|
|
| خط ۲۰۶: |
خط ۲۰۶: |
| *هر یک از طرقی که در دیدگاههای سهگانه فوق مطرح شد میتواند سازنده پیامهای وحیانی از سوی خدا باشد. از آن گذشته، این دیدگاهها هیچ تناقضی با هم ندارند. ممکن است پیامبری در مواجهه خود با یک امر قدسی پیامی را به صورت لفظ دریافت کند؛ چنانکه این حادثه در کوه طور برای موسی اتفاق افتاد. همچنین میتوان فرض کرد که پیامهای وحیانی یک پیامبر از هر سه نوع یادشده باشد؛ یعنی برخی از پیامها لفظی باشد که خدا ایجاد کرده و به گوش پیامبرش رسانده است، برخی از نوع گزارهها و پیامهای غیر لفظی باشد و برخی نیز حاصل تجربه پیامبر از امور قدسی باشد. | | *هر یک از طرقی که در دیدگاههای سهگانه فوق مطرح شد میتواند سازنده پیامهای وحیانی از سوی خدا باشد. از آن گذشته، این دیدگاهها هیچ تناقضی با هم ندارند. ممکن است پیامبری در مواجهه خود با یک امر قدسی پیامی را به صورت لفظ دریافت کند؛ چنانکه این حادثه در کوه طور برای موسی اتفاق افتاد. همچنین میتوان فرض کرد که پیامهای وحیانی یک پیامبر از هر سه نوع یادشده باشد؛ یعنی برخی از پیامها لفظی باشد که خدا ایجاد کرده و به گوش پیامبرش رسانده است، برخی از نوع گزارهها و پیامهای غیر لفظی باشد و برخی نیز حاصل تجربه پیامبر از امور قدسی باشد. |
| *فرضیه ما این است که وحی قرآن کریم از نوع وحی لفظی است؛ یعنی [[پیامبر]] عین الفاظ قرآن را از وسائط الهی دریافت کرده است. اما وحی به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها از این نوع نبوده است، بلکه آنچه [[پیامبر]] در سنت بیان داشته یا بدان عمل نموده، نیز بر پایه وحی بوده است، که آنها را میتوان مصادیقی از وحی گزارهای یا تعبیر و تفسیر تجربه نبوی دانست<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۶۴.</ref>. | | *فرضیه ما این است که وحی قرآن کریم از نوع وحی لفظی است؛ یعنی [[پیامبر]] عین الفاظ قرآن را از وسائط الهی دریافت کرده است. اما وحی به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها از این نوع نبوده است، بلکه آنچه [[پیامبر]] در سنت بیان داشته یا بدان عمل نموده، نیز بر پایه وحی بوده است، که آنها را میتوان مصادیقی از وحی گزارهای یا تعبیر و تفسیر تجربه نبوی دانست<ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۶۴.</ref>. |
| ==قرآن، عین کلام خدا==
| |
| *وحی قرآنی از ویژگیهای ممتازی برخوردار است که دیگر کتابهای مقدسِ موجود از آن بی بهرهاند. پژوهشها نشان داده است که بسیاری از نوشتههای کتابهای مقدس یهودیان و مسیحیان را نمیتوان نوشته کسانی دانست که به نامِ آنها معروف است. این در حالی است که حتی غیر مسلمانان هم در وجود تاریخی پیامبر اسلام و انتساب قرآن به ایشان تردید نکردهاند. تحقیقات دانشمندان مسیحی در باره قرآن و شخصیت [[حضرت محمد]]{{صل}} با همه فراز و نشیبهایش به اینجا رسیده است که در راستی ادعای آن حضرت مبنی بر دریافت وحی از آسمان نمیتوان تردید کرد<ref>ر.ک: درآمدی بر تاریخ قرآن، ریچارد بل، بازنگری توسط ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ بهاء الدین خرّمشاهی، قم، سازمان اوقاف و امور خیریه، مرکز ترجمۀ قرآن به زبانهای خارجی، ۱۳۸۲ ش، ص ۴۷ ـ ۴۵.</ref>.
| |
| *در سالهای اخیر برخی از دانشمندان مسیحی پذیرفتهاند که [[پیامبر اسلام]] وحی را از مبدأ روحانی و خارج از نفْسِ خود دریافت میکرده است. ویلیام وات مونتگمری در اینباره مینویسد:در تمام نوشتههایم در باره حضرت محمد، تقریباً از چهل سال پیش تا کنون، همواره این نظر را ابراز کردهام که [حضرت محمد]] در این گفته که قرآن تصنیف او نبوده، بلکه از بالا به او وحی شده است، صداقت داشته است. از سال ۱۹۵۳ میلادی تا کنون مدافع این نظر هستم که قرآن فعلِ الهی است که از طریق شخصیت [[حضرت محمد]] عرضه شده است<ref>برخورد آراء مسلمانان و مسیحیان، ویلیام وات مونتگمری، ترجمۀ محمد حسین آریا، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش، ص ۴۷.</ref>.
| |
| *حال که همگان به صداقت [[پیامبر اسلام]] اذعان دارند باید بنگریم که آیا این وحی صرفاً گزارشی از تجربه قدسی و دینی او است و لفظ و محتوا از خود آن حضرت است؟ یا نمیتوان چنین فرضیهای را در مورد قرآن پذیرفت؟
| |
| *کسی که قرآن را مطالعه کند، به آسانی در مییابد که وحی قرآنی جز با نظریه وحی گفتاری با هیچ نظریه دیگری سازگاری ندارد و سِرّ اعجاز بیانی قرآن نیز همین است. در باره سبک و اسلوب بیانی قرآن و دلالت آن بر وحیانی بودن الفاظ قرآن، نکات زیر قابل توجه است:
| |
| #کلمه "قُل"، به معنی بگو، بیش از سیصد بار در قرآن تکرار شده است که این امر نشان میدهد خود [[پیامبر]]{{صل}} هیچ دخالتی در امر وحی نداشته است و الفاظ قرآن ساخته او نیست؛ بنا بر این او در قرآن مخاطب است نه متکلم. چنین نیست که او معنای دریافت کرده یا تجربه وحیانی خویش را بازگو کند. علاوه بر واژه "قُلْ" واژههایی نظیر "إِقْرَء" یا "اُتْلُ" نیز چنین دلالتی را دارند.
| |
| #خطابهای قرآن به [[پیامبر]] نیز آشکارا گویای این حقیقت است که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} تنها گزارشگر کلام خدا است، نه تصنیفکننده آن. در بسیاری از آیات قرآن به [[پیامبر]] خطاب شده است و گاهی این خطاب با نوعی عِتاب نیز همراه است، مانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|عَفَا اللَّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ }}﴾}}<ref> خداوند از تو در گذراد! چرا پیشتر از آنکه راستگویان بر تو آشکار گردند و دروغگویان را بشناسی به آنان اجازه دادی؟؛ سوره توبه، آیه:۴۳.</ref>
| |
| #برخی از آیات قرآن آشکارا بیان میدارد که آنچه [[پیامبر]] بر مردم تلاوت میکند از جانب خود ایشان نیست، بلکه کلام خدا است و فعل تلاوت صرفاً با اذن الهی از پیامبر صادر میشود. در قرآن کریم آمده است:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ قُل لَّوْ شَاء اللَّهُ مَا تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَدْرَاكُم بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُرًا مِّن قَبْلِهِ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ}}﴾}}<ref> و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمیبرند میگویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم.بگو اگر خداوند میخواست آن را برای شما نمیخواندم و او شما را از آن آگاه نمیکرد؛ پیش از آن (هم) من در میان شما روزگاری دراز زیستهام پس آیا خرد نمیورزید؟؛ سوره یونس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref>
| |
| *این آیه به خوبی نشان میدهد که حتی این گزاره که [[پیامبر]] میگوید که حق تبدیل در کلام خداوند را ندارد، از خود ایشان نیست، بلکه سخن خدا است؛ چرا که میگوید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|قُلْ مَا يَكُونُ لِي}}﴾}} همچنین در آیهای دیگر آمده است که اگر پیامبر از جانب خود کلامی را به خداوند نسبت دهد به شدت مجازات خواهد شد
| |
| #فاعلِ اصلیِ افعالی نظیر قرائت و تلاوت آیات قرآن، خداوند یا وسائط وحی، یعنی فرشتگان، است، نه [[پیامبر]]. به آیات زیر توجه کنید:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعَالَمِينَ}}﴾}}<ref> اینها آیات خداوند است که آن را به درستی بر تو میخوانیم و خداوند، ستمی برای جهانیان نمیخواهد؛ سوره آل عمران، آیه:۱۰۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ذَلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ }}﴾}}<ref> آن را که بر تو فرا میخوانیم از آیات و (قرآن) یادآور حکمتآموز است ؛ سوره آل عمران، آیه: ۵۸.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> از داستان موسی و فرعون برای گروهی که ایمان دارند بر تو به درستی میخوانیم؛ سوره قصص، آیه:۳.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ}}﴾}}<ref> پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن؛ سوره قیامت، آیه:۱۸.</ref>
| |
| #در آیاتی از قرآن به پیامبر اسلام تذکر داده شده است که در گرفتن وحی عجله نکند، بلکه تا اتمام قرائت وحی آرام بگیرد؛ این مسأله به روشنی بر گفتاری بودن وحی دلالت دارد:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسَانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ إِنَّ عَلَيْنَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ }}﴾}}<ref> زبانت را به (خواندن) آن مگردان تا در (کار) آن شتاب کنی.گردآوری و خواندن آن با ماست.پس چون بخوانیمش، از خواندن آن پیروی کن ؛ سوره قیامت، آیه: ۱۶- ۱۸.</ref>.
| |
| #آیاتی از قرآن کریم حکایت از آن دارد که گاهی با وجود آنکه [[پیامبر]] منتظر نزول وحی بود وحی نازل نمیشد. قرآن کریم میفرماید: {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا نَتَنَزَّلُ إِلاَّ بِأَمْرِ رَبِّكَ لَهُ مَا بَيْنَ أَيْدِينَا وَمَا خَلْفَنَا وَمَا بَيْنَ ذَلِكَ وَمَا كَانَ رَبُّكَ نَسِيًّا }}﴾}}<ref> و ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمیآییم، آینده و گذشته ما و آنچه میان آنهاست، از آن اوست و پروردگارت فراموشکار نیست؛ سوره مریم، آیه:۶۴.</ref> گفته شده است که بعد از حادثه افک، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} یک ماه انتظار کشید تا وحی نازل شد؛ بنا بر این نزول وحی به دست [[پیامبر]] نبود، بلکه در دست خداوند بود و هرگاه او صلاح میدانست کلام خود را بر پیامبر نازل میکرد<ref>ر.ک: پژوهشهایی در بارۀ قرآن و وحی، صبحی صالح، ترجمۀ محمد مجتهد شبستری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۳ ش، ص ۵۰ و ۵۱.</ref>.
| |
| #در برخی آیات خداوند قرآن را کلام خود دانسته است. به عبارت دیگر قرآن به عنوان کلام خدا معرفی شده است نه کلام [[پیامبر]]؛{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|سَيَقُولُ الْمُخَلَّفُونَ إِذَا انطَلَقْتُمْ إِلَى مَغَانِمَ لِتَأْخُذُوهَا ذَرُونَا نَتَّبِعْكُمْ يُرِيدُونَ أَن يُبَدِّلُوا كَلامَ اللَّهِ قُل لَّن تَتَّبِعُونَا كَذَلِكُمْ قَالَ اللَّهُ مِن قَبْلُ فَسَيَقُولُونَ بَلْ تَحْسُدُونَنَا بَلْ كَانُوا لا يَفْقَهُونَ إِلاَّ قَلِيلا }}﴾}}<ref> چون برای گرفتن غنیمتهایی رهسپار شوید جهادگریزان خواهند گفت: بگذارید دنبال شما بیاییم، آنان برآنند که گفتار خداوند را دگرگون سازند؛ بگو: هرگز دنبال ما نخواهید آمد، خداوند از پیش چنین فرموده است؛ آنگاه خواهند گفت بلکه به ما رشک میبرید! (چنین نیست) بلکه آنان جز اندکی درنمییابند؛ سوره فتح، آیه:۱۵.</ref>
| |
| <ref>[[محمد کاظم شاکر|شاکر، محمد کاظم]]، [[آشنایی با علوم قرآنی (کتاب)|آشنایی با علوم قرآنی]]، ص:۶۴ - ۶۷.</ref>.
| |