←دلایل جایز نبودن اجتهاد پیامبر{{صل}}
| خط ۹۰: | خط ۹۰: | ||
==دلایل جایز نبودن اجتهاد [[پیامبر]]{{صل}}== | ==دلایل جایز نبودن اجتهاد [[پیامبر]]{{صل}}== | ||
===آیات [[قرآن]]=== | |||
#{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى}}﴾}}<ref> و از سر هوا و هوس سخن نمیگوید.آن (قرآن) جز وحیی نیست که بر او وحی میشود؛ سوره نجم، آیه: ۳- ۴.</ref> در این آیه، هرگونه سخنی که از [[وحی]] نشأت نگرفته باشد، از [[پیامبر]] نفی شده است و چون تحصیل یقین از طریق [[وحی]]، امکانپذیر است، پس به اجتهاد که یقینآور نیست، نیازی نیست<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۲۶۱؛ بحارالانوار، ج۱۷، ص۱۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج۲۸، ص۲۸۱.</ref>. این ادّعا که آیه پیشین در برابر کسانی وارد شده که میگفتند: [[قرآن]]، تعلیم بشری است، پس آیه به [[قرآن]] اختصاص دارد و سایر اقوال [[پیامبر]]{{صل}} را شامل نمیشود<ref>ارشادالفحول، ج۲، ص۲۱۹.</ref>، ناتمام است؛ زیرا لازمه این اختصاص، تخصیص مستهجن است<ref>موسوعة طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق ۱، ص۱۱۶.</ref>؛ و نیز ادّعای اینکه نطق حاصل از اجتهاد، [[وحی]] است نه هوا و هوس، نیز ناتمام است<ref>ارشاد الفحول، ج۲، ص۲۱۹.</ref>؛ زیرا با امکان تحصیل یقین از طریق [[وحی]]، بسنده کردن به ظنّ و گمان از طریق اجتهاد نمیتواند نطقی از [[وحی]] باشد؛ بلکه از هوا خواهد بود و نیز این گفته که چون آیه در مقام بیان آن است که [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} هر چه را از جانب خداوند ادا میکند، وحی است، نه هر حکمی که با عقل و اجتهاد حاصل شود، پس آیه در صدد نفی اجتهاد [[انبیا]] نیست<ref>التّفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۱۹۶.</ref>، ناتمام است؛ زیرا به حکم {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| إِنِ الْحُكْمُ إِلاَّ لِلَّهِ }}﴾}}<ref> به راستی برهانی از پروردگارتان است؛ سوره انعام، آیه: ۵۷.</ref> احکام نبوی هم به تجویز الهی، احکام الهی است. | |||
#آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا }}﴾}}<ref> پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند ؛ سوره نساء، آیه: ۶۵.</ref> تسلیم محض در برابر داوری [[پیامبر]] را شرط [[ایمان]] دانسته است. مفهوم آیه، کفر در صورت مخالفت با [[پیامبر]]{{صل}} است؛ حال آن که مخالفت با اجتهاد [[پیامبر]]{{صل}} مانند اجتهاد دیگران، بلامانع است؛ پس آنچه [[پیامبر]]{{صل}} میگوید، براساس اجتهاد نیست<ref>مجمعالبیان، ج۹، ص۵۷ و ۲۶۱؛ التفسیرالکبیر، ج۲۲، ص۱۹۶؛ بحارالانوار، ج۱۷، ص۱۵۵.</ref>؛ ولی این آیه به داوریهای [[پیامبر]] مربوط میشود و تسلیم بودن در برابر داوری او به اجتهاد [[پیامبر]] ربطی ندارد. | |||
#آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِن تِلْقَاء نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ}}﴾}}<ref> و چون آیات روشن ما برای آنان خوانده شود کسانی که لقای ما را امید نمیبرند میگویند: قرآن دیگری جز این بیاور یا آن را دگرگون کن! بگو: مرا نسزد که از پیش خود آن را دگرگون کنم. من جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بیگمان من اگر با پروردگارم نافرمانی کنم از عذاب روزی سترگ میهراسم؛ سوره یونس، آیه: ۱۵.</ref> به [[پیامبر]]{{صل}} دستور میدهد که در برابر درخواست تغییر و تبدیل آیات از سوی کافران بگوید: او حقّ تغییر یا تبدیل آیات و پیروی از غیر [[وحی]] را ندارد. این آیه دلالت دارد که حکم [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} بر اساس اجتهاد نبوده<ref>الکاشف، ج۴، ص۱۴۲.</ref>. تخصیص آیه به مورد درخواست کافران خلاف ظاهر است؛ زیرا آیه بهصورت عام، حکم کردن [[پیامبر]]{{صل}} را به غیر [[وحی]] الهی نفی میکند<ref>التفسیرالکبیر، ج۲۲، ص۱۹۶؛ بحارالانوار، ج۱۷، ص۱۵۵.</ref>؛ ولی ضمیر {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|أُبَدِّلَهُ}}﴾}} به [[قرآن]] بازمیگردد و پیروی [[پیامبر]]{{صل}} از [[وحی]] نیز به [[قرآن]] مربوط است؛ بنابراین، آیه اجتهاد [[پیامبر]] را نفی نمیکند. | |||
#آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَاتَّبِعْ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَاصْبِرْ حَتَّىَ يَحْكُمَ اللَّهُ وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمِينَ }}﴾}}<ref> و از آنچه به تو وحی میگردد پیروی کن و شکیبایی پیشه ساز تا خداوند داوری فرماید و او بهترین داوران است؛ سوره یونس، آیه: ۱۰۹.</ref> خطاب به [[پیامبر]] پیروی از [[وحی]] و شکیبایی تا صدور حکم الهی را سفارش کرده است. این آیه [[پیامبر|پیغمبر]] را از اجتهاد شخصی بر حذر داشته، او را تا آمدن [[وحی]] به صبر سفارش میکند؛ از اینرو، حضرت در مسأله ظهار و لعان تا رسیدن [[وحی]] توقّف کرد<ref>التفسیر الکبیر، ج۲۲، ص۱۹۶ ارشاد الفحول، ج۲، ص۲۲۵.</ref>. | |||
#در آیه{{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآيَةٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَيْتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يُوحَى إِلَيَّ مِن رَّبِّي هَذَا بَصَائِرُ مِن رَّبِّكُمْ وَهُدًى وَرَحْمَةٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}}﴾}}<ref> و چون برای آنان آیهای (دلخواه آنان) نیاوردهای میگویند: چرا خود آیهای برنگزیدی؟ بگو من تنها از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی میشود پیروی میکنم؛ این (ها) بینشهایی است از سوی پروردگارتان و رهنمود و بخشایشی است برای مردمی که ایمان دارند؛ سوره اعراف، آیه: ۲۰۳.</ref> آمده است که [[پیامبر|پیغمبر]] هنگام تأخیر و انقطاع [[وحی]]، نهتنها نباید از نزد خود حکمی را بیان کند، بلکه باید تنها از آنچه بر او [[وحی]] میشود پیروی کند. در ادامه آیه، تبعیت از [[وحی]] را سبب بینایی و عدم تعدّی از آن را سبب هدایت و رحمت الهی میداند. و با توجّه به آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن| قُل لاَّ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلا أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلا أَقُولُ لَكُمْ إِنِّي مَلَكٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ مَا يُوحَى إِلَيَّ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالْبَصِيرُ أَفَلاَ تَتَفَكَّرُونَ}}﴾}}<ref> بگو: من به شما نمیگویم که گنجینههای خداوند نزد من است و غیب نمیدانم و به شما نمیگویم که من فرشتهام؛ جز از آنچه به من وحی میشود پیروی نمیکنم؛ بگو:آیا نابینا و بینا برابر است پس آیا نمیاندیشید؟؛ سوره انعام، آیه:۵۰.</ref> که بر انحصار پیروی [[پیامبر]] از [[وحی]] دلالت دارد. میتوان گفت که [[پیامبر]] در احکام الهی اجتهاد نمیکرده؛ بلکه در بیان آن از [[وحی]] بهره میجسته است<ref>المنار، ج۷، ص۴۲۹.</ref>. از آن گذشته، [[پیامبر|پیغمبر]] بهسبب علم به احکام واقعی، هیچگاه نیاز به اجتهاد پیدا نمیکرد؛ بنابراین، ذیل آیه تعریض به انسانها است تا [[پیامبر|پیغمبر]] را با خود مقایسه نکنند که به ناچار برای کشف احکام الهی اجتهاد میکنند. هرچند در ابتدای آیه، [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} را با دیگر انسانها در خصوصیات انسانی شریک دانسته، برای حضرت تنها امتیاز دریافت احکام از طریق [[وحی]] الهی را لحاظ میدارد که [[پیامبر]]{{صل}} براساس آن بشارت میدهد و انذار میکند<ref>المیزان، ج۷، ص۹۷.</ref>؛ بنابراین، [[پیامبر|پیغمبر]] که بر تلقّی [[وحی]] توانا است، به اجتهاد مفید ظن نیازی ندارد<ref>مبادی الوصول، ص۲۴۰.</ref> | |||
#در {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ}}﴾}}<ref> سپس تو را بر آبشخوری از کار (دین) برگماشتیم، از همان پیروی کن و از هوسهای کسانی که (چیزی) نمیدانند پیروی مکن؛ سوره جاثیه، آیه: ۱۸.</ref> آمده است که تو را بر آیین حقّ قرار دادیم. از آن پیروی کن و پیرو هوسهای ناآگاهان نباش. خداوند، [[پیامبر|پیغمبر]] را بر شریعت اسلامی قرار داده که باید همه رفتار و گفتار خود را با آن تطبیق دهد و از [[وحی]] الهی پیروی کند وگرنه آن عمل، غیر عالمانه و در مسیر خواستههای جاهلیت خواهد بود<ref>المیزان، ج۱۸، ص۱۶۶؛ مجمعالبیان، ج۹ـ۱۰، ص۷۶.</ref> و کسی که به حقیقت [[دین]] علم دارد، از اجتهاد مبتنی بر ظن بینیاز است. البته این ویژگی برای همه [[انبیا]] است<ref>موسوعة طبقات الفقهاء، (مقدمه)، ق ۱، ص۱۱۳.</ref> {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتَابِ وَمُهَيْمِنًا عَلَيْهِ فَاحْكُم بَيْنَهُم بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ وَلاَ تَتَّبِعْ أَهْوَاءهُمْ عَمَّا جَاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنَا مِنكُمْ شِرْعَةً وَمِنْهَاجًا وَلَوْ شَاء اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلَكِن لِّيَبْلُوَكُمْ فِي مَا آتَاكُم فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرَاتِ إِلَى اللَّه مَرْجِعُكُمْ جَمِيعًا فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ}}﴾}}<ref> و ما این کتاب را به سوی تو به درستی فرو فرستادهایم که کتاب پیش از خود را راست میشمارد و نگاهبان بر آن است؛ پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواستههای آنان پیروی مکن، ما به هر یک از شما شریعت و راهی دادهایم و اگر خداوند میخواست شما را امّتی یگانه میگردانید لیک (نگردانید) تا شما را در آنچهتان داده است بیازماید؛ پس در کارهای خیر بر یکدیگر پیشی گیرید، بازگشت همه شما به سوی خداوند است بنابراین شما را از آنچه در آن اختلاف میورزیدید آگاه میگرداند؛ سوره مائده، آیه: ۴۸.</ref> | |||
و. | #در آیه {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَلَوْلاَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّت طَّائِفَةٌ مِّنْهُمْ أَن يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاُّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِن شَيْءٍ وَأَنزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا }}﴾}}<ref> و اگر بخشش و بخشایش خداوند بر تو نبود گروهی از ایشان به بیراه کردن تو کوشیده بودند حال آنکه جز خودشان را بیراه نمیکنند و به تو هیچ زیانی نمیرسانند و خداوند کتاب و فرزانگی بر تو فرو فرستاد و به تو چیزی آموخت که نمیدانستی و بخشش خداوند بر تو سترگ است؛ سوره نساء، آیه: ۱۱۳.</ref> آمده است که اگر فضل و رحمت الهی نبود، گروهی بر گمراهی [[پیامبر]] تصمیم داشتند؛ ولی آنان چنین قدرتی نمییابند. خداوند بر تو کتاب و حکمت نازل کرد و آنچه را نمیدانستی، به تو آموخت و فضل خدا بر تو همواره بزرگ بوده است. به گفته مفسّران در هر امر مبهمی خداوند حق را برای [[پیامبر|پیغمبر]]{{صل}} آشکار میکرد و او را از گمراهی نجات میداد<ref>المیزان، ج۵، ص۸۰.</ref> و مقتضای جمله {{عربی|اندازه=150%|﴿{{متن قرآن|وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا }}﴾}}، استمرار فضل خدا در طول عمر و در همه وقایع است که حق را به حضرت بنمایاند، تا براساس آن حکم کند؛ از اینرو روشن است که چنین کسی به اجتهاد نیاز نخواهد داشت<ref>موسوعة طبقات الفقهاء (مقدمه)، ق ۱، ص۱۱۶.</ref> | ||
۲. عقل: | ۲. عقل: | ||