|
|
| خط ۸۲: |
خط ۸۲: |
| *'''بررسی دیدگاه دوم:''' | | *'''بررسی دیدگاه دوم:''' |
| *این دیدگاه میگوید: خداوند در ولایت تشریعی به انبیا اذن خاص داده است و به فقهای واجد شرایط اذن عام، تا در حد حفظ مصالح اسلام و مسلمین و در محدوده قوانین الهی، اعمال ولایت نمایند؛ یعنی زمامداری انسان حق ویژه خداست که به وسیله منصوبان خدا؛ آنانکه با معیارها و الگوهای تعیین شده در ایدئولوژی الهی از همه کس منطبق ترند به مرحله تحقق در میآید و به وسیله آنان نظام الهی پاسداری و مقررات الهی اجرا میگردد: مبنای این دیدگاه این است که انبیا علاوه بر شان رسالت، دارای شان [[امامت]] و [[ولایت]] نیز میباشند و خداوند به آنان اذن داده تا علاوه بر ابلاغ تشریع الهی به مردم، آن را در جامعه اجرا نمایند و علاوه بر [[انبیا]] [[ائمه]]{{عم}} و فقهای واجد شرایط هم از شان [[امامت]] و [[ولایت]] با اذن الهی برخوردار میباشند<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>. | | *این دیدگاه میگوید: خداوند در ولایت تشریعی به انبیا اذن خاص داده است و به فقهای واجد شرایط اذن عام، تا در حد حفظ مصالح اسلام و مسلمین و در محدوده قوانین الهی، اعمال ولایت نمایند؛ یعنی زمامداری انسان حق ویژه خداست که به وسیله منصوبان خدا؛ آنانکه با معیارها و الگوهای تعیین شده در ایدئولوژی الهی از همه کس منطبق ترند به مرحله تحقق در میآید و به وسیله آنان نظام الهی پاسداری و مقررات الهی اجرا میگردد: مبنای این دیدگاه این است که انبیا علاوه بر شان رسالت، دارای شان [[امامت]] و [[ولایت]] نیز میباشند و خداوند به آنان اذن داده تا علاوه بر ابلاغ تشریع الهی به مردم، آن را در جامعه اجرا نمایند و علاوه بر [[انبیا]] [[ائمه]]{{عم}} و فقهای واجد شرایط هم از شان [[امامت]] و [[ولایت]] با اذن الهی برخوردار میباشند<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>. |
| *البته شان [[ولایت]] و [[امامت]] "حق سرپرستی و [[ولایت]] نه خود [[ولایت]]" یک شان اعتباری است که از جانب خداوند برای بعضیها اعتبار و جعل شده است. بنابر این، چون حقیقی نیست ممکن استبا عدم پذیرش و اطاعت مردم در حد قوه باقی بماند و به مرحله فعلیت نرسد. بنابراین لازمه اعمال ولایت تشریعی، پذیرش و اطاعت اختیاری مردم است البته مردم نیز بر اساس توحید در اطاعت، مکلف به اطاعت ولی شرعی میباشند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا}}﴾}}<ref> و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند؛ سوره نساء، آیه: ۶۴.</ref> برای توضیح بیشتر این دیدگاه، به موارد مختلف اذن تشریعی خداوند میپردازیم<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>: | | *البته شان [[ولایت]] و [[امامت]] "حق سرپرستی و [[ولایت]] نه خود [[ولایت]]" یک شان اعتباری است که از جانب خداوند برای بعضیها اعتبار و جعل شده است. بنابر این، چون حقیقی نیست ممکن استبا عدم پذیرش و اطاعت مردم در حد قوه باقی بماند و به مرحله فعلیت نرسد. بنابراین لازمه اعمال ولایت تشریعی، پذیرش و اطاعت اختیاری مردم است البته مردم نیز بر اساس توحید در اطاعت، مکلف به اطاعت ولی شرعی میباشند {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَاؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللَّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا}}﴾}}<ref> و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند؛ سوره نساء، آیه: ۶۴.</ref> برای توضیح بیشتر این دیدگاه، لازم است به موارد مختلف اذن تشریعی خداوند پرداخت<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>: |
| #'''اذن تشریعی خداوند به پیامبران:''' از آیات متعدد [[قرآن]] استفاده میشود که خداوند به برخی از [[انبیا]]، علاوه بر ابلاغ قانون الهی، مسؤولیت اجرای آن را هم به آنان داده است؛ یعنی علاوه بر شان رسالت و [[نبوت]]، به آنان شان [[امامت]] هم داده است. البته در ماهیت رسالت و [[نبوت]] جز آوردن مطالب حق الهی و قوانین آسمانی و ابلاغ و رساندن آن به مردم مسؤولیت دیگری نیست{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ }}﴾}}<ref> بر پیامبر جز پیام رسانی نیست و خداوند آنچه را آشکار میدارید و آنچه را نهان میکنید میداند؛ سوره مائده، آیه: ۹۹.</ref>. اما چون تنها ابلاغ قانون و اطلاع مردم از آن برای عمل کافی نیست و مسائل اخلاقی نمیتواند تنها ضمانت اجرایی قانون باشد، لذا نبوت بدون امامت و بیان احکام بدون قدرت اجرایی، ناقص بوده و نتیجه مطلوب را نمیدهد . همچنانکه امامت و حاکمیت نیز بدون [[نبوت]]، قدرت اجرایی را به سراغ قوانینی میبرد که ریشه قابل اعتماد کامل نداشته باشند. بنابراین به همان دلیلی که حق تشریع "توحید در تشریع" را حق انحصاری خداوند میدانیم، حق اجرا "ولایت تشریعی" را نیز از آن خدا میدانیم و میگوییم: به همان دلیلی که خداوند باید پیامبرانی بفرستند تا به نیابت از او احکام و تشریع او را به مردم برسانند، به همان دلیل باید [[امامان]] و والیانی باشند تا به نیابت از او این احکام و تشریع را اجرا کرده و متخلفان را مجازات نمایند. امامت به این معنا دارای شؤون و مراتب سه گانه است که شامل مرجعیت دینی، زعامت سیاسی و ولایت معنوی میگردد و تمام این مراتب را برخی از [[انبیا]] به ویژه [[پیامبر ]]{{صل}} دارا بودند؛ یعنی علاوه بر شان و منصب رسالت و [[نبوت]]، دارای منصب [[امامت]] نیز بودهاند؛ به عبارت دیگر، مساله حکومت و تصدی امور جامعه، یکی از شؤون رسالت و وظایف پیامبران الهی است، همانگونه که ابلاغ پیامهای الهی، تعلیم و تزکیه، دعوت به توحید، پند و اندرز، هدایت و ارشاد نیز از شؤون و اهداف دیگر رسالت است. با این تفاوت که رسالت پیام و وعظ و اندرز و امر به معروف و نهی از منکر، بدون حمایت مردم نیز امکانپذیر است و به همین جهت این اهداف توسط تمام پیامبران و در هر شرایطی تحقق یافت اما وظیفه حکومت بدون حمایت و پشتیبانی مردمی انجام شدنی نیست از این رو، چه بسا بسیاری از پیامبران موفق به تشکیل حکومت دینی نشدهاند ولی این امر به تفکیک رسالت از حکومت و دین از سیاست دلالت نمیکند، همانطور که دلیل بر اینکه این گروه از پیامبران در جهت تاسیس حکومت تلاشی نکردهاند نیز نمیباشد. این ادعا حداقل در مورد [[پیامبر ]]{{صل}} کاملا صادق است؛ یعنی حضرت علاوه بر مقام رسالت، دارای مقام [[امامت]] نیز بوده و در عمل اقدام به تشکیل حکومت کردهاند، که آیات متعدد قرآنی و سیره عملی آن حضرت گواه بر این ادعاست. برای توضیح بیشتر به دو دسته از آیات در این زمینه اشاره میکنیم: '''دسته اول:''' مقام [[نبوت]] و رسالت را برای [[پیامبر]]{{صل}} اثبات میکند، مانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا}}﴾}}<ref> و اینکه برخی از ما فرمانبردارند و برخی رویگردان از راه درست، پس کسانی که فرمانبرداری کنند، رهیافتی را میجویند؛ سوره احزاب، آیه: ۴۰.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ}}﴾}}<ref> و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز میگردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمیرساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد؛ سوره آل عمران، آیه: ۱۴۴.</ref>. '''دسته دوم''' آیاتی که رسالت را مفروغ عنه دانسته و به مقام [[امامت]] [[پیامبر]]{{صل}} نظر دارد مانند:{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالا مُّبِينًا }}﴾}}<ref> و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است؛ سوره احزاب، آیه: ۳۶.</ref>، {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُوْلُوا الأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَن تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُم مَّعْرُوفًا كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورًا }}﴾}}<ref> پیامبر بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر است و همسران او، مادران ایشانند و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در کتاب خداوند از مؤمنان و مهاجران (به ارث) سزاوارترند مگر آنکه بخواهید به وابستگان خود، نیکی ورزید، این (حکم) در کتاب (خداوند) نگاشته است؛ سوره احزاب، آیه: ۶.</ref> قضای رسول، اولویت رسول، اوامر لازم الاطاعه رسول، که در آیات مذکور آمده، بیان احکام نیست بلکه مراد اوامر حکومتی [[پیامبر]]{{صل}} است که از شان [[امامت]] او برخاسته است. ضمن اینکه سیره عملی حضرت دقیقاً همین مساله را روشن میکند؛ مانند اوامر حضرت نسبت به جنگ و صلح، نصب افراد در سمتهای فرماندهی، کسب اطلاعات از اوضاع دشمن و نامه نوشتن به قدرتهای بزرگ زمان و دعوت به اسلام و {{عربی|اندازه=150%|" و النبی صلی الله علیه و آله کما کان رسول الله و خاتم النبیین، کان ایضا حاکما علی المسلمین و ولیا لهم و اولی بهم من انفسهم و وجبت علیهم اطاعته فی اوامره الصادرة عنه من هذه الجهة امرا مولویا مضافا الی الاوامر الارشادیة الصادرة عنه صلی الله علیه و آله فی مقام بیان احکام الله تعالی"}} <ref>دراسات فی ولایة الفقیه، ج۱، ص۷۲.</ref>. | | # [[اذن تشریعی خداوند به پیامبران]]؛ |
| #'''اذن تشریعی خداوند به [[امامان]]:''' چون [[ولایت]] و رهبری یک امر ضروری برای جوامع بشری است. از این رو، بعد از [[ختم نبوت]] نیز به آن نیاز است و باید ادامه پیدا کند؛ زیرا گذشته از یک سلسله مسایل فردی که در دین و تشریع الهی مطرح شده است، دستورات اجتماعی نظیر حدود، دیات، قصاص، تعزیرات و امثال آن نیز در دین وجود دارد که خود این دستورات نشان دهنده آن است که دین نیازمند یک قدرت اجرایی و [[امامت]] است؛ امامی که تمام شؤون [[امامت]] را، که [[پیامبر]] دارا بود، در اختیار داشته باشد؛ شؤونی چون مرجعیت دینی و زعامت سیاسی و ولایت معنوی، تا بتواند از عهده مسؤولیت سنگین خود برآید<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>. | | #'''اذن تشریعی خداوند به [[امامان]]:''' چون [[ولایت]] و رهبری یک امر ضروری برای جوامع بشری است. از این رو، بعد از [[ختم نبوت]] نیز به آن نیاز است و باید ادامه پیدا کند؛ زیرا گذشته از یک سلسله مسایل فردی که در دین و تشریع الهی مطرح شده است، دستورات اجتماعی نظیر حدود، دیات، قصاص، تعزیرات و امثال آن نیز در دین وجود دارد که خود این دستورات نشان دهنده آن است که دین نیازمند یک قدرت اجرایی و [[امامت]] است؛ امامی که تمام شؤون [[امامت]] را، که [[پیامبر]] دارا بود، در اختیار داشته باشد؛ شؤونی چون مرجعیت دینی و زعامت سیاسی و ولایت معنوی، تا بتواند از عهده مسؤولیت سنگین خود برآید<ref>[[غفار شاهدی|شاهدی، غفار]]، [[توحید و حکومت دینی (مقاله)|توحید و حکومت دینی]]، [[حکومت اسلامی (نشریه)|فصلنامه حکومت اسلامی]]، ص:۳۲۹ تا ۳۶۹.</ref>. |
|
| |
|