بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶۷: | خط ۶۷: | ||
بر این اساس، همه آیاتی که آنچه را بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده، حق توصیف کردهاند، اشاره به این خصوصیت صراط مستقیم دارند، مانند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا}}﴾}}<ref>«ای مردم! به یقین حق از سوی پروردگارتان آمد. پس هر که راه یابد، جز این نیست که به سود خویشتن، راه یافته است و هر کس گمراه شود. به زیان خود گمراه گردیده است.» یونس: ۱۰۸.</ref> این آیۀ شریف، همه برنامههایی را که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان برای هدایت انسان آورده، راه حق و درست زندگی معرّفی مینماید و به جهانیان اعلام میکند هر کس این راه را انتخاب کند، از برکات آن، بهرهمند میشود و هر کس بیراهه را انتخاب نماید، زیانهای گمراهی نصیب او خواهد شد. این معنا در آیات متعدّدی با تعبیرهای مختلف، دیده میشود<ref>ر.ک: رعد: ۱. نحل: ۱۰۲. فاطر: ۳۱، شورا: ۱۷</ref>، مانند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ}}﴾}}<ref>«بگو: این، حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس میخواهد، ایمان بیاورد [و این حقیقت را پذیرا شود]، و هر کس میخواهد، کافر گردد.» کهف: ۲۹.</ref> در این جا، این نکته نیز قابل توجّه است که کتابی که میخواهد راه درست زندگی را پیشِ روی جهانیان قرار دهد، باید از هر گونه تحریف و راهیابی باطل به آن، مصونیت داشته باشد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}﴾}} <ref>«که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و ستوده شده، نازل شده است.» فصّلت: ۴۲.</ref> | بر این اساس، همه آیاتی که آنچه را بر [[پیامبر]]{{صل}} نازل شده، حق توصیف کردهاند، اشاره به این خصوصیت صراط مستقیم دارند، مانند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَكُمُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَنِ اهْتَدَى فَإِنَّمَا يَهْتَدِي لِنَفْسِهِ وَمَن ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا}}﴾}}<ref>«ای مردم! به یقین حق از سوی پروردگارتان آمد. پس هر که راه یابد، جز این نیست که به سود خویشتن، راه یافته است و هر کس گمراه شود. به زیان خود گمراه گردیده است.» یونس: ۱۰۸.</ref> این آیۀ شریف، همه برنامههایی را که [[پیامبر]]{{صل}} از جانب خداوند سبحان برای هدایت انسان آورده، راه حق و درست زندگی معرّفی مینماید و به جهانیان اعلام میکند هر کس این راه را انتخاب کند، از برکات آن، بهرهمند میشود و هر کس بیراهه را انتخاب نماید، زیانهای گمراهی نصیب او خواهد شد. این معنا در آیات متعدّدی با تعبیرهای مختلف، دیده میشود<ref>ر.ک: رعد: ۱. نحل: ۱۰۲. فاطر: ۳۱، شورا: ۱۷</ref>، مانند: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ}}﴾}}<ref>«بگو: این، حقّ است از سوی پروردگارتان! هر کس میخواهد، ایمان بیاورد [و این حقیقت را پذیرا شود]، و هر کس میخواهد، کافر گردد.» کهف: ۲۹.</ref> در این جا، این نکته نیز قابل توجّه است که کتابی که میخواهد راه درست زندگی را پیشِ روی جهانیان قرار دهد، باید از هر گونه تحریف و راهیابی باطل به آن، مصونیت داشته باشد: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}﴾}} <ref>«که هیچ گونه باطلی، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمیآید؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و ستوده شده، نازل شده است.» فصّلت: ۴۲.</ref> | ||
۳. '''اعتدال''': سومین خصوصیت صراط مستقیم، اعتدال و میانهروی است؛ یعنی: راه درست زندگی، برنامهای معتدل، مناسب، به دور از افراط و تفریط است و پاسخگوی همه نیازهای مادّی، معنوی، دنیوی و اُخروی انسان در همه زمینههاست و چنین برنامهای، طبعاً مطابق حق و منطبق با موازین عقلی و علمی است. در روایتی آمده که [[امام علی]]{{ع}} در تبیین {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|" فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ، وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ، وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ"}}<ref>«صراط مستقیم در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط، دور است. راه میانه است و به سوی باطل، اندک انحرافی ندارد.» صدوق، ۱۳۶۱ ش، ص ۳۳.</ref> و در روایتی دیگر از ایشان آمده: {{عربی|اندازه=155%|"الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ، وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ"}}<ref>«راست و چپ، گمراهی است و راه وسط، همان راه اصلی است. کتاب خدا و سنّت پیامبر به آن راهنماست و رسیدن به سنّت و عاقبت نیکو، از این راه، میسّر است.» سیّد رضی، ۱۳۹۵ ق، الخطبة ۱۶.</ref> بر این پایه، جامعهای که در زندگی از برنامهای معتدل و به دور از افراط و تفریط پیروی میکند، از منظر [[قرآن]] کریم، امّت وسط نامیده شده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}﴾}}<ref>«و همان گونه [که برای شما قبلۀ مستقل تعیین کردیم،] شما را امّتی میانه (میان افراط و تفریط) قرار دادیم، تا شما [در روز قیامت] بر مردم گواه باشید و این پیامبر هم بر شما گواه باشد.»بقره: ۱۴۳.</ref> در این آیه، هدایت جامعۀ اسلامی به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، به هدایت آنها در موضوع تغییر قبله از [[بیت المقدس]] به [[کعبه]]، تشبیه شده و هر دو مورد از مصادیق هدایت الهی به صراط مستقیم شمرده شده است. در آیۀ قبل از آن در پاسخ به اعتراض کسانی است که میگویند: چرا قبلۀ مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافته، آمده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>«به زودی مردم کمخرد خواهند گفت: چه چیزی مسلمانان را از قبلهای که بر آن بودند (از بیت المقدس، به سوی کعبه) رویگردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب، از آنِ خداست. هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند.» بقره: ۱۴۲.</ref> و در ادامه میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}﴾}}. کلمۀ «كذلک (همچنین)»، در تشبیه چیزی به چیز دیگر به کار میرود. ظاهراً در این جا مقصود این است: همان طور که به زودی قبله را تغییر میدهیم تا به سوى صراط مستقیم هدایت کنیم، همچنین شما را امّتی میانه قرار دادیم. "وسط" به معنای چیزی است که میانۀ دو چیز قرار گرفته باشد، نه جزو آن طرف باشد و نه جزو این طرف. امّت اسلامی نسبت به جوامعی که طرفدار مادّیت محض و یا معنویت محضاند، جامعۀ میانه محسوب میشود<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ یاد شده</ref>؛ بلکه به طور کلّی، پیروان راستین [[اسلام]]، کسانی هستند که در عقیده و اخلاق و عمل، نه تندرو هستند و نه کندرو، نه افراط میکنند و نه تفریط؛ بلکه در همه زمینهها بر صراط مستقیم حقّ و اعتدال، حرکت مینمایند. در روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} در تفسیر آیۀ یاد شده آمده: الوسط، العدل.<ref>البخاری، ۱۴۱۰، ج۵، ص ۱۵۱.</ref> وسط یعنی میانه [و به دور از افراط و تفریط] <ref>ر.ک: خلیل الجر، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص ۲۱۷۹.</ref> چنین امّتی میتواند جامعۀ معیار در جهان باشد و بدین سان، قرآن، مسلمانان راستین را گواهانِ جهانیان نامیده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|لِتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}﴾}}. بدیهی است همه مدّعیان اسلام، مصداق این آیۀ شریف نیستند؛ بلکه همان طور که اشاره شد، تنها پیروان واقعی اسلام، شاهد و الگوی کمالات انسانی هستند و بیتردید، سرآمدِ آنها [[اهل بیت]]{{عم}} هستند. از این رو، از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده که در تبیین آیۀ یاد شده میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|"إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي وَ بِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ"}}<ref>«پیشتاخته، به سوی ما باز میگردد و بازمانده، به ما میپیوندد. » العیّاشی، ج ۱، ص ۶۳.</ref> همچنین در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{عربی|اندازه=155%|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ"}}<ref>«ماییم آن امّت میانه و ماییم گواهان خدا بر مردمان و حجّتهای او در زمین. » کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۱۹۰.</ref> و نیز از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ -جلّ اسمه-: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا"}}<ref>«ماییم گواهان خدا بر آفریدگانش و حجّت او در زمینش، و ما همانانی هستیم که خداوند متعال فرموده است: «و این چنین، شما را امّتی میانه گردانیدیم». » حسکانی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۱۹.</ref> همان طور که اشاره شد، این روایات در صدد محدود کردن مفهوم وسیع آیه نیستند؛ بلکه مقصود، بیان مصداقهای کامل امّت نمونه و ارائۀ الگوهایی هستند که در صف مقدّم قرار دارند و دیگران را به صراط مستقیم الهی دعوت مینمایند و از انحراف به چپ و راست، برحذر میدارند؛ چنان که در نهج البلاغه در توصیف اهل ذکر از [[امام على]]{{ع}} نقل شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ، مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ"}}<ref>«آنان به منزله راهنمایان در بیابانها هستند. هرکه راه درست را در پیش گیرد، او را به رفتن در آن راه، تشویق کرده، ستایش میکنند و نوید نجات به وی میدهند و هر که را به راست و چپ منحرف شود، از کجراههای که در پیش گرفته، نکوهش میکنند و او را از هلاکت، بر حذر میدارند.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۲.</ref> بر این اساس، [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} آن بزرگوار در همه امور، میانهروی را رعایت میکردند و دیگران را نیز به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، دعوت مینمودند. [[امام علی]]{{ع}} در توصیف زندگی [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|"سِيرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ"}}<ref>«رفتارش، میانهروی و اعتدال است و طریقهاش، راهنمایی و هدایت.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۹۴.</ref> با توجّه به خطری که از ناحیۀ افراط و تفریط، جامعه اسلامی را تهدید میکرد، بر پایۀ روایات متعدّدی پیامبر خدا{{صل}} تأکید میفرمود که مسلمانان باید در همۀ امور، میانهروی و اعتدال را رعایت کنند و از تندروی و کندروی اجتناب نمایند. از جمله در روایتی از ایشان آمده: {{عربی|اندازه=155%|"أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِيرُ إِلَى فَتْرَةٍ، فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِي فَقَدِ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِي فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِي تَبَابٍ، أَمَا إِنِّي أُصَلِّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِي وَ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي"}}<ref>«هان! هر عبادتی را جوش و خروشی است که سرانجام، فروکش میکند. پس هر کس جوش و خروش عبادتش به سنّت من آرام گیرد، هدایت شده است و هر که با سنّت من مخالفت ورزد، گمراه شده و عملش بر باد رفته است. بدانید که من نماز میخوانم و میخوابم، روزه میگیرم و افطار میکنم، و میخندم و میگریم. پس هر که از راه و سنّت من روی گردانَد، از من نیست. » کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص ۸۵.</ref> همچنین در دعایی که برای [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} از [[امام رضا]]{{ع}} تقل شده، میخوانیم: {{عربی|اندازه=155%|"اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي"}}<ref>«بار خدایا! ما را به دست او، سالک طریق هدایت و شاهراه [رستگاری] و راه میانه که تندروندۀ پیشافتاده، بدان بر میگردد و واپس مانده، به آن ملحق میشود، قرار ده.» مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۹۵، ص۳۳۲.</ref> بنابراین، یکی از سیاستهای اصولی مهدوی و یکی از ویژگیهای برجستۀ جامعه آرمانی [[اسلام]] که به وسیلۀ [[امام مهدی]]{{ع}} تحقّق خواهد یافت، اعتدال و میانهروی در همۀ زمینههای مدیریت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. | ۳. '''اعتدال''': سومین خصوصیت صراط مستقیم، اعتدال و میانهروی است؛ یعنی: راه درست زندگی، برنامهای معتدل، مناسب، به دور از افراط و تفریط است و پاسخگوی همه نیازهای مادّی، معنوی، دنیوی و اُخروی انسان در همه زمینههاست و چنین برنامهای، طبعاً مطابق حق و منطبق با موازین عقلی و علمی است. در روایتی آمده که [[امام علی]]{{ع}} در تبیین {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|اهدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ}}﴾}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|" فَأَمَّا الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيمُ فِي الدُّنْيَا فَهُوَ مَا قَصُرَ عَنِ الْغُلُوِّ، وَ ارْتَفَعَ عَنِ التَّقْصِيرِ، وَ اسْتَقَامَ فَلَمْ يَعْدِلْ إِلَى شَيْءٍ مِنَ الْبَاطِلِ"}}<ref>«صراط مستقیم در دنیا، همان راهی است که از افراط و تفریط، دور است. راه میانه است و به سوی باطل، اندک انحرافی ندارد.» صدوق، ۱۳۶۱ ش، ص ۳۳.</ref> و در روایتی دیگر از ایشان آمده: {{عربی|اندازه=155%|"الْيَمِينُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّةٌ، وَ الطَّرِيقُ الْوُسْطَى هِيَ الْجَادَّةُ، عَلَيْهَا بَاقِي الْكِتَابِ وَ آثَارُ النُّبُوَّةِ، وَ مِنْهَا مَنْفَذُ السُّنَّةِ، وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ الْعَاقِبَةِ"}}<ref>«راست و چپ، گمراهی است و راه وسط، همان راه اصلی است. کتاب خدا و سنّت پیامبر به آن راهنماست و رسیدن به سنّت و عاقبت نیکو، از این راه، میسّر است.» سیّد رضی، ۱۳۹۵ ق، الخطبة ۱۶.</ref> بر این پایه، جامعهای که در زندگی از برنامهای معتدل و به دور از افراط و تفریط پیروی میکند، از منظر [[قرآن]] کریم، امّت وسط نامیده شده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا}}﴾}}<ref>«و همان گونه [که برای شما قبلۀ مستقل تعیین کردیم،] شما را امّتی میانه (میان افراط و تفریط) قرار دادیم، تا شما [در روز قیامت] بر مردم گواه باشید و این پیامبر هم بر شما گواه باشد.»بقره: ۱۴۳.</ref> در این آیه، هدایت جامعۀ اسلامی به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، به هدایت آنها در موضوع تغییر قبله از [[بیت المقدس]] به [[کعبه]]، تشبیه شده و هر دو مورد از مصادیق هدایت الهی به صراط مستقیم شمرده شده است. در آیۀ قبل از آن در پاسخ به اعتراض کسانی است که میگویند: چرا قبلۀ مسلمانان از بیت المقدس به کعبه تغییر یافته، آمده: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|سَيَقُولُ السُّفَهَاء مِنَ النَّاسِ مَا وَلاَّهُمْ عَن قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُواْ عَلَيْهَا قُل لِّلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَن يَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ}}﴾}}<ref>«به زودی مردم کمخرد خواهند گفت: چه چیزی مسلمانان را از قبلهای که بر آن بودند (از بیت المقدس، به سوی کعبه) رویگردان کرد؟ بگو: مشرق و مغرب، از آنِ خداست. هر که را بخواهد به راه راست هدایت میکند.» بقره: ۱۴۲.</ref> و در ادامه میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا}}﴾}}. کلمۀ «كذلک (همچنین)»، در تشبیه چیزی به چیز دیگر به کار میرود. ظاهراً در این جا مقصود این است: همان طور که به زودی قبله را تغییر میدهیم تا به سوى صراط مستقیم هدایت کنیم، همچنین شما را امّتی میانه قرار دادیم. "وسط" به معنای چیزی است که میانۀ دو چیز قرار گرفته باشد، نه جزو آن طرف باشد و نه جزو این طرف. امّت اسلامی نسبت به جوامعی که طرفدار مادّیت محض و یا معنویت محضاند، جامعۀ میانه محسوب میشود<ref>تفسیر المیزان، ذیل آیۀ یاد شده</ref>؛ بلکه به طور کلّی، پیروان راستین [[اسلام]]، کسانی هستند که در عقیده و اخلاق و عمل، نه تندرو هستند و نه کندرو، نه افراط میکنند و نه تفریط؛ بلکه در همه زمینهها بر صراط مستقیم حقّ و اعتدال، حرکت مینمایند. در روایتی از [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} در تفسیر آیۀ یاد شده آمده: الوسط، العدل.<ref>البخاری، ۱۴۱۰، ج۵، ص ۱۵۱.</ref> وسط یعنی میانه [و به دور از افراط و تفریط] <ref>ر.ک: خلیل الجر، ۱۳۷۵ ش، ج۲، ص ۲۱۷۹.</ref> چنین امّتی میتواند جامعۀ معیار در جهان باشد و بدین سان، قرآن، مسلمانان راستین را گواهانِ جهانیان نامیده است: {{عربی|اندازه=155%|﴿{{متن قرآن|لِتَكُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ}}﴾}}. بدیهی است همه مدّعیان اسلام، مصداق این آیۀ شریف نیستند؛ بلکه همان طور که اشاره شد، تنها پیروان واقعی اسلام، شاهد و الگوی کمالات انسانی هستند و بیتردید، سرآمدِ آنها [[اهل بیت]]{{عم}} هستند. از این رو، از [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده که در تبیین آیۀ یاد شده میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|"إِلَيْنَا يَرْجِعُ الْغَالِي وَ بِنَا يَلْحَقُ الْمُقَصِّرُ"}}<ref>«پیشتاخته، به سوی ما باز میگردد و بازمانده، به ما میپیوندد. » العیّاشی، ج ۱، ص ۶۳.</ref> همچنین در روایتی از [[امام صادق]]{{ع}} آمده: {{عربی|اندازه=155%|"نَحْنُ الْأُمَّةُ الْوُسْطَى، وَ نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فِي أَرْضِهِ"}}<ref>«ماییم آن امّت میانه و ماییم گواهان خدا بر مردمان و حجّتهای او در زمین. » کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۱، ص۱۹۰.</ref> و نیز از [[امام علی]]{{ع}} نقل شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"نَحْنُ شُهَدَاءُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ، وَ حُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَ نَحْنُ الَّذِينَ قَالَ اللَّهُ -جلّ اسمه-: وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا"}}<ref>«ماییم گواهان خدا بر آفریدگانش و حجّت او در زمینش، و ما همانانی هستیم که خداوند متعال فرموده است: «و این چنین، شما را امّتی میانه گردانیدیم». » حسکانی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۱۱۹.</ref> همان طور که اشاره شد، این روایات در صدد محدود کردن مفهوم وسیع آیه نیستند؛ بلکه مقصود، بیان مصداقهای کامل امّت نمونه و ارائۀ الگوهایی هستند که در صف مقدّم قرار دارند و دیگران را به صراط مستقیم الهی دعوت مینمایند و از انحراف به چپ و راست، برحذر میدارند؛ چنان که در نهج البلاغه در توصیف [[اهل ذکر]] از [[امام على]]{{ع}} نقل شده که فرمود: {{عربی|اندازه=155%|"بِمَنْزِلَةِ الْأَدِلَّةِ فِي الْفَلَوَاتِ، مَنْ أَخَذَ الْقَصْدَ حَمِدُوا إِلَيْهِ طَرِيقَهُ وَ بَشَّرُوهُ بِالنَّجَاةِ، وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالًا ذَمُّوا إِلَيْهِ الطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ الْهَلَكَةِ"}}<ref>«آنان به منزله راهنمایان در بیابانها هستند. هرکه راه درست را در پیش گیرد، او را به رفتن در آن راه، تشویق کرده، ستایش میکنند و نوید نجات به وی میدهند و هر که را به راست و چپ منحرف شود، از کجراههای که در پیش گرفته، نکوهش میکنند و او را از هلاکت، بر حذر میدارند.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۲.</ref> بر این اساس، [[پیامبر خاتم|پیامبر خدا]]{{صل}} و [[اهل بیت]]{{عم}} آن بزرگوار در همه امور، میانهروی را رعایت میکردند و دیگران را نیز به اعتدال و دوری از افراط و تفریط، دعوت مینمودند. [[امام علی]]{{ع}} در توصیف زندگی [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{عربی|اندازه=155%|"سِيرَتُهُ الْقَصْدُ، وَ سُنَّتُهُ الرُّشْدُ"}}<ref>«رفتارش، میانهروی و اعتدال است و طریقهاش، راهنمایی و هدایت.» سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۹۴.</ref> با توجّه به خطری که از ناحیۀ افراط و تفریط، جامعه اسلامی را تهدید میکرد، بر پایۀ روایات متعدّدی پیامبر خدا{{صل}} تأکید میفرمود که مسلمانان باید در همۀ امور، میانهروی و اعتدال را رعایت کنند و از تندروی و کندروی اجتناب نمایند. از جمله در روایتی از ایشان آمده: {{عربی|اندازه=155%|"أَلَا إِنَّ لِكُلِّ عِبَادَةٍ شِرَّةً ثُمَّ تَصِيرُ إِلَى فَتْرَةٍ، فَمَنْ صَارَتْ شِرَّةُ عِبَادَتِهِ إِلَى سُنَّتِي فَقَدِ اهْتَدَى، وَ مَنْ خَالَفَ سُنَّتِي فَقَدْ ضَلَّ وَ كَانَ عَمَلُهُ فِي تَبَابٍ، أَمَا إِنِّي أُصَلِّي وَ أَنَامُ وَ أَصُومُ وَ أُفْطِرُ وَ أَضْحَكُ وَ أَبْكِي، فَمَنْ رَغِبَ عَنْ مِنْهَاجِي وَ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي"}}<ref>«هان! هر عبادتی را جوش و خروشی است که سرانجام، فروکش میکند. پس هر کس جوش و خروش عبادتش به سنّت من آرام گیرد، هدایت شده است و هر که با سنّت من مخالفت ورزد، گمراه شده و عملش بر باد رفته است. بدانید که من نماز میخوانم و میخوابم، روزه میگیرم و افطار میکنم، و میخندم و میگریم. پس هر که از راه و سنّت من روی گردانَد، از من نیست. » کلینی، ۱۳۶۵ ش، ج۲، ص ۸۵.</ref> همچنین در دعایی که برای [[امام مهدی|امام عصر]]{{ع}} از [[امام رضا]]{{ع}} تقل شده، میخوانیم: {{عربی|اندازه=155%|"اللَّهُمَّ اسْلُكْ بِنَا عَلَى يَدَيْهِ مِنْهَاجَ الْهُدَى وَ الْمَحَجَّةَ الْعُظْمَى وَ الطَّرِيقَةَ الْوُسْطَى الَّتِي يَرْجِعُ إِلَيْهَا الْغَالِي وَ يَلْحَقُ بِهَا التَّالِي"}}<ref>«بار خدایا! ما را به دست او، سالک طریق هدایت و شاهراه [رستگاری] و راه میانه که تندروندۀ پیشافتاده، بدان بر میگردد و واپس مانده، به آن ملحق میشود، قرار ده.» مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۹۵، ص۳۳۲.</ref> بنابراین، یکی از سیاستهای اصولی مهدوی و یکی از ویژگیهای برجستۀ جامعه آرمانی [[اسلام]] که به وسیلۀ [[امام مهدی]]{{ع}} تحقّق خواهد یافت، اعتدال و میانهروی در همۀ زمینههای مدیریت سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. | ||
۴. '''وُسعت''': چهارمین ویژگیِ صراط مستقیم، وُسعت و گستردگی آن است. دو آیه از آیات [[قرآن]] و روایات فراوانی از [[اهل بیت]]{{عم}} بر این ویژگی دلالت دارند. | ۴. '''وُسعت''': چهارمین ویژگیِ صراط مستقیم، وُسعت و گستردگی آن است. دو آیه از آیات [[قرآن]] و روایات فراوانی از [[اهل بیت]]{{عم}} بر این ویژگی دلالت دارند. | ||