جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
(صفحهای تازه حاوی «==طرح نظریه== وکالت فقیه، عنوان نوعی رهبری بر جامعه اسلامی است که مردم مسلمان، رهبری را برای خود برگزیده، حق تصرف و سرپرستی شؤون عمومی خود را به وی میسپارند. این نظریه بر چند اصل کلی استوار است. #در عهد غیبت از طرف خداوند...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
(۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد) | |||
خط ۱: | خط ۱: | ||
==طرح نظریه== | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = نظریه وکالت فقیه | |||
| عنوان مدخل = نظریه وکالت فقیه | |||
| مداخل مرتبط = [[نظریه وکالت فقیه در حدیث]] | |||
| پرسش مرتبط = | |||
}} | |||
'''[[وکالت فقیه]]''' دیدگاهی در برابر [[ولایت فقیه]] عنوان نوعی [[رهبری]] بر [[جامعه اسلامی]] است که [[مردم]] رهبری را برای خود [[برگزیده]]، [[حق تصرف]] و [[سرپرستی]] [[شؤون]] عمومی خود را به وی میسپارند، به عبارت دیگر از طرف [[خداوند]]، [[نصب]] [[دولت]] و رهبری به ما نرسیده است. در نقد این نظریه نیز گفته شده است: [[شارع]] [[تکلیف]] [[رهبری جامعه اسلامی]] را با نصب غیرمستقیم و با بیان شرایط [[زمامداری]]، معین فرموده است. | |||
== طرح نظریه == | |||
وکالت فقیه، عنوان نوعی [[رهبری]] بر جامعه اسلامی است که [[مردم]] [[مسلمان]]، رهبری را برای خود [[برگزیده]]، [[حق تصرف]] و [[سرپرستی]] [[شؤون]] عمومی خود را به وی میسپارند. این نظریه بر چند اصل کلی [[استوار]] است. | وکالت فقیه، عنوان نوعی [[رهبری]] بر جامعه اسلامی است که [[مردم]] [[مسلمان]]، رهبری را برای خود [[برگزیده]]، [[حق تصرف]] و [[سرپرستی]] [[شؤون]] عمومی خود را به وی میسپارند. این نظریه بر چند اصل کلی [[استوار]] است. | ||
#در [[عهد]] [[غیبت]] از طرف [[خداوند]]، [[نصب]] دولت و رهبری بر جامعه صورت نگرفته یا [[ادله]] چنین نصبی به ما نرسیده است. | # در [[عهد]] [[غیبت]] از طرف [[خداوند]]، [[نصب]] دولت و رهبری بر جامعه صورت نگرفته یا [[ادله]] چنین نصبی به ما نرسیده است. | ||
# [[انسانها]] به [[دلیل]] [[تسلط]] بر [[اموال]] و [[جان]] خود، حق دارند که برای حکومت بر خویش، فرد [[اصلح]] را برگزیده و به حکومت بگمارند. | # [[انسانها]] به [[دلیل]] [[تسلط]] بر [[اموال]] و [[جان]] خود، حق دارند که برای حکومت بر خویش، فرد [[اصلح]] را برگزیده و به حکومت بگمارند. | ||
# ولایت و حکومت نوعی [[قرارداد]] و [[معاهده]] اجتماعی است. | # ولایت و حکومت نوعی [[قرارداد]] و [[معاهده]] اجتماعی است. | ||
# ادله [[اثبات]] این نوع از [[رهبری اجتماعی]]، [[آیات مشورت]] در امر [[ولایت]] و [[حکومت]]<ref>شوری، آیه ۳۸.</ref>، اشارههای [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]]{{عم}} بر [[لزوم مشورت]] با [[مردم]] در [[امور حکومتی]]، خطاب به “ناس” در [[آیات]] و [[روایات]] پیرامون مسائل [[اجتماعی]]، [[ضرورت]] [[تعیین رهبر]] در هر [[اجتماع]]، حتی [[جامعه]] سه نفره<ref>رجوع کنید به: مبانی فقهی حکومت اسلامی، ص۲۸۳-۳۰۴.</ref> است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۵۰.</ref>. | # ادله [[اثبات]] این نوع از [[رهبری اجتماعی]]، [[آیات مشورت]] در امر [[ولایت]] و [[حکومت]]<ref>شوری، آیه ۳۸.</ref>، اشارههای [[پیامبر]] و [[امامان معصوم]] {{عم}} بر [[لزوم مشورت]] با [[مردم]] در [[امور حکومتی]]، خطاب به “ناس” در [[آیات]] و [[روایات]] پیرامون مسائل [[اجتماعی]]، [[ضرورت]] [[تعیین رهبر]] در هر [[اجتماع]]، حتی [[جامعه]] سه نفره<ref>رجوع کنید به: مبانی فقهی حکومت اسلامی، ص۲۸۳-۳۰۴.</ref> است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۵۰.</ref>. | ||
== نقد نظریه == | |||
# برخلاف ادعای ارباب این نظریه، [[شارع مقدس]] به [[دلایل]] پیشگفته، [[تکلیف]] [[زعامت]] و [[رهبری جامعه اسلامی]] را با [[نصب]] غیرمستقیم و با بیان شرایط [[زمامداری]]، معین فرموده است؛ بنابراین نمیتوان بهطور کلی منکر نصب گردید. | |||
# هر چند در [[امور فردی]] و خاص، [[انسانها]] مسلط بر مایملک خویشند؛ اما جامعه به عنوان مجموعه مرکب از دایره [[سلطه]] و [[سیطره]] اشخاص خارج است؛ بنابراین در ابتدا حقی برای آنها [[ثابت]] نمیشود تا بتوانند آن را به دیگری منتقل نمایند و او را به عنوان [[وکیل]] خود و صاحب [[اختیار]] برای [[تصرف]] در [[امور اجتماعی]] قرار دهند. | |||
# مبتنی بر این دیدگاه، [[مشروعیت حکومت]] و [[دولت اسلامی]] بر [[انتخاب مردمی]] [[استوار]] گردیده است؛ در حالی که [[دولت]] [[دینی]] [[مشروعیت]] خود را از طرف [[شارع]] و بسط ید و تحقق [[عینی]] را از [[ناحیه]] مردم کسب مینماید. اگر مردم [[حق]] مشروعیت بخشیدن به حکومت را داشته باشند، تمامی حکومتهای [[غاصب]] که وجهه مردمی داشته و گاه با [[رأی]] و توجه مردم بر سر کار آمدهاند از مشروعیت برخوردار خواهند بود. | |||
# توجه آیات و روایات و [[سیره معصومین]] {{عم}} بر مردم و لزوم مشورت با آنان، اگرچه [[نقش مردم]] را در تحقق حکومت بزرگ مینماید؛ اما مشروعیت ولایت اجتماعی در جامعه اسلامی بسته به [[رضایت]] شارع مقدس است<ref>[[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|نظام سیاسی اسلام]]، ص ۲۵۰.</ref>. | |||
== منابع == | |||
{{منابع}} | |||
# [[پرونده:1100672.jpg|22px]] [[علی اصغر نصرتی|نصرتی، علی اصغر]]، [[نظام سیاسی اسلام (کتاب)|'''نظام سیاسی اسلام''']] | |||
{{پایان منابع}} | |||
== پانویس == | |||
{{پانویس}} | |||
[[رده:ولایت فقیه]] | |||