استحقاق: تفاوت میان نسخه‌ها

۶۸ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ اوت ۲۰۲۲
جز
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
== مقدمه ==
 
==مقدمه==
[[شایستگی]] [[انسان]] برای [[مدح]] و دریافت عوض یا [[ثواب]] و سزاواری ذمّ [[عقاب]] از سوی [[خداوند]].
[[شایستگی]] [[انسان]] برای [[مدح]] و دریافت عوض یا [[ثواب]] و سزاواری ذمّ [[عقاب]] از سوی [[خداوند]].


خط ۲۱: خط ۱۹:
# تفضل [[نعمت]] و [[موهبت]] خداوندی است <ref>التبیان، ج۲، ص۵۵۳، ایضاح المراد، ص۳۰۷</ref> که به برخی بندگان بدون انجام تکلیفی و به صرف داشتن [[شایستگی]] تعلق می‌‌گیرد، مانند اطفال، بُله‌ها و حتی بهائم که همگی [[مکلف]] نیستند <ref>اوائل المقالات، ص۹۱</ref> و متفضل علیه هیچ نوع استحقاقی ندارد <ref>الذخیره، ص۲۳۹</ref>.
# تفضل [[نعمت]] و [[موهبت]] خداوندی است <ref>التبیان، ج۲، ص۵۵۳، ایضاح المراد، ص۳۰۷</ref> که به برخی بندگان بدون انجام تکلیفی و به صرف داشتن [[شایستگی]] تعلق می‌‌گیرد، مانند اطفال، بُله‌ها و حتی بهائم که همگی [[مکلف]] نیستند <ref>اوائل المقالات، ص۹۱</ref> و متفضل علیه هیچ نوع استحقاقی ندارد <ref>الذخیره، ص۲۳۹</ref>.
# [[ثواب و عقاب]] که متعلق استحقاق است، باید از شوایب خالی و [[خالص]] باشد، اما در تفضل [[خلوص]] از شوایب واجب و لازم نیست بلکه جایز است <ref>شرح المقاصد، ص۱۲۴، شرح المواقف، ص۳۰۷، کشف المراد، ص۴۱۱</ref>.
# [[ثواب و عقاب]] که متعلق استحقاق است، باید از شوایب خالی و [[خالص]] باشد، اما در تفضل [[خلوص]] از شوایب واجب و لازم نیست بلکه جایز است <ref>شرح المقاصد، ص۱۲۴، شرح المواقف، ص۳۰۷، کشف المراد، ص۴۱۱</ref>.
#در تفضل نوعی غضاضت و نقصان وجود دارد که در [[ثواب]] نیست <ref>مناهج الیقین، ص۵۰۶</ref>.
# در تفضل نوعی غضاضت و نقصان وجود دارد که در [[ثواب]] نیست <ref>مناهج الیقین، ص۵۰۶</ref>.
#از بررسی آرای [[متکلمان]] معلوم می‌‌شود که استحقاق لازم الاجرا و وفای به آن [[واجب]] است، اما [[تفضل]] چنین نیست و فضل و تفضل بر [[خداوند]] واجب نیست <ref>الاقتصاد، ص۹۱، شرح المقاصد، ص۱۲۴، شرح المواقف، ص۳۰۷</ref>. تفضل از ناحیه [[خدا]] می‌‌تواند [[عقاب]] را زایل کند <ref>الاقتصاد، ص۱۱۷، الذخیره، ص۳۰۲</ref> برخی از متکلمان [[خلف]] [[وعید]] و [[عذاب]] نکردن از جانب خدا را مصداق تفضل معرفی کرده‌اند <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۶</ref>. رعایت ثواب و عوض بر اساس استحقاق و [[عدالت]] است، اما تفضل فوق عوض و عدالت است <ref>الاعتقادات، ص۴۷، تصحیح الاعتقاد، ص۶۹</ref>.
# از بررسی آرای [[متکلمان]] معلوم می‌‌شود که استحقاق لازم الاجرا و وفای به آن [[واجب]] است، اما [[تفضل]] چنین نیست و فضل و تفضل بر [[خداوند]] واجب نیست <ref>الاقتصاد، ص۹۱، شرح المقاصد، ص۱۲۴، شرح المواقف، ص۳۰۷</ref>. تفضل از ناحیه [[خدا]] می‌‌تواند [[عقاب]] را زایل کند <ref>الاقتصاد، ص۱۱۷، الذخیره، ص۳۰۲</ref> برخی از متکلمان [[خلف]] [[وعید]] و [[عذاب]] نکردن از جانب خدا را مصداق تفضل معرفی کرده‌اند <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۶</ref>. رعایت ثواب و عوض بر اساس استحقاق و [[عدالت]] است، اما تفضل فوق عوض و عدالت است <ref>الاعتقادات، ص۴۷، تصحیح الاعتقاد، ص۶۹</ref>.


اکثر [[متکلمان امامیه]] همچون [[سید مرتضی]] <ref>شرح جمل العلم والعمل، ص۱۳۸</ref>، [[علامه حلی]] <ref>مناهج الیقین، ص۵۰۵، کشف المراد، ص۴۰۸، کشف الفوائد، ص۳۴۲</ref>، [[فاضل مقداد]] <ref>ارشاد الطالبین، ص۳۱۴</ref>، [[ابن میثم بحرانی]] <ref>قواعد المرام، ص۱۵۹</ref> شیخ [[سدید الدین حمصی]] <ref>المنقذ من التقلید، ص۱۶ ـ ۱۷</ref> و اکثر [[متکلمان معتزلی]] همچون [[قاضی عبد الجبار]] <ref>شرح الاصول الخمسه، ص۶۱۴</ref>[[انسان]] را مستحق دریافت ثواب از جانب خداوند و اعطای ثواب را بر خدا واجب می‌‌دانند و قائل به [[عقلی]] بودن این موضوع هستند، اما [[متکلمان اشعری]] نه [[انسان]] را مستحق دریافت ثواب می‌‌دانند و نه اعطای ثواب را بر خدا واجب می‌‌دانند بلکه آن را تفضلی از جانب خداوند قلمداد کرده‌اند و قائل به [[نقلی]] بودن آن می‌‌باشند <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، تفسیر کبیر، ج۲، ص۱۲۸، ج۹، ص۱۷۶، ج۱۳ ص۸۲، الغنیه فی اصول الدین، ص۱۶۸</ref>. البته در میان متکلمان امامیه برخی مانند: [[شیخ طوسی]] <ref>التبیان، ج۲، ص۵۵۳</ref> و [[شیخ مفید]] <ref>اوائل المقالات، ص۹۱ـ ۹۲</ref> و از متکلمان معتزلی [[ابو القاسم بلخی کعبی]]<ref>اللوامع الالهیه، ص۴۶۳، کشف المراد، ص۴۰۹ـ ۴۱۰</ref> اعطای ثواب از جانب خداوند را تفضل می‌‌دانند. از جانب هر دو گروه برای [[اثبات]] دیدگاه‌های خود استدلال‌هایی بیان شده است <ref>ر. ک: ثواب و عقاب</ref>.
اکثر [[متکلمان امامیه]] همچون [[سید مرتضی]] <ref>شرح جمل العلم والعمل، ص۱۳۸</ref>، [[علامه حلی]] <ref>مناهج الیقین، ص۵۰۵، کشف المراد، ص۴۰۸، کشف الفوائد، ص۳۴۲</ref>، [[فاضل مقداد]] <ref>ارشاد الطالبین، ص۳۱۴</ref>، [[ابن میثم بحرانی]] <ref>قواعد المرام، ص۱۵۹</ref> شیخ [[سدید الدین حمصی]] <ref>المنقذ من التقلید، ص۱۶ ـ ۱۷</ref> و اکثر [[متکلمان معتزلی]] همچون [[قاضی عبد الجبار]] <ref>شرح الاصول الخمسه، ص۶۱۴</ref>[[انسان]] را مستحق دریافت ثواب از جانب خداوند و اعطای ثواب را بر خدا واجب می‌‌دانند و قائل به [[عقلی]] بودن این موضوع هستند، اما [[متکلمان اشعری]] نه [[انسان]] را مستحق دریافت ثواب می‌‌دانند و نه اعطای ثواب را بر خدا واجب می‌‌دانند بلکه آن را تفضلی از جانب خداوند قلمداد کرده‌اند و قائل به [[نقلی]] بودن آن می‌‌باشند <ref>شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، تفسیر کبیر، ج۲، ص۱۲۸، ج۹، ص۱۷۶، ج۱۳ ص۸۲، الغنیه فی اصول الدین، ص۱۶۸</ref>. البته در میان متکلمان امامیه برخی مانند: [[شیخ طوسی]] <ref>التبیان، ج۲، ص۵۵۳</ref> و [[شیخ مفید]] <ref>اوائل المقالات، ص۹۱ـ ۹۲</ref> و از متکلمان معتزلی [[ابو القاسم بلخی کعبی]]<ref>اللوامع الالهیه، ص۴۶۳، کشف المراد، ص۴۰۹ـ ۴۱۰</ref> اعطای ثواب از جانب خداوند را تفضل می‌‌دانند. از جانب هر دو گروه برای [[اثبات]] دیدگاه‌های خود استدلال‌هایی بیان شده است <ref>ر. ک: ثواب و عقاب</ref>.
خط ۲۸: خط ۲۶:
دلیل عمده [[منکران]] استحقاق این است که ما نمی‌توانیم چیزی را بر [[خدا]] [[واجب]] کنیم، نه [[ثواب]] بر [[طاعت]] و نه [[عقاب]] بر [[معصیت]] را، بلکه طاعت و معصیت نشانه اعطای [[ثواب و عقاب]] است، نه علت و سبب؛ زیرا [[خداوند]] هیچ گاه مستحق علیه واقع نمی‌شود، چون لازم می‌‌آید [[حاکم]] و موجبی مافوق خدا باشد و خدا هیچ مافوقی ندارد، پس اگر خداوند به بنده‌اش ثوابو عطا می‌‌کند تنها بر اساس [[تفضل]] است، که در [[قرآن]] به آن [[وعده]] داده است، نه این که [[بنده]] مستحق آن باشد <ref>المواقف، ج۲، ص۳۰۷، اصول الدین، ص۱۷۴، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، الغنیة فی اصول الدین، ص۱۶۸، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۷۵</ref>.
دلیل عمده [[منکران]] استحقاق این است که ما نمی‌توانیم چیزی را بر [[خدا]] [[واجب]] کنیم، نه [[ثواب]] بر [[طاعت]] و نه [[عقاب]] بر [[معصیت]] را، بلکه طاعت و معصیت نشانه اعطای [[ثواب و عقاب]] است، نه علت و سبب؛ زیرا [[خداوند]] هیچ گاه مستحق علیه واقع نمی‌شود، چون لازم می‌‌آید [[حاکم]] و موجبی مافوق خدا باشد و خدا هیچ مافوقی ندارد، پس اگر خداوند به بنده‌اش ثوابو عطا می‌‌کند تنها بر اساس [[تفضل]] است، که در [[قرآن]] به آن [[وعده]] داده است، نه این که [[بنده]] مستحق آن باشد <ref>المواقف، ج۲، ص۳۰۷، اصول الدین، ص۱۷۴، شرح المقاصد، ج۵، ص۱۲۷، الغنیة فی اصول الدین، ص۱۶۸، تفسیر کبیر، ج۹، ص۱۷۵</ref>.


[[متکلمان امامیه]] [[وجوب]] علی [[اللّه]] را که استحقاق یکی از مصادیق آن است به گونه ای توضیح و تبیین کرده‌اند که هیچ منافاتی با [[حاکمیت مطلق]] خداوند ندارد.وجوب علی اللّه یک وجوب و [[حکم فقهی]] تکلیفی [[حقوقی]] نیست، تا محکومیت خدا را به دنبال داشته باشد، بلکه این وجوب، یک مفهوم و [[حکم]] هستی شناسانه است، یعنی از مطالعه ذات و [[صفات خداوند]] به این نتیجه می‌‌رسیم که خداوند به وعده هایش عمل کرده و به مطیعان ثواب می‌‌دهد. بنابراین نقش [[عقل]] در این باره ایجاب و [[الزام]] نیست، بلکه [[فهم]] و [[کشف]] است، عقل از [[شناخت]] ذات و صفات خداوند این وجوب را می‌‌فهمد. به عبارت دیگر، مبدأ این وجوب، خداوند است: {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ }}<ref>« بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است» سوره انعام، آیه ۱۲.</ref> {{متن قرآن|وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ }}<ref>«و (راهنمایی به) راه راست با خداوند است » سوره نحل، آیه ۹.</ref> و [[عقل]] [[انسان]] آن را [[درک]] و کشف می‌‌کند <ref>القواعد الکلامیه، ص۷۴، الالهیات، ج۲، ص۵۴</ref>.
[[متکلمان امامیه]] [[وجوب]] علی [[اللّه]] را که استحقاق یکی از مصادیق آن است به گونه ای توضیح و تبیین کرده‌اند که هیچ منافاتی با [[حاکمیت مطلق]] خداوند ندارد. وجوب علی اللّه یک وجوب و [[حکم فقهی]] تکلیفی [[حقوقی]] نیست، تا محکومیت خدا را به دنبال داشته باشد، بلکه این وجوب، یک مفهوم و [[حکم]] هستی شناسانه است، یعنی از مطالعه ذات و [[صفات خداوند]] به این نتیجه می‌‌رسیم که خداوند به وعده هایش عمل کرده و به مطیعان ثواب می‌‌دهد. بنابراین نقش [[عقل]] در این باره ایجاب و [[الزام]] نیست، بلکه [[فهم]] و [[کشف]] است، عقل از [[شناخت]] ذات و صفات خداوند این وجوب را می‌‌فهمد. به عبارت دیگر، مبدأ این وجوب، خداوند است: {{متن قرآن|كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ }}<ref>«بر خویش بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است» سوره انعام، آیه ۱۲.</ref> {{متن قرآن|وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ }}<ref>«و (راهنمایی به) راه راست با خداوند است» سوره نحل، آیه ۹.</ref> و [[عقل]] [[انسان]] آن را [[درک]] و کشف می‌‌کند <ref>القواعد الکلامیه، ص۷۴، الالهیات، ج۲، ص۵۴</ref>.


[[فخر رازی]] در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به آنان بانگ برمی‌دارند که این بهشت را برای کارهایی که می‌کردید برای شما برجا نهاده‌اند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref> اعتراف می‌‌کند که باء در (بما کنتم تعملون) برای علیت است و این [[آیه]] دلالت می‌‌کند که [[عمل]]انسان موجب و علت [[جزا]] (ثواب) است و سپس اضافه می‌‌کند که این علیت را خود [[شرع]] علت قرار داده است <ref>تفسیر کبیر، ج۱۳، ص۸۲</ref>.
[[فخر رازی]] در [[تفسیر آیه]]: {{متن قرآن|وَنَزَعْنَا مَا فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلَا أَنْ هَدَانَا اللَّهُ لَقَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ وَنُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوهَا بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ}}<ref>«و هر کینه‌ای که در سینه آنهاست می‌زداییم؛ از بن (جایگاه) آنان جویبارها روان است و می‌گویند: سپاس خداوند را که ما را به این (پاداش بزرگ) رهنمون شد و اگر خداوند ما را راهبر نمی‌شد ما خود راه نمی‌یافتیم؛ بی‌گمان فرستادگان پروردگارمان حق را فرا آوردند و به آنان بانگ برمی‌دارند که این بهشت را برای کارهایی که می‌کردید برای شما برجا نهاده‌اند» سوره اعراف، آیه ۴۳.</ref> اعتراف می‌‌کند که باء در (بما کنتم تعملون) برای علیت است و این [[آیه]] دلالت می‌‌کند که [[عمل]]انسان موجب و علت [[جزا]] (ثواب) است و سپس اضافه می‌‌کند که این علیت را خود [[شرع]] علت قرار داده است <ref>تفسیر کبیر، ج۱۳، ص۸۲</ref>.
خط ۳۶: خط ۳۴:
در [[قرآن]] نیز خداوند از ثواب، به [[عطای الهی]] تعبیر و آن را تفضل از جانب خویش معرفی کرده و در عین حال اعطای آن را بی‌حساب و بدون ملاک ندانسته و برای آن معیار قایل شده است (شایستگی) {{متن قرآن|إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران را رستگاری است» سوره نبأ، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا}}<ref>«به پاداشی از پروردگار تو، به بخششی بی‌شمار» سوره نبأ، آیه ۳۶.</ref> {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ}}<ref>«کسانی که کتاب خداوند را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند، به داد و ستدی امید بسته‌اند که هرگز زیان ندارد» سوره فاطر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«تا پاداش‌هایشان را تمام بدهد و از بخشش خویش به (پاداش) آنان بیفزاید که او آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است» سوره فاطر، آیه ۳۰.</ref> <ref>ایضاح المراد، ص۳۰۶ـ ۳۰۷</ref>.
در [[قرآن]] نیز خداوند از ثواب، به [[عطای الهی]] تعبیر و آن را تفضل از جانب خویش معرفی کرده و در عین حال اعطای آن را بی‌حساب و بدون ملاک ندانسته و برای آن معیار قایل شده است (شایستگی) {{متن قرآن|إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ مَفَازًا}}<ref>«بی‌گمان پرهیزگاران را رستگاری است» سوره نبأ، آیه ۳۱.</ref>، {{متن قرآن|جَزَاءً مِنْ رَبِّكَ عَطَاءً حِسَابًا}}<ref>«به پاداشی از پروردگار تو، به بخششی بی‌شمار» سوره نبأ، آیه ۳۶.</ref> {{متن قرآن|إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَنْ تَبُورَ}}<ref>«کسانی که کتاب خداوند را می‌خوانند و نماز را برپا می‌دارند و از آنچه روزیشان کرده‌ایم پنهان و آشکار می‌بخشند، به داد و ستدی امید بسته‌اند که هرگز زیان ندارد» سوره فاطر، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَكُورٌ}}<ref>«تا پاداش‌هایشان را تمام بدهد و از بخشش خویش به (پاداش) آنان بیفزاید که او آمرزنده‌ای سپاس‌پذیر است» سوره فاطر، آیه ۳۰.</ref> <ref>ایضاح المراد، ص۳۰۶ـ ۳۰۷</ref>.


استحقاق در مباحث دیگر [[کلامی]] همچون [[نبوت]] و [[امامت]] نیز مطرح است، به این صورت که نبوت وامامت آیا بر اساس استحقاق [[نبیّ]] و [[امام]] است یا این [[مقام]] و [[موهبت]] تفضلی از جانب خداوند به آنهاست <ref>اوائل المقالات، ص۶۳ و۶۴</ref> [[عقیده]] درست این است که نبوت و امامت اگر چه تفضلی از جانب خداوند است، اما به کسانی اعطا می‌‌شود که شایستگی آن را دارند <ref>الشافی فی الامامه، ج۱، ص۳۲۸</ref>. بدین جهت است که خداوند نخست [[ابراهیم]]{{ع}} را می‌‌آزماید، آن گاه [[منصب امامت]] را به او اعطا می‌‌کند {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> و [[حضرت موسی]]{{ع}} پس از آزمون‌هایی به [[مقام نبوت]] می‌‌رسد {{متن قرآن|إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خواهرت (نزد آنان) می‌رفت و می‌گفت: می‌خواهید شما را به کسی رهنمون شوم که او را سرپرستی کند؟ پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوهگین نشود؛ و کسی را (ناخواسته) کشتی، ما تو را از (آن) اندوه رهاندیم و تو را بارها آزمودیم آنگاه سال‌هایی در میان مردم مدین به سر بردی سپس ای موسی به هنگام، باز آمدی» سوره طه، آیه ۴۰.</ref>. بنابراین، [[نبوت]] و [[امامت]] از آن جهت که کسی چیزی را از خداوند طلبکار نیست، از مقوله [[تفضل الهی]] است و از آن جهت که اعطای آن از جانب خداوند به افراد در گرو شایستگی آنان است از مقوله استحقاق می‌‌شود.
استحقاق در مباحث دیگر [[کلامی]] همچون [[نبوت]] و [[امامت]] نیز مطرح است، به این صورت که نبوت وامامت آیا بر اساس استحقاق [[نبیّ]] و [[امام]] است یا این [[مقام]] و [[موهبت]] تفضلی از جانب خداوند به آنهاست <ref>اوائل المقالات، ص۶۳ و۶۴</ref> [[عقیده]] درست این است که نبوت و امامت اگر چه تفضلی از جانب خداوند است، اما به کسانی اعطا می‌‌شود که شایستگی آن را دارند <ref>الشافی فی الامامه، ج۱، ص۳۲۸</ref>. بدین جهت است که خداوند نخست [[ابراهیم]] {{ع}} را می‌‌آزماید، آن گاه [[منصب امامت]] را به او اعطا می‌‌کند {{متن قرآن|وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ}}<ref>«و (یاد کن) آنگاه را که پروردگار ابراهیم، او را با کلماتی آزمود و او آنها را به انجام رسانید؛ فرمود: من تو را پیشوای مردم می‌گمارم. (ابراهیم) گفت: و از فرزندانم (چه کس را)؟ فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‌رسد» سوره بقره، آیه ۱۲۴.</ref> و [[حضرت موسی]] {{ع}} پس از آزمون‌هایی به [[مقام نبوت]] می‌‌رسد {{متن قرآن|إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْنَاكَ إِلَى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْسًا فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُونًا فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى قَدَرٍ يَا مُوسَى}}<ref>«(یاد کن) آنگاه را که خواهرت (نزد آنان) می‌رفت و می‌گفت: می‌خواهید شما را به کسی رهنمون شوم که او را سرپرستی کند؟ پس تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش روشن گردد و اندوهگین نشود؛ و کسی را (ناخواسته) کشتی، ما تو را از (آن) اندوه رهاندیم و تو را بارها آزمودیم آنگاه سال‌هایی در میان مردم مدین به سر بردی سپس ای موسی به هنگام، باز آمدی» سوره طه، آیه ۴۰.</ref>. بنابراین، [[نبوت]] و [[امامت]] از آن جهت که کسی چیزی را از خداوند طلبکار نیست، از مقوله [[تفضل الهی]] است و از آن جهت که اعطای آن از جانب خداوند به افراد در گرو شایستگی آنان است از مقوله استحقاق می‌‌شود.


[[زمان]] [[استحقاق ثواب]] و [[عقاب]] [[مکلفان]] از دیگر موضوعات مورد [[اختلاف]] [[متکلمان]] است، برخی قائلند [[مکلف]] در همان [[زمان]] صدور [[طاعت]] و [[معصیت]] مستحق [[ثواب و عقاب]] است و برخی دیگر زمان استحقاق را به [[آخرت]] واگذار کرده‌اند و گروه سوم استحقاق را در [[زمان مرگ]] می‌‌دانند و هر کدام برای تثبیت ادعای خویش دلایلی آورده‌اند<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۱]]</ref>
[[زمان]] [[استحقاق ثواب]] و [[عقاب]] [[مکلفان]] از دیگر موضوعات مورد [[اختلاف]] [[متکلمان]] است، برخی قائلند [[مکلف]] در همان [[زمان]] صدور [[طاعت]] و [[معصیت]] مستحق [[ثواب و عقاب]] است و برخی دیگر زمان استحقاق را به [[آخرت]] واگذار کرده‌اند و گروه سوم استحقاق را در [[زمان مرگ]] می‌‌دانند و هر کدام برای تثبیت ادعای خویش دلایلی آورده‌اند<ref>[[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۱]]</ref>
== جستارهای وابسته ==


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
#[[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[رحیم لطیفی|لطیفی]] و [[محمد جواد اصغری|اصغری]]، [[استحقاق (مقاله)|مقاله «استحقاق»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


خط ۵۰: خط ۴۶:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:استحقاق]]
[[رده:استحقاق]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش