جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
جز (جایگزینی متن - '== جستارهای وابسته == {{پرسشهای وابسته}} {{ستون-شروع|7}} * آرماگدون * بحران معنویت * پارکلیت * جیش الغضب * حکومت امام زمان {{ع}} * خروج جنبندهای از زمین * خروج سفیانی * خروج منبعث سوم * رجعت * رویارویی امام مهدی {{ع}} با جاهلان * سوشیانس * سوشینت * صلح و آرامش پایدار در سرتاسر جهان * ظهور امام مهدی {{ع}} * ظهور دجال * ظهور منجی بزرگ بشر * فارقلیط * ماشیح * موعودباوری *...) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| (۱۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مهدویت}} | {{مهدویت}} | ||
{{مدخل مرتبط | |||
| موضوع مرتبط = امام مهدی | |||
| عنوان مدخل = امام مهدی | |||
| مداخل مرتبط = [[امام مهدی در قرآن]] - [[امام مهدی در حدیث]] - [[امام مهدی در کلام اسلامی]] | |||
| پرسش مرتبط = امام مهدی (پرسش) | |||
}} | |||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
*سیما یکی از رجال خلیفه بود و همواره مترصد فرصتی بود که به [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} آسیب برساند. وی میگوید: به خانه [[امام عسکری]] {{ع}} وارد شدم. در خانه را شکستم و یک عدد تبرزین در آنجا یافتم و برداشتم. ناگهان با [[حضرت مهدی]] {{ع}} روبرو شدم که به من فرمود: در خانه من چه میکنی؟ گفتم: جعفر خیال میکند که پدرت فرزندی نداشت. اگر خانه مال تو باشد، من برمیگردم<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳؛ غیبة طوسی، ص ۱۶۲؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۲.</ref>. سیما هرگز شهامت آن را نداشت که این خبر را فاش کند و از ترس و وحشتی که در برابر شکوه و عظمت [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} بر او مستولی شده، سخن بگوید. لکن یکی دیگر از سران ارتش که همراه سیما برای تخریب خانه امام آمده بود، رنگ پریده او را دید و تضّرع او را شنید، و چون سیما خواست حادثه را از او پوشیده بدارد، او گفت: چیزی بر مردم پوشیده نیست<ref>ارشاد مفید، ص ۳۲۹؛ منتخب | * سیما یکی از رجال خلیفه بود و همواره مترصد فرصتی بود که به [[حضرت ولی عصر]] {{ع}} آسیب برساند. وی میگوید: به خانه [[امام عسکری]] {{ع}} وارد شدم. در خانه را شکستم و یک عدد تبرزین در آنجا یافتم و برداشتم. ناگهان با [[حضرت مهدی]] {{ع}} روبرو شدم که به من فرمود: در خانه من چه میکنی؟ گفتم: جعفر خیال میکند که پدرت فرزندی نداشت. اگر خانه مال تو باشد، من برمیگردم<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۳؛ غیبة طوسی، ص ۱۶۲؛ اصول کافی، ج ۱، ص ۳۳۲.</ref>. سیما هرگز شهامت آن را نداشت که این خبر را فاش کند و از ترس و وحشتی که در برابر شکوه و عظمت [[حضرت بقیة الله]] {{ع}} بر او مستولی شده، سخن بگوید. لکن یکی دیگر از سران ارتش که همراه سیما برای تخریب خانه امام آمده بود، رنگ پریده او را دید و تضّرع او را شنید، و چون سیما خواست حادثه را از او پوشیده بدارد، او گفت: چیزی بر مردم پوشیده نیست<ref>ارشاد مفید، ص ۳۲۹؛ [[منتخب الاثر (کتاب)|منتخب الاثر]]، ص ۳۵۸.</ref>. | ||
*البته این داستان از طریق نسیم خادم نیز روایت شده است<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۱۶۷.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۲۰.</ref>. | * البته این داستان از طریق نسیم خادم نیز روایت شده است<ref>روزگار رهایی، ج ۱، ص ۱۶۷.</ref><ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[موعودنامه (کتاب)|موعودنامه]]، ص۴۲۰.</ref>. | ||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||
* [[چه کسانی قصد آسیب زدن به امام مهدی را داشتند؟ (پرسش)]] | * [[چه کسانی قصد آسیب زدن به امام مهدی را داشتند؟ (پرسش)]] | ||
== منابع == | |||
==منابع== | {{منابع}} | ||
* [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | * [[پرونده:29873800.jpg|22px]] [[مجتبی تونهای|مجتبی تونهای]]، [[موعودنامه (کتاب)|'''موعودنامه''']] | ||
{{پایان منابع}} | |||
{{ | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:امام مهدی]] | [[رده:امام مهدی]] | ||