علی بن ابی طالب

از امامت‌پدیا
(تغییرمسیر از امام علی)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از زیرشاخه‌های بحث اهل بیت پیامبر خاتم است. "امام علی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام علی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

سرگذشت زندگی امام علی

  • علی بن ابی طالب علیه السلام، امام نخست شیعه و وصی پیامبر اسلامصلى الله عليه وآله وسلم، در روز ۱۳ رجب سال ۳۰ عام الفیل (۱۰ سال پیش از بعثت) در مکّه و درون کعبه به دنیا آمد. پدرش ابو طالب، از چهره‌های بانفوذ و محبوب بنی هاشم و مادرش فاطمه بنت اسد بود. دوران کودکی را در کنار حضرت محمّدصلى الله عليه وآله وسلم گذراند. وقتی پیامبر خدا به نبوت معبوث شد، نخستین مردی بود که به او ایمان آورد و در روزی که پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم مأمور شد دعوت خود را نسبت به خویشاوندان علنی کند، ایمان خود را به پیامبر اظهار کرد، پیامبر هم او را وصیّ و جانشین خود خواند. سال‌های نخست دوران مکّه را در کنار رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم بود و هنگامی که پیامبر می‌خواست به مدینه هجرت کند، در شب توطئه قریش برای کشتن پیامبر، در بستر آن حضرت خوابید. علیعلیه السلام هم چند روز پس از پیامبر اسلام، به مدینه هجرت کرد. در نبرد بدر، شرکت داشت، در سال دوم هجرت، با دختر پیامبر، فاطمهعلیهم السلام ازدواج کرد. ثمرۀ این ازدواج چهار فرزند بود: حسن، حسین، زینب و ام کلثومعلیهم السلام. توطئه‌های کفار آغاز شد و علیعلیه السلام در کنار پیامبر، به دفاع از اسلام و مبارزه با مشرکان و منافقان پرداخت و در غزواتی چون بدر، احد، خیبر، خندق، حنین،... حماسه‌ها آفرید و ذو الفقار او صف دشمنان را می‌شکافت و کفار کین‌توز را به هلاکت می‌رساند. در آخرین سال عمر پیامبر، وقتی‌که حضرت رسول از واپسین حجّ خویش که حجة الوداع نام دارد برمی‌گشت، در منطقۀ غدیر خم، پس از خطبه‌ای طولانی در حضور نزدیک به صد و پنجاه هزار نفر، علیعلیه السلام را به جانشینی خود تعیین کرد و جملۀ تاریخی خویش (من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه) را فرمود، همه با علیعلیه السلام بیعت کردند. و ماه پس از این واقعه، رسول خداصلى الله عليه وآله وسلم وفات نمود، امّا گروهی از مردم به دنبال توطئه‌ای در سقیفه بنی ساعده با ابوبکر بیعت کردند و علیعلیه السلام را از خلافت کنار زدند. با آنکه امیر المؤمنین، خود را از همه سزاوارتر برای خلافت می‌دانست و این حق شرعی او بود، به خاطر مصلحت اسلام و حفظ وحدت، با حاکمان به منازعه برنخاست و ۲۵ سال دوران سه خلیفه را با تلخکامی و مظلومیّت تحمّل کرد. پس از کشته شدن عثمان، مردم دور آن حضرت جمع شدند و با اصرار بر او قبولاندند که خلافت را برعهده بگیرد. با او بیعت کردند و وی خلافت را عهده‌دار شد. دنیاطلبان و کین‌توزان، خون عثمان را بهانه قرار دادند و بر ضدّ حکومت علوی آشوب به راه انداختند. پیمان شکستند و به نزاع پرداختند. این بود که سه جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان پیش‌آمد و علیعلیه السلام با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگید. حکومت علیعلیه السلام حکومت عدالت و قسط و حق بود و این بر خیلی از امتیازخواهان گران بود و تحمّل عدل علوی را نداشتند. معاویه دسیسه‌های گوناگونی تدارک دید و علاوه بر جنگ صفین، شورش‌ها و فتنه‌های زیادی را به راه انداخت. گروهی که از سپاه خود او جدا شده و بنای ناسازگاری نهادند عامل بروز جنگ نهروان شدند و اغلب آنان در آن جنگ کشته شدند. در نهایت، در ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری، امیر المؤمنین به دست یکی از همان خوارج که جان سالم به در برده بود، به نام ابن ملجم ضربت خورد و در ۲۱ رمضان به شهادت رسید. امام علیعلیه السلام هنگام شهادت ۶۳ سال داشت و مدّت نزدیک به ۵ سال حکومت کرد و شهید عدالت خویش گشت. پس از شهادت، پیکر او را در بیرون کوفه در محلّی به نام غریّ دفن کردند. جای قبر او تا سال‌ها پنهان بود. اکنون در شهر نجف از شهرهای عراق، مرقد نورانی او جلوه‌گاه محبّت و ولایت و عدالت است و زیارتگاه عاشقان مولی[۱].

شمایل علی

فضایل علی

علی از زبان علی

علی در نگاه دیگران

مکتب فکری علی

سیره امام علی

جاذبه و دافعه علی

یاران علی

مخالفان علی

مظلومیت علی

علی در آثار هنری

  • هنرمندان مؤمن و متعهد، عشق خود را به امام علیعلیه السلام به صورت‌های گوناگون ابراز کرده‌اند. در آثار معماری، کتیبه‌ها و کاشیکاری‌های مدارس و مساجد، خوشنویسی‌ها و مرقّعات، تابلوهای نقاشی فراوان می‌توان به نام "علی" یا احادیث کوتاه دربارۀ او یا احادیثی که نام "علی"علیه السلام دارد برخورد. حتّی گاهی هنرمندان شیعه به‌طور ظریف و دقیق غیرآشکار، نام "علی"علیه السلام را در بناهای عظیمی که در عصر سلطۀ سلاطین غیرشیعه ساخته شده گنجانده‌اند تا تعهّد ولایی خود را نشان دهند. این نام، زیبایی و جلوه و انعطاف‌پذیری خاصّی دارد که به خوبی قابل نقش‌آفرینی در کتیبه‌ها و خوشنویسی‌ها و تذهیب‌ها و هنرهای ظریف است.@ر. ک: ماهنامۀ «کوثر» ، شمارۀ ۱ مقالۀ «تجلّی نام امیر المؤمنین در معماری اسلامی» از حجّت کشفی& حدیث معروف أنا مدینة العلم و علیّ بابها در کاشیکاری‌ها و خطوط کتیبۀ سردر مدارس دینی در شهرهای مختلف مشهود است. در موزه‌های مختلف، آثار هنری زیبایی که با استفاده از همین نام و احادیث مربوط به آن پدید آمده، یافت می‌شود.@ر. ک: «کتاب ماه هنر» شمارۀ ۳۱-۳۲ مقالۀ «تجلّی علی بر سفالینه‌های نیشابور» و «نام علی بر گنبد سلطانیه& قلمرو شعر، ادبیات داستانی، تآترها، تعزیه‌ها و حتّی فیلم و سریال‌هایی که با عشق مولا و ترسیم شخصیت او ساخته شده، گویای این واقعیّت است. ناگفته نماند که جایگاه علیعلیه السلام در هنر و سخنان او در زمینۀ شعر، کلام و بلاغت، خطّ، همچنین خطابه‌ها و کلمات قصار و نهج البلاغۀ او جلوۀ دیگری از ارتباط صاحب این نام مقدّس با هنر است[۲] [۳].

علی در فرهنگ عامیانه

  • محبت علیعلیه السلام از عمیق‌ترین و فراگیرترین محبّت‌ها در دل انسان‌ها بوده و خواهد بود. جایگاه خاصّ او نزد شیفتگان، همۀ اقشار را دربر می‌گیرد. ازاین‌رو در فرهنگ مردم و فولکلور و آیین‌های شفاهی و سنت‌های مردمی و مراسمی که در خانه‌ها، خانواده‌ها، جشن‌ها، سوگ‌ها، تولّدها، مرگ‌ومیرها و برخوردها، برگزار می‌شود، همچنین در مراسم و مناسبت‌های مختلف در طول سال، در قصّه‌ها، افسانه‌ها، ترانه‌های عامیانه، نمایش‌های بومی و محلّی، تکیه‌کلام‌ها، نام و یاد علیعلیه السلام مطرح است.[۴] ذکر "ناد علی" (ناد علیّا مظهر العجائب) در مواقع نیاز و حاجت و دشواری و گرفتاری رواج دارد. در ماتم و حمل جنازه، از علی یاد می‌شود، هنگام قسم خوردن به "مرتضی علی" سوگند می‌خورند. در باور عوام، رنگین‌کمان را شمشیر حضرت علیعلیه السلام می‌دانند، در بسیاری جاها ردّپای علیعلیه السلام یا جای پای اسب او دلدل را به عنوان "قدمگاه" مقدس می‌شمرند. در مواقع مختلف، کشتی‌گیران، ورزشکاران باستانی، درویشان و صوفیان، پهلوانان و زورخانه‌چیان، از آن حضرت استمداد می‌جویند و یاد می‌کنند. این معتقدات، در شکل‌گیری فرهنگ پهلوانی در عصر مغول نقش ایفا می‌کرده است. آیین فتوّت و جوانمردی با نام آن پیشوا گره خورده است و باستانی‌کاران هنگام ورود به زورخانه، "یا علی" می‌گویند و هنگام ورزش، مدح علی می‌خوانند، قوّالان و پرده‌خوانان به شمایل و تصاویر حضرت علیعلیه السلام عشق می‌ورزند و احترام می‌کنند. ذو الفقار در این فرهنگ، سمبل سلاح حق بر ضدّ باطل است. در بسیاری نام‌ها "علی" پسوند قرار می‌گیرد (شیر علی، زلف علی، چراغعلی، عبد العلی، فقیر علی، مجذوب علی، غلامعلی و...) حتی در منطقۀ لرستان که فرهنگی آمیخته از عشق به طبیعت و روح تشیّع و خصلت مردانگی و سلحشوری دارند، تعابیری همچون گرگ علی و ببر علی هم دیده می‌شود. کوچۀ علی چپ، علی سیاه، سفرۀ علی، علی‌آباد و... نیز بخشی از این تعابیر عامیانه است. گاهی برای خداحافظی از کلمۀ "یا علی"، یا "علی یارت" یا اگر علی ساربان است می‌داند شتر را کجا بخواباند یا ببرد، گوشه‌های دیگری از این فرهنگ است. از دید دیگر، اعتقادات شیعی و باورها و گرایش‌های پیروان امیر المؤمنینعلیه السلام به نحوی در کارهای هنری، معماری ابنیه و آثار تاریخی، نقاشی‌ها و تذهیب‍‌ها، سنّت‌های مردمی و بومی انعکاس یافته است.[۵][۶].

امیر المومنین در موعودنامه

  • از امام صادق علیه السلام پرسیدند: آیا می‌توانیم به حضرت قائم علیه السلام به‌عنوان "امیر المؤمنین" درود بفرستیم‌؟ فرمود: نه، آن اسم خاص امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام است که خداوند او را به این نام نامیده است. هرگز کسی را جز او نمی‌توان به این اسم نامید. جز امیر مؤمنان، هرکس به این نام خوانده شود کافر است. عرض نمودند: پس او را به چه نامی بخوانیم‌؟ فرمود: بگویید: "السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا بَقِيَّةَ اللَّهِ"[۷] و سپس این آیه را تلاوت فرمود: ﴿بَقِيَّةُ اللَّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ[۸][۹].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۳۹۸.
  2. ر. ک: «امام علی و هنر» جواد محدّثی
  3. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۴۱۰.
  4. ر. ک: نشریه «گلستان قرآن» ، شمارۀ ۱ ص ۳۸ و شمارۀ ۲ ص ۴۳، نیز «علی، امیر غدیر» ، ص ۵۲ و «کتاب ماه هنر» ، ماهنامۀ وزارت ارشاد اسلامی، شمارۀ ۳۱-۳۲
  5. در این زمینه ر. ک: مقالۀ «تأثیر تشیّع بر ابنیه، اماکن و زیارتگاه‌های مذهبی ایران» جابر عناصری، فصلنامۀ شیعه‌شناسی، شمارۀ ۷، پاییز ۸۳
  6. محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص:۴۱۰.
  7. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۳۷۳؛ منتخب الاثر، ص ۵۱۷.
  8. سوره هود، ۸۶.
  9. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص:۱۲۷.