.</ref> گفته است: ابناء فارس به [[بنی ضبه]] منسوباند. چنانکه عبدالمنعم بن [[ادریس]] از [[فرزندان]] فیروز نقل کرده است که گفته اند: [[نسب]] به بنی ضبه داریم، اما در [[دوران جاهلیت]] دچار اسیری شدیم<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳.</ref>. | نام او را [[فیروز]] و کنیهاش را به [[اختلاف]]، ابوعبدالله، ابوعبدالرحمان [[یمانی]] [[کنانی]] و ابو ضحاک یمانی گفتهاند<ref>مزی، ج۱۵، ص۱۲۸؛ ابن حجر، ج۵، ص۲۹۰ و ج۷، ص۱۰۴.</ref>. بنا به قولی، [[رسول خدا]] {{صل}} او را ابوعبدالله [[کنیه]] داد<ref>ابن اثیر، ج۳، ص۳۳۱.</ref>. ابوزرعه او را در شمار صحابهای آورده که در [[شام]] [[مسکن]] گزیدهاند<ref>ابن عساکر، ج۴۹، ص۸.</ref>، ولی خلیفة بن خیاط، [[ابن سعد]] و برخی دیگر، او را از طبقه اول [[تابعین]] [[اهل]] [[یمن]] یاد کردهاند<ref>مزی، ج۱۳، ص۲۷۷.</ref>. [[ابودیلمی]] از ابناء [[فارس]] در [[صنعا]] و از بازماندگان [[یاران]] [[سیف بن ذی یزن]]، [[دست]] نشانده کسرا، [[پادشاه ایران]] بود که کسرا آنان را برای سرکوبی و بیرون راندن حبشیهای همراه سیف بن ذی یزن به یمن فرستاد. آنان بر حبشیها [[پیروز]] شدند. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۴، ص۳۲۹.</ref> گفته است: ابناء فارس به [[بنی ضبه]] منسوباند. چنانکه عبدالمنعم بن [[ادریس]] از [[فرزندان]] فیروز نقل کرده است که گفته اند: [[نسب]] به بنی ضبه داریم، اما در [[دوران جاهلیت]] دچار اسیری شدیم<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳.</ref>. | ||
بنا به روایتی، فیروز بعد از شنیدن خبر [[ظهور پیامبر]]، در وفدی [[خدمت]] [[حضرت]] رسید و [[اسلام]] آورد <ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳.</ref>، سپس به صنعا برگشت و همراه زادویه و [[قیس بن مکشوح]] برای کشتن [[اسود عنسی]] [[کذاب]] که مدعی [[نبوت]] بود، به یمن رفت. گفته شده ابتدا فیروز گردن [[اسود]] را [[شکست]]، سپس او را به [[قتل]] رساند و سر اسود را به [[مدینه]]، خدمت رسول خدا{{صل}} آورد. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۲۹.</ref> دو اشکال بر این [[روایت]] کرده است: نخست آنکه روایت یاد شده، از طریق [[ضمرة بن ربیعه]] نقل شده است و ضمره وقتی از [[شیبانی]] روایت نقل میکند، قابل [[پیروی]] نیست. دیگر اینکه در [[تاریخ]] مسلم است که سر اسود عنسی کذاب را نزد رسول خدا{{صل}} نیاوردهاند<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۲۹.</ref>. بنا به قولی، [[پیامبر]]{{صل}} در حالی که مریض بود، از [[راه وحی]] از کشته شدن أسود [[آگاه]] شد و فرمود: {{متن حدیث | قتله العبد الصالح فیروز الدیلمی}}<ref>ابن اثیر، ج۴، ص۳۵۳.</ref>؛ یا فرمود: {{متن حدیث | قتله رجل مبارک من اهل بیت مبارکین}}؛ سؤال شد: یا [[رسول الله]]! چه کسی او را کشت؟ فرمود: [[فیروز دیلمی]]<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۳۰؛ مستقی هندی، ج۱۳، ص۵۷۲.</ref>. | بنا به روایتی، فیروز بعد از شنیدن خبر [[ظهور پیامبر]]، در وفدی [[خدمت]] [[حضرت]] رسید و [[اسلام]] آورد <ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳.</ref>، سپس به صنعا برگشت و همراه زادویه و [[قیس بن مکشوح]] برای کشتن [[اسود عنسی]] [[کذاب]] که مدعی [[نبوت]] بود، به یمن رفت. گفته شده ابتدا فیروز گردن [[اسود]] را [[شکست]]، سپس او را به [[قتل]] رساند و سر اسود را به [[مدینه]]، خدمت رسول خدا {{صل}} آورد. ابن عبدالبر<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۲۹.</ref> دو اشکال بر این [[روایت]] کرده است: نخست آنکه روایت یاد شده، از طریق [[ضمرة بن ربیعه]] نقل شده است و ضمره وقتی از [[شیبانی]] روایت نقل میکند، قابل [[پیروی]] نیست. دیگر اینکه در [[تاریخ]] مسلم است که سر اسود عنسی کذاب را نزد رسول خدا {{صل}} نیاوردهاند<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۲۹.</ref>. بنا به قولی، [[پیامبر]] {{صل}} در حالی که مریض بود، از [[راه وحی]] از کشته شدن أسود [[آگاه]] شد و فرمود: {{متن حدیث | قتله العبد الصالح فیروز الدیلمی}}<ref>ابن اثیر، ج۴، ص۳۵۳.</ref>؛ یا فرمود: {{متن حدیث | قتله رجل مبارک من اهل بیت مبارکین}}؛ سؤال شد: یا [[رسول الله]]! چه کسی او را کشت؟ فرمود: [[فیروز دیلمی]]<ref>ابن عبدالبر، ج۳، ص۳۳۰؛ مستقی هندی، ج۱۳، ص۵۷۲.</ref>. | ||
روایتی که ابو دیلمی از آن [[حضرت]] نقل کرده چنین است: به [[رسول خدا]]{{صل}} را عرض کردم یا رسول الله! ما در سرزمینی سرد [[زندگی]] میکنیم و برای گرم شدن از شراب گندم کمک میگیریم. حضرت فرمود: آیا مست کننده است؟ گفتم بله. حضرت فرمود: نباید از آن استفاده کنید. [[ابودیلمی]] میگوید: دوباره پرسیدم: عدهای به ترک آن [[صبوری]] نتوانند کرد، فرمود: هرکس خودداری نکرد، او را بکشید<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳؛ و با اندکی تفاوت ر. ک: نسائی، سنن، ج۳، ص۲۴۳.</ref>. | روایتی که ابو دیلمی از آن [[حضرت]] نقل کرده چنین است: به [[رسول خدا]] {{صل}} را عرض کردم یا رسول الله! ما در سرزمینی سرد [[زندگی]] میکنیم و برای گرم شدن از شراب گندم کمک میگیریم. حضرت فرمود: آیا مست کننده است؟ گفتم بله. حضرت فرمود: نباید از آن استفاده کنید. [[ابودیلمی]] میگوید: دوباره پرسیدم: عدهای به ترک آن [[صبوری]] نتوانند کرد، فرمود: هرکس خودداری نکرد، او را بکشید<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳؛ و با اندکی تفاوت ر. ک: نسائی، سنن، ج۳، ص۲۴۳.</ref>. | ||
فرزندانش [[عبدالله بن ابودیلمی|عبدالله]] و [[ضحاک بن ابودیلمی|ضحاک]] از او [[روایت]] نقل کردهاند. برخی گفتهاند [[فیروز]]، پسر [[خواهر]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] [[حبشه]] است<ref>ابن حجر، ج۵، ص۲۹۱؛ ابونعیم، ج۴، ص۲۲۹۷.</ref>. گفته شد او دو خواهر را به زنی داشت که رسول خدا{{صل}} به او فرمود: هر کدام را خواستی [[طلاق]] بده<ref>ابن ماجه، ج۱، ص۶۲۷؛ ابونعیم، ج۴، ص۲۲۹۷؛ طبرانی، ج۱۸، ص۳۲۹.</ref>. این داستان به ابوخراش رعینی نیز نسبت داده شده است<ref>ر. ک: مدخل ابو خراش رعینی.</ref>. | فرزندانش [[عبدالله بن ابودیلمی|عبدالله]] و [[ضحاک بن ابودیلمی|ضحاک]] از او [[روایت]] نقل کردهاند. برخی گفتهاند [[فیروز]]، پسر [[خواهر]] [[نجاشی]]، [[پادشاه]] [[حبشه]] است<ref>ابن حجر، ج۵، ص۲۹۱؛ ابونعیم، ج۴، ص۲۲۹۷.</ref>. گفته شد او دو خواهر را به زنی داشت که رسول خدا {{صل}} به او فرمود: هر کدام را خواستی [[طلاق]] بده<ref>ابن ماجه، ج۱، ص۶۲۷؛ ابونعیم، ج۴، ص۲۲۹۷؛ طبرانی، ج۱۸، ص۳۲۹.</ref>. این داستان به ابوخراش رعینی نیز نسبت داده شده است<ref>ر. ک: مدخل ابو خراش رعینی.</ref>. | ||
فیروز [[زمان]] [[خلافت عثمان]]، و به قولی سال ۵۳ در [[خلافت]] [[معاویه]] در [[یمن]] درگذشت<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳؛ ابن عساکر، ج۴۹، ص۲۳؛ ابن حجر، ج۵، ص۲۹۱.</ref>. | فیروز [[زمان]] [[خلافت عثمان]]، و به قولی سال ۵۳ در [[خلافت]] [[معاویه]] در [[یمن]] درگذشت<ref>ابن سعد، ج۶، ص۶۳؛ ابن عساکر، ج۴۹، ص۲۳؛ ابن حجر، ج۵، ص۲۹۱.</ref>. | ||