خلود در اخلاق اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
 
خط ۲: خط ۲:
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خلود در قرآن]] - [[خلود در حدیث]] - [[خلود در نهج البلاغه]] - [[خلود در معارف دعا و زیارات]] - [[خلود در کلام اسلامی]] - [[خلود در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل  = | مداخل مرتبط = [[خلود در قرآن]] - [[خلود در حدیث]] - [[خلود در نهج البلاغه]] - [[خلود در معارف دعا و زیارات]] - [[خلود در کلام اسلامی]] - [[خلود در اخلاق اسلامی]]| پرسش مرتبط  = }}


==مقدمه==
== مقدمه ==
جاودانه‌انگاری و مطلق‌گرایی در [[اخلاق]]، و در مقابل آن نسبیت‌گرایی [[اخلاقی]]، از کلیدی‌ترین مباحث اخلاق‌پژوهی [[فلسفی]] در گذشته و به‌ویژه در سده‌های اخیر بوده است. این بحث را نه تنها در میان [[عالمان]] اخلاق، بلکه در زوایای پیدا و پنهان باورهای عمومی [[مردم]] نیز می‌توان یافت. همه کسانی که [[حاکمیت]] پاره‌ای از [[آموزه‌های اخلاقی]] را بر [[رفتار]] خویش پذیرفته‌اند، دربارۀ [[ثبات]]، تغیر، اطلاق و نسبیت آنها در نهان‌خانه باورهای خویش به [[داوری]] نشسته و بر اساس این داوری قلمرو [[مسئولیت]] خود را ترسیم می‌کنند. این موضوع هم از جهت [[عقاید اسلامی]] مهم است و هم بر [[ایمان دینی]] افراد تأثیری بسزا دارد. از حیث [[اعتقادی]]، نسبی انگاری اخلاقی با یکی از بنیادی‌ترین [[عقاید]] [[مسلمانان]]، یعنی کمال، [[خاتمیت]] و در نتیجه، [[جاودانه]] بودن [[آموزه‌های دینی]] در [[تعارض]] است؛ زیرا بر اساس اصل کمال و [[خاتمیت اسلام]]، موقعیت‌های جغرافیایی، [[ادوار تاریخی]] و شرایط [[زمان]] و مکان، بر آموزه‌های دینی و از جمله [[احکام اخلاقی]] [[اسلام]] تأثیر نمی‌گذارند، مگر از مجاری مُجاز و موجهی که خود [[دین]] تعیین کرده است. همچنین ثبات ایمان دینی در [[جان آدمی]] و عمل‌آفرینی آن مستلزم [[باور]] به [[پایدار]] [[نیکی]] و [[بدی]] است. بروز هرگونه تردید در این امر، [[کارآمدی]] آموزه‌های اخلاقی را در معرض خدشه جدی قرار خواهد داد.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۴.</ref>
جاودانه‌انگاری و مطلق‌گرایی در [[اخلاق]]، و در مقابل آن نسبیت‌گرایی [[اخلاقی]]، از کلیدی‌ترین مباحث اخلاق‌پژوهی [[فلسفی]] در گذشته و به‌ویژه در سده‌های اخیر بوده است. این بحث را نه تنها در میان [[عالمان]] اخلاق، بلکه در زوایای پیدا و پنهان باورهای عمومی [[مردم]] نیز می‌توان یافت. همه کسانی که [[حاکمیت]] پاره‌ای از [[آموزه‌های اخلاقی]] را بر [[رفتار]] خویش پذیرفته‌اند، دربارۀ [[ثبات]]، تغیر، اطلاق و نسبیت آنها در نهان‌خانه باورهای خویش به [[داوری]] نشسته و بر اساس این داوری قلمرو [[مسئولیت]] خود را ترسیم می‌کنند. این موضوع هم از جهت [[عقاید اسلامی]] مهم است و هم بر [[ایمان دینی]] افراد تأثیری بسزا دارد. از حیث [[اعتقادی]]، نسبی انگاری اخلاقی با یکی از بنیادی‌ترین [[عقاید]] [[مسلمانان]]، یعنی کمال، [[خاتمیت]] و در نتیجه، [[جاودانه]] بودن [[آموزه‌های دینی]] در [[تعارض]] است؛ زیرا بر اساس اصل کمال و [[خاتمیت اسلام]]، موقعیت‌های جغرافیایی، [[ادوار تاریخی]] و شرایط [[زمان]] و مکان، بر آموزه‌های دینی و از جمله [[احکام اخلاقی]] [[اسلام]] تأثیر نمی‌گذارند، مگر از مجاری مُجاز و موجهی که خود [[دین]] تعیین کرده است. همچنین ثبات ایمان دینی در [[جان آدمی]] و عمل‌آفرینی آن مستلزم [[باور]] به [[پایدار]] [[نیکی]] و [[بدی]] است. بروز هرگونه تردید در این امر، [[کارآمدی]] آموزه‌های اخلاقی را در معرض خدشه جدی قرار خواهد داد.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۴.</ref>


پر واضح است که هواداران عینیت‌گرایی [[اخلاقی]] در پی [[اثبات]] منشأ عینی از نوع ملاک موجود در قضایای ماهوی درجه اول مانند مشهودات و مسموعات نیستند، بلکه بر این باورند که خوبی و بدی‌های اخلاقی دارای منشأ انتزاعی واقعی‌اند. این منشأ انتزاع عبارت است از رابطه [[واقعی]] میان عمل و پیامدهای طبیعی آن و نقشی که این عمل از طریق آثار واقعی خود، مستقیماً یا به واسطه، در [[سعادت]] و [[شقاوت]] [[آدمی]] دارد. در واقع، یک عمل به تبع آثار عینی و نقش واقعی و طبیعی آن آثار به [[نیکی]] و [[بدی]] موصوف می‌شود. عینیت‌گرایی را، مطابق این [[تفسیر]]، می‌توان در جای‌جای [[آموزه‌های اخلاقی]] [[امام علی]]{{ع}} یافت. در بیانی کلی، امام علی{{ع}} هرگاه از آثار [[فضائل]] و [[رذائل اخلاقی]] سخن می‌گوید، به آثار عینی و مستقل [[اعمال]] توجه دارد که به هیچ روی [[قرارداد]] و اعتبار افراد و گروه‌ها در آن نقش ندارد، بلکه ناشی از وجود رابطه‌ای طبیعی و علی و معلولی میان فعل و آثار آن است. نیز هنگامی که در صدد تبیین [[عقلانی]]، [[علمی]] و [[اجتماعی]] برخی [[احکام اخلاقی]] [[اسلام]] بر می‌آید، با بیان کارکرد عینی عمل، به [[دفاع]] از [[حکمت]] [[تشریعی]] [[الهی]] می‌پردازد. بیان همه این موارد از زبان امام علی{{ع}} در این مختصر نمی‌گنجد و اصولاً ما را نیازی به چنین استقرای تامی نیست. در این مورد، تنها ذکر مواردی چند - که به گونه‌ای غیرقابل [[انکار]]، [[گواه]] واقع‌نمایی قضایای اخلاقی در [[تعالیم]] امام علی{{ع}} باشد- کافی است. نمونه‌هایی از این موارد در نهایت اختصار در پی می‌آید:
پر واضح است که هواداران عینیت‌گرایی [[اخلاقی]] در پی [[اثبات]] منشأ عینی از نوع ملاک موجود در قضایای ماهوی درجه اول مانند مشهودات و مسموعات نیستند، بلکه بر این باورند که خوبی و بدی‌های اخلاقی دارای منشأ انتزاعی واقعی‌اند. این منشأ انتزاع عبارت است از رابطه [[واقعی]] میان عمل و پیامدهای طبیعی آن و نقشی که این عمل از طریق آثار واقعی خود، مستقیماً یا به واسطه، در [[سعادت]] و [[شقاوت]] [[آدمی]] دارد. در واقع، یک عمل به تبع آثار عینی و نقش واقعی و طبیعی آن آثار به [[نیکی]] و [[بدی]] موصوف می‌شود. عینیت‌گرایی را، مطابق این [[تفسیر]]، می‌توان در جای‌جای [[آموزه‌های اخلاقی]] [[امام علی]] {{ع}} یافت. در بیانی کلی، امام علی {{ع}} هرگاه از آثار [[فضائل]] و [[رذائل اخلاقی]] سخن می‌گوید، به آثار عینی و مستقل [[اعمال]] توجه دارد که به هیچ روی [[قرارداد]] و اعتبار افراد و گروه‌ها در آن نقش ندارد، بلکه ناشی از وجود رابطه‌ای طبیعی و علی و معلولی میان فعل و آثار آن است. نیز هنگامی که در صدد تبیین [[عقلانی]]، [[علمی]] و [[اجتماعی]] برخی [[احکام اخلاقی]] [[اسلام]] بر می‌آید، با بیان کارکرد عینی عمل، به [[دفاع]] از [[حکمت]] [[تشریعی]] [[الهی]] می‌پردازد. بیان همه این موارد از زبان امام علی {{ع}} در این مختصر نمی‌گنجد و اصولاً ما را نیازی به چنین استقرای تامی نیست. در این مورد، تنها ذکر مواردی چند - که به گونه‌ای غیرقابل [[انکار]]، [[گواه]] واقع‌نمایی قضایای اخلاقی در [[تعالیم]] امام علی {{ع}} باشد- کافی است. نمونه‌هایی از این موارد در نهایت اختصار در پی می‌آید:
امام علی{{ع}} در تبیین عقلانی واقع نمایی برخی آموزه‌های اخلاقی اسلام، می‌فرماید:
امام علی {{ع}} در تبیین عقلانی واقع نمایی برخی آموزه‌های اخلاقی اسلام، می‌فرماید:
[[خدا]] «[[ایمان]]» را برای [[پاک‌سازی]] [[دل]] از [[شرک]]، و «[[نماز]]» را برای [[پاک]] شدن از [[کبر]]، و «[[زکات]]» را عامل فزونی روزی، و «[[روزه]]» را برای آزمودن [[اخلاص]] [[بندگان]]، و «[[حج]]» را مایه [[همبستگی]] [[مسلمانان]]، و «[[جهاد]]» را مایه [[عزت اسلام]]، و «[[امر به معروف]]» را به منظور [[اصلاح]] توده‌های [[ناآگاه]]، و «[[نهی از منکر]]» را برای بازداشتن [[بی‌خردان]] از [[زشتی‌ها]]، و «[[صله رحم]]» را برای فراوانی [[خویشاوندان]]، و «[[قصاص]]» را برای [[پاسداری]] از [[خون‌ها]]، و اجرای «حدود» را مایه دوری از [[محرمات الهی]]، و ترک «می‌گساری» را برای [[سلامت]] [[عقل]]، و ترک «لواط» را برای فزونی [[فرزندان]]، و «[[شهادت]] دادن» را برای به دست آوردن [[حقوق]] [[انکار]] شده، و ترک «[[دروغ]]» را برای نگه داشتن [[راستی]]، و «[[سلام]]» کردن را برای [[امنیت]] از ترس‌ها، و «[[امامت]]» را برای [[سازمان]] یافتن امور [[امت]]، و «[[فرمان‌برداری]] از [[امام]]» را برای [[بزرگداشت]] [[مقام رهبری]]، [[واجب]] کرد<ref>نهج البلاغه، حکمت، ۲۵۲؛ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ح۶۶۰۸.</ref>.
[[خدا]] «[[ایمان]]» را برای [[پاک‌سازی]] [[دل]] از [[شرک]]، و «[[نماز]]» را برای [[پاک]] شدن از [[کبر]]، و «[[زکات]]» را عامل فزونی روزی، و «[[روزه]]» را برای آزمودن [[اخلاص]] [[بندگان]]، و «[[حج]]» را مایه [[همبستگی]] [[مسلمانان]]، و «[[جهاد]]» را مایه [[عزت اسلام]]، و «[[امر به معروف]]» را به منظور [[اصلاح]] توده‌های [[ناآگاه]]، و «[[نهی از منکر]]» را برای بازداشتن [[بی‌خردان]] از [[زشتی‌ها]]، و «[[صله رحم]]» را برای فراوانی [[خویشاوندان]]، و «[[قصاص]]» را برای [[پاسداری]] از [[خون‌ها]]، و اجرای «حدود» را مایه دوری از [[محرمات الهی]]، و ترک «می‌گساری» را برای [[سلامت]] [[عقل]]، و ترک «لواط» را برای فزونی [[فرزندان]]، و «[[شهادت]] دادن» را برای به دست آوردن [[حقوق]] [[انکار]] شده، و ترک «[[دروغ]]» را برای نگه داشتن [[راستی]]، و «[[سلام]]» کردن را برای [[امنیت]] از ترس‌ها، و «[[امامت]]» را برای [[سازمان]] یافتن امور [[امت]]، و «[[فرمان‌برداری]] از [[امام]]» را برای [[بزرگداشت]] [[مقام رهبری]]، [[واجب]] کرد<ref>نهج البلاغه، حکمت، ۲۵۲؛ آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، ح۶۶۰۸.</ref>.


امام همچنین، پیدایش [[زنا]] را در [[خانواده]] موجب ویرانی آن<ref>حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۱۶۱، ح۱۹۲.</ref>، ثمره [[حیا]] را [[عفت]]<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم (شرح خوانساری)، حدیث‌های ۸۷۱۳ و ۵۵۲۷،۶۱۸۱، ۴۶۱۲، ۳۳۱۱ ۳۱۰۱، ۲۸۳۷، ۵۷۱،۱۳۹۳.</ref>، [[بی‌حیایی]] را نشان [[شرارت]] و دوری از اصلاح<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم (شرح خوانساری)، ح۵۷۱۱ و ۳۳۳۴.</ref>، عفت را [[برترین]] بندگی‌ها<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۷۹، ح۳ و ص۸۰، ح۷ و ۸؛ ج۵، ص۵۵۴، ح۷؛ شعیری، جامع الاخبار، ص۱۲۷.</ref> و منشأ همه [[خیرات]]<ref>غررالحکم، ح۴۶۷۹ و ۳۰۰۶ و ۱۱۱۶ و ۵۲۹.</ref> و سبب [[بی‌نیازی]]<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۸، ص۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۰۱، ح۴۴۰.</ref>، و موجب صیانت نفس از پستی‌ها<ref>غررالحکم، ح۴۵۹۳ و ۱۹۸۹.</ref> و زنا<ref>غررالحکم، ح۹۵۸۵. نیز ر.ک: محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۷۵.</ref>، و آسان شدن سختی‌های [[دنیا]]<ref>غررالحکم، ح۶۹۰۴.</ref> می‌داند. علی{{ع}} حرص‌ورزی و خودبزرگ بینی و [[حسادت]] را عامل [[بی‌پروایی]] در [[ارتکاب گناهان]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۷۱.</ref>، و [[بخل]] ورزیدن را مهاری که [[انسان]] را به سوی هر [[بدی]] می‌کشاند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۷۸.</ref>، معرفی می‌کند.
امام همچنین، پیدایش [[زنا]] را در [[خانواده]] موجب ویرانی آن<ref>حویزی، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نورالثقلین، ج۳، ص۱۶۱، ح۱۹۲.</ref>، ثمره [[حیا]] را [[عفت]]<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم (شرح خوانساری)، حدیث‌های ۸۷۱۳ و ۵۵۲۷،۶۱۸۱، ۴۶۱۲، ۳۳۱۱ ۳۱۰۱، ۲۸۳۷، ۵۷۱،۱۳۹۳.</ref>، [[بی‌حیایی]] را نشان [[شرارت]] و دوری از اصلاح<ref>آمدی، عبدالواحد، غررالحکم (شرح خوانساری)، ح۵۷۱۱ و ۳۳۳۴.</ref>، عفت را [[برترین]] بندگی‌ها<ref>کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۷۹، ح۳ و ص۸۰، ح۷ و ۸؛ ج۵، ص۵۵۴، ح۷؛ شعیری، جامع الاخبار، ص۱۲۷.</ref> و منشأ همه [[خیرات]]<ref>غررالحکم، ح۴۶۷۹ و ۳۰۰۶ و ۱۱۱۶ و ۵۲۹.</ref> و سبب [[بی‌نیازی]]<ref>مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۸، ص۸؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۰۱، ح۴۴۰.</ref>، و موجب صیانت نفس از پستی‌ها<ref>غررالحکم، ح۴۵۹۳ و ۱۹۸۹.</ref> و زنا<ref>غررالحکم، ح۹۵۸۵. نیز ر. ک: محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۱، ص۲۷۵.</ref>، و آسان شدن سختی‌های [[دنیا]]<ref>غررالحکم، ح۶۹۰۴.</ref> می‌داند. علی {{ع}} حرص‌ورزی و خودبزرگ بینی و [[حسادت]] را عامل [[بی‌پروایی]] در [[ارتکاب گناهان]]<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۷۱.</ref>، و [[بخل]] ورزیدن را مهاری که [[انسان]] را به سوی هر [[بدی]] می‌کشاند<ref>نهج البلاغه، حکمت ۳۷۸.</ref>، معرفی می‌کند.


علی{{ع}} در [[مقام]] [[دفاع]] از [[تشریع]] [[عبادات]] می‌فرماید:
علی {{ع}} در [[مقام]] [[دفاع]] از [[تشریع]] [[عبادات]] می‌فرماید:
[[خداوند]] بندگانش را با [[نماز]] و [[زکات]] و تلاش در [[روزه‌داری]] [[حفظ]] کرده است، تا اعضا و جوارحشان آرام، دیدگانشان [[خاشع]]، [[جان]] و روانشان [[فروتن]] و دل‌هایشان [[متواضع]] باشد و [[کبر]] از آنان رخت بربندد؛ چراکه در [[سجده]]، بهترین جای صورت را به [[خاک]] مالیدن، [[فروتنی]] آورد، و گذاردن اعضای پر [[ارزش]] [[بدن]] بر [[زمین]]، اظهار کوچکی کردن است. [[روزه]] گرفتن و چسبیدن شکم به پشت، مایه فروتنی است. [[پرداخت زکات]] برای [[مصرف]] شدن میوه‌های زمین و غیر آن، مایه رفع نیازمندی‌های [[فقیران]] و [[مستمندان]] است. به آثار [[عبادات]] بنگرید که چگونه شاخه‌های درخت [[تکبر]] را در هم می‌شکند و از روییدن کبر و خود برتربینی جلوگیری می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>.
[[خداوند]] بندگانش را با [[نماز]] و [[زکات]] و تلاش در [[روزه‌داری]] [[حفظ]] کرده است، تا اعضا و جوارحشان آرام، دیدگانشان [[خاشع]]، [[جان]] و روانشان [[فروتن]] و دل‌هایشان [[متواضع]] باشد و [[کبر]] از آنان رخت بربندد؛ چراکه در [[سجده]]، بهترین جای صورت را به [[خاک]] مالیدن، [[فروتنی]] آورد، و گذاردن اعضای پر [[ارزش]] [[بدن]] بر [[زمین]]، اظهار کوچکی کردن است. [[روزه]] گرفتن و چسبیدن شکم به پشت، مایه فروتنی است. [[پرداخت زکات]] برای [[مصرف]] شدن میوه‌های زمین و غیر آن، مایه رفع نیازمندی‌های [[فقیران]] و [[مستمندان]] است. به آثار [[عبادات]] بنگرید که چگونه شاخه‌های درخت [[تکبر]] را در هم می‌شکند و از روییدن کبر و خود برتربینی جلوگیری می‌کند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>.
علی{{ع}} در [[مقام]] بیان [[فلسفه]] [[تشریع]] [[مجازات]] [[قصاص]]، آن را موجب کاهش آدم‌کشی عمدی<ref>طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۵۰۶.</ref> و سبب [[استواری]] پایه‌های [[شریعت]]<ref>غررالحکم، ح۶۸۱۷.</ref> در [[جامعه]] می‌داند.
علی {{ع}} در [[مقام]] بیان [[فلسفه]] [[تشریع]] [[مجازات]] [[قصاص]]، آن را موجب کاهش آدم‌کشی عمدی<ref>طوسی، محمد بن حسن، الامالی، ص۵۰۶.</ref> و سبب [[استواری]] پایه‌های [[شریعت]]<ref>غررالحکم، ح۶۸۱۷.</ref> در [[جامعه]] می‌داند.


[[سوءظن]] به [[خداوند]] را موجب نابودی [[ایمان]] به [[پروردگار]]<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۷۶، ح۸۳۰.</ref>، و [[بدبینی]] نسبت به [[مردم]] را موجب [[اختلاف]] بین [[برادران]]<ref>غررالحکم، ح۸۹۵۰: قضاعی، محمد بن سلامه، دستور معالم الحکم، ص۶۴؛ مستدرک الوسائل، ح۱۴۲۰۹، ۱۰۴۹۹؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۷۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۲۰۷، ح۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۸۰، ح۲۱۹.</ref>، [[احساس]] [[وحشت]] از دیگران<ref>غررالحکم، ح۹۰۸۴ و ۸۸۳۷.</ref>، بروز [[بخل]] و حرص‌ورزی در فرد<ref>صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۹. ح۵۸۸۹.</ref>، دوری از ناصحان و [[خیرخواهان]]<ref>غررالحکم، ح۹۴۰۶.</ref> و سبب [[اشاعه فساد]] پنهان<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۴۵، ح۹۶۴.</ref> معرفی می‌کند. [[امام]] [[بیکاری]] را سبب بروز [[فساد]] و [[گناه]] دانسته و آن را [[ناپسند]] می‌انگارد و می‌فرماید: «[[قلب]] بی‌کار در جست‌و‌جوی [[بدی]] و دست بی‌کار [[مشتاق]] گناه است»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۰۳، ح۴۷۳.</ref>. و سرانجام در بیان [[دلایل]] [[فضیلت]] یاد خداوند، می‌فرماید:
[[سوءظن]] به [[خداوند]] را موجب نابودی [[ایمان]] به [[پروردگار]]<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۷۶، ح۸۳۰.</ref>، و [[بدبینی]] نسبت به [[مردم]] را موجب [[اختلاف]] بین [[برادران]]<ref>غررالحکم، ح۸۹۵۰: قضاعی، محمد بن سلامه، دستور معالم الحکم، ص۶۴؛ مستدرک الوسائل، ح۱۴۲۰۹، ۱۰۴۹۹؛ حرانی، ابن شعبه، تحف العقول، ص۷۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۲۰۷، ح۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۲۸۰، ح۲۱۹.</ref>، [[احساس]] [[وحشت]] از دیگران<ref>غررالحکم، ح۹۰۸۴ و ۸۸۳۷.</ref>، بروز [[بخل]] و حرص‌ورزی در فرد<ref>صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۴۰۹. ح۵۸۸۹.</ref>، دوری از ناصحان و [[خیرخواهان]]<ref>غررالحکم، ح۹۴۰۶.</ref> و سبب [[اشاعه فساد]] پنهان<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۴۵، ح۹۶۴.</ref> معرفی می‌کند. [[امام]] [[بیکاری]] را سبب بروز [[فساد]] و [[گناه]] دانسته و آن را [[ناپسند]] می‌انگارد و می‌فرماید: «[[قلب]] بی‌کار در جست‌و‌جوی [[بدی]] و دست بی‌کار [[مشتاق]] گناه است»<ref>ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۰۳، ح۴۷۳.</ref>. و سرانجام در بیان [[دلایل]] [[فضیلت]] یاد خداوند، می‌فرماید:
[[خداوند بزرگ]]، یاد خویش را روشنی‌بخش [[دل‌ها]] قرار داد، تا گوش پس از ناشنوایی بشنود، و چشم پس از کم‌سویی بنگرد، و [[آدمی]] پس از [[دشمنی]] رام شود، و [[اهل]] [[ذکر الهی]]، [[نامه اعمال]] خود را بگشایند و به [[حسابرسی]] خویشتن بپردازند و با [[مشاهده]] [[قصور]] و تقصیر خود [[عذر]] تقصیر به پیشگاه [[الهی]] آورند و پشیمان شوند و در صدد جبران برآیند<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲.</ref>.
[[خداوند بزرگ]]، یاد خویش را روشنی‌بخش [[دل‌ها]] قرار داد، تا گوش پس از ناشنوایی بشنود، و چشم پس از کم‌سویی بنگرد، و [[آدمی]] پس از [[دشمنی]] رام شود، و [[اهل]] [[ذکر الهی]]، [[نامه اعمال]] خود را بگشایند و به [[حسابرسی]] خویشتن بپردازند و با [[مشاهده]] [[قصور]] و تقصیر خود [[عذر]] تقصیر به پیشگاه [[الهی]] آورند و پشیمان شوند و در صدد جبران برآیند<ref>ر. ک: نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲.</ref>.


آن‌چه گذشت، تنها نمی‌از دریای بی‌کران [[سخنان امام علی]]{{ع}} در این باره است و همگی حاکی از پذیرش عینیت‌گرایی [[اخلاقی]] در نظر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} است. شرح و تحلیل این مدعا را در قالب نکات زیر می‌توان بیان داشت:
آن‌چه گذشت، تنها نمی‌از دریای بی‌کران [[سخنان امام علی]] {{ع}} در این باره است و همگی حاکی از پذیرش عینیت‌گرایی [[اخلاقی]] در نظر [[امیرمؤمنان]] {{ع}} است. شرح و تحلیل این مدعا را در قالب نکات زیر می‌توان بیان داشت:
#آن‌چه در این سخنان به عنوان علل [[نیک]] و بدانگاری برخی [[اعمال]] و آثار آنها بیان شده است، آثار و علل [[دنیوی]] است؛ اگرچه این علل، در نهایت، آثار [[اخروی]] را نیز در پی خواهد داشت.
# آن‌چه در این سخنان به عنوان علل [[نیک]] و بدانگاری برخی [[اعمال]] و آثار آنها بیان شده است، آثار و علل [[دنیوی]] است؛ اگرچه این علل، در نهایت، آثار [[اخروی]] را نیز در پی خواهد داشت.
#در سخنان امام علی{{ع}} آن دسته از عوامل و نتایجی که ماهیت غیرمحسوس و مابعدالطبیعی دارد، مورد [[استدلال]] نیست؛ بنابراین از آنها سخنی به میان نیامده است؛ مگر به طور استطرادی.
# در سخنان امام علی {{ع}} آن دسته از عوامل و نتایجی که ماهیت غیرمحسوس و مابعدالطبیعی دارد، مورد [[استدلال]] نیست؛ بنابراین از آنها سخنی به میان نیامده است؛ مگر به طور استطرادی.
#با توجه به دو نکته پیش‌گفته، چه رابطه بین [[اعمال نیک]] و بد و [[پاداش اخروی]] آنها را [[تکوینی]] و [[فلسفی]] بدانیم و چه در قالب مناسباتی عادلانه و حکیمانه، اما [[تشریعی]] و قراردادی، [[تفسیر]] شود، و همچنین اگر نسبت میان [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] با آثار دنیوی، اما [[متافیزیکی]] آنها در قالب هر یک از دو رابطه مذکور [[فهم]] شود، خدشه‌ای به [[استنتاج]] از علل دنیوی و فیزیکی نیک و بد اخلاقی وارد نمی‌کند.
# با توجه به دو نکته پیش‌گفته، چه رابطه بین [[اعمال نیک]] و بد و [[پاداش اخروی]] آنها را [[تکوینی]] و [[فلسفی]] بدانیم و چه در قالب مناسباتی عادلانه و حکیمانه، اما [[تشریعی]] و قراردادی، [[تفسیر]] شود، و همچنین اگر نسبت میان [[فضایل]] و [[رذایل اخلاقی]] با آثار دنیوی، اما [[متافیزیکی]] آنها در قالب هر یک از دو رابطه مذکور [[فهم]] شود، خدشه‌ای به [[استنتاج]] از علل دنیوی و فیزیکی نیک و بد اخلاقی وارد نمی‌کند.
#بنابراین، اگر [[ایمان]] در شرک‌زدایی از [[دل]]، [[نماز]] در زدودن [[کبر]]، [[زکات]] در [[فقرزدایی]]، [[روزه]] در اخلاص‌آفرینی، [[حج]] در ایجاد [[هم‌بستگی]]، [[جهاد]] در عزت‌آفرینی، [[امر به معروف و نهی از منکر]] در [[اصلاح اجتماعی]] و فسادزدایی، [[صله رحم]] در توسعه [[خویشاوندی]]، [[قصاص]] در [[حفظ جان]] افراد، می‌گساری در زوال [[خرد]]، [[همجنس بازی]] در نابودی [[نسل]] بشری و [[امامت]] و [[رهبری]] در سامان یافتن [[امور اجتماعی]] تأثیری [[واقعی]] نداشته باشد، و هر گاه [[عبادات]] نقشی واقعی در ایجاد [[فروتنی]] نداشته باشند، و [[بدبینی]]، نسبتی واقعی با [[ایجاد اختلاف]] و [[دشمنی]] نداشته باشد، و بی‌کاری علت واقعی بروز [[فساد]] نباشد، و یاد [[خداوند]] واقعاً [[بصیرت]] دل و [[آرامش]] درونی را در پی نداشته باشد، چگونه می‌توان انبوه استدلالات [[امام علی]]{{ع}} را درباره [[نیک]] و [[بداخلاقی]] حکیمانه دانست؟ چگونه می‌توان مناسبات این [[فضائل]] و [[رذائل اخلاقی]] را با علل و آثارشان، در [[کلام امام علی]]{{ع}}، اعتباری پنداشت؟ واضح‌ترین دلیل بر بطلان اعتباری پنداشتن این [[روابط]]، تحقق و [[صدق]] این روابط در جوامعی است که [[اعتقادی]] به این روابط ندارند و حتی درباره [[نیکی]] و [[بدی]] این [[اعمال]] [[داوری]] متفاوتی دارند. در چنین جوامعی نیز می‌گساری زوال [[عقل]] می‌آورد، [[زنا]] [[بی‌غیرتی]] را در پی دارد، [[سوءظن]] به دیگران [[دشمنی]] می‌آفریند، ترک [[جهاد در راه خدا]] و [[فضیلت]]، [[خواری]] در پی می‌آورد و.... در نتیجه با [[قاطعیت]] می‌توان گفت که عینیت‌گرایی [[اخلاقی]]، نزد امام علی{{ع}} پذیرفته و مقبول است.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۷.</ref>
# بنابراین، اگر [[ایمان]] در شرک‌زدایی از [[دل]]، [[نماز]] در زدودن [[کبر]]، [[زکات]] در [[فقرزدایی]]، [[روزه]] در اخلاص‌آفرینی، [[حج]] در ایجاد [[هم‌بستگی]]، [[جهاد]] در عزت‌آفرینی، [[امر به معروف و نهی از منکر]] در [[اصلاح اجتماعی]] و فسادزدایی، [[صله رحم]] در توسعه [[خویشاوندی]]، [[قصاص]] در [[حفظ جان]] افراد، می‌گساری در زوال [[خرد]]، [[همجنس بازی]] در نابودی [[نسل]] بشری و [[امامت]] و [[رهبری]] در سامان یافتن [[امور اجتماعی]] تأثیری [[واقعی]] نداشته باشد، و هر گاه [[عبادات]] نقشی واقعی در ایجاد [[فروتنی]] نداشته باشند، و [[بدبینی]]، نسبتی واقعی با [[ایجاد اختلاف]] و [[دشمنی]] نداشته باشد، و بی‌کاری علت واقعی بروز [[فساد]] نباشد، و یاد [[خداوند]] واقعاً [[بصیرت]] دل و [[آرامش]] درونی را در پی نداشته باشد، چگونه می‌توان انبوه استدلالات [[امام علی]] {{ع}} را درباره [[نیک]] و [[بداخلاقی]] حکیمانه دانست؟ چگونه می‌توان مناسبات این [[فضائل]] و [[رذائل اخلاقی]] را با علل و آثارشان، در [[کلام امام علی]] {{ع}}، اعتباری پنداشت؟ واضح‌ترین دلیل بر بطلان اعتباری پنداشتن این [[روابط]]، تحقق و [[صدق]] این روابط در جوامعی است که [[اعتقادی]] به این روابط ندارند و حتی درباره [[نیکی]] و [[بدی]] این [[اعمال]] [[داوری]] متفاوتی دارند. در چنین جوامعی نیز می‌گساری زوال [[عقل]] می‌آورد، [[زنا]] [[بی‌غیرتی]] را در پی دارد، [[سوءظن]] به دیگران [[دشمنی]] می‌آفریند، ترک [[جهاد در راه خدا]] و [[فضیلت]]، [[خواری]] در پی می‌آورد و.... در نتیجه با [[قاطعیت]] می‌توان گفت که عینیت‌گرایی [[اخلاقی]]، نزد امام علی {{ع}} پذیرفته و مقبول است.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۰۷.</ref>


==امکان [[شناسایی]] عام و [[اطمینان‌بخش]] نیک و بد==
== امکان [[شناسایی]] عام و [[اطمینان‌بخش]] نیک و بد ==
امام علی{{ع}} با قبول امکان شناسایی [[حسی]]، [[عقلی]]، [[قلبی]] و [[وحیانی]] [[خیر و شر]] و [[هدایت]] و [[گمراهی]]، دست‌یابی به [[شناخت]] اطمینان‌بخش از نیک و بد اخلاقی را ممکن می‌داند. در [[تأیید]] [[رهیافت]] حسی در [[تحصیل معرفت]] می‌فرماید: «[[دل]] سرچشمه [[حکمت]]، و گوش آبگیر آن است»<ref>غررالحکم، ح۲۰۴۶.</ref> و «به [[درستی]] که جای [[ایمان]]، دل است و راه آن گوش‌ها است»<ref>غررالحکم، ح۳۴۷۲.</ref> و «چشمان [[جاسوسان]] دل‌هایند»<ref>غررالحکم، ح۴۰۵.</ref>. درباره امکان شناسایی [[عقلانی]] نیک و بد می‌فرماید: «[[خِرَد]] به آن‌که از وی [[اندرز]] خواسته، [[نیرنگ]] نمی‌زند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۱.</ref> و «با [[خرد]]، ژرفای حکمت بیرون آورده می‌شود»<ref>الکافی، ج۱، ص۲۸، ح۳۴.</ref> و «خردها، [[پیشوایان]] [[اندیشه‌ها]] و اندیشه‌ها، پیشوایان [[دل‌ها]]، و دل‌ها پیشوایان حواس، و حواس، پیشوایان اندامند»<ref>محقق کراجکی، کنزالفوائد، ج۱، ص۲۰۰.</ref>.
امام علی {{ع}} با قبول امکان شناسایی [[حسی]]، [[عقلی]]، [[قلبی]] و [[وحیانی]] [[خیر و شر]] و [[هدایت]] و [[گمراهی]]، دست‌یابی به [[شناخت]] اطمینان‌بخش از نیک و بد اخلاقی را ممکن می‌داند. در [[تأیید]] [[رهیافت]] حسی در [[تحصیل معرفت]] می‌فرماید: «[[دل]] سرچشمه [[حکمت]]، و گوش آبگیر آن است»<ref>غررالحکم، ح۲۰۴۶.</ref> و «به [[درستی]] که جای [[ایمان]]، دل است و راه آن گوش‌ها است»<ref>غررالحکم، ح۳۴۷۲.</ref> و «چشمان [[جاسوسان]] دل‌هایند»<ref>غررالحکم، ح۴۰۵.</ref>. درباره امکان شناسایی [[عقلانی]] نیک و بد می‌فرماید: «[[خِرَد]] به آن‌که از وی [[اندرز]] خواسته، [[نیرنگ]] نمی‌زند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۲۸۱.</ref> و «با [[خرد]]، ژرفای حکمت بیرون آورده می‌شود»<ref>الکافی، ج۱، ص۲۸، ح۳۴.</ref> و «خردها، [[پیشوایان]] [[اندیشه‌ها]] و اندیشه‌ها، پیشوایان [[دل‌ها]]، و دل‌ها پیشوایان حواس، و حواس، پیشوایان اندامند»<ref>محقق کراجکی، کنزالفوائد، ج۱، ص۲۰۰.</ref>.


علی{{ع}} [[تفکر]]<ref>ر.ک: نهج البلاغه، نامه ۳۱؛ الاربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۳، ص۱۳۸.</ref>، [[تعلم]]<ref>غررالحکم، احادیث ۸۱۸۴، ۷۶۴۲، ۴۲۱۸، ۴۴۷۸.</ref>، [[عبرت‌آموزی]]<ref> نهج البلاغه، حکمت ۲۰۸؛ سیدرضی، خصائص الائمه{{عم}}، ص۱۱۸.</ref>، به دست آوردن تجربه و شناخت از راه اضداد<ref>ر. ک، الکافی، ج۱، ص۱۳۹، ح۵ و ص۱۳۸، ح۴؛ ج۸ ص۳۹۰، ح۵۸۶؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۵.</ref> را راه‌های تحصیل معرفت عقلی به [[حق و باطل]] و [[نیک]] و بد می‌داند. [[امام]] همچنین با قبول امکان [[شناسایی]] [[قلبی]] و به رسمیت شناختن [[مرجعیت]] «[[دل]]» در تشخیص نیک و بد<ref>ر.ک: الکافی، ج۸، ص۲۱، ح۲؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>، [[الهامات قلبی]] را راهی عمومی و قابل دسترسی برای همگان می‌دانند و برای دست‌یابی به آن راه‌هایی را مانند [[ایمان]]<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۱۶۲.</ref>، [[اخلاص]]<ref>ر.ک: غررالحکم، ح۱۵ ۱۰۰ و ۶۲۱۱.</ref>، [[خداترسی]]<ref> ر.ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۷.</ref>، انجام دادن [[عمل نیک]]<ref> ر.ک: دیلمی، ارشاد القلوب، ص۲۰۵ و ۲۰۳ و ۲۰۰ و ۱۹۹؛ زید بن علی{{ع}}، مسند زید، ص۳۸۴؛ غررالحکم، ح۹۵۶۹.</ref> و دل‌نبستن به [[دنیا]]<ref>ر.ک: تحف العقول، ص۲۲۳، الکافی، ج۲، ص۱۲۸، ح۱؛ صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۰، ح۵۸۹۰؛ همو، ثواب الاعمال، ص۱۹۹، ح۱؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۳۱، ح۱۱۶۲.</ref> معرفی می‌کند. پیمودن راه اختصاصی دست‌یابی به [[معارف]] قلبی ([[وحی]]) اگرچه به طور مستقیم برای همگان ممکن نیست، آن‌چه [[انبیا]] و [[امامان]]{{عم}} از این راه دریافته‌اند و در دسترس همگان قرار داده‌اند، نقشی کارساز در شناسایی نیک و بد [[اخلاقی]] ایفا می‌کند.
علی {{ع}} [[تفکر]]<ref>ر. ک: نهج البلاغه، نامه ۳۱؛ الاربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۳، ص۱۳۸.</ref>، [[تعلم]]<ref>غررالحکم، احادیث ۸۱۸۴، ۷۶۴۲، ۴۲۱۸، ۴۴۷۸.</ref>، [[عبرت‌آموزی]]<ref> نهج البلاغه، حکمت ۲۰۸؛ سیدرضی، خصائص الائمه {{عم}}، ص۱۱۸.</ref>، به دست آوردن تجربه و شناخت از راه اضداد<ref>ر. ک، الکافی، ج۱، ص۱۳۹، ح۵ و ص۱۳۸، ح۴؛ ج۸ ص۳۹۰، ح۵۸۶؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۸۵.</ref> را راه‌های تحصیل معرفت عقلی به [[حق و باطل]] و [[نیک]] و بد می‌داند. [[امام]] همچنین با قبول امکان [[شناسایی]] [[قلبی]] و به رسمیت شناختن [[مرجعیت]] «[[دل]]» در تشخیص نیک و بد<ref>ر. ک: الکافی، ج۸، ص۲۱، ح۲؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲.</ref>، [[الهامات قلبی]] را راهی عمومی و قابل دسترسی برای همگان می‌دانند و برای دست‌یابی به آن راه‌هایی را مانند [[ایمان]]<ref>ر. ک: تحف العقول، ص۱۶۲.</ref>، [[اخلاص]]<ref>ر. ک: غررالحکم، ح۱۵ ۱۰۰ و ۶۲۱۱.</ref>، [[خداترسی]]<ref> ر. ک: نهج البلاغه، خطبه ۸۷.</ref>، انجام دادن [[عمل نیک]]<ref> ر. ک: دیلمی، ارشاد القلوب، ص۲۰۵ و ۲۰۳ و ۲۰۰ و ۱۹۹؛ زید بن علی {{ع}}، مسند زید، ص۳۸۴؛ غررالحکم، ح۹۵۶۹.</ref> و دل‌نبستن به [[دنیا]]<ref>ر. ک: تحف العقول، ص۲۲۳، الکافی، ج۲، ص۱۲۸، ح۱؛ صدوق، کتاب من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۴۱۰، ح۵۸۹۰؛ همو، ثواب الاعمال، ص۱۹۹، ح۱؛ شیخ طوسی، الامالی، ص۵۳۱، ح۱۱۶۲.</ref> معرفی می‌کند. پیمودن راه اختصاصی دست‌یابی به [[معارف]] قلبی ([[وحی]]) اگرچه به طور مستقیم برای همگان ممکن نیست، آن‌چه [[انبیا]] و [[امامان]] {{عم}} از این راه دریافته‌اند و در دسترس همگان قرار داده‌اند، نقشی کارساز در شناسایی نیک و بد [[اخلاقی]] ایفا می‌کند.


بنابراین از نگاه [[امام علی]]{{ع}} [[شناخت]] [[آدمی]] از نیک و بد، می‌تواند [[معرفتی]] واقع‌نما و [[اطمینان‌بخش]] را در پی داشته باشد. در نتیجه [[اعتقاد]] به نسبی‌گرایی اخلاقی، بر اساس نسبی‌گرایی در [[معرفت]] به [[زشت]] و زیبای اخلاقی، از منظر امام علی{{ع}} محکوم به بطلان است.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۱۲.</ref>
بنابراین از نگاه [[امام علی]] {{ع}} [[شناخت]] [[آدمی]] از نیک و بد، می‌تواند [[معرفتی]] واقع‌نما و [[اطمینان‌بخش]] را در پی داشته باشد. در نتیجه [[اعتقاد]] به نسبی‌گرایی اخلاقی، بر اساس نسبی‌گرایی در [[معرفت]] به [[زشت]] و زیبای اخلاقی، از منظر امام علی {{ع}} محکوم به بطلان است.<ref>[[احمد دیلمی|دیلمی، احمد]]، [[مبانی و نظام اخلاق (مقاله)| مقاله «مبانی و نظام اخلاق»]]، [[دانشنامه امام علی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام علی]]، ج۴، ص ۱۱۲.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش