جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[جهانبینی علمی در قرآن]] - [[جهانبینی علمی در حدیث]] - [[جهانبینی علمی در نهج البلاغه]] - [[جهانبینی علمی در معارف دعا و زیارات]] - [[جهانبینی علمی در کلام اسلامی]] - [[جهانبینی علمی در اخلاق اسلامی]] - [[جهانبینی علمی در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط = جهانبینی علمی (پرسش)}} | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[جهانبینی علمی در قرآن]] - [[جهانبینی علمی در حدیث]] - [[جهانبینی علمی در نهج البلاغه]] - [[جهانبینی علمی در معارف دعا و زیارات]] - [[جهانبینی علمی در کلام اسلامی]] - [[جهانبینی علمی در اخلاق اسلامی]] - [[جهانبینی علمی در عرفان اسلامی]]| پرسش مرتبط = جهانبینی علمی (پرسش)}} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
* [[علم]] بر سه چیز مبتنی است: "بررسی جزئیات"، "فرضیه" و "[[آزمون]]". | * [[علم]] بر سه چیز مبتنی است: "بررسی جزئیات"، "فرضیه" و "[[آزمون]]". | ||
*عالم و محققی که در جستجوی [[قوانین]] [[حاکم]] بر یک پدیده است، اول به بررسی و مشاهده موارد جزئی میپردازد. پس از مشاهده، بررسی و مطالعه موارد جزئی، فرضیهای در ذهن محقق نقش میبندد و سپس آن را در عمل، مورد [[آزمایش]] قرار میدهد. اگر [[آزمایش]] آن فرضیه تأیید کرد، نتیجه به صورت یک اصل و یک قانونِ به ثبوت رسیده، مورد قبول واقع میشود، و تا فرضیهای کاملتر و جامعتر که با آزمونهای بیشتری تأیید گردیده باشد، پیدا نشود، آن اصل [[علمی]] به قوت اعتبار خود باقی است. کار [[علم]] از آن جهت که بر [[آزمون]] عملی مبتنی است، مزایایی دارد و نارساییهایی: | * عالم و محققی که در جستجوی [[قوانین]] [[حاکم]] بر یک پدیده است، اول به بررسی و مشاهده موارد جزئی میپردازد. پس از مشاهده، بررسی و مطالعه موارد جزئی، فرضیهای در ذهن محقق نقش میبندد و سپس آن را در عمل، مورد [[آزمایش]] قرار میدهد. اگر [[آزمایش]] آن فرضیه تأیید کرد، نتیجه به صورت یک اصل و یک قانونِ به ثبوت رسیده، مورد قبول واقع میشود، و تا فرضیهای کاملتر و جامعتر که با آزمونهای بیشتری تأیید گردیده باشد، پیدا نشود، آن اصل [[علمی]] به قوت اعتبار خود باقی است. کار [[علم]] از آن جهت که بر [[آزمون]] عملی مبتنی است، مزایایی دارد و نارساییهایی: | ||
*بزرگترین مزیت کشفیات [[علمی]] دقیق، جزئی و مشخص بودن آن است. | * بزرگترین مزیت کشفیات [[علمی]] دقیق، جزئی و مشخص بودن آن است. | ||
*نارسایی کشفیات [[علمی]] این است که دایره آن به [[آزمون]] محدود است. [[علم]] در تعقیب علتها یا معلولها تا حد معینی پیش میرود؛ اما در نهایت از رسیدن به کنه [[نظام]] علّی و معلولی [[جهان]] [[ناتوان]] است. از نظر [[علم]]، [[جهان]] کهنه کتابی است که اول و آخر آن افتاده است. نه اولش معلوم است و نه آخرش. این است که [[جهانبینی]] [[علمی]]، جزءشناسی است، نه کلشناسی، [[علم]]، ما را به وضع برخی اجزای [[جهان]] آشنا میکند، نه به شکل و قیافه و شخصیت کل [[جهان]]. | * نارسایی کشفیات [[علمی]] این است که دایره آن به [[آزمون]] محدود است. [[علم]] در تعقیب علتها یا معلولها تا حد معینی پیش میرود؛ اما در نهایت از رسیدن به کنه [[نظام]] علّی و معلولی [[جهان]] [[ناتوان]] است. از نظر [[علم]]، [[جهان]] کهنه کتابی است که اول و آخر آن افتاده است. نه اولش معلوم است و نه آخرش. این است که [[جهانبینی]] [[علمی]]، جزءشناسی است، نه کلشناسی، [[علم]]، ما را به وضع برخی اجزای [[جهان]] آشنا میکند، نه به شکل و قیافه و شخصیت کل [[جهان]]. | ||
*نارسایی دیگر [[جهانبینی]] [[علمی]] از نظر تکیهگاه بودن برای یک [[ایدئولوژی]] ناپایدار بودن آن است؛ زیرا [[علم]] بر فرضیه و [[آزمون]] مبتنی است، نه بر اصول بدیهی اولی [[عقلی]]. به همین جهت، [[جهانبینی]] [[علمی]] جهانبینیای متزلزل و بیثبات است و نمیتواند پایگاه [[ایمان]] واقع شود. | * نارسایی دیگر [[جهانبینی]] [[علمی]] از نظر تکیهگاه بودن برای یک [[ایدئولوژی]] ناپایدار بودن آن است؛ زیرا [[علم]] بر فرضیه و [[آزمون]] مبتنی است، نه بر اصول بدیهی اولی [[عقلی]]. به همین جهت، [[جهانبینی]] [[علمی]] جهانبینیای متزلزل و بیثبات است و نمیتواند پایگاه [[ایمان]] واقع شود. | ||
* [[جهانبینی]] [[علمی]]، به [[حکم]] محدودیتی که دارد، از پاسخگویی به یک سلسله مسائل اساسی [[جهانشناسی]] - که خواه ناخواه برای [[ایدئولوژی]]، پاسخگویی قطعی به آنها لازم است - قاصر میباشد. | * [[جهانبینی]] [[علمی]]، به [[حکم]] محدودیتی که دارد، از پاسخگویی به یک سلسله مسائل اساسی [[جهانشناسی]] - که خواه ناخواه برای [[ایدئولوژی]]، پاسخگویی قطعی به آنها لازم است - قاصر میباشد. | ||
*برخی از این مسائل اساسی عبارتند از: | * برخی از این مسائل اساسی عبارتند از: | ||
* [[جهان]] از کجا آمده است و به کجا میرود؛ ما در چه نقطه و کدام موضع از مجموعه هستی قرار داریم؛ آیا [[جهان]] از نظر زمانی، دارای اول و آخر است، یا نه؛ از نظر مکانی چه طور؛ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط؛ [[حق]] است یا پوچ؛ [[زشت]] است یا زیبا؛ آیا بر [[جهان]]، سنتهای ضروری و لایتغیر [[حاکم]] است یا هیچ [[سنت]] غیر قابل تغییری وجود ندارد؛ آیا هستی، در مجموع خود واحدی زنده و با [[شعور]] است یا مرده و بیشعور؛ وجود [[انسان]] یک استثنا و تصادف است؛ آیا موجود، معدوم میشود؛ آیا معدوم، موجود میشود؛ آیا [[اعاده معدوم]] ممکن است یا محال؛ آیا [[جهان]] و [[تاریخ]] عیناً و مو به مو، هر چند پس از میلیاردها سال، قابل تکرار است؛ آیا به [[راستی]] بر هستی، [[وحدت]] [[حاکم]] است یا کثرت؛ آیا [[جهان]] به مادی و غیر مادی تقسیم میشود؛ و [[جهان مادی]] بخشی کوچک از مجموع [[جهان]] است؛ آیا [[جهان]]، [[هدایت]] شده و بیناست یا کور و [[نابینا]]؛ آیا [[جهان]] با [[انسان]] در حالِ داد و ستد است؛ آیا [[جهان]] در برابر [[نیکی]] و [[بدی]] [[انسان]]، عکسالعملی [[نیک]] و بد دارد؛ آیا پس از این حیاتِ فانی، یک حیات باقی وجود دارد و.... | * [[جهان]] از کجا آمده است و به کجا میرود؛ ما در چه نقطه و کدام موضع از مجموعه هستی قرار داریم؛ آیا [[جهان]] از نظر زمانی، دارای اول و آخر است، یا نه؛ از نظر مکانی چه طور؛ آیا هستی در مجموع خود صحیح است یا غلط؛ [[حق]] است یا پوچ؛ [[زشت]] است یا زیبا؛ آیا بر [[جهان]]، سنتهای ضروری و لایتغیر [[حاکم]] است یا هیچ [[سنت]] غیر قابل تغییری وجود ندارد؛ آیا هستی، در مجموع خود واحدی زنده و با [[شعور]] است یا مرده و بیشعور؛ وجود [[انسان]] یک استثنا و تصادف است؛ آیا موجود، معدوم میشود؛ آیا معدوم، موجود میشود؛ آیا [[اعاده معدوم]] ممکن است یا محال؛ آیا [[جهان]] و [[تاریخ]] عیناً و مو به مو، هر چند پس از میلیاردها سال، قابل تکرار است؛ آیا به [[راستی]] بر هستی، [[وحدت]] [[حاکم]] است یا کثرت؛ آیا [[جهان]] به مادی و غیر مادی تقسیم میشود؛ و [[جهان مادی]] بخشی کوچک از مجموع [[جهان]] است؛ آیا [[جهان]]، [[هدایت]] شده و بیناست یا کور و [[نابینا]]؛ آیا [[جهان]] با [[انسان]] در حالِ داد و ستد است؛ آیا [[جهان]] در برابر [[نیکی]] و [[بدی]] [[انسان]]، عکسالعملی [[نیک]] و بد دارد؛ آیا پس از این حیاتِ فانی، یک حیات باقی وجود دارد و.... | ||
* [[علم]]، در پاسخ به همه این [[پرسشها]] به "نمی دانم" میرسد؛ زیرا نمیتوان اینها را آزمود. [[علم]] به مسائل محدود و جزئی پاسخ میدهد، اما از تصویر کلی [[جهان]] [[ناتوان]] است. این است که [[علم]] از پاسخ به اساسیترین مسائلی که برای [[جهانبینی]] لازم است، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام [[جهان]]، [[ناتوان]] است. علاوه بر این، [[ارزش]] [[جهانبینی]] [[علمی]]، [[ارزش]] عملی و فنی است، نه نظری. آنچه میتواند تکیهگاه یک [[ایدئولوژی]] قرار گیرد، [[ارزش]] نظری است نه عملی. | * [[علم]]، در پاسخ به همه این [[پرسشها]] به "نمی دانم" میرسد؛ زیرا نمیتوان اینها را آزمود. [[علم]] به مسائل محدود و جزئی پاسخ میدهد، اما از تصویر کلی [[جهان]] [[ناتوان]] است. این است که [[علم]] از پاسخ به اساسیترین مسائلی که برای [[جهانبینی]] لازم است، یعنی برداشتهای کلی درباره مجموع و اندام [[جهان]]، [[ناتوان]] است. علاوه بر این، [[ارزش]] [[جهانبینی]] [[علمی]]، [[ارزش]] عملی و فنی است، نه نظری. آنچه میتواند تکیهگاه یک [[ایدئولوژی]] قرار گیرد، [[ارزش]] نظری است نه عملی. | ||
*در [[جهان]] امروز، به موازات اینکه بر [[ارزش]] فنی و عملی [[علم]] افزوده شده، از [[ارزش]] نظری آن کاسته شده است<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی و جهانبینی مادی)، ص۲۸۳ - ۲۷۵؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲: همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۲ - ۸.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۰۰-۱۰۱.</ref>. | * در [[جهان]] امروز، به موازات اینکه بر [[ارزش]] فنی و عملی [[علم]] افزوده شده، از [[ارزش]] نظری آن کاسته شده است<ref>مطهری، شش مقاله (جهانبینی الهی و جهانبینی مادی)، ص۲۸۳ - ۲۷۵؛ همو، مقدمهای بر جهانبینی اسلامی، ج۲: همو، جهانبینی توحیدی، ص۱۲ - ۸.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۰۰-۱۰۱.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||