بحث:صراط مستقیم
نهی از گرایش به چپ و راست
چپ و راست در مقابل راه راست و صراط مستقیم، گرایش به چپ و راست است که انسان را از مقصد دور میکند. صراط مستقیم، راه علی(ع) و اهل بیت و تمسّک به قرآن و عترت است.
امام باقر(ع) فرمود: به شرق و غرب بروید، هرگز دانش صحیحی نمییابید مگر آنکه از سوی ما اهل بیت برآمده باشد.[۱] در روایات، از عدول به چپ و راست نکوهش شده است و امیر المؤمنین(ع)، چپ و راست و یمین و یسار را گمراهی دانسته و راه وسط و مستقیم را جادۀ اصلی میشمارد که هم ضامن بقای قرآن و آثار نبوت است، هم اجرای سنت نبوی و هم فرجام آن عافیت است: « اَلْيَمِينُ وَ اَلشِّمَالُ مَضَلَّةٌ وَ اَلطَّرِيقُ اَلْوُسْطَى هِيَ اَلْجَادَّةُ»[۲] نیز راه چپ و راست را مسیر گمراهی میداند: «وَ أَخَذُوا يَمِيناً وَ شِمَالاً ظَعْناً فِي مَسَالِكِ اَلْغَيِّ»[۳] و از هرنوع چپروی و راستروی در مقابل راه میانه و معتدل نکوهش میکند و توصیه میفرماید که راهشان را مذمّت کنید و از هلاکت و تباهی برحذرشان بدارید: « وَ مَنْ أَخَذَ يَمِيناً وَ شِمَالاً ذَمُّوا إِلَيْهِ اَلطَّرِيقَ وَ حَذَّرُوهُ مِنَ اَلْهَلَكَةِ»[۴] امام باقر(ع) در مجلسی که کسی از حسن بصری نکتهای نقل کرد، فرمود: حسن بصری چپ برود یا راست برود، به خدا قسم علم و دانش جز نزد ما یافت نشود.[۵] پیامبر خدا در غدیر خم، میخواست راه راست و روشن را به امت نشان دهد، تا با امامت ولیّ خدا، به بیراهۀ چپ و راست منحرف نشوند[۶].
چیستی صراط مستقیم
صراط مستقیم در آموزههای قرآنی اصطلاحی خاص با معنا و مفهومی ویژه است، بار مفهومی خاصی را با خود به دوش دارد و به عبارتی همه آیات قرآنی تبیینگر مفهومی است که قرآن از صراط مستقیم اراده کرده است؛ زیرا خداوند پس از فرمان هبوط به حضرت آدم(ع)(ع) و حوا به آنان گوشزد میکند به سبب ترک اولی ایشان و خوردن از میوه درخت ممنوع میبایست از آن بیرون روند و در زمین تا زمانی خاص مستقر گردند تا اینکه از سوی خداوند برای ایشان دستور هدایتی فروآید و آنان را با آموزههای دستوری و راهنمایی خاص خود در مسیر قرار دهد و دوباره خود را در مسیر و راه انسانیت قرار دهند که راه خلافت الهی و ولایت بر همه هستی است ازاین روست که همه کتب آسمانی و آیات وحیانی در حکم بیان راهی است که آنان را از جایگاه هبوطی برانگیزاند و راه را از چاه بنمایاند. بنابراین آنچه در آیات کتاب مقدس قرآن و آموزههای وحیانی آن آمده، همانند دیگر کتب آسمانی تبیین کننده و تشریح گر راه مستقیمی است که انسان میبایست آن را طی نماید.
از این روست که میتوان گفت اکثر آیات قرآنی تفسیر و تشریح و تبیین کننده اصطلاح قرآنی صراط مستقیم است. باتوجه به این نکته، اگر در تفاسیر روایی در بیان و یا از باب ذکر مصداق و تطبیق و تأویل سخن از این به میان میآید که «نَحْنُ الصِّرَاطُ الْمُسْتَقِيم» و یا الصراط هو صراط الولایه و مانند آن در حقیقت بیانگر نمادهای عینی از این واقعیت و حقیقت است که همه قرآن و یا همه اسوههای قرآنی چون پیامبر اکرم(ص) و معصومان دیگر(ع) تفسیر صراط مستقیم میباشند[۷].
معانی صراط مستقیم در تفاسیر قرآن کریم
در تفاسیر قرآن کریم معانی بسیاری برای واژه صراط و صراط مستقیم ذکر شده است که همه آنها در سه عنوان زیر دستهبندی میشود:
- خدا و کتاب خدا: در برخی از تفاسیر به توحید، خداوند و طاعت او صراط مستقیم اطلاق شده است، مانند: ﴿وَأَنِ اعْبُدُونِي هَذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ﴾[۸]؛
- راه حق و دین الهی: از دین نیز به صراط مستقیم یاد شده است: ﴿يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ﴾[۹]
- نبوت و امامت: در بعضی از تفاسیر نیز به پیامبر اکرم(ص)، ائمه(ع) به طور عموم و امیرالمؤمنین علی(ع) به طور خاص اشاره شده است که اغلب این تفاسیر شیعی هستند؛ به عنوان مثال در مجمع البیان فی التفسیر القرآن ذیل آیه ۵ سوره مبارکه فاتحة الکتاب، پیامبر(ص) و ائمه(ع) جانشین او، صراط مستقیم یاد شده است: "اله النبي(ص) و الأئمة القائمون مقامه[۱۰].
جایگاه عقل در رسیدن به قله تکامل
جالبترین تعبیر و جامعترین سخن در تبیین نقش عقل در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی، سخنی است که در نهج البلاغه از امام علی(ع) نقل شده که در توصیف سالک به سوی خدای سبحان میفرماید: "سالک، خردش را زنده گردانید و نفسش را میرانید تا پیکر ستبرش لاغر شد و دلِ سختش به لطافتگرایید. فروغی سخت روشن، بر او تابید و راهش را روشن ساخت و او را به راه راست، روان داشت، درها او را به آستانِ سلامت و سرای اقامت راندند و به سبب آرامشی که در بدنش پدید آمده بود، پاهایش در قرارگاه ایمنی و آسایش، استوار ماند؛ زیرا دل خود را به کار وا داشت و پروردگارش را خشنود ساخت"[۱۱]. بر پایه این سخن، زنده شدن نیروی عقل در وجود انسان، محرّک اصلیِ سالک در پیمودن صراط مستقیم الهی و رسیدن به قلّۀ کمالات انسانی است و به هر اندازه که عقل در جان انسان قوّت یابد، به همان اندازه، تمایلات نفسانی و شیطانی در او ضعیف میشود، تا آنجا که کاملاً از بین میرود و زمینهای برای انجام کارهای ناشایست در وجود انسان، باقی نمیماند. در این حال، عقل از حیات کامل برخوردار میگردد و زمام انسان را در سیر و سلوک، کاملاً به دست میگیرد، و او را از ابواب و منازل سلوک، عبور میدهد تا به سرمنزل مقصود که درگاهِ سلامت است و خانۀ اقامت که قلّه تکامل است، برسد: ﴿لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾[۱۲]؛ ﴿فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[۱۳].
چکیده سخن دربارۀ انطباق برنامههای انبیای راستین با موازین عقلی و علمی این است که: همه آیات و روایاتی که دربارۀ ارزش خرد وارد شده، و مردم را به خردورزی در همه امور دعوت کردهاند[۱۴] و همه آیات و روایاتی که درباره ارزش دانش است و مردم را به تحصیل علم و معرفت ترغیب نمودهاند[۱۵] و همه آیات و روایاتی که آسیب خرد، و موانع معرفت را بیان نمودهاند[۱۶]، همگی دلیل روشنی بر عقلانی بودن برنامههای دینی و انطباق آنها با موازین عقلی و علمی است و از این زاویه، تفسیر و تبیین، یکی از ویژگیهای صراط مستقیم الهی، بلکه اصلیترین ویژگی آن است. نکتهای که در پایان این بحث باید به آن توجّه داشت، این است که انطباق برنامههای انبیا با موازین عقلی، بدین معنا نیست که عقل میتواند راز همه دستور العملهای الهی را کشف کند؛ زیرا این کار به دلیل احاطه نداشتن عقل به همه مصالح و مفاسد، خارج از توان آن است، بلکه مقصود، آن است که در دستور العملهای انبیا، چیزی که ضدّ عقل باشد، وجود ندارد و بر این اساس، گزارشهای آنان را که عقل صد در صد نادرست تشخیص میدهد، منسوب به معتبر نیست و نمیتواند مبنای عمل قرار گیرد[۱۷].
پانویس
- ↑ کافی، ج ۱، ص۳۹۹.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۶.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۱۵۰.
- ↑ نهج البلاغه، خطبه ۲۲۲.
- ↑ کافی، ج ۱، ص۵۱.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ غدیر، ص۱۹۵.
- ↑ کمالی، ابوالفضل، صراط مستقیم، ص۱.
- ↑ «و اینکه مرا بپرستید که این راهی است راست؟» سوره یس، آیه ۶۱.
- ↑ «به زودی کمخردان از مردم خواهند گفت: چه چیز آنان را از قبلهای که بر آن بودند بازگردانید؟ بگو: خاور و باختر از آن خداوند است، هر که را بخواهد به راهی راست رهنمون خواهد شد» سوره بقره، آیه ۱۴۲.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن با مقدمه محمدجواد بلاغی، چاپ سوم: تهران: انتشارات ناصرخسرو ج ۱: ۱۰۴.
- ↑ «قَدْ أَحْيَا عَقْلَهُ، وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ، حَتَّى دَقَّ جَلِيلُهُ، وَ لَطُفَ غَلِيظُهُ وَ بَرَقَ لَهُ لَامِعٌ كَثِيرُ الْبَرْقِ، فَأَبَانَ لَهُ الطَّرِيقَ، وَ سَلَكَ بِهِ السَّبِيلَ، وَ تَدَافَعَتْهُ الْأَبْوَابُ إِلَى بَابِ السَّلَامَةِ، وَ دَارِ الْإِقَامَةِ، وَ ثَبَتَتْ رِجْلَاهُ بِطُمَأْنِينَةِ بَدَنِهِ فِي قَرَارِ الْأَمْنِ وَ الرَّاحَةِ، بِمَا اسْتَعْمَلَ قَلْبَهُ، وَ أَرْضَى رَبَّهُ»؛ سیّد رضی، ۱۳۹۵، الخطبة ۲۲۰؛ مجلسی، ۱۴۰۳، ج۶۹، ص۳۱۶.
- ↑ «سرای آرامش نزد پروردگارشان از آن آنهاست و او برای کارهایی که میکردند یار آنان است» سوره انعام، آیه ۱۲۷.
- ↑ «در جایگاهی راستین نزد فرمانفرمایی توانمند» سوره قمر، آیه ۵۵.
- ↑ ر.ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج۱.
- ↑ ر.ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج ۲.
- ↑ ر.ک: دانشنامۀ عقاید اسلامی، ج ۱ و ۲.
- ↑ محمدی ریشهری، محمد، ویژگیهای صراط مستقیم در قرآن، ص۸.