صفیه دختر عبدالمطلب

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

صفیه دختر عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب است. مادرش هاله دختر وهیب (وهب) بن عبد مناف بن زهرة بن کلاب است. ایشان با رسول الله(ص) دارای دو پیوند خانوادگی است: پیوند از طریق پدر رسول الله(ص) و پیوند از طریق مادر آن حضرت؛ چراکه وی از یک سوی عمه پیامبر اکرم(ص) و از دیگر سوی دخترخاله ایشان است زیرا عبدالمطلب با هاله خواهر حضرت آمنه(س) ازدواج کرد و حمزه و صفیه از او متولد شدند. پس صفیه خواهر پدری و مادری حمزة بن عبدالمطلب نیز است[۱].[۲]

در کتاب‌های تاریخی آمده است که صفیه در زمان جاهلیت، با حارث بن حرب لیثی، برادر ابوسفیان[۳]، و بعد با عوام فرزند خویلد ازدواج کرد. فرزندان صفیه عبارت‌اند از: زبیر، سائب و عبدالکعبه[۴]. سائب بن عوام از جمله صحابه است که در همه جنگ‌ها شرکت کرد و در زمان ابوبکر در جنگ یمامه کشته شد[۵].

از افتخارات صفیه آن است که وی از جمله افرادی است که در مکه مسلمان شد[۶] و با زبیر به طرف مدینه مهاجرت کرد[۷].[۸]

در میان فرزندان صفیه، زبیر بن عوام دارای شهرت بیشتری است. او که برادرزاده حضرت خدیجه(س) و پسرعمه رسول الله(ص) می‌باشد، از صحابیان بزرگ به شمار می‌آید.

صفیه در خانه عبدالمطلب پرورش یافت و از تمامی صفات پدر بزرگوارش تأثیر پذیرفت و شخصیت استوارش شکل گرفت.

صفیه بانویی مؤمن، مجاهد، فاضل، شکیبا و شاعری شیرین‌سخن بود. زبانی بلیغ و فصیح داشت. او اسلام آورد و با رسول خدا(ص) بیعت کرد و پس از آن به همراه فرزندش زبیر به مدینه هجرت نمود[۹].

او در مدینه شاهد نشر اسلام بود و خود نیز در انتشار آن مشارکت داشت و با از جان گذشتگی جهاد می‌کرد و گاه در میان لشکریان روحیه غیرت را برای رفتن به میدان جنگ برمی‌انگیخت[۱۰].

صفیه و شاعری

یکی از شعرای زن در قبل از اسلام و بعد از آن، صفیه دختر عبدالمطلب است[۱۱]. مثلاً، هنگامی که عبدالمطلب خوابی دید و طبق آن، چاه زمزم را حفر کرد و مقداری وسایل و سلاح به دست آورد که مربوط به قبیله خزاعه بود، او به مناسبت این واقعه اشعاری سرود[۱۲]. او در یکی از ابیات این شعر می‌گوید: "ما کسانی هستیم که زمزم را برای حجاج حفر می‌کنیم؛ چنان که خلیل و فرزندش، سقای حجاج بودند"[۱۳].

صفیه و دفاع از رسول خدا(ص)

یکی از مدافعان رسول خدا(ص) در مکه صفیه است؛ چنان که روزی به برادرش ابولهب می‌‌گوید: "برادر! فرزند برادرت را تصدیق کن به خدا او همان کسی است که علما به آمدنش بشارت دادند". ولی ابولهب سخنان خواهرش را نپذیرفت و رسول خدا(ص) را تکذیب کرد و معتقد بود، اگر آن حضرت را تأیید کنم، نمی‌توانم در برابر دشمنی اعراب مقاومت کنم[۱۴].

نقل شده، روزی عده‌ای نزد صفیه آمدند و از افتخارات جاهلی خود سخن گفتند. صفیه در جواب آنها گفت: "رسول خدا(ص) از ماست". بعد از کلام او، حاضران به رسول خدا(ص) توهین کرده، آن حضرت(ص) را دارای نسب و خانواده ای پست دانستند؛ پس صفیه بودند این مسجد سخنان را به رسول خدا به اطلاع داد و آن حضرت در حالی که ناراحت، به آمده و تأکید فرمودند که نسبشان، برترین انساب است و هیچ کس به مرتبه ایشان نخواهد رسید[۱۵].[۱۶]

صفیه و جنگ احد

صفیه در غزوات اُحُد، خندق، خیبر و فتح مکه در کنار رسول الله(ص) حضور داشت.

پیامبر اکرم(ص) هرگاه برای رویارویی با دشمن از مدینه بیرون می‌رفت، همسران و دیگر بانوان خاندان خود را در برج حسان بن ثابت به نام «برج فارع»[۱۷] که از استوارترین برج‌های مدینه بود، جا می‌داد.

صفیه گوید: من در آغاز روز اُحُد بر بالای برج فارع بودم و به میدان جنگ نگاه می‌کردم، از دور زوبین‌ها را دیدم که دشمنان پرتاب می‌کردند. همچنین متوجه گریز اصحاب رسول خدا(ص) شدم. طاقت نیاوردم و در حالی که شمشیری در دست داشتم، بیرون آمدم و چون به منطقه بنی‌حارثه رسیدم، گروهی از زن‌های انصار را دیدم که ام‌ایمن هم همراهشان بود، همه ما شروع به دویدن کردیم تا به حضور پیامبر اکرم(ص) برسیم. اصحاب آن حضرت پراکنده بودند، اولین کسی را که دیدم برادرزاده‌ام علی(ع) بود، گفت: عمه جان! برگرد، برخی از جنازه‌ها کاملاً برهنه‌اند. رسول الله(ص) در چه حالی است؟ خدا را شکر، سلامت است. مرا راهنمایی کن که او را ببینم. علی(ع) با اشاره، به‌طوری که مشرکان متوجه نشوند، محل پیامبر اکرم(ص) را به من نشان داد و من خود را پیش آن حضرت، که زخمی شده بود، رساندم[۱۸].

در جنگ اُحُد هنگامی که کار بر مسلمانان سخت شد و آثار شکست ظاهر گردید، بسیاری از مردان از صحنه گریختند، صفیه که به منظور مداوای مجروحان و رساندن آب به مبارزان به اُحُد آمده بود، در حالی که نیزه‌ای در دست داشت، با آن به چهره مردان اشاره می‌کرد و می‌گفت: شگفتا که از رسول الله(ص) گریخته‌اید! گاهی نیز بر پشت مردان فراری می‌کوفت[۱۹]. صفیه با این کار آنان را به پایداری تشویق می‌کرد و فرار از صحنه جنگ را پشت کردن به رسول الله(ص) می‌دانست.

پس از پایان جنگ اُحُد پیامبر اکرم(ص) کنار پیکر حمزه ایستاد. در این هنگام صفیه از دور پیدا شد. آن حضرت به زبیر فرمود: برو و مادرت را از اینجا دور کن تا جنازه برادر از منظرش دور بماند. زبیر به مادرش گفت: مادر جان برگرد! برخی از جنازه‌ها کاملاً لختند. گفت: من تا رسول الله(ص) را نبینم، برنمی‌گردم. ولی چون آن حضرت را دید، گفت: ای رسول خدا! برادرم حمزه کجاست؟ زبیر می‌گوید: من مادرم را نگه داشتم، اما او به جستجوی برادرش برآمد، چون حمزه را مثله کرده بودند، رسول الله(ص) خوش نداشت صفیه او را بدان حال ببیند، زبیر گفت: مادر جان بر جای خود بایست و خوددار باش! صفیه گفت: چون این مصیبت‌ها در راه خدا است، ما هم بدانچه پیش آمده راضی هستیم و در پیشگاه خداوند است که محاسبه خواهیم شد، انشاء‌الله شکیبایی و صبر خواهم کرد.

او با بیان این عبارات از رسول الله(ص) اجازه حضور بر بالین برادر را گرفت. اگرچه انصار باز میان او و جسد حمزه مانع شدند، پیامبر اکرم(ص) چون سخنان او را شنید، فرمود: آزادش بگذارید. صفیه جلو آمد و بر پیکر حمزه نگریست و کنار آن پیکر پاره‌پاره نشست و بر او درود فرستاد و استرجاع بر زبان جاری ساخت. برایش طلب آمرزش کرد، اما بلند بلند گریست. رسول الله(ص) نیز در عزاداری بر حمزه با صفیه همدردی و همراهی کرد و به گریه افتاد. فاطمه(س) نیز که خود را به اُحُد رسانده بود، بر جنازه عمویش می‌گریست و آن حضرت هم با گریه او گریه می‌کرد و می‌فرمود: «هرگز مصیبتی به بزرگی مصیبت تو به من نرسیده است!» آن‌گاه خطاب به صفیه و فاطمه(س) فرمود: مژده دهید! هم‌اکنون جبرئیل به من خبر داد که در آسمان‌های هفتگانه برای حمزه نوشته‌اند که: حمزه شیر خدا و شیر رسول خداست[۲۰].

انصار حمزه را به خاک سپردند. پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر زن‌های ما افسرده نمی‌شدند، عمویم را دفن نمی‌کردم تا خوراک مرغان هوا و درندگان شود و روز قیامت از شکم درندگان و چینه‌دان پرندگان محشور شود[۲۱]. صفیه همان طور که گفته بود بردباری پیشه ساخت و به مدینه بازگشت[۲۲].

صفیه و شرکت در جنگ‌ها

رسول الله(ص) به زنانی که در جنگ بنی‌قریظه حضور یافته و شرکت کرده بودند، چیزی عطا کردند، در حالی که برای آنها سهمی تعیین نشده بوده، و آنها صفیه دختر عبدالمطلب، و ام‌عماره، ام‌سلیط، ام‌العلاء، سمیراء دختر قیس و مادر سعد بن معاذ بودند[۲۳].

صفیه در خیبر به همراه بیست زن دیگر از جمله ام‌سلمه و ام‌عماره حضور داشت و همراه زنان مسلمان بر قدرت شجاعان اسلام می‌افزود. آنان ساز و برگ مجاهدان را می‌بستند و در میدان جنگ خیمه‌ای را برای مداوای مجروحان برپا کرده بودند. پیامبر اکرم(ص) از کار آنان شاد شد و برای آنان از غنائم سهمی قرار داد. آن حضرت چهل شتروار از حاصل خیبر را به صفیه اختصاص داد[۲۴].[۲۵]

صفیه و تولد امام حسین(ع)

صفیه می‌گوید: "هنگامی که حسین(ع) به دنیا آمد، او را در بغل گرفتم. پس رسول خدا(ص) فرمود: " ای عمه! فرزندم حسین را بیاور ". گفتم: یا رسول الله، هنوز او را پاکیزه نکرده‌ایم. رسول خدا(ص) فرمود: " شما می‌خواهید او را پاکیزه کنید؟ به درستی که خداوند او را پاکیزه کرده و پاک قرار داده است"[۲۶].[۲۷]

صفیه و کشتن جاسوس یهودی

یکی از سخت‌ترین زمان‌ها برای رسول خدا(ص) زمان شهادت عموی گران‌قدرشان حضرت حمزه(ع) بود. در چنین شرایط بحرانی است که صفیه در میدان جنگ احد حاضر[۲۸] و مشغول عزاداری شد[۲۹]. صفیه اولین زنی است که شخصی از مشرکان را کشت[۳۰]. هنگامی که مشرکان قصد حمله به مدینه این امکان را داشتند را متفاوت، برای رسول خدا(ص) زنان و دختران را در جایی مخفی کرده بود و البته حسان بن ثابت شاعر نیز به علت ترسو بودن با زنان همراه بود. در این حال مردی یهودی قصد جاسوسی داشت که صفیه او را را از پای درآورد[۳۱]. وقتی این واقعه را برای پیامبر اکرم(ص) نقل کردند، بسیار مسرور شد و به گونه‌ای خندید که کمتر از ایشان دیده می‌شد[۳۲].[۳۳]

صفیه و همراهی با اهل بیت(ع)

صفیه هنگام وفات ام کلثوم دختر رسول خدا(ص) حضور داشت و در غسل آن بانوی گران قدر یاور رسول خدا(ص) بود[۳۴].

همچنین صفیه بعد از رسول خدا(ص) همیشه یار و همراه اهل بیت(ع) بود. هنگام غسل حضرت زهرا(ع) نیز حضور داشت[۳۵].[۳۶]

وفات و زیارتگاه

وی در ۷۳ سالگی و در زمان خلافت خلیفه دوم از دنیا رفت و در بقیع دفن شد[۳۷].[۳۸]

قبر او در بقیع، نزدیک در ورودی خانه «مغیرة بن شعبه» و متصل به دیوار شرقی بقیع بوده است. هنگامی که مغیره این خانه را از عثمان بن عفان هدیه گرفت، عمه رسول خدا(ص) رو به روی در این خانه مدفون بود. هنگامی که دیوار آن را می‌ساخت «زبیر بن عوام» با مغیره درگیر شد و به او گفت دیوار خانه‌ات را از قبر مادر من کنار ببر و او را با شمشیر تهدید کرد. مغیره نیز از روی ترس ناچار شد دیوار خانه را مقداری منحرف سازد[۳۹]. این قسمت در گذشته از بقیع جدا بوده و به سبب وجود قبر عمه رسول خدا(ص) به «بقیع العمات» مشهور شده است. قبر «صفیه» در شمال غربی بقیع و کنار دیوار شرقی است؛ یعنی سمت چپ کسی است که از در کنونی، وارد قبرستان می‌شود. قبر صفیه پس از قرن دهم دارای گنبد بوده است. به تصریح سمهودی تا زمان وی ـ اوائل قرن دهم ـ قبر صفیه گنبدی نداشته است[۴۰]. لکن از گفتار سید اسماعیل مرندی برمی‌آید که زمان او ـ اواسط قرن سیزدهم ـ این قبر دارای گنبد بوده، گرچه تاریخ دقیق بنای آن روشن نیست[۴۱] و طبق گفتار رفعت پاشا این گنبد در آخرین سال زیارت او (۱۳۲۵ ه. ق) و ۱۷۵ سال پس از دیدار مرندی همچنان پابرجا بوده است[۴۲].[۴۳]

منابع

پانویس

  1. الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۵۸؛ تاریخ یعقوبی، ج۱، ص۳۲۷.
  2. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  3. اسد الغابه، ابن اثیر، ج۲۶، ص۱۷۲.
  4. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۴؛ الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۸۷۳؛ تاریخ مدینة دمشق، ابن عساکر، ج۳، ص۱۲۱. فرزندان صفیه دختر عبد المطلب عبارتند از: زبیر و سائب (ابن قتیبه در این باره می‌نویسد: فرزندان او زبیر، سائب، عبدالرحمن، اسود، اهرم و یعلی هستند. سائب در جنگ‌های احد و خندق حضور داشت و در جنگ یمامه کشته شد. البته فقط نسل زبیر باقی ماند. (المعارف، ص۲۲۰). و قد تزوجت أولا بالحارث بن حرب بن امیه ثم خلف علیها العوام بن خویلد فولدت الزبیر و عبدالکعبه و قیل تزوج بها العوام بکرا و الصحیح الأول (البدایة والنهایه، ابن کثیر ج۷، ص۱۰۴).
  5. دلائل النبوه، بیهقی، ج۳، ص۲۷۷.
  6. تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۵۲۹؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۱۷۲.
  7. الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۱۳.
  8. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۸۶-۴۸۷.
  9. ر.ک: الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۹؛ اعلام النساء، ج۲، ص۳۴۳.
  10. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  11. الغدیر، علامه امینی، ج۲، ص۱۹.
  12. معجم البلدان، حموی، ج۳، ص۱۴۹.
  13. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۸۷-۴۸۸.
  14. انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۱۲۰؛ سبل الهدی و الرشاد، صالحی شامی، ج۲، ص۳۲۳.
  15. مکاتیب الرسول، احمدی میانجی، ج۱، ص۵۸۱.
  16. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۸۸-۴۸۹.
  17. فارع: نام برجی است نزدیک باب الرحمه که از درهای مسجد پیامبر(ص) است. ر.ک: وفاء الوفا بالاخبار دار المصطفی، ج۲، ص۳۵۴.
  18. مغازی واقدی، ج۱، ص۲۰۸.
  19. مغازی واقدی، ج۱، ص۲۰۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۰؛ اعلام النساء، ج۲، ص۳۴۲.
  20. السیرة النبویه ابن‌هشام، ج۳، ص۱۰۳؛ مغازی واقدی، ج۱، ص۲۰۸؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۴۰؛ السیرة النبویة ابن‌کثیر، ج۳، ص۸۳؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۲۹.
  21. مغازی واقدی، ج۱، ص۲۰۹.
  22. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  23. مغازی واقدی، ج۲، ص۳۹۵.
  24. ر.ک: مغازی واقدی، ج۲، ص۵۲۱، ۵۲۲، ۵۲۹؛ الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۹.
  25. محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  26. الامالی، شیخ صدوق، ص۱۳۶؛ روضة الواعظین، فتال نیشابوری، ج۲۱، ص۱۵۵.
  27. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۸۹.
  28. الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۴؛ السیره النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۱۷؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۶، ص۱۷۳؛ دلائل النبوه، بیهقی، ج۳، ص۲۸۶؛ مسکن الفؤاد، شهید ثانی، ص۷۰؛ سبل الهدی و الرشاد، صالحی شامی، ج۴، ص۲۲۴.
  29. امتاع الاسماع، مقریزی، ج۱، ص۱۶۷؛ الاکتفاء بما تضمنه من مغازی رسول الله، حمیری، ج۱، ص۳۸۶.
  30. البدایة والنهایه، ابن کثیر، ج۷، ص۱۰۴؛ دلائل النبوه، بیهقی، ج۳، ص۴۴۳؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۵، ص۱۵. البته وی به جنگ احد اشاره کرده است.
  31. این واقعه در جنگ خندق روی داده است: الطبقات الکبری، ابن سعد، ج۸، ص۳۴؛ السیرة النبویه، ابن هشام، ج۲، ص۲۲۸؛ انساب الاشراف، بلاذری، ج۱، ص۳۲۴؛ تاریخ الطبری، طبری، ج۲، ص۵۷۷؛ الامالی، شیخ طوسی، ص۲۶۱؛ دلائل النبوه، بیهقی، ج۳، ص۴۴۲؛ اسد الغابه، ابن اثیر، ج۱، ص۴۸۴ و ج۶، ص۱۷۳.
  32. ر.ک: اعلام النساء، ج۲، ص۳۴۲-۳۴۳؛ الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۷۱؛ الاصابة فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۲۸.
  33. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۸۹؛ محمدزاده، مرضیه، زنان پیامبر اکرم و زنان با پیامبر اکرم، ص ۲۶۶ ـ ۲۷۱.
  34. تاریخ الطبری، طبری، ج۳، ص۱۲۴؛ امتاع الاسماع، مقریزی، ج۵، ص۳۵۰؛ بحار الانوار، علامه مجلسی، ج۲۱، ص۳۶۹.
  35. الاستیعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۸۶۲؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۱۸۷.
  36. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۹۰.
  37. الاسعاب، ابن عبد البر، ج۴، ص۱۸۷۳؛ الاصابه، ابن حجر، ج۸، ص۲۱۳.
  38. روحانی، سید حمید، مقاله «صفیه دختر عبدالمطلب»، دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۵، ص۴۹۰.
  39. وفاء الوفاء، سمهودی، ج۳، ص۹۱۰.
  40. وفاء الوفاء، سمهودی، ج۳، ص۹۱۹.
  41. فصلنامه میقات حج، شماره ۵، ص۱۱۸.
  42. مرآت الحرمین، رفعت پاشا، ج۱، ص۴۲۶.
  43. تونه‌ای، مجتبی، محمدنامه، ص ۶۲۰.