جز
جایگزینی متن - 'نسب شناسان' به 'نسبشناسان'
جز (جایگزینی متن - 'اشراف' به 'اشراف') |
جز (جایگزینی متن - 'نسب شناسان' به 'نسبشناسان') |
||
| خط ۲۷۰: | خط ۲۷۰: | ||
#فخذ: جمع آن افخاذ است که آخرین طبقه [[اجتماعی]] است. | #فخذ: جمع آن افخاذ است که آخرین طبقه [[اجتماعی]] است. | ||
# [[فصیله]]: جمعش فصائل است و گروههایی کوچک را شامل میشود مانند [[اقوام]] و [[خویشان]] همنسب<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۵۰۱. </ref>. | # [[فصیله]]: جمعش فصائل است و گروههایی کوچک را شامل میشود مانند [[اقوام]] و [[خویشان]] همنسب<ref>ابن منظور، لسان العرب، ج۱، ص۵۰۱. </ref>. | ||
* [[ | * [[نسبشناسان]] همۀ [[قبایل]] را مثل شخص واحد در نظر گرفته، [[قبیله]] را به منزلۀ رأس و اساس [[جامعه]]، عماره را به منزلۀ گردن و سینۀ آن، بطن را شکم آن و فخذ را به منزلۀ رانهای آن و سرانجام [[فصیله]] را به منزلۀ ساق آن در نظر گرفتهاند. | ||
*در این تقسیمبندی، بعضی از علمای [[نسب]] شناس معتقدند بعد از [[فصیله]]، [[عشیره]] است و بعضی دیگر، گفتهاند بعد از [[عشیره]]، [[فصیله]] است و بعد [[رهط]]، عدهای هم [[ذریه]]، [[عترت]] و أسره را به آن اضافه کردهاند. عدهای از [[عالمان]] انساب نیز تقسیمبندی مفصلتر و البته نامرتبتری از [[جامعه]] آن روز [[عصر جاهلی]]، به تصویر کشیده و آوردهاند. مانند جذم، جمهور، [[شعب]]، [[قبیله]]، عماره، بطن، فخذ، [[عشیره]]، [[فصیله]]، [[رهط]]، أسره، [[عترت]] و [[ذریه]]. بعضی هم به این موارد؛ [[بیت]]، [[حی]] و جماع را نیز اضافه کرده اند<ref>ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، نظام قبیلگی در عصر بعثت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۳۶۲-۳۶۴. </ref>. | *در این تقسیمبندی، بعضی از علمای [[نسب]] شناس معتقدند بعد از [[فصیله]]، [[عشیره]] است و بعضی دیگر، گفتهاند بعد از [[عشیره]]، [[فصیله]] است و بعد [[رهط]]، عدهای هم [[ذریه]]، [[عترت]] و أسره را به آن اضافه کردهاند. عدهای از [[عالمان]] انساب نیز تقسیمبندی مفصلتر و البته نامرتبتری از [[جامعه]] آن روز [[عصر جاهلی]]، به تصویر کشیده و آوردهاند. مانند جذم، جمهور، [[شعب]]، [[قبیله]]، عماره، بطن، فخذ، [[عشیره]]، [[فصیله]]، [[رهط]]، أسره، [[عترت]] و [[ذریه]]. بعضی هم به این موارد؛ [[بیت]]، [[حی]] و جماع را نیز اضافه کرده اند<ref>ر.ک: حسینی ایمنی، سید علی اکبر، نظام قبیلگی در عصر بعثت، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۳۶۲-۳۶۴. </ref>. | ||