حفیظ در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر'
جز (جایگزینی متن - 'ضمیر' به 'ضمیر')
 
خط ۱۲: خط ۱۲:
[[فخر رازی]]، بر این [[باور]] است که دو مفهوم علم و [[قدرت]] در معنای حفظ وجود دارند؛ زیرا کسی که چیزی را نمی‌داند، یا از نگه داشتن آن عاجز است، نمی‌تواند آن را حفظ کند <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۲۰.</ref>. [[محمد بن عاشور]]، بر آن است که حفیظ کسی است که محفوظ را در جایگاهی قرار می‌دهد که دست هیچ کس جز او بدو نرسد. بنابراین در معنای حفیظ، قدرت و [[چیرگی]] وجود دارد<ref>التحریر، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref>. وی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}}<ref>«و او [شیطان] را بر آنان چیرگی نبود مگر برای آنکه: آن کس را که به جهان واپسین ایمان دارد از آن کس که بدان در شک است معلوم داریم. و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است» سوره سبأ، آیه ۲۱.</ref> می‌نویسد: وزن فعیل بر قوت فعل دلالت دارد، {{متن قرآن|كُلِّ شَيْءٍ}} نیز بر آن دلالت دارد که این حفظِ [[قوی]] همه هستی را دربر میگیرد. به بیان [[ابن عاشور]]، اختتام {{متن قرآن|وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}} در این [[آیه]]، به جهت آن است که از بخش‌های پیشین آیه معنای نادرستی استفاده نشود.
[[فخر رازی]]، بر این [[باور]] است که دو مفهوم علم و [[قدرت]] در معنای حفظ وجود دارند؛ زیرا کسی که چیزی را نمی‌داند، یا از نگه داشتن آن عاجز است، نمی‌تواند آن را حفظ کند <ref>التفسیر الکبیر، ج۲۵، ص۲۲۰.</ref>. [[محمد بن عاشور]]، بر آن است که حفیظ کسی است که محفوظ را در جایگاهی قرار می‌دهد که دست هیچ کس جز او بدو نرسد. بنابراین در معنای حفیظ، قدرت و [[چیرگی]] وجود دارد<ref>التحریر، ج۱۲، ص۱۰۳.</ref>. وی در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}}<ref>«و او [شیطان] را بر آنان چیرگی نبود مگر برای آنکه: آن کس را که به جهان واپسین ایمان دارد از آن کس که بدان در شک است معلوم داریم. و پروردگار تو بر هر چیزی نگاهبان است» سوره سبأ، آیه ۲۱.</ref> می‌نویسد: وزن فعیل بر قوت فعل دلالت دارد، {{متن قرآن|كُلِّ شَيْءٍ}} نیز بر آن دلالت دارد که این حفظِ [[قوی]] همه هستی را دربر میگیرد. به بیان [[ابن عاشور]]، اختتام {{متن قرآن|وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ}} در این [[آیه]]، به جهت آن است که از بخش‌های پیشین آیه معنای نادرستی استفاده نشود.


[[علامه طباطبایی]] بر این باور است که اختتام این آیه، بر تحذیر و [[انذار]] (هشدار دادن، [[بیم]] دادن) [[مردمان]] دلالت دارد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۹۵.</ref>. [[محمد آلوسی]]، بر این باور است که حفیظ بودن خداوند بر همه چیز بدان اشاره دارد که همه چیز در بقای خویش به [[خدا]] نیازمند است همان‌گونه که در به وجود آمدن به [[خدا]] نیاز دارد<ref>روح المعانی، ج۲۴، ص۲۱.</ref>. [[علامه طباطبایی]] این سخن را نقل می‌کند و آن را به دور از معنای [[آیه]] می‌شمرد<ref>المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.</ref>. عموم [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>، [[مرجع]] [[ضمیر]] غایب در {{متن قرآن|إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}} را [[قرآن کریم]] می‌دانند. [[یحیی بن زیاد فراء]] بازگشت این ضمیر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را با عنوان {{عربی|يُقال}} (گفته می‌شود) مطرح کرده است<ref>معانی القرآن، ج۲، ص۸۵.</ref>. علامه طباطبایی بازگشت ضمیر غایب در این آیه به پیامبر اکرم را سخنی سخیف (سبک) و مخالف [[سیاق آیه]] می‌شمرد. به بیان وی، اطلاق دو واژه ذکر و [[حفظ]] در این آیه بر آن دلالت دارد که [[خداوند]] [[قرآن]] را از هر گونه فزونی و [[کاستی]] و تغییری در الفاظ و ترتیب که ذکر بودن قرآن را از میان ببرد، حفظ می‌کند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۵۳.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] بر این باور است که اختتام این آیه، بر تحذیر و [[انذار]] (هشدار دادن، [[بیم]] دادن) [[مردمان]] دلالت دارد<ref>المیزان، ج۱۶، ص۱۹۵.</ref>. [[محمد آلوسی]]، بر این باور است که حفیظ بودن خداوند بر همه چیز بدان اشاره دارد که همه چیز در بقای خویش به [[خدا]] نیازمند است همان‌گونه که در به وجود آمدن به [[خدا]] نیاز دارد<ref>روح المعانی، ج۲۴، ص۲۱.</ref>. [[علامه طباطبایی]] این سخن را نقل می‌کند و آن را به دور از معنای [[آیه]] می‌شمرد<ref>المیزان، ج۱۷، ص۱۴۸.</ref>. عموم [[مفسران]] در [[تفسیر آیه]] {{متن قرآن|إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}}<ref>«بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.</ref>، [[مرجع]] ضمیر غایب در {{متن قرآن|إِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ}} را [[قرآن کریم]] می‌دانند. [[یحیی بن زیاد فراء]] بازگشت این ضمیر به [[پیامبر اکرم]] {{صل}} را با عنوان {{عربی|يُقال}} (گفته می‌شود) مطرح کرده است<ref>معانی القرآن، ج۲، ص۸۵.</ref>. علامه طباطبایی بازگشت ضمیر غایب در این آیه به پیامبر اکرم را سخنی سخیف (سبک) و مخالف [[سیاق آیه]] می‌شمرد. به بیان وی، اطلاق دو واژه ذکر و [[حفظ]] در این آیه بر آن دلالت دارد که [[خداوند]] [[قرآن]] را از هر گونه فزونی و [[کاستی]] و تغییری در الفاظ و ترتیب که ذکر بودن قرآن را از میان ببرد، حفظ می‌کند<ref>المیزان، ج۱۲، ص۵۳.</ref>.


[[سیف الدین آمدی]]، سه نظریه درباره [[حفیظ]] بودن خداوند مطرح می‌کند: حفظ به معنای [[علم]] است. در این فرض، حفیظ صفت ثبوتی ذاتی است. حفیظ او است که هر چیز را که بخواهد، باقی می‌گذارد. بنابراین فرض، حفیظ صفت ثبوتی فعلی است. حفیظ اوست که هیچ چیز وی را از [[پاسداشت]] چیز دیگر بازنمی‌دارد. در این فرض، حفیظ صفت سلبی خواهد بود<ref>ابکار الافکار، ج۲، ص۵۱۱.</ref>. بسیاری از پژوهندگان بازگرداندن صفت حفیظ به علم را نمی‌پذیرند. از آن جمله، [[صدوق]] است. به بیان وی، حفظ مطالب در ما بدان معنا است که پس از آنکه آنها را دانستیم در [[ذهن]] ما بماند و از خاطر ما فراموش نشود و چنین معنایی درباره خداوند جریان ندارد<ref>التوحید، ص۲۰۳.</ref>.
[[سیف الدین آمدی]]، سه نظریه درباره [[حفیظ]] بودن خداوند مطرح می‌کند: حفظ به معنای [[علم]] است. در این فرض، حفیظ صفت ثبوتی ذاتی است. حفیظ او است که هر چیز را که بخواهد، باقی می‌گذارد. بنابراین فرض، حفیظ صفت ثبوتی فعلی است. حفیظ اوست که هیچ چیز وی را از [[پاسداشت]] چیز دیگر بازنمی‌دارد. در این فرض، حفیظ صفت سلبی خواهد بود<ref>ابکار الافکار، ج۲، ص۵۱۱.</ref>. بسیاری از پژوهندگان بازگرداندن صفت حفیظ به علم را نمی‌پذیرند. از آن جمله، [[صدوق]] است. به بیان وی، حفظ مطالب در ما بدان معنا است که پس از آنکه آنها را دانستیم در [[ذهن]] ما بماند و از خاطر ما فراموش نشود و چنین معنایی درباره خداوند جریان ندارد<ref>التوحید، ص۲۰۳.</ref>.
۲۲۴٬۹۸۹

ویرایش