حکومت جهانی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از حکومت امام زمان)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  1. اعتقاد به برتری اسلام و جهانی بودن آن‏: به اجماع تمام مسلمانان، اسلام دینی است که در واپسین حلقه از سلسله طولانی نبوت ظاهر شده و از هرجهت کامل‌‏ترین و جامع‌‏ترین دین‏ها است و تا روز قیامت نیز بشریت را از هر جهت کفایت می‌‏کند. دین اسلام، روزی تمام انسان‌‏ها را پیرو و مطیع خود خواهد کرد و بدین‌ ‏ترتیب جهان در تسخیر آموزه‌‏های بلند و آسمانی اسلام در خواهد آمد. از آیاتی چون: ﴿إِنَّ الدِّينَ عِندَ اللَّهِ الإِسْلامُ [۸]، ﴿وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلامِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ [۹]، ﴿الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ [۱۰]، ﴿ مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ [۱۱]، ﴿ وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ[۱۲]، ﴿هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ [۱۳] به دست می‏‌آید که مسلمانان، به حقانیت، جامعیت، خاتمیت، جهان شمولی و سرانجام جهان‏‌گستری و پیروزی و غلبه نهایی آن دست خواهند یافت.
  2. اعتقاد به مهدویت‏: چیرگی اسلام بر تمام ادیان و مکاتب و استیلا بر جباران و فرمان‌روایان غیر الهی و تأسیس حکومت جهانی، لازمه اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی دادگستر است. از نگاه شیعیان، تاریخ اسلام پس از پیامبر اکرم(ص) با حذف امام علی بن ابی طالب(ع) و فرزندان معصوم او(ع)، در حوزه سیاست و حکومت به انحراف گرایید و پیامدهای منفی متعددی نیز در پی داشت که یکی از آن‏ها محرومیت جامعه از رهبری معنوی و آسمانی است؛ چرا که امام علی(ع) و پس از او بقیه امامان دوازده‌گانه، پیشوایان دینی- سیاسی بر حق و دارای حق خلافت و امامت انحصاری‌‏اند. دیگران- هر کس باشد- غاصب حق معصوم‌اند و لذا جائر و باطل می‌‏باشند. این انحراف تاکنون ادامه پیدا کرده است. از آن‏جا که شیعیان دوازده‏‌ امامی در عصر امامان، هرگز به قدرت و تأسیس دولت دست نیافتند، منتظرند که واپسین بازمانده از امامان(ع) که از سال ۳۲۹ ق غیبت کبرا برای او آغاز شده است، ظهور کند و تاریخ اسلام و در نهایت تاریخ انسان را به مسیر طبیعی و الهی‏اش بازگرداند. در آن عصر، اسلام، عزیز، مسلّط و همگانی می‏شود و مسلمانان، قدرتمند و بر جهان چیره می‌‏گردند. طبق این تفسیر، تشکیل حکومت واحد جهانی اجتناب ‏ناپذیر خواهد بود.

ویژگی‌‏ها و اختیارات مهدی منتظر

  1. این حکومت دارای رهبری است که مشروعیت خود را از پروردگار متعال گرفته و از هرگونه خطا و عصیان به دور است. افزون بر این، کسانی که او را در اجرای حکومت جهانی یاری خواهند کرد، انسان‏‌هایی هستند برگزیده و دارای صفات اخلاقی ویژه که این خود بر عظمت این حکومت می‌‏افزاید.
  2. در حکومت جهانی حضرت مهدی(ع) قانون‏گذار خداوند سبحانه و تعالی است، از این‌‏رو تمام نیازهای مادی و معنوی انسان‌‏ها مورد توجه واقع شده و از هرگونه خطا دور خواهد بود.
  3. محور تمام قوانین در حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)‏ امور دینی و اخلاقی است؛ در حالی که تمام نیازهای مادی و معنوی بشر در تمام قوانین مورد توجه واقع شده است.
  4. دانش، در دولت مهدوی در کل جامعه بشری گسترش می‌‏یابد و هرگز در انحصار عده‌‏ای خاص نخواهد بود؛ از این‌‏رو همگان از دانشی بس ارجمند برخوردار خواهند بود. البته از این دانش نیز در راه رشد و تعالی جامعه بشری استفاده خواهد شد، نه در راه ستم و تعدی به دیگران.
  5. حکومت جهانی حضرت مهدی(ع)‏ بر عالی‌‏ترین اندیشه‌‏های عاقلانه مبتنی است؛ چرا که در آن دولت مبارک است که عقول بشری به کامل‏ترین وجه امکان رشد خواهد کرد.
  6. حکومت جهانی مهدی(ع) مبتنی بر بهره‌‏مندی عاقلانه، عالمانه و عابدانه از همه منابع موجود و ظرفیت‌‏های ممکن در کره زمین است و این بدان معنا است که مردم در عین بهره‏‌مندی از تمام مواهب الهی هرگز گرد اتراف و اسراف نمی‌‏گردند. افزون بر آن، با وجود فراوانی نعمت، حالت استغنایی در روح انسان‏ها بوجود می‏‌آید که باعث می‏‌شود با وجود در اختیار داشتن موهبت‏‌های فراوان هرگز دست به طغیان و عصیان نزنند.
  1. امنیت‏: امنیت مصدر جعلی از ریشه "ا م ن"، و با مشتقاتی مانند: ایمان، ایمنی و استیمان، به کار برده می‏‌شود. امنیت در لغت فارسی به ایمن شدن، در امان بودن و بی‏‌بیمی[۱۵]، اطمینان خاطر یافتن و برطرف شدن ترس و بیم[۱۶]، معنا شده است. و در زبان عربی به معانی پرشماری آمده است. برخی امن و امنیت را در اصل به معنای آرامش نفس و از بین رفتن ترس دانسته[۱۷]، برخی با ذکر مثال " أمن زید الأسد أمنا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏" معنای امنیت را آرامش و زوال ترس یاد نموده است. آنگاه این واژه را هم از نظر وزن و هم از نظر معنا همانند " سلم" دانسته است‏[۱۸]. و برخی دیگر امن را به ضد ترس و خوف معنا کرده، و مأمن را موضع بدون ترس دانسته است[۱۹]. آنچه از مجموع دیدگاه اهل لغت به دست می‌‏آید، این‏که امنیت به معنای آرامش، نترسیدن، وحشت نداشتن و اضطراب نداشتن است. با توجه به معانی لغوی، می‏‌توان گفت "امن" شامل دو جهت ایجابی و سلبی می‌‏شود. ایجاب در آن‏جا که سخن از اطمینان، آرامش فکری و روحی است، و سلب در آن‏جا که نبود ترس، دلهره و نگرانی مقصود است. امنیت از امور اساسی است که در تمام ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان به گونه‌‏ای قابل‏ توجه، مورد نیاز است. و آموزه‏‌های قرآن - بدان جهت که پاسخ‏گوی نیازهای واقعی انسان‏هاست- بدین مهم نیز توجه شایسته‌‏ای نموده است. پیوند تنگاتنگ و محکم این واژه با کلمه‌‏های اسلام، ایمان و مؤمن گویای اهمیت فوق العاده امنیت است. روایت‏‌های بسیاری از پیامبر(ص) و امامان(ع) وارد شده که خود و اهل بیت را مایه امان ساکنان زمین به شمار آورده‌‏اند[۲۰]. بدین ترتیب، حضور امام عصر(ع)- چه به صورت پنهان و چه به صورت آشکار و در زمان قیام- مایه بارش فیض و نعمت‏‌های الهی به سوی مردم است. طبیعی است در دوره حکومت مهدوی، این جریان به کمال خود خواهد رسید و همه موانع موجود بر سر اتصال فیض میان خداوند سبحانه و تعالی و مردم از طریق امام، برطرف خواهد شد[۲۱].
  2. آبادانی جهان‏: از مهم‏ترین ویژگی‏‌های جهان در آستانه ظهور حضرت مهدی(ع)، پر شدن زمین از ظلم و بیداد است. مهم‏ترین پیآمد این ستمگری‏‌ها، خرابه‌‏هایی است که برای انسان‏های فرودست و ستم کشیده به جای خواهد ماند؛ اگرچه اندک‏شماری انسان ستمگر، از دنیایی به ظاهرآباد برخوردار خواهند بود. حضرت مهدی(ع) با برپایی نظامی جهانی بر پایه‏‌های عدل و قسط، همه ویرانه‏‌های جهان را آباد خواهد ساخت. و دست ستم ستمگران را از زندگی مستضعفان برای همیشه کوتاه خواهد کرد. امام باقر(ع)، در این‏ باره فرمود: "روی زمین، خرابه‌‏ای باقی نمی‌‏ماند، جز این‏که آباد می‌‏شود"[۲۲] ک: ابن منادی، الملاحم و الفتن، ص ۹۹</ref>. و خداوند سبحانه و تعالی در قرآن وعده فرموده است چنانچه مردمان ایمان بیاورند و پروا پیشه کنند، درهای برکت‏های آسمان و زمین بر ایشان گشوده خواهد شد و جامعه عصر ظهور، بی‏‌گمان توحیدی‏‌ترین جامعه در تاریخ انسان‏هاست و این وعده خداوند تحقق خواهد یافت. روشن است که این آبادانی نه فقط در جنبه‌‏های مادی که در جنبه‌‏های معنوی زندگی فردی و اجتماعی انسان‏ها، در پرتو آن حکومت عدل جهانی رخ خواهد نمود. این آبادانی در کنار دیگر ویژگی‌‏ها، زندگی را در آن دوران به گونه‌‏ای فراهم خواهد کرد که مردمان آرزومند زنده شدن درگذشتگان خویش می‌‏شوند[۲۳].

مدت حکومت حضرت مهدی(ع)‏‏

  • گویی بنابراین بوده است که مدت دقیق حکومت حضرت مهدی(ع)‏- مانند برخی موضوعات دیگر مربوط به آن حضرت- به روشنی بیان نشود. روایاتی که از معصومان(ع)- اعم از روایات شیعه و اهل سنت- در دست است، دیدگاه‌‏های متفاوتی را در این‌‏باره، نقل کرده‌‏اند. اگرچه با یک بررسی عمیق می‌‏توان نظرهای پرشماری ارائه کرد[۲۴]. اما به طور عمده روایات به چهار دیدگاه کلّی قابل تقسیم است:
  1. روایاتی که مدت حکومت حضرت را هفت سال و حدود هفت سال، ذکر کرده‏‌اند: این دیدگاه، به ویژه در روایات اهل سنت[۲۵] بسیار به چشم می‏‌خورد و در برخی از منابع روایی شیعی نیز با سند راویان اهل سنت مورد اشاره قرار گرفته است. علامه مجلسی در بحار الانوار از ابو سعید خدری نقل کرده که پیامبر اکرم(ص) فرمود: مهدی- با پیشانی بلند و بینی کشیده- از من است. زمین را از قسط و عدل سرشار می‌‏سازد آن گونه که از بیداد و ستم آکنده شده باشد. هفت سال حکومت می‌‏کند[۲۶]. آن‏گاه پس از اشاره به حسن بودن روایت می‌‏نویسد: این روایت را حافظ أبو داود سجستانی در صحیح خود و غیر او از راویان بزرگ حدیث همچون طبرانی و دیگران نقل کرده‏‌اند. جالب توجه این‏که تمام روایاتی که مدت حکومت حضرت را هفت سال ذکر کرده‏‌اند به روایت ابو سعید خدری برمی‌‏گردد. البته در برخی روایات بین هفت و هشت و نه سال تردید شده است[۲۷]. این نامعین بودن به دو گونه است: الف. به دلایلی در کلام معصوم(ع) به صورت نامعین ذکر شده است. ب. در کلام معصوم(ع) معین شده و تردید از راوی است. برخی از این‏که مدت حکومت در روایات یاد شده هفت سال ذکر شده به شگفت آمده، دنبال توجیه آن برآمده‌‏اند. به ویژه که در برخی روایات نیز سخنی بس تعجب‌‏برانگیز دیده‌‏اند. و آن این‏که شیخ طوسی روایتی نقل کرده از فضل از عبد اللّه بن القاسم الحضرمی از عبد الکریم بن عمرو الخثعمی که گفت: به امام صادق(ع) عرض کردم: چه مدت قائم(ع) حکومت خواهد کرد؟ فرمود: هفت سال. که به سال‏های شما هفتاد سال می‌‏شود[۲۸]. البته سخنان فراوانی در توجیه این روایت - که اساس روایاتی از این قبیل است- به میان آوردند که برخی شگفت‏‌آورتر از خود روایت است. افزون بر آن‏که در سند روایت عبد اللّه بن القاسم الحضرمی[۲۹] و عبد الکریم بن عمرو الخثعمی[۳۰]، به شدت تضعیف شده‏‌اند؛ هیچ عقلی چنین تحولی را نمی‌‏پذیرد. چرا که نظام امروزین آفرینش، نظام احسن است و لزومی ندارد به گونه‌‏ای که می‌‏گویند تغییر داده شود.
  2. روایاتی که مدت حکومت حضرت را نوزده سال گفته‌‏اند: امام صادق(ع) فرمود: حکومت قائم، نوزده سال و چند ماه خواهد بود[۳۱].
  3. روایاتی که مدت حکومت حضرت را چهل سال دانسته‏‌اند[۳۲].
  4. روایاتی که مدت حکومت حضرت را سیصد و نه سال ذکر کرده‏‌اند[۳۳].

حکومت جهانی در موعودنامه

  • "دولت کریمه" از بارزترین ویژگی حکومت حضرت مهدی (ع) است. آرمان تشکیل حکومتی عدل‌پرور و فضیلت‌گستر و تحقّق جامعه‌ای حق‌محور، اندیشمندان بسیاری را بر آن داشته که به طرّاحی مدل آن شهر طلایی و ایده‌آل بپردازند و جامعه بشری را بدان بشارت دهند یا برای نیل به آن تشویق کنند. افلاطون نقشه "اتوپیا" را تهیه کرد. فارابی تابلوی "مدینه فاضله" را ترسیم کرد. توماس کامپا نلّا، ماکت "شهر آفتاب" یا "کشور خورشیدی" را طراحی کرد. تاموس مور "بهشت زمینی" را نوید داد. و کارل مارکس "جامعه بی‌طبقه" را وعده‌گاه آخرین منزل تاریخ دانست.
  • باری همه انسان‌ها که فطرت تکامل‌جو و کمال‌طلب‌شان، انان را از وضع نامطلوب کنونی حاکم بر جوامع بشری گریزان ساخته، به نیک‌شهری می‌اندیشند که بستر مناسبی را برای شکوفایی گرایش‌های عمیق فطری آدمی و رشد فضایل ناب انسانی فراهم سازد. این‌جاست که مکتب اسلام که دستورالعملِ جامعِ حیات طیبه بوده، موهبت "امید" را در سه مرحله به خیر الامم (امت رسول الله (ص)) ارزانی داشته است:
  1. لزوم امید داشتن به مدد و رحمت الهی ﴿وَلاَ تَيْأَسُواْ مِن رَّوْحِ اللَّهِ[۳۷]،
  2. وعده وراثت و امامت صالحان و مستضعفان ﴿وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ[۳۸]،
  3. تأمین ضمانت اجرایی وعده فوق با ظهور منجی آخر الزّمان، مهدی موعود (ع) و تشکیل آرمان‌شهر آسمانی "دولت کریمه" به دست حضرتش ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ[۳۹].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. " وَ لَأُطَهِّرَنَ‏ الْأَرْضَ‏ بِآخِرِهِمْ‏ مِنْ‏ أَعْدَائِي‏ وَ لَأُمَلِّكَنَّهُ‏ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا علیه السّلام، ج ۱، ص ۲۶۲، ح ۲۲؛ همو، علل الشرایع، ج ۱، ص ۵، ح ۱. همچنین ر. ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج ۱، ص ۴۳۲، ح ۹۱
  2. محمد حکیمی، عصر زندگی، ص ۱۶۲
  3. " الْأَئِمَّةُ مِنْ‏ بَعْدِي‏ اثْنَا عَشَرَ، أَوَّلُهُمْ‏ أَنْتَ‏ يَا عَلِيُ‏، وَ آخِرُهُمُ‏ الْقَائِمُ‏ الَّذِي‏ يَفْتَحُ‏ اللَّهُ‏- تَعَالَى‏ ذِكْرُهُ‏- عَلَى‏ يَدَيْهِ‏ مَشَارِقَ‏ الْأَرْضِ‏ وَ مَغَارِبَهَا‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، الامالی، ص ۹۷، ح ۹؛ فتال نیشابوری، روضه الواعظین، ص ۱۰۲؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۹۸
  4. " ثُمَ‏ يُظْهِرُهُ‏ اللَّهُ‏ عَزَّ وَ جَلَ‏ فَيَفْتَحُ‏ اللَّهُ‏ عَلَى‏ يَدِهِ‏ مَشَارِقَ‏ الْأَرْضِ‏ وَ مَغَارِبَهَا ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۱۵، ح ۳۱
  5. او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست فرستاد، تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند؛ هرچند مشرکان خوش نداشته باشند؛ سوره توبه، آیه: ۳۳.
  6. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۲، ص ۶۷۰
  7. محمد تقی مصباح، آموزش عقاید، ج ۲، ص ۱۱۶
  8. در حقیقت، دین نزد خداوند سبحانه و تعالی همان اسلام است؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۹.
  9. و هرکه جز اسلام، دینی دیگر جوید، هرگز از وی پذیرفته نشود؛ سوره آل عمران، آیه: ۸۵.
  10. امروز دین شما را برایتان کامل گردانیدم؛ سوره مائده، آیه:۳.
  11. محمد، پدر هیچ‏یک از مردان شما نیست، ولی فرستاده خدا و خاتم پیامبران است؛ سوره احزاب ، آیه: ۴۰.
  12. و در حقیقت، در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد؛ سوره انبیاء ، آیه: ۱۰۵.
  13. او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر هرچه دین است پیروز گرداند؛ سوره توبه، آیه: ۳۳.
  14. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۳۳۱، ح ۱۶
  15. محمد معین، فرهنگ فارسی، ص ۱۲۲
  16. محمد بندریگی، فرهنگ بندر ریگی، ص ۳۲۳
  17. راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۲۵
  18. فیومی، المصباح المنیر، ص ۲۴
  19. خلیل بن احمد، العین، ج ۸، ص ۳۷۷
  20. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمة، ج ۱، ص ۲۰۵
  21. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۰۴
  22. " فَلَا يَبْقَى‏ فِي‏ الْأَرْضِ‏ خَرَابٌ‏ إِلَّا عُمِر‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج ۲، ص ۵۳۴؛ نیز: ر
  23. عماد الدین طبری، بشارة المصطفی لشیعة المرتضی، ص ۲۵۰
  24. البته برخی از این دیدگاه‏ها، مستند روایی محکمی ندارد
  25. مسند احمد، ج ۳، ص ۲۸
  26. " الْمَهْدِيُ‏ مِنِّي‏ أَجْلَى‏ الْجَبْهَةِ أَقْنَى‏ الْأَنْفِ‏ يَمْلَأُ الْأَرْضَ‏ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ‏ جَوْراً وَ ظُلْماً يَمْلِكُ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۹۰
  27. ابن ابی شیبة، المصنف، ج ۱۵، ح ۱۹۴۸۴
  28. " كَمْ‏ يَمْلِكُ‏ الْقَائِمُ‏ قَالَ‏ سَبْعَ‏ سِنِينَ‏ يَكُونُ‏ سَبْعِينَ‏ سَنَةً مِنْ‏ سِنِيكُمْ‏ هَذِهِ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص ۴۷۴
  29. نجاشی، رجال، ص ۲۲۶؛ نیز ر. ک: علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص ۳۷۰، سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۳۰۴؛ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۳۴۱؛ علامه حلی، ایضاح الاشتباه، ص ۲۴۱؛ ابن غضایری، رجال، ج ۴، ص ۴۷
  30. شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص ۳۳۹؛ سید ابو القاسم خویی، معجم رجال الحدیث، ج ۱۱، ص ۷۱
  31. نعمانی، الغیبة، ص ۳۳۱
  32. ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۵۸
  33. ر. ک: طبری، دلایل الامامة، ص ۲۴۱
  34. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴
  35. ناصر مکارم شیرازی، حکومت جهانی مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف، ص ۳۱۴
  36. سلیمیان، خدامراد، فرهنگ‌نامه مهدویت، ص:۱۷۲ - ۱۸۴.
  37. سوره یوسف، ۸۷.
  38. سوره قصص، ۵.
  39. سوره هود، ۸۶.
  40. مفاتیح الجنان، دعای افتتاح.
  41. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص:۳۳۵.