زندگی

(تغییرمسیر از حیات)

مقدمه

واژه «زندگی» یا «حیات» می‌تواند به یکی از معانی ذیل اشاره کند:

  1. نیروی رشد دهنده و نموّ دهنده گیاهان و حیوان: ﴿وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ[۱]؛
  2. نیروی حسّ‌کننده و حسّاس: ﴿وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاءُ وَلَا الْأَمْوَاتُ[۲]
  3. قوّه و نیروی عمل ‌کننده عاقله؛
  4. برطرف‌ شدن غم و اندوه (شکوفایی و شادابی پس از اندوه
  5. حیات جاودان اخروی؛
  6. حیّ (وصف خدای تعالی)[۳].

و «حی» یا «زنده‌ بودن» و «موجود زنده» در مقابل موت و مرگ[۴]. در قرآن کریم آمده است: ﴿لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَيَحْيَى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ[۵].

صفت حیّ برای انسان و جامعه انسانی به‌رغم داشتن قوه حیوانیت و زنده‌ بودن، به معنای طراوت و بالندگی جامعه و زندگی به ایمان و عمل صالح است: ﴿اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ[۶].

از نظر قرآن، انسان و جامعه‌ای که ایمان و عمل صالح در آن تجلی نداشته باشد، مرده است و حیات آن به هدایت الهی است[۷]. در آیه شریفه ﴿وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ[۸] حیات به معنای طراوت و زندگانی سعیدی است که در عصر عرب جاهلی به دلیل نبود حکم قصاص، ده‌ها و صدها نفر به خونخواهی یک نفر کشته می‌شدند[۹] و چه بسیار فرزندان یتیم و زنان بی‌شوهر باقی می‌ماندند، امور زندگی و معاش مختل می‌شد و انسان‌ها همواره در کینه، بغض، هراس و ستیز به سر می‌بردند. اسلام چنین زندگانی‌ای را به عنوان حیات به رسمیت نمی‌شناسد[۱۰].

معناشناسی زندگی

زندگی‌ به‌معنای حضور انسان در پهنه آفرینش در دیدگاه‌ها و مکتب‌ها مختلف تعابیر گوناگون دارد. گرچه در تلقی عمومی، دوره عمر این جهانی را زندگی می‌نامند، اما در مکتب دین، دوره‌های مختلفی در زندگی آدمی متصور است. عالم ذرّ، دوره ابتدایی زندگی آدمی است که انسان ماهیتی ذره‌ای داشته است. خداوند سبحان در آیه‌ای به عالم ذرّ اشاره می‌کند و می‌فرماید: پروردگار تو از پشت بنی‌آدم فرزندانشان را بیرون آورد و آنان را بر خودشان گواه گرفت و پرسید "آیا من پروردگارتان نیستم؟" گفتند: "آری، گواهی می‌دهیم" تا در روز قیامت نگویید ما که از آن بی‌خبر بودیم[۱۱].

دوره بعدی، دوره صلبی است که آدمی در پشت پدران خویش از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌شود. خداوند در قرآن کریم به این حقیقت اشاره کرده است: و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتی بیازمود و وی آن همه را به انجام رسانید خدا به او] فرمود: "من تو را پیشوای مردم قرار دادم." ابراهیم] پرسید: "از دودمانم [چطور]؟" فرمود: "پیمان من به بیدارگران نمی‌رسد"[۱۲].

سپس دوره ارحامی است که نطفه آدمی در رحم مادران نهاده می‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: اوست که شما را در رحم مادران به هر سان که خواسته باشد می‌نگارد. نیست خدایی جز او که پیروزمند و حکیم است[۱۳].

پس از این دوره، دوره دنیایی، یعنی فرصت زندگی آدمی در دنیای کنونی است. سپس دوره برزخ فرا می‌رسد، یعنی دوره‌ای است که آدمی پس از وفات به آن منتقل می‌شود. خداوند سبحان در قرآن کریم می‌فرماید:... شاید، کارهای شایسته‌ای را که ترک کرده بودم به جای آورم منظور جهان برزخ]. هرگز؛ این سخنی است او می‌گوید و پشت سرشان تا روز قیامت مانعی است که بازگشت نتوانند[۱۴] و سرانجام دوره قیامت فرا خواهد رسید که آدمیان به‌سوی معاد جسمانی پیش می‌روند و نسبت به عقاید و اعمال خود پاسخ‌گو خواهند بود.

همه ادواری که نام برده شد، مسیر حرکت انسان است تا به مرحله پایانی یعنی جهان آخرت و عالم ابدیّت برسد و در جایگاه خودساکن شود[۱۵]. از این‌رو زندگی آدمی تنها در زندگی این جهانی خلاصه نمی‌شود. خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: آیا پندارید که شما را بیهوده آفریده‌ایم و شما به نزد ما بازگردانده نمی‌شوید؟[۱۶].[۱۷]

منابع

پانویس

  1. «هر چیز زنده‌ای را از آب پدید آوردیم» سوره انبیاء، آیه ۳۰.
  2. «و زندگان و مردگان برابر نیستند» سوره فاطر، آیه ۲۲.
  3. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۶۸-۲۶۹. احمد بن یوسف سمین حلبی، عمدة الحفاظ، ج۱، ص۵۵۰-۵۵۱.
  4. ابن‌فارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۱۲۲.
  5. «(یاد کن) آنگاه را که شما بر کناره نزدیک‌تر (مدینه) بودید و آنان بر کناره دورتر و آن کاروان (تجاری قریش) پایین‌تر از شما بودند و اگر با هم وعده (ی کارزار) می‌گذاشتید در آن خلاف می‌کردید امّا خداوند بر آن بود تا کار انجام یافتنی را به پایان رساند تا هر ک» سوره انفال، آیه ۴۲.
  6. «ای مؤمنان! (ندای) خداوند و پیامبر را هر گاه شما را به چیزی فرا خوانند که به شما زندگی می‌بخشد پاسخ دهید» سوره انفال، آیه ۲۴.
  7. سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۴۲-۴۶.
  8. «و شما را ای خردمندان در قصاص، زندگانی (نهفته) است» سوره بقره، آیه ۱۷۹.
  9. احمد بن یوسف سمین حلبی، عمدة الحفاظ، ج۱، ص۵۵۲.
  10. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۴۲ - ۲۴۳.
  11. سوره اعراف، آیه ۱۷۲.
  12. سوره بقره، آیه ۱۲۴ و آیه ۱۲۸.
  13. سوره آل عمران، آیه ۶.
  14. سوره مؤمنون، آیه۱۰۰.
  15. سوره فصلت، آیه ۲۸؛ سوره نساء، آیه ۵۷.
  16. سوره مؤمنون، آیه ۱۱۵.
  17. دین‌پرور، سید حسین، دانشنامه نهج البلاغه ج۱، ص۴۴۶- ۴۵۰.