جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | {{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = [[سمیر بن شریح همدانی در تاریخ اسلامی]] - [[سمیر بن شریح همدانی در تراجم و رجال]]| پرسش مرتبط = }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*سمیر و به قولی [[شمر]] یا شتیر<ref>در تاریخ طبری و رجال طوسی نام او را سمیر و به قولی دشتیره و در وقعة صفین نام او را «شمر» ضبط کردهاند.</ref> [[فرزند]] [[شریح بن هانی]] از [[اصحاب]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} بود که در [[جنگ صفین]] در رکاب آن [[حضرت]] به همراه برادرانش به [[شهادت]] رسیدند<ref>رجال طوسی، ص۴۵، ش۹.</ref>. | * سمیر و به قولی [[شمر]] یا شتیر<ref>در تاریخ طبری و رجال طوسی نام او را سمیر و به قولی دشتیره و در وقعة صفین نام او را «شمر» ضبط کردهاند.</ref> [[فرزند]] [[شریح بن هانی]] از [[اصحاب]] [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} بود که در [[جنگ صفین]] در رکاب آن [[حضرت]] به همراه برادرانش به [[شهادت]] رسیدند<ref>رجال طوسی، ص۴۵، ش۹.</ref>. | ||
* [[طبری]] و [[نصر بن مزاحم]] مینویسند: سمیر ([[شمر]]) بن [[شریح]]، از [[اصحاب علی]]{{ع}} بود که در [[صفین]] حضور داشت و همراه پنج [[برادر]] دیگرش به نامهای: کریب، شرحبِیل، مَرتد، هبیره و یَریم همه از [[فرزندان]] [[شریح]] در همین [[نبرد]] به [[شهادت]] رسیدند. آنان از رؤسا و بزرگان قبیلة بنی [[همدان]] بودند و یکی پس از دیگری [[پرچم]] [[سپاه]] [[عراق]] را به [[دست]] گرفته و به [[شهادت]] رسیدند. پس از این شش [[برادر]]، [[سفیان بن زید]] و دو [[برادر]] دیگرش [[عبد بن زید]] و [[کریب بن زید]]، [[پرچم]] [[سپاه]] [[عراق]] را به [[دست]] گرفتند و با [[شامیان]] جنگیدند و یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. پس از [[شهادت]] این نُه [[فرمانده]] [[دلاور]] [[سپاه علی]]{{ع}}، شخصی به نام [[عمیرة بن بشیر]] و برادرش [[حارث بن بشیر]] از [[قبیله]] [[همدان]] [[پرچم]] [[سپاه]] [[امیرمؤمنان علی]]{{ع}} را به [[دست]] گرفتند و با [[لشکریان]] [[معاویه]] وارد [[جنگ]] شدند و این دو [[برادر]] نیز به [[شهادت]] رسیدند و در این [[نبرد]] هشت [[صد]] نفر از [[جوانان]] [[همدانی]] شرکت داشتند که در [[میمنه]] [[سپاه]] [[مقاومت]] و [[ایستادگی]] نمودند که [[صد]] و هشتاد نفر با یازده [[فرمانده]] شان به [[شهادت]] رسیدند و سرانجام وقتی [[وهب بن کریب]] [[پرچم]] [[سپاه علی]]{{ع}} را برداشت و خواست به [[قلب]] [[سپاه]] [[دشمن]] پیشروی کند، شخصی از میان قومش فریاد برآورد که بس است [[خداوند]] تو را بیامرزد دیگر این [[پرچم]] را برگردان که همه اشراف و بزرگان قومت در اطراف این [[پرچم]] [[شهید]] شدند، تو دیگر [[جان]] خود و همراهانت را به خطر نینداز. پس از فریاد او، آنان از معرکه بازگشتند و [[نبرد]] را خاتمه دادند، اما هنوز آرزوی [[جنگ]] با [[شامیان]] را زیر لب زمزمه میکردند و میگفتند: ای کاش برای ما جمعیتی از [[عرب]] بود که بر [[مرگ]] [[پیمان]] میبست، بعد پیش میرفتیم و دیگر باز نمیگشتیم یا [[پیروز]] میشدیم و یا کشته میشدیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۱ و وقعه صفین، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۸۹-۶۹۰.</ref> | * [[طبری]] و [[نصر بن مزاحم]] مینویسند: سمیر ([[شمر]]) بن [[شریح]]، از [[اصحاب علی]] {{ع}} بود که در [[صفین]] حضور داشت و همراه پنج [[برادر]] دیگرش به نامهای: کریب، شرحبِیل، مَرتد، هبیره و یَریم همه از [[فرزندان]] [[شریح]] در همین [[نبرد]] به [[شهادت]] رسیدند. آنان از رؤسا و بزرگان قبیلة بنی [[همدان]] بودند و یکی پس از دیگری [[پرچم]] [[سپاه]] [[عراق]] را به [[دست]] گرفته و به [[شهادت]] رسیدند. پس از این شش [[برادر]]، [[سفیان بن زید]] و دو [[برادر]] دیگرش [[عبد بن زید]] و [[کریب بن زید]]، [[پرچم]] [[سپاه]] [[عراق]] را به [[دست]] گرفتند و با [[شامیان]] جنگیدند و یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. پس از [[شهادت]] این نُه [[فرمانده]] [[دلاور]] [[سپاه علی]] {{ع}}، شخصی به نام [[عمیرة بن بشیر]] و برادرش [[حارث بن بشیر]] از [[قبیله]] [[همدان]] [[پرچم]] [[سپاه]] [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} را به [[دست]] گرفتند و با [[لشکریان]] [[معاویه]] وارد [[جنگ]] شدند و این دو [[برادر]] نیز به [[شهادت]] رسیدند و در این [[نبرد]] هشت [[صد]] نفر از [[جوانان]] [[همدانی]] شرکت داشتند که در [[میمنه]] [[سپاه]] [[مقاومت]] و [[ایستادگی]] نمودند که [[صد]] و هشتاد نفر با یازده [[فرمانده]] شان به [[شهادت]] رسیدند و سرانجام وقتی [[وهب بن کریب]] [[پرچم]] [[سپاه علی]] {{ع}} را برداشت و خواست به [[قلب]] [[سپاه]] [[دشمن]] پیشروی کند، شخصی از میان قومش فریاد برآورد که بس است [[خداوند]] تو را بیامرزد دیگر این [[پرچم]] را برگردان که همه اشراف و بزرگان قومت در اطراف این [[پرچم]] [[شهید]] شدند، تو دیگر [[جان]] خود و همراهانت را به خطر نینداز. پس از فریاد او، آنان از معرکه بازگشتند و [[نبرد]] را خاتمه دادند، اما هنوز آرزوی [[جنگ]] با [[شامیان]] را زیر لب زمزمه میکردند و میگفتند: ای کاش برای ما جمعیتی از [[عرب]] بود که بر [[مرگ]] [[پیمان]] میبست، بعد پیش میرفتیم و دیگر باز نمیگشتیم یا [[پیروز]] میشدیم و یا کشته میشدیم<ref>تاریخ طبری، ج۵، ص۲۱ و وقعه صفین، ص۲۵۲.</ref>.<ref>[[سید اصغر ناظمزاده|ناظمزاده، سید اصغر]]، [[اصحاب امام علی ج۱ (کتاب)|اصحاب امام علی]]، ج۱، ص۶۸۹-۶۹۰.</ref> | ||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||