جز
وظیفهٔ شمارهٔ ۵، قسمت دوم
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۵) |
HeydariBot (بحث | مشارکتها) |
||
| خط ۲۶: | خط ۲۶: | ||
# [[نزول]] حکم [[ولایت عامه]] [[پیامبر]] بر [[مسلمین]] به [[دلیل]] [[بیعت]] و یا در تأسیس [[قوانین]] متخذ از [[وحی]]: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و حکم اختصاصی [[مادر]] بودن [[زنان پیامبر]] برای [[ایمان]] آورندگان، در [[لزوم]] داشتن [[احترام]] مادرانه برای آنان {{متن قرآن|وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و [[حرام]] بودن [[ازدواج]] با [[زنان پیامبر]] {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>. | # [[نزول]] حکم [[ولایت عامه]] [[پیامبر]] بر [[مسلمین]] به [[دلیل]] [[بیعت]] و یا در تأسیس [[قوانین]] متخذ از [[وحی]]: {{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و حکم اختصاصی [[مادر]] بودن [[زنان پیامبر]] برای [[ایمان]] آورندگان، در [[لزوم]] داشتن [[احترام]] مادرانه برای آنان {{متن قرآن|وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> و [[حرام]] بودن [[ازدواج]] با [[زنان پیامبر]] {{متن قرآن|وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَ أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلیٰ بِبَعْضٍ فِی کتٰابِ اللٰهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> این [[آیه]] ناسخ حکمی است که در [[صدر اسلام]] اجراء میشد و آن این بود که کسانی که به خاطر حفظ دینشان از وطن و آنچه در وطن داشتند چشم میپوشیدند، و یا صرفا به خاطر [[دین]] با یکدیگر [[دوستی]] میکردند، در بین خود از یکدیگر [[ارث]] میبردند، [[آیه]] مورد بحث این حکم را [[نسخ]] کرد، و فرمود: از این به بعد تنها [[خویشاوندان]] از یکدیگر [[ارث]] میبرند. ([[المیزان]]، ج ۱۶، ص۴۱۵). | #{{متن قرآن|وَ أُولُوا الْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلیٰ بِبَعْضٍ فِی کتٰابِ اللٰهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُهٰاجِرِینَ}}<ref>«پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است» سوره احزاب، آیه ۶.</ref> این [[آیه]] ناسخ حکمی است که در [[صدر اسلام]] اجراء میشد و آن این بود که کسانی که به خاطر حفظ دینشان از وطن و آنچه در وطن داشتند چشم میپوشیدند، و یا صرفا به خاطر [[دین]] با یکدیگر [[دوستی]] میکردند، در بین خود از یکدیگر [[ارث]] میبردند، [[آیه]] مورد بحث این حکم را [[نسخ]] کرد، و فرمود: از این به بعد تنها [[خویشاوندان]] از یکدیگر [[ارث]] میبرند. ([[المیزان]]، ج ۱۶، ص۴۱۵). | ||
# مخیر بودن [[همسران پیامبر]]{{صل}} بین جدایی از او - اگر [[دل]] به [[دنیا]] و زینتهای آن بستهاند - یا [[تحمل]] سختیهای [[زندگی]] در خانه او - اگر [[خدا]] و [[رسول]] و دار [[آخرت]] را میطلبند {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref> | # مخیر بودن [[همسران پیامبر]] {{صل}} بین جدایی از او - اگر [[دل]] به [[دنیا]] و زینتهای آن بستهاند - یا [[تحمل]] سختیهای [[زندگی]] در خانه او - اگر [[خدا]] و [[رسول]] و دار [[آخرت]] را میطلبند {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْوَاجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا فَتَعَالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَأُسَرِّحْكُنَّ سَرَاحًا جَمِيلًا}}<ref>«ای پیامبر! به همسرانت بگو: اگر خواستار زندگی این جهان و آرایههای آن هستید بیایید شما را برخوردار سازم و با شیوهای نیکو رهایتان کنم» سوره احزاب، آیه ۲۸.</ref> | ||
# جکم [[دستور]] به [[مسلمانان]] که از ورای [[حجاب]] با [[همسران پیامبر]]{{صل}} [[ملاقات]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>. | # جکم [[دستور]] به [[مسلمانان]] که از ورای [[حجاب]] با [[همسران پیامبر]] {{صل}} [[ملاقات]] کنند: {{متن قرآن|وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار می» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>. | ||
# احکام [[واجب]] شده بر [[پیامبر]] - حرجی - نیست و برای اجرای آن لازم نیست پیامبرخودش رابه [[مشقت]] بیاندازد {{متن قرآن|مَا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>«[[پیامبر]] را در آنچه [[خداوند]] بر او روا داشته است تنگنایی نیست؛ بنا به [[سنّت]] [[خداوند]] در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند و [[فرمان خداوند]] دارای اندازهای سنجیده است» سوره احزاب، [[آیه]] ۳۸</ref>. | # احکام [[واجب]] شده بر [[پیامبر]] - حرجی - نیست و برای اجرای آن لازم نیست پیامبرخودش رابه [[مشقت]] بیاندازد {{متن قرآن|مَا كَانَ عَلَى النَّبِيِّ مِنْ حَرَجٍ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ}}<ref>«[[پیامبر]] را در آنچه [[خداوند]] بر او روا داشته است تنگنایی نیست؛ بنا به [[سنّت]] [[خداوند]] در میان کسانی که پیش از این برگذشتهاند و [[فرمان خداوند]] دارای اندازهای سنجیده است» سوره احزاب، [[آیه]] ۳۸</ref>. | ||
#{{متن قرآن|وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>. [[زن]] مؤمنهای است که خود را به [[رسول خدا]]{{صل}} ببخشد و آن جناب هم بخواهد با او [[ازدواج]] کند، که [[خداوند]] چنین زنی را که بخواهد بدون مهریه خود را در [[اختیار]] آن جناب بگذارد، برای آن جناب [[حلال]] کرده است، اگر بخواهد میتواند با او [[ازدواج]] کند. {{متن قرآن|خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> این جمله اعلام میدارد که این حکم - یعنی [[حلال]] شدن زنی برای مردی بصرف اینکه خود را به او ببخشد، از خصایصی است که مختص به آن جناب است، و در [[مؤمنین]] جریان ندارد، {{متن قرآن|قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> این جمله حکم اختصاص را تقریر میکند و میفرماید: آنچه برای [[مؤمنین]] [[حلال]] و فرض کردیم میدانیم که چه زنی بر آنان [[حلال]] شد. (ترجمه [[المیزان]]، ج ۱۶، ص۵۰۳). | #{{متن قرآن|وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref>. [[زن]] مؤمنهای است که خود را به [[رسول خدا]] {{صل}} ببخشد و آن جناب هم بخواهد با او [[ازدواج]] کند، که [[خداوند]] چنین زنی را که بخواهد بدون مهریه خود را در [[اختیار]] آن جناب بگذارد، برای آن جناب [[حلال]] کرده است، اگر بخواهد میتواند با او [[ازدواج]] کند. {{متن قرآن|خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> این جمله اعلام میدارد که این حکم - یعنی [[حلال]] شدن زنی برای مردی بصرف اینکه خود را به او ببخشد، از خصایصی است که مختص به آن جناب است، و در [[مؤمنین]] جریان ندارد، {{متن قرآن|قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ}}<ref>«ای پیامبر! ما آن همسرانت را که مهرشان را دادهای بر تو حلال کردهایم و (نیز) کنیزانی را از آنچه خداوند به تو (در جنگها) به غنیمت داده است و دختران عموها و دختران عمّهها و دختران داییها و دختران خالههایت را که با تو هجرت کردهاند و هر زن مؤمنی را که» سوره احزاب، آیه ۵۰.</ref> این جمله حکم اختصاص را تقریر میکند و میفرماید: آنچه برای [[مؤمنین]] [[حلال]] و فرض کردیم میدانیم که چه زنی بر آنان [[حلال]] شد. (ترجمه [[المیزان]]، ج ۱۶، ص۵۰۳). | ||
# حکم [[بیعت]] [[زنان]] وچگونگی آن و این که [[زنان]] همانند مردان دارای [[حقوق]] [[اجتماعی]] مشارکت و [[بیعت]] هستند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> | # حکم [[بیعت]] [[زنان]] وچگونگی آن و این که [[زنان]] همانند مردان دارای [[حقوق]] [[اجتماعی]] مشارکت و [[بیعت]] هستند: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا جَاءَكَ الْمُؤْمِنَاتُ يُبَايِعْنَكَ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان مؤمن نزد تو آیند تا با تو بیعت کنند که هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند و مرتکب دزدی نشوند و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و با دروغ فرزند حرامزادهای را که پیش دست و پای آنان است بر (شوهر) خویش نبندند و در هیچ کار شایستهای سر از» سوره ممتحنه، آیه ۱۲.</ref> | ||
# احکام [[طلاق]] و عده و مراعات حال [[زنان]] وحقوق آنان - [[حق]] مسکن و نفقه - درایام عده: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>...{{متن قرآن|ْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>. | # احکام [[طلاق]] و عده و مراعات حال [[زنان]] وحقوق آنان - [[حق]] مسکن و نفقه - درایام عده: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>...{{متن قرآن|ْ لَا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُيُوتِهِنَّ وَلَا يَخْرُجْنَ}}<ref>«ای پیامبر! چون زنان را طلاق میدهید، هنگام (آغاز) عدهشان طلاق دهید و حساب عده را نگاه دارید و از خداوند- پروردگارتان- پروا کنید؛ آنان را از خانههاشان بیرون نرانید- و خود نیز بیرون نروند- مگر کار ناشایسته آشکاری کرده باشند و اینها احکام خداوند است و هر» سوره طلاق، آیه ۱.</ref>. | ||
| خط ۱۰۱: | خط ۱۰۱: | ||
مراد از [[احکام]] القرآن آیانی است که اساس [[احکام فقهی]] را تشکیل میدهند. از ۶۲۳۶ [[آیه]]، تقریباً پانصد آیه را مربوط به [[احکام عملی]] دانستهاند که در آنها [[دستور]] انجام تکالیفی چون: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، [[خمس]]، [[حج]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و معاملاتی از قبیل: [[خرید و فروش]]، رهن، اجاره، [[قرض]]، [[وصیت]]، [[طلاق]]، [[نکاح]] و دیگر احکامی چون: [[میراث]]، [[طهارت]]، اشربه و اطعمه و البسه، [[قضا]]، حدود، دیات، [[قصاص]]، [[تقیه]]، [[دفاع]]، [[عتق]]، [[حکومت]] و [[ولایت]]، بیان گردیده است. | مراد از [[احکام]] القرآن آیانی است که اساس [[احکام فقهی]] را تشکیل میدهند. از ۶۲۳۶ [[آیه]]، تقریباً پانصد آیه را مربوط به [[احکام عملی]] دانستهاند که در آنها [[دستور]] انجام تکالیفی چون: [[نماز]]، [[روزه]]، [[زکات]]، [[خمس]]، [[حج]]، [[جهاد]]، [[امر به معروف و نهی از منکر]] و معاملاتی از قبیل: [[خرید و فروش]]، رهن، اجاره، [[قرض]]، [[وصیت]]، [[طلاق]]، [[نکاح]] و دیگر احکامی چون: [[میراث]]، [[طهارت]]، اشربه و اطعمه و البسه، [[قضا]]، حدود، دیات، [[قصاص]]، [[تقیه]]، [[دفاع]]، [[عتق]]، [[حکومت]] و [[ولایت]]، بیان گردیده است. | ||
نخستین [[کتابی]] که در [[تفسیر]] [[آیات الاحکام]] نوشته شد از [[محمد بن سائب کلبی]] از [[اصحاب]] [[امام باقر]] و [[امام صادق]]{{عم}} است. [[ابن ندیم]] از احکام القرآن کلبی نام برده است<ref>الفهرست، ابن ندیم، ص۵۸.</ref>. [[ابن قتیبه]] از او با عنوان "صاحب التفسیر" یاد کرده است<ref>المعارف، ص۵۳۵-۵۳۶.</ref>. پس از او [[مقاتل بن سلیمان]] [[تفسیری]] با عنوان "خمس مأة آیات فی الاحکام" نوشته است. از دیگر [[تفاسیر]] در موضوع احکام القرآن، "احکام القرآن جصّاص" از [[ابوبکر احمد بن علی رازی جصّاص]] است. این تفسیر بر اساس اصول و مبانی [[مکتب]] [[حنفی]] سامان یافته است. "احکام القرآن" [[محمد بن ادریس شافعی]]؛ "الجامع لاحکام القرآن" [[قرطبی]]؛ "احکام القرآن" [[ابن العربی]]؛ "فقه القرآن" [[قطب]] [[راوندی]]؛ "کنزالعرفان فی فقه القرآن" [[فاضل مقداد]]؛ "مسالک الأفهام الی آیات الاحکام" [[فاضل جواد کاظمی]]، "احکام القرآن" [[کیاهراسی]]؛ "الاکلیل فی استنباط التنزیل" [[سیوطی]]؛ از آثار برجسته در این موضوعاند. | نخستین [[کتابی]] که در [[تفسیر]] [[آیات الاحکام]] نوشته شد از [[محمد بن سائب کلبی]] از [[اصحاب]] [[امام باقر]] و [[امام صادق]] {{عم}} است. [[ابن ندیم]] از احکام القرآن کلبی نام برده است<ref>الفهرست، ابن ندیم، ص۵۸.</ref>. [[ابن قتیبه]] از او با عنوان "صاحب التفسیر" یاد کرده است<ref>المعارف، ص۵۳۵-۵۳۶.</ref>. پس از او [[مقاتل بن سلیمان]] [[تفسیری]] با عنوان "خمس مأة آیات فی الاحکام" نوشته است. از دیگر [[تفاسیر]] در موضوع احکام القرآن، "احکام القرآن جصّاص" از [[ابوبکر احمد بن علی رازی جصّاص]] است. این تفسیر بر اساس اصول و مبانی [[مکتب]] [[حنفی]] سامان یافته است. "احکام القرآن" [[محمد بن ادریس شافعی]]؛ "الجامع لاحکام القرآن" [[قرطبی]]؛ "احکام القرآن" [[ابن العربی]]؛ "فقه القرآن" [[قطب]] [[راوندی]]؛ "کنزالعرفان فی فقه القرآن" [[فاضل مقداد]]؛ "مسالک الأفهام الی آیات الاحکام" [[فاضل جواد کاظمی]]، "احکام القرآن" [[کیاهراسی]]؛ "الاکلیل فی استنباط التنزیل" [[سیوطی]]؛ از آثار برجسته در این موضوعاند. | ||
در میان آیات الاحکامهای متعدد و متنوعی که به [[فارسی]] [[نگارش]] یافته "تفسیر جامع آیات الاحکام" از [[زین العابدین قربانی لاهیجی]] به صورت ساده و روان در ۱۲ جلد (۶ مجلد) برای استفاده عموم فارسی [[زبان]]، اثری مفید به شمار میرود. موضوعات مورد بحث در این اثر عبارتند از: طهارت، [[صلاة]]، [[صوم]]، زکات، خمس، حج، [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]]، تقیه، جهاد، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، مکاسب، متاجر مکاسب، دَین، [[قرض]]، [[مضاربه]]، [[وکالت]]، [[ودیعه]]، ضمان، [[سبق و رمایه]]، شُفعه، لُقَطه، [[اقرار]]، حَجر، [[وقف]]، [[نذر]]، [[یمین]]، [[عهد]]، عاریه، البسه، عرف، [[میراث]]، فضا، حدود و دیات. | در میان آیات الاحکامهای متعدد و متنوعی که به [[فارسی]] [[نگارش]] یافته "تفسیر جامع آیات الاحکام" از [[زین العابدین قربانی لاهیجی]] به صورت ساده و روان در ۱۲ جلد (۶ مجلد) برای استفاده عموم فارسی [[زبان]]، اثری مفید به شمار میرود. موضوعات مورد بحث در این اثر عبارتند از: طهارت، [[صلاة]]، [[صوم]]، زکات، خمس، حج، [[حکومت اسلامی]] و [[ولایت فقیه]]، تقیه، جهاد، دفاع، امر به معروف و نهی از منکر، مکاسب، متاجر مکاسب، دَین، [[قرض]]، [[مضاربه]]، [[وکالت]]، [[ودیعه]]، ضمان، [[سبق و رمایه]]، شُفعه، لُقَطه، [[اقرار]]، حَجر، [[وقف]]، [[نذر]]، [[یمین]]، [[عهد]]، عاریه، البسه، عرف، [[میراث]]، فضا، حدود و دیات. | ||
| خط ۱۰۹: | خط ۱۰۹: | ||
با این همه باید [[اذعان]] نمود که هنوز کتاب جامع کاملی که بتواند تمام [[آیات الاحکام]] را به گونه مبسوط آن گونه که باید و شاید نوشته نشده و این خلأ بزرگ هنوز پُر نشده است؛ چرا که اگر با نگاهی نو و پویا به [[قرآن]] نگریسته شود، دامنه آیات الاحکام به مراتب بیش از پانصد [[آیه]] را در بر میگیرد و میتوان آن را تا دو هزار آیه تعمیم داد. | با این همه باید [[اذعان]] نمود که هنوز کتاب جامع کاملی که بتواند تمام [[آیات الاحکام]] را به گونه مبسوط آن گونه که باید و شاید نوشته نشده و این خلأ بزرگ هنوز پُر نشده است؛ چرا که اگر با نگاهی نو و پویا به [[قرآن]] نگریسته شود، دامنه آیات الاحکام به مراتب بیش از پانصد [[آیه]] را در بر میگیرد و میتوان آن را تا دو هزار آیه تعمیم داد. | ||
[[ضرورت]] بحث عمیق در آیات الاحکام از آن جهت است که هر حکمی که در قالب [[احادیث]] و [[روایات]] در موضوعات [[فقهی]] صدور و ورود پیدا کرده باید بر [[احکام]] قرآن عرضه شوند و اگر [[مخالف]] با [[حکم]] قرآن باشند کنار گذاشته میشوند یا مثلاً در باب شروط [[معاملات]] اگر محتوای [[حدیث]] و روایتی خلاف قرآن باشد تمسّک به آن جایز نخواهد بود و در خود احادیث هم به این معنا اشاره و بلکه تصریح شده است. [[امام صادق]]{{ع}} از [[رسول خدا]]{{صل}} نقل فرموده که: "ای [[مردم]]، آنچه که از من به شما رسیده و موافق قرآن باشد، من آن را گفتهام و هر آنچه از من به شما رسیده و [[مخالف]] [[قرآن]] باشد، آن را نگفتهام"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ الْقُرْآنَ فَلَمْ أَقُلْهُ}}، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۵.</ref>. و از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده که: "هر چیزی (حکمی) به قرآن و [[سنت]] عرضه میشود و هر [[حدیثی]] که موافق با قرآن نباشد، [[باطل]] و دورریختنی است"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مَرْدُودٌ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ}}،وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۴.</ref>. | [[ضرورت]] بحث عمیق در آیات الاحکام از آن جهت است که هر حکمی که در قالب [[احادیث]] و [[روایات]] در موضوعات [[فقهی]] صدور و ورود پیدا کرده باید بر [[احکام]] قرآن عرضه شوند و اگر [[مخالف]] با [[حکم]] قرآن باشند کنار گذاشته میشوند یا مثلاً در باب شروط [[معاملات]] اگر محتوای [[حدیث]] و روایتی خلاف قرآن باشد تمسّک به آن جایز نخواهد بود و در خود احادیث هم به این معنا اشاره و بلکه تصریح شده است. [[امام صادق]] {{ع}} از [[رسول خدا]] {{صل}} نقل فرموده که: "ای [[مردم]]، آنچه که از من به شما رسیده و موافق قرآن باشد، من آن را گفتهام و هر آنچه از من به شما رسیده و [[مخالف]] [[قرآن]] باشد، آن را نگفتهام"<ref>{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ مَا جَاءَكُمْ عَنِّي يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَأَنَا قُلْتُهُ وَ مَا جَاءَكُمْ يُخَالِفُ الْقُرْآنَ فَلَمْ أَقُلْهُ}}، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۵.</ref>. و از [[امام صادق]] {{ع}} نقل شده که: "هر چیزی (حکمی) به قرآن و [[سنت]] عرضه میشود و هر [[حدیثی]] که موافق با قرآن نباشد، [[باطل]] و دورریختنی است"<ref>{{متن حدیث|كُلُّ شَيْءٍ مَرْدُودٌ إِلَى كِتَابِ اللَّهِ وَ السُّنَّةِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ لَا يُوَافِقُ كِتَابَ اللَّهِ فَهُوَ زُخْرُفٌ}}،وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۴.</ref>. | ||
همچنین آمده است: "هر کس مخالف با قرآن و سنت [[محمد]]، حکمی را صادر کند در واقع [[کفر]] ورزیده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ مُحَمَّدٍ{{صل}} فَقَدْ كَفَرَ}}، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۶.</ref>. در خصوص شرط در [[معاملات]] نیز آمده است که: "هر کس شرطی را بر خلاف قرآن بنماید، برای او و طرف مقابل او، [[تعهد]] به آن جایز نیست و [[مسلمانان]]، هر شرطی که میکنند باید موافق و مطابق با قرآن باشد"<ref>{{متن حدیث|مَنِ اشْتَرَطَ شَرْطاً مُخَالِفاً لِكِتَابِ اللَّهِ فَلَا يَجُوزُ لَهُ وَ لَا يَجُوزُ عَلَى الَّذِي اشْتُرِطَ عَلَيْهِ وَ الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ فِيمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۵۳، ح۱.</ref>. | همچنین آمده است: "هر کس مخالف با قرآن و سنت [[محمد]]، حکمی را صادر کند در واقع [[کفر]] ورزیده است"<ref>{{متن حدیث|مَنْ خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ وَ سُنَّةَ مُحَمَّدٍ {{صل}} فَقَدْ كَفَرَ}}، وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۱۱۱، ح۱۶.</ref>. در خصوص شرط در [[معاملات]] نیز آمده است که: "هر کس شرطی را بر خلاف قرآن بنماید، برای او و طرف مقابل او، [[تعهد]] به آن جایز نیست و [[مسلمانان]]، هر شرطی که میکنند باید موافق و مطابق با قرآن باشد"<ref>{{متن حدیث|مَنِ اشْتَرَطَ شَرْطاً مُخَالِفاً لِكِتَابِ اللَّهِ فَلَا يَجُوزُ لَهُ وَ لَا يَجُوزُ عَلَى الَّذِي اشْتُرِطَ عَلَيْهِ وَ الْمُسْلِمُونَ عِنْدَ شُرُوطِهِمْ فِيمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۳۵۳، ح۱.</ref>. | ||
بنابراین نتیجه [[تدبر]] در [[آیات الاحکام]]، خود به خود منجر به [[حدیثشناسی]] نیز میشود. [[فقیه]] آشنا با قرآن، باید [[روایات]] خلاف قرآن را در [[استنباط]] مسائل و فروعات [[فقهی]]، [[شناسایی]] کند و ترتیب اثر ندهد و هر [[حکم]] و فتوابی که صادر میکند نباید برخلاف [[حکم الهی]] باشد: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ *... هُمُ الظَّالِمُونَ *... هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند *... ستمگرند *... نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۴ -۴۵ و ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. | بنابراین نتیجه [[تدبر]] در [[آیات الاحکام]]، خود به خود منجر به [[حدیثشناسی]] نیز میشود. [[فقیه]] آشنا با قرآن، باید [[روایات]] خلاف قرآن را در [[استنباط]] مسائل و فروعات [[فقهی]]، [[شناسایی]] کند و ترتیب اثر ندهد و هر [[حکم]] و فتوابی که صادر میکند نباید برخلاف [[حکم الهی]] باشد: {{متن قرآن|وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ *... هُمُ الظَّالِمُونَ *... هُمُ الْفَاسِقُونَ}}<ref>«و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند کافرند *... ستمگرند *... نافرمانند» سوره مائده، آیه ۴۴ -۴۵ و ۴۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا}}<ref>«ما این کتاب (آسمانی) را بر تو، به حق فرو فرستادهایم تا در میان مردم بدانچه خداوند به تو نمایانده است داوری کنی و طرفدار خائنان مباش» سوره نساء، آیه ۱۰۵.</ref>. | ||