حدیث ولایت

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
حدیث ولایت
متن حدیث
«إِنَّ عَلِیّاً مِنِّی وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِیُّ کُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِی»
ترجمه حدیث
همانا علی از من است و من از او و علی بعد از من ولی و سرپرست تمام مؤمنین است
مشخصات حدیث
صادره ازپیامبر خاتم (ص)
راویان
محتوای حدیث
سبب صدورگلایه برخی مسلمانان از نحوه رفتار حضرت علی (ع) و دفاع پیامبر از حضرت
دلالت حدیث
منابع حدیث
منابع شیعه
  • عمدة عيون صحاح الأخبار في مناقب إمام الأبرار
منابع اهل سنت

حدیث ولایت از جمله احادیث دال بر ولایت و افضلیت امیرالمؤمنین(ع) است که پیامبر اکرم(ص) فرمودند ولایت پس از من از آن علی(ع) است: «إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ».

مقدمه

ولایت، پرتوی درخشان و یکی از مهمترین و کارآمدترین شئونات امامت است. امام زمان هر عصری به عنوان ولی و سرپرست انسان‌ها دارای اولویت در تصرف به امورات آنها می‌باشد. طرح ولی و ولایت در قرآن، سنّت و نیز در میان اهل لغت، تنها طرح یک مفهوم خاص و شرح لفظ نیست؛ بلکه بسترسازی برای یک عقیده پایدار است که در آن مسئله رهبری و سرپرستی مردم پس از رسول خدا(ص) مطرح شده است. معنای حقیقی و شایع ولی و ولایت؛ همان سرپرستی و صاحب اختیار بودن است و معانی دیگر مجازی است که باز هم به نحوی به همان معنای حقیقی سرپرست بودن برمی‌گردد[۱].[۲]

متن روایت

پیامبر اکرم(ص) بارها به مسلمانان فرمود که ولایت پس از من از آن علی(ع) است؛ برای نمونه، فرمود: «تو در دنیا و آخرت ولیّ من هستی»[۳]. در یکی از جنگ‌ها که پیامبر(ص) فرماندهی لشکر را به امام علی(ع) واگذارد و علی(ع) برای خود از خمس غنایم، کنیزی گرفت، برخی از سپاهیان از این کار ناخشنود شدند و به رسول خدا(ص) در این‌باره شکایت بردند. پیامبر(ص) فرمود: «حق علی(ع) بیش از این کنیز، بلکه او ولیّ و سرپرست شما بعد از من است»[۴].[۵]

از عمران بن حصین نقل شده است که رسول خدا(ص) فرمود: «إِنَّ عَلِيّاً مِنِّي وَ أَنَا مِنْهُ وَ هُوَ وَلِيُّ كُلِّ مُؤْمِنٍ»[۶]؛ همانا علی از من است و من از علی (یعنی هدف من و علی(ع) یکی است) و علی سرپرست مؤمنان است[۷].

دلالت حدیث

«ولی» در لغت بر قرب و نزدیکی دلالت می‌کند و کلمه مولی نیز از همین باب است[۸]. شماری از علمای اهل سنت اعتراف کرده‌اند که بهترین و رساترین عبارتی که بر خلافت بعد از پیامبر(ص) دلالت می‌کند، کلمه وليكُم بعدي است؛ چنان که خلفای اهل سنت برای خلیفه خواندن خود و هنگام نصب حکام تعبیر «ولی» را به کار می‌بردند. کلمه «ولی» و «مولی» در کلام رسول خدا(ص) بر همان معنای لغوی و اصطلاحی دلالت می‌کند[۹].

منابع

پانویس

  1. لسان العرب، ج١۵، ص۴١٠؛ مصباح المنیر، ج۲، ص٣۵٠؛ ابن اثیر، النهایه، ج۵، ص٢٢٨؛ مجمع البحرین، ج۴، ص۵۵۴؛ التحقیق، ج١٣، ص٢٠۴؛ بحار الانوار، ج۷۸، ص۱۸۳؛ تفسیر القرآن، ج۳، ص۴؛ الشافی فی الامامة، ج۳، ص۵٠؛ مسائل العکبریه، ص۵٠.
  2. مظفری، محمد حیدر، امامت در بیان حضرت فاطمه، ص ۱۰۷.
  3. صحیح البخاری، ج۲، صص ۵۸ و ۳۲۳ و ۱۰۹؛ صحیح مسلم، ج۲، ص۲۴؛ الصواعق المحرقة علی أهل الرفض و الضلال و الزندقة، باب ۱۲، ص۱۶؛ باب ۱۱، ص۱۰۷؛ کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج۶، ح۲۵۰۴.
  4. سنن الترمذی، ج۵، ص۲۹۶، ح۳۷۹۶؛ خصائص أمیر المؤمنین علی بن أبی‌طالب، ص۹۷؛ الإصابة فی تمییز الصحابة، ج۲، ص۵۰۹؛ حلیة الأولیاء و طبقات الأصفیاء، أبونعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی، ج۶، ص۲۹۴؛ أسدالغابة فی معرفة الصحابة، ج۴، ص۲۷؛ تاریخ مدینة دمشق و ذکر فضلها و تسمیة من حلها من الأماثل، ج۱، ص۳۸۱؛ معجم جامع الأصول فی أحادیث الرسول، المبارک بن محمد ابن الأثیر الجزری، ج۲، ص۴۷۰؛ کنز العمال فی سنن الأقوال و الأفعال، ج۱۵، ص۱۲۴؛ ینابیع المودة لذوی القربی، ص۵۳؛ تذکرة الخواص، ص۳۶؛ مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، کمال الدین محمد ابن طلحة الشافعی، ج۱، ص۴۸.
  5. امیری، سلیمان، امامت و دلایل انتصابی بودن آن، ص ۳۲۳.
  6. نسائی، سنن الکبری، ج۵، ص۴۵؛ مسند احمد، ج۵، ص۲۵۱؛ تاریخ بغداد، ج۴، ص۳۳۹.
  7. مظفری، محمد حیدر، امامت در بیان حضرت فاطمه، ص ۱۰۷.
  8. معجم مقاییس اللغة، ص۱۱۰۴.
  9. امیری، سلیمان، امامت و دلایل انتصابی بودن آن، ص ۳۲۴.