عهد

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از پیمان)

معناشناسی

پیمان[۱]، تعهد و التزام مَوثق[۲]، اصل آن به معنای حفظ کردن چیزی (احتفاظ)[۳] یا التزام خاص به امری در مقابل شخصی. عهد به عقد، وصیت و قسم و... حاصل می‌شود و بر عهده شخص متعهد استقرار می‌یابد و وظیفه او حفظ عهد است[۴] و در اصطلاح، جامع برای همه پیمان‌ها و تعهدات انسانی و الهی است و انواع پیمان‌ها مانند الّ، ذمّه و عقود مانند نکاح، بیع و... را شامل می‌شود[۵].

عهد در قرآن

قرآن از واژه‌هایی چون میثاق، عهد، یمین و ذمه در مورد معاهدات و لزوم پایبندی به آن استفاده می‌کند. و پایبندی به آن را واجب و لازم می‌شمارد[۶]. این در حالی است که یکی از اصول مهم اخلاقی انسان و اسلام رعایت عهد و پیمان و از برجسته‌ترین اصول تتمیم مکارم پیامبر است که در قرآن بارها به آن تأکید و ارشاد شده است[۷]. حتی گفته شده معیار خوبی به این نیست که به سمت مکه بروید و به سمت خدا روی بگردانید، بلکه معیار ایمان به خدا و وفای به عهد است[۸] و حتی پیمان‌شکنان ملامت و تهدید شده[۹] تا جایی که با تعبیرهایی چون ضرورت رعایت[۱۰] و ایجاد خسران در ترک آن را مطرح می‌کند[۱۱]. یا رابطه‌ای میان رعایت عهد و تقوا قائل می‌شود[۱۲] یا می‌گوید کسانی که نقض عهد می‌کنند، تقوا ندارند[۱۳]. البته عهد جنبه‌های فردی و اجتماعی و سیاسی دارد. عهدی که انسان با خود می‌گذارد، یا با خدای خود دارد[۱۴] و یا خانواده و یا جامعه. اما شاید مهم‌ترین آنها عهد با پیامبران در پس ایمان به خدا و رسول است. فهم بسیاری از رفتارهای پیامبر در شناخت جایگاه عهد در اسلام و معاهدات ایشان در غزوات و در تعامل با مردم مکه و مدینه در همین اصل اخلاقی است. نمونه روشن آن در آیات آغازین سوره توبه تا آیه ۱۲ است که نشان می‌دهد که اعلام برائت و جنگ با مشرکین، جنبه عقیدتی و به دلیل شرک آنان نبوده، و جنبه اخلاقی و نقض عهد آنان داشته که بارها آن را یادآور شده و آنان نظام امنیت جامعه را تهدید نموده‌اند[۱۵].

عهد در سیاست

در صحنه سیاست داخلی و سیاست خارجی و روابط بین‌المللی، مسئله‌ای مهم‌تر از پایبندی به پیمان‌ها و قراردادها و عهدنامه‌ها نیست؛ زیرا در صورت عدم پایبندی گروه‌ها، اشخاص حقیقی یا حقوقی و دولت‌ها به قراردادهای فیمابین، همه مراودات و ارتباطات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مختل و نظام تعاملات اجتماعات بشری گسسته خواهد شد[۱۶].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژه‌نامه، ص۷۷۹.
  2. حسین راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص۵۹۱.
  3. حامد ناجی، «عهد»، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۴۹۹.
  4. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، ج۱، ص۱۰۲.
  5. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۴۹۵-۴۹۶.
  6. سوره مائده، آیه ۸۹؛ سوره نحل، آیه ۹۱؛ سوره توبه، آیه ۱۰.
  7. سوره اسراء، آیه ۳۴.
  8. سوره بقره، آیه ۱۷۷.
  9. سوره نحل، آیه ۹۱.
  10. سوره مؤمنون، آیه ۸ و سوره معارج، آیه۳۲.
  11. سوره بقره، آیه ۲۷.
  12. سوره آل عمران، آیه ۷۶.
  13. سوره انفال، آیه ۵۶.
  14. سوره رعد، آیه ۲۰.
  15. سعیدیان‌فر و ایازی، فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۲، ص ۷۵۶.
  16. نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۴۳۰-۴۳۱.