پرش به محتوا

بشیر غفاری: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
(یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[بشیر غفاری در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[بشیر غفاری در تاریخ اسلامی]] | پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
با توجه به نسبتش، باید او را از [[بنی غفار]]، از تیره [[ضمرة بن بکر بن عبد مناة]] و در اصل از [[کنانه]] دانست<ref>ر.ک: ابن حزم، جمهره، ص۱۸۶ و ۴۶۵.</ref>. تنها براساس خبری که درباره وی نقل شده و روایتی که او از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل کرده است، او را در شمار [[صحابه]] آورده‌اند. در این خبر آمده است: بشیر غفاری جایی نزدیک رسول خدا{{صل}} داشت و در آنجا می‌نشست. آن [[حضرت]] سه [[روز]] او را ندید. چون او را دید پرسید: چرا رنگت پریده است؟ او گفت: شتری خریده‌ام، اما رم می‌کند و من در [[معامله]] شرطی نگذاشته‌ام. حضرت فرمود: «رنگ پریدگی تو از چیز دیگری است. شتر رم کننده به صاحبش پس داده می‌شود. چون بشیر تأکید کرد که سبب رنگ پریدگی او همین است، آن حضرت فرمود: «پس چگونه خواهی بود روزی که مدت آن پنجاه هزار سال است. روزی که [[مردم]] در مقابل [[پروردگار]] [[محشور]] می‌شوند»<ref>دارقطنی، ج۳، ص۱۹؛ ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۳؛ سیوطی، ج۶، ص۳۲۴؛ و با اندکی تغییر و اختصار، ر.ک: ابن عبدالبر، ج۱، ص۲۵۵؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۴۸.</ref>. از این [[روایت]] در باب [[معاملات]] و معیوب بودن مورد معامله استفاده شده است<ref>ر.ک: مناوی، ج۴، ص۲۲۹.</ref>. وی را در شمار کسانی آورده‌اند که یک [[حدیث]] از رسول خدا{{صل}} نقل کرده‌اند<ref>ابن حزم، اسماء الصحابة الرواة، ص۴۴۴؛ ابن جوزی، ص۳۷۸.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشیر غفاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۵۴.</ref>
با توجه به نسبتش، باید او را از [[بنی غفار]]، از تیره [[ضمرة بن بکر بن عبد مناة]] و در اصل از [[کنانه]] دانست<ref>ر. ک: ابن حزم، جمهره، ص۱۸۶ و ۴۶۵.</ref>. تنها براساس خبری که درباره وی نقل شده و روایتی که او از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل کرده است، او را در شمار [[صحابه]] آورده‌اند. در این خبر آمده است: بشیر غفاری جایی نزدیک رسول خدا {{صل}} داشت و در آنجا می‌نشست. آن [[حضرت]] سه [[روز]] او را ندید. چون او را دید پرسید: چرا رنگت پریده است؟ او گفت: شتری خریده‌ام، اما رم می‌کند و من در [[معامله]] شرطی نگذاشته‌ام. حضرت فرمود: «رنگ پریدگی تو از چیز دیگری است. شتر رم کننده به صاحبش پس داده می‌شود. چون بشیر تأکید کرد که سبب رنگ پریدگی او همین است، آن حضرت فرمود: «پس چگونه خواهی بود روزی که مدت آن پنجاه هزار سال است. روزی که [[مردم]] در مقابل [[پروردگار]] [[محشور]] می‌شوند»<ref>دارقطنی، ج۳، ص۱۹؛ ابن اثیر، ج۱، ص۴۰۳؛ سیوطی، ج۶، ص۳۲۴؛ و با اندکی تغییر و اختصار، ر. ک: ابن عبدالبر، ج۱، ص۲۵۵؛ ابن حجر، ج۱، ص۴۴۸.</ref>. از این [[روایت]] در باب [[معاملات]] و معیوب بودن مورد معامله استفاده شده است<ref>ر. ک: مناوی، ج۴، ص۲۲۹.</ref>. وی را در شمار کسانی آورده‌اند که یک [[حدیث]] از رسول خدا {{صل}} نقل کرده‌اند<ref>ابن حزم، اسماء الصحابة الرواة، ص۴۴۴؛ ابن جوزی، ص۳۷۸.</ref><ref>[[قاسم خانجانی|خانجانی، قاسم]]، [[دانشنامه سیره نبوی ج۲ (کتاب)|مقاله «بشیر غفاری»، دانشنامه سیره نبوی]] ج۲، ص:۲۵۴.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
{{مدخل‌ وابسته}}
{{مدخل وابسته}}


{{پایان مدخل وابسته}}
{{پایان مدخل وابسته}}
خط ۱۸: خط ۱۷:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:مدخل]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اعلام]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
[[رده:اصحاب پیامبر]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش