ابرار در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

جز
جایگزینی متن - 'خوشامد' به 'خوش‌آمد'
جز (جایگزینی متن - 'خوشامد' به 'خوش‌آمد')
 
(۴ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۳۶: خط ۳۶:


== باورهای [[ابرار]] ==
== باورهای [[ابرار]] ==
[[برترین]] [[شأن]] هستی [[آدمی]]، [[عقاید]] و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص‌۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو [[قرآن]] هنگام شمارش اوصاف [[ابرار]]، پس از [[نفی]] مصادیق پنداری و [[نادرست]] [[بِرّ]]، از باورهای آنان آغاز کرده، می‌فرماید: [[نیکی]] همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه [[نیکی]] آن است که کسی به [[خدا]] و... [[ایمان]] آورد: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[قرآن]] در [[مقام]] تعریف [[بِرّ]] ([[نیکوکاری]]) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ ([[نیکوکار]]) را تعریف و [[وصف]] می‌کند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و [[حقیقت]]، اثر و فضیلتی ندارد. [[قرآن]]، مقام‌ها و حالت‌ها را با تعریف صاحبان آنها روشن می‌سازد و به تبیین مفهوم صِرف بسنده نمی‌کند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت [[قرآن]] با روش یاد شده به این نکته اشاره می‌کند که [[نیکوکاری]] با [[جان]] [[نیکوکار]] آمیخته شده؛ به گونه‌ای که عامل و عمل متّحد گردیده‌اند. باورهای [[ابرار در قرآن]] چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
[[برترین]] [[شأن]] هستی [[آدمی]]، [[عقاید]] و باورهای او است<ref>قرآن در اسلام، ص‌۱۰ و ۱۱.</ref>؛ از این رو [[قرآن]] هنگام شمارش اوصاف [[ابرار]]، پس از [[نفی]] مصادیق پنداری و [[نادرست]] [[بِرّ]]، از باورهای آنان آغاز کرده، می‌فرماید: [[نیکی]] همه آن نیست که روی خویش به سوی خاور و باختر فرا دارید؛ بلکه [[نیکی]] آن است که کسی به [[خدا]] و... [[ایمان]] آورد: {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[قرآن]] در [[مقام]] تعریف [[بِرّ]] ([[نیکوکاری]]) از تعریف مزبور عدول کرده، به جای آن بَرّ ([[نیکوکار]]) را تعریف و وصف می‌کند و این بدان معنا است که مفهومِ خالی از مصداق و [[حقیقت]]، اثر و فضیلتی ندارد. [[قرآن]]، مقام‌ها و حالت‌ها را با تعریف صاحبان آنها روشن می‌سازد و به تبیین مفهوم صِرف بسنده نمی‌کند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۸.</ref>. شاید بتوان گفت [[قرآن]] با روش یاد شده به این نکته اشاره می‌کند که [[نیکوکاری]] با [[جان]] [[نیکوکار]] آمیخته شده؛ به گونه‌ای که عامل و عمل متّحد گردیده‌اند. باورهای [[ابرار در قرآن]] چنین تبیین شده است<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>:
# '''[[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]:''' {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}} همه شناخت‌های مرتبط با معرفة‌اللّه مانند [[شناخت]] [[براهین]] [[اثبات]] [[واجب]] و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر می‌گیرد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.</ref>. [[خدای متعال]] در تبیین [[صفات]] [[ابرار]]، از [[ایمان به خدا]] و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این [[ایمان]]، اساس هر [[بِرّ]] و مبدأ هر خیری است و [[ایمان]]، ریشه [[برّ]] نیست، مگر این که در نفس [[آدمی]] با [[برهان]] تثبیت شود و توأم با [[خضوع]] و [[اذعان]] باشد؛ پس کسی که در میان مردمی [[رشد]] یافته و [[نام خدا]] و [[جهان آخرت]] را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین [[ایمانی]] باعث [[نیکوکاری]] نخواهد شد<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۱۱.</ref>. [[قرآن]] در پایان [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] از [[ابرار]] به [[پارسایان]] تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز [[سوره بقره]]، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و [[یقین]] [[پارسایان]] به [[جهان آخرت]] و روز بازپسین سخن به میان می‌آورد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[ایمان]] به [[مبدأ و معاد]]:''' {{متن قرآن|لَّيْسَ الْبِرَّ أَن تُوَلُّواْ وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ وَأَقَامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكَاةَ وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> نیکی آن نیست که روی را سوی خاور و باختر بگردانید، بلکه نیکی (از آن) کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب (آسمانی) و پیامبران ایمان آورد و دارایی را با دوست داشتنش به نزدیکان و یتیمان و بیچارگان و به راه‌ماندگان و کمک‌خواهان و در راه (آزادی) بردگان ببخشد و نماز برپا دارد و زکات پردازد و (نیکی از آن) آنان (است) که چون پیمان بندند وفا کنند؛ و به ویژه شکیبایان در سختی و رنج و در هنگامه کارزار، آنها راستگویند و آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> تعبیر {{متن قرآن|مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ}} همه شناخت‌های مرتبط با معرفة‌اللّه مانند [[شناخت]] [[براهین]] [[اثبات]] [[واجب]] و صفات ثبوتی و سلبی او را در بر می‌گیرد<ref>مجمع‌البیان، ج‌۲، ص‌۴۷۶.</ref>. [[خدای متعال]] در تبیین [[صفات]] [[ابرار]]، از [[ایمان به خدا]] و روز بازپسین آغاز کرد؛ زیرا این [[ایمان]]، اساس هر [[بِرّ]] و مبدأ هر خیری است و [[ایمان]]، ریشه [[برّ]] نیست، مگر این که در نفس [[آدمی]] با [[برهان]] تثبیت شود و توأم با [[خضوع]] و [[اذعان]] باشد؛ پس کسی که در میان مردمی [[رشد]] یافته و [[نام خدا]] و [[جهان آخرت]] را در سوگندها و گفتوگوهایشان شنیده و از آنان پذیرفته، چنین [[ایمانی]] باعث [[نیکوکاری]] نخواهد شد<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۱۱.</ref>. [[قرآن]] در پایان [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] از [[ابرار]] به [[پارسایان]] تعبیر می‌کند: {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> و در آغاز [[سوره بقره]]، از [[ایمان]] به [[غیب]] (مبدأ و...) و [[یقین]] [[پارسایان]] به [[جهان آخرت]] و روز بازپسین سخن به میان می‌آورد: {{متن قرآن|الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ}}<ref> همان کسانی که «غیب» را باور می‌دارند؛ سوره بقره، آیه:۳.</ref>، {{متن قرآن|وَبِالآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ}}<ref> ایمان و به جهان واپسین، یقین دارند؛ سوره بقره، آیه:۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[ایمان]] به [[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|وَالْمَلائِكَةِ }} از آنجا که [[انسان]] در مسیر [[رسیدن به کمال]] و [[عوالم]] تجرّد و [[نور]] و [[صفا]] قرار دارد، پس از [[ایمان]] و [[وابستگی]] به [[خداوند تعالی]] و روز [[آخرت]]، باید این منزل (=عالم [[فرشتگان]]) را در مسیر خود که بین او و [[عالم لاهوت]] و [[نور]] است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج‌۲، ص‌۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این [[فرشتگان]]، [[واسطه فیض]] [[خداوند]] و [[تدبیر]] کننده امور به [[اذن]] اویند؛ بنابراین، [[شفاعت]] و [[ایمان]] به آنان از باب [[شکر]] [[واسطه نعمت]] لازم است؛ چنان که [[شکر]] [[خداوند]] در [[جایگاه]] مبدأ همه [[نعمت‌ها]] قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص‌۲، ص‌۳۳۵‌ـ‌۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[ایمان]] به [[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|وَالْمَلائِكَةِ }} از آنجا که [[انسان]] در مسیر [[رسیدن به کمال]] و [[عوالم]] تجرّد و [[نور]] و [[صفا]] قرار دارد، پس از [[ایمان]] و [[وابستگی]] به [[خداوند تعالی]] و روز [[آخرت]]، باید این منزل (=عالم [[فرشتگان]]) را در مسیر خود که بین او و [[عالم لاهوت]] و [[نور]] است، مورد توجّه قرار دهد<ref>تفسیر روشن، ج‌۲، ص‌۳۳۷.</ref>؛ افزون بر این [[فرشتگان]]، [[واسطه فیض]] [[خداوند]] و [[تدبیر]] کننده امور به [[اذن]] اویند؛ بنابراین، [[شفاعت]] و [[ایمان]] به آنان از باب [[شکر]] [[واسطه نعمت]] لازم است؛ چنان که [[شکر]] [[خداوند]] در [[جایگاه]] مبدأ همه [[نعمت‌ها]] قرار دارد<ref>مواهب الرحمن، ص‌۲، ص‌۳۳۵‌ـ‌۳۳۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
خط ۴۵: خط ۴۵:
# '''[[صداقت]]:''' {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }} [[ابرار]] که به اصول پنج‌گانه [[اعتقادی]]، [[ایمانی]] [[راسخ]] دارند و در موارد شش گانه مذکور [در [[آیه]]] [[انفاق]] می‌کنند و بر پا دارندگان [[نماز]] و پرداخت کنندگان زکات‌اند و به پیمان‌های سه گانه [[وفا]] می‌کنند و در موارد سه گانه [[صبر]] (= بأساء، [[ضرّاء]]، حین‌البأس) [[شکیبا]] و پایدارند، اینان در [[ایمان]] خود صادقند، نه کسانی‌ که [[ایمان]] را با زبان اظهار می‌کنند؛ ولی دل‌هایشان [[ایمان]] نیاورده است<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۲۲.</ref>. [[حصر]] در جمله{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }} تأکیدی بر تعریف و بیان حدّ و بدین معنا است که اگر برجستگان از [[اهل]] [[صدق]] و [[صداقت]] را می‌جویی، آنان همان ابرارند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[صداقت]]:''' {{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }} [[ابرار]] که به اصول پنج‌گانه [[اعتقادی]]، [[ایمانی]] [[راسخ]] دارند و در موارد شش گانه مذکور [در [[آیه]]] [[انفاق]] می‌کنند و بر پا دارندگان [[نماز]] و پرداخت کنندگان زکات‌اند و به پیمان‌های سه گانه [[وفا]] می‌کنند و در موارد سه گانه [[صبر]] (= بأساء، [[ضرّاء]]، حین‌البأس) [[شکیبا]] و پایدارند، اینان در [[ایمان]] خود صادقند، نه کسانی‌ که [[ایمان]] را با زبان اظهار می‌کنند؛ ولی دل‌هایشان [[ایمان]] نیاورده است<ref>المنار، ج‌۲، ص‌۱۲۲.</ref>. [[حصر]] در جمله{{متن قرآن|أُوْلَئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا }} تأکیدی بر تعریف و بیان حدّ و بدین معنا است که اگر برجستگان از [[اهل]] [[صدق]] و [[صداقت]] را می‌جویی، آنان همان ابرارند<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[پارسایی]]:''' {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[ابرار]] که ابعاد [[اعتقادی]] [[دین]] را [[باور]] دارند، از دارایی‌های خود برای دست‌گیری از [[مستمندان]] بهره می‌گیرند؛ [[وظایف]] [[عبادی]] و [[اجتماعی]] خویش را انجام می‌دهند و در [[نبرد]] با دشمنانِ [[دین]]، [[استقامت]] میورزند، [[تقوا]] پیشگان حقیقی‌اند<ref>راهنما، ج‌۱، ص‌۵۶۷‌.</ref>. [[حصر]] در جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}} بیان‌گر کمال [[تقوا]] است؛ زیرا اگر [[برّ]] و [[صدق]] به مرحله تمام نرسد، [[تقوا]] نیز کامل نخواهد شد<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[پارسایی]]:''' {{متن قرآن|وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}}<ref> آنانند که به راستی پرهیزگارند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> [[ابرار]] که ابعاد [[اعتقادی]] [[دین]] را [[باور]] دارند، از دارایی‌های خود برای دست‌گیری از [[مستمندان]] بهره می‌گیرند؛ [[وظایف]] [[عبادی]] و [[اجتماعی]] خویش را انجام می‌دهند و در [[نبرد]] با دشمنانِ [[دین]]، [[استقامت]] میورزند، [[تقوا]] پیشگان حقیقی‌اند<ref>راهنما، ج‌۱، ص‌۵۶۷‌.</ref>. [[حصر]] در جمله {{متن قرآن|أُولَئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ}} بیان‌گر کمال [[تقوا]] است؛ زیرا اگر [[برّ]] و [[صدق]] به مرحله تمام نرسد، [[تقوا]] نیز کامل نخواهد شد<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[وفاداری]]:''' {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ }}<ref>و وفاداران به پیمان خویش، چون پیمان بندند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> گرچه [[وفای به عهد]] در این [[آیه]] مطلق است و هر [[پیمان]] و [[التزام]] و عقدی را شامل می‌شود، به قرینه جمله {{متن قرآن|إِذَا عَاهَدُواْ}} شامل [[ایمان]] و [[التزام]] به [[احکام]] آن نمی‌شود؛ زیرا [[التزام]] به [[ایمان]] و لوازم آن، به زمانی خاص [[مقید]] نیست<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref>. در [[سوره انسان]] در [[وصف]] [[ابرار]] آمده است که به [[نذر]] خود [[وفا]] می‌کنند: {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref> در برخی [[روایات]]، [[وفا]] به [[نذر]]، بر پای‌بندی به [[ولایت]] [[اهل‌ بیت]] {{عم}} که در موطن میثاق‌گیری "[[عالم ذر]]" از آنان گرفته شده، [[تطبیق]] شده است<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref>. شایان ذکر است که [[شأن نزول]] این [[آیه]]، [[شکیبایی]] وصف‌ناپذیر [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه زهرا]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} است<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[وفاداری]]:''' {{متن قرآن|وَالْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذَا عَاهَدُواْ }}<ref>و وفاداران به پیمان خویش، چون پیمان بندند؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> گرچه [[وفای به عهد]] در این [[آیه]] مطلق است و هر [[پیمان]] و [[التزام]] و عقدی را شامل می‌شود، به قرینه جمله {{متن قرآن|إِذَا عَاهَدُواْ}} شامل [[ایمان]] و [[التزام]] به [[احکام]] آن نمی‌شود؛ زیرا [[التزام]] به [[ایمان]] و لوازم آن، به زمانی خاص [[مقید]] نیست<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref>. در [[سوره انسان]] در وصف [[ابرار]] آمده است که به [[نذر]] خود [[وفا]] می‌کنند: {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref> در برخی [[روایات]]، [[وفا]] به [[نذر]]، بر پای‌بندی به [[ولایت]] [[اهل‌ بیت]] {{عم}} که در موطن میثاق‌گیری "[[عالم ذر]]" از آنان گرفته شده، [[تطبیق]] شده است<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref>. شایان ذکر است که [[شأن نزول]] این [[آیه]]، [[شکیبایی]] وصف‌ناپذیر [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه زهرا]] و [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{عم}} است<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
# '''[[شکیبایی]]:''' {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ }}<ref>و شکیبایان در سختی و تنگ‌دستی و در زیان و هنگام کارزار؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> دو خُلقِ [[وفا]] و [[صبر]] که یکی [[صبر]] مقتضایش سکون است و دیگری [[وفا]] به حرکت تعلّق می‌گیرد، دربر دارنده همه [[اخلاق نیک]] نیست؛ امّا هرگاه این دو تحقّق یابد، دیگر خلق‌های [[نیکو]] نیز محقّق می‌شود<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref>. [[پایداری]]، پایه اصیل هر [[طاعت]] و [[پاکی]] است؛ ازاین‌رو از عوامل راه یافتن [[ابرار]]، به [[بهشت]] شمرده شده: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و هنگام ورود [[بهشتیان]] به [[بهشت]]، [[فرشتگان]] در خوشامدگویی به آنان از پایداریشان در [[دنیا]] یاد می‌کنند: {{متن قرآن|سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ }}<ref> درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[شکیبایی]]:''' {{متن قرآن|وَالصَّابِرِينَ فِي الْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء وَحِينَ الْبَأْسِ }}<ref>و شکیبایان در سختی و تنگ‌دستی و در زیان و هنگام کارزار؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> دو خُلقِ [[وفا]] و [[صبر]] که یکی [[صبر]] مقتضایش سکون است و دیگری [[وفا]] به حرکت تعلّق می‌گیرد، دربر دارنده همه [[اخلاق نیک]] نیست؛ امّا هرگاه این دو تحقّق یابد، دیگر خلق‌های [[نیکو]] نیز محقّق می‌شود<ref>المیزان، ج‌۱، ص‌۴۲۹.</ref>. [[پایداری]]، پایه اصیل هر [[طاعت]] و [[پاکی]] است؛ ازاین‌رو از عوامل راه یافتن [[ابرار]]، به [[بهشت]] شمرده شده: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و هنگام ورود [[بهشتیان]] به [[بهشت]]، [[فرشتگان]] در خوش‌آمدگویی به آنان از پایداریشان در [[دنیا]] یاد می‌کنند: {{متن قرآن|سَلامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ }}<ref> درود بر شما به شکیبی که ورزیده‌اید که فرجام آن سرای، نیکوست!؛ سوره رعد، آیه:۲۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[هراس]] از [[معاد]]:''' {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}<ref> بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> [[خداوند]] در دو [[آیه]] یاد شده، [[ابرار]] را بر اثر داشتن هراسِ [[قیامت]] می‌ستاید<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[هراس]] از [[معاد]]:''' {{متن قرآن|يُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَيَخَافُونَ يَوْمًا كَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيرًا }}<ref> به پیمان خود وفا می‌کنند و از روزی می‌هراسند که شرّ آن همه‌گیر است؛ سوره انسان، آیه:۷.</ref>، {{متن قرآن|إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا }}<ref> بی‌گمان ما از پروردگارمان، روزی که تیره و بسیار سخت است می‌هراسیم؛ سوره انسان، آیه:۱۰.</ref> [[خداوند]] در دو [[آیه]] یاد شده، [[ابرار]] را بر اثر داشتن هراسِ [[قیامت]] می‌ستاید<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا }}<ref> با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref> رمز [[اخلاص]] [[ابرار]]، آن است که به [[خدا]]، [[رسالت]] و [[معاد]]، [[ایمانی]] از روی [[رشد]] و [[بصیرت]] دارند و خود را [[بنده]] مملوک [[پروردگار]] دانسته، خود را مالک هیچ نفع و ضرری نمی‌دانند. آنان جز آن‌چه را [[خدا]] خواسته و بدان [[خشنود]] است، چیزی نمی‌خواهند و به چیزی [[خشنود]] نیستند؛ پس [[اراده خدا]] را بر [[اراده]] خود مقدّم داشته و بر [[مخالفت]] با نفس و دشواری [[طاعت]]، [[صبر]] پیشه کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref> در برخی [[روایات]] و نیز از سعید بن جبیر و [[مجاهد]] [[نقل]] شده است<ref>جوامع‌الجامع، ج‌۲، ص‌۷۴۸.</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} که این [[آیات]] درباره وی نازل شده هرگز {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ}} را بر زبان نیاورد؛ بلکه [[خداوند]] از [[دل]] وی خبر داد<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۸‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[اخلاص]]:''' {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنكُمْ جَزَاء وَلا شُكُورًا }}<ref> با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی؛ سوره انسان، آیه:۹.</ref> رمز [[اخلاص]] [[ابرار]]، آن است که به [[خدا]]، [[رسالت]] و [[معاد]]، [[ایمانی]] از روی [[رشد]] و [[بصیرت]] دارند و خود را [[بنده]] مملوک [[پروردگار]] دانسته، خود را مالک هیچ نفع و ضرری نمی‌دانند. آنان جز آن‌چه را [[خدا]] خواسته و بدان [[خشنود]] است، چیزی نمی‌خواهند و به چیزی [[خشنود]] نیستند؛ پس [[اراده خدا]] را بر [[اراده]] خود مقدّم داشته و بر [[مخالفت]] با نفس و دشواری [[طاعت]]، [[صبر]] پیشه کرده‌اند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref> در برخی [[روایات]] و نیز از سعید بن جبیر و [[مجاهد]] [[نقل]] شده است<ref>جوامع‌الجامع، ج‌۲، ص‌۷۴۸.</ref>. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} که این [[آیات]] درباره وی نازل شده هرگز {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ}} را بر زبان نیاورد؛ بلکه [[خداوند]] از [[دل]] وی خبر داد<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۸‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


== [[رفتار]] [[ابرار]] ==
== [[رفتار]] [[ابرار]] ==
# '''[[انفاق]] [[محبوب]]:''' در برخی [[آیات]] آمده که‌دست‌یابی به [[برّ]]، جز از راه [[انفاق]] [[محبوب]]، ممکن نیست: {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> [[انفاق مال]]، یکی از ارکان [[برّ]] است که تحقّق آن جز با [[اجتماع]] آنها انجام نمی‌پذیرد و این که [[انفاق]] را در این [[آیه]]، غایتی برای دست‌یابی به [[بِرّ]] قرار داده، نشانه [[عنایت]] و اهتمام بیش‌تری به رکن مذکور ([[انفاق]]) است و این بدان جهت است که [[وابستگی]] [[قلبی]] به [[مالی]] که [[انسان]] اندوخته، از [[غرایز]] آدمی‌است؛ به گونه‌ای که گویا [[مال]]، جزئی از [[جان]] او است و با دادن [[مال]]، گویی بخشی از [[جان]] خود را می‌دهد؛ برخلاف دیگر عبادت‌ها و [[اعمال]] که در آنها فوت، زوال و کمبود چشم‌گیر نیست<ref>المیزان، ج‌۳، ص‌۳۴۴.</ref>. در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] نیز دادن [[مال]] [[محبوب]] به [[خویشاوندان]] و [[یتیمان]] و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و در راه‌آزادی بردگان، از مصادیق [[بِرّ]] شمرده شده است؛ بدین معنا که علاقه به [[مال]]، [[نیکان]] را از صَرف آن در راه [[رهایی]] [[مستمندان]] باز نمی‌دارد<ref>راهنما، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}} در پاسخ پرسشی درباره {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ }} فرمود: مقصود این است که [[مال]] خود را در [[راه خدا]] می‌دهی؛ در حالی که نَفْست تو را از [[عمر]] دراز و [[فقر]] می‌ترساند<ref>الدرّالمنثور، ج‌۱، ص‌۴۱۴.</ref>. {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ }} از مهم‌ترین مظاهر [[ایمان]] و [[عمل صالح]]، [[انفاق در راه خدا]] است. [[انفاق]]، معیار جدایی [[ایمان راستین]] و ادّعایی است<ref>مواهب الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۱.</ref>. گرچه تعبیر {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }} در این [[آیه]]، شامل [[صدقات]] [[مستحب]] و [[واجب]] هر دو می‌شود، {{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}} در پایان [[آیه شاهد]] است که [[زکات]] [[واجب]] از آن اراده‌نشده است<ref>المنیر، ج‌۲، ص‌۱۰۰.</ref> به گفته برخی مفسّران، {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }} اعمّ از [[انفاق]] است؛ زیرا شامل قرض نیز می‌شود؛ چنان که هبه معوّضه و هدیه نیز از مصادیق آن به شمار می‌آیند<ref>الفرقان، ج‌۱ ـ ۲، ص‌۲۹۴.</ref>. [[ابرار]] در [[سوره انسان]] نیز بر اثرِ [[اطعام]] و بخشیدن طعام مورد علاقه و نیاز خویش ستوده شده و عمل آنان از مصادیق روشن [[انفاق]] [[محبوب]] به شمار آمده است: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref> و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند؛ سوره انسان، آیه:۸.</ref> از [[امام رضا]] {{ع}} درباره این [[آیه]] پرسیده شد: [[حبّ]] [[خدا]] یا [[دوستی]] [[مال]]؟ فرمود: [[دوستی]] طعام<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۸‌.</ref>. [[ضمیر]] {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ }} در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] نیز می‌تواند به {{متن قرآن|اللَّهِ}} یا به {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}} باز گردد. اگر به {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}} برگردد، یعنی [[مال]] را با میل و رغبت به [[مستمندان]] می‌پردازند؛ هم‌چنین [[ضمیر]] {{متن قرآن|حُبِّهِ }} در [[آیه]] ۸ [[سوره انسان]] می‌تواند به {{متن قرآن|اللَّهِ}} برگردد<ref>التبیان، ج‌۱۰، ص‌۲۱۰؛ اعراب القرآن، درویش، ج‌۱۰، ص۳۱۶.</ref>. [[انفاق]] محبوب‌ها در [[راه خدا]]، از بزرگ‌ترین ابزارهای ارزیابی و [[آزمایش]] [[ایمان]] درست از [[ایمان]] [[فاسد]] است؛ زیرا در چنین انفاقی، [[دوستی با خدا]] که باید بر [[دوستی]] [[مال]] و غیر آن چیره شود، [[ظهور]] و بروز می‌یابد<ref>مواهب الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۳.</ref>. [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] با [[الهام]] از این [[آیات]] می‌کوشیدند تا از محبوب‌ترین [[اموال]] خود [[انفاق]] کنند؛ چنان که [[ابوذر غفاری]] از مهمان خود خواست تا از شتران وی، [[برترین]] آنها را برای خود برگزیند. او شتر لاغری آورد. [[ابوذر غفاری]] گفت: به من [[خیانت]] کردی. او گفت: [[بهترین]] شتر را یافتم؛ ولی آن را برای روز نیازتان واگذاشتم. [[ابوذر غفاری]] گفت: روز نیاز من هنگامی است که در [[خانه]] [[قبر]] قرار گیرم. [[خداوند]] می‌گوید: {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> این شتر، مالِ [[محبوب]] من بود و [[دوست]] داشتم آن را برای خود پیش فرستم<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۷۹۳.</ref>. برخی گفته‌اند: [[خداوند]] در [[قرآن]] خیراتی را مصادیق [[بِرّ]] می‌شمارد و در [[آیه]] {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> می‌فرماید: اگر همه این [[خیرات]] را نیز بیاورید، به [[فضیلت]] [[برّ]] نمی‌رسید، مگر این که از آن چه [[دوست]] دارید، [[انفاق]] کنید<ref>البحر المحیط، ج‌۳، ص‌۲۶۰؛ التفسیرالکبیر، ج‌۸‌، ص‌۱۴۲.</ref> و معنای آن این است که انفاقِ [[محبوب]]، [[برترین]] طاعت‌ها است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۸‌، ص‌۱۴۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[انفاق]] [[محبوب]]:''' در برخی [[آیات]] آمده که‌دست‌یابی به [[برّ]]، جز از راه [[انفاق]] [[محبوب]]، ممکن نیست: {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> [[انفاق مال]]، یکی از ارکان [[برّ]] است که تحقّق آن جز با [[اجتماع]] آنها انجام نمی‌پذیرد و این که [[انفاق]] را در این [[آیه]]، غایتی برای دست‌یابی به [[بِرّ]] قرار داده، نشانه [[عنایت]] و اهتمام بیش‌تری به رکن مذکور ([[انفاق]]) است و این بدان جهت است که [[وابستگی]] [[قلبی]] به [[مالی]] که [[انسان]] اندوخته، از [[غرایز]] آدمی‌است؛ به گونه‌ای که گویا [[مال]]، جزئی از [[جان]] او است و با دادن [[مال]]، گویی بخشی از [[جان]] خود را می‌دهد؛ برخلاف دیگر عبادت‌ها و [[اعمال]] که در آنها فوت، زوال و کمبود چشم‌گیر نیست<ref>المیزان، ج‌۳، ص‌۳۴۴.</ref>. در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] نیز دادن [[مال]] [[محبوب]] به [[خویشاوندان]] و [[یتیمان]] و بینوایان و در راه ماندگان و خواهندگان و در راه‌آزادی بردگان، از مصادیق [[بِرّ]] شمرده شده است؛ بدین معنا که علاقه به [[مال]]، [[نیکان]] را از صَرف آن در راه [[رهایی]] [[مستمندان]] باز نمی‌دارد<ref>راهنما، ج ۱، ص ۵۶۶.</ref>. [[رسول خدا]] {{صل}} در پاسخ پرسشی درباره {{متن قرآن|وَآتَى الْمَالَ }} فرمود: مقصود این است که [[مال]] خود را در [[راه خدا]] می‌دهی؛ در حالی که نَفْست تو را از [[عمر]] دراز و [[فقر]] می‌ترساند<ref>الدرّالمنثور، ج‌۱، ص‌۴۱۴.</ref>. {{متن قرآن|وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَالْمَلائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ }} از مهم‌ترین مظاهر [[ایمان]] و [[عمل صالح]]، [[انفاق در راه خدا]] است. [[انفاق]]، معیار جدایی [[ایمان راستین]] و ادّعایی است<ref>مواهب الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۱.</ref>. گرچه تعبیر {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }} در این [[آیه]]، شامل [[صدقات]] [[مستحب]] و [[واجب]] هر دو می‌شود، {{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}} در پایان [[آیه شاهد]] است که [[زکات]] [[واجب]] از آن اراده‌نشده است<ref>المنیر، ج‌۲، ص‌۱۰۰.</ref> به گفته برخی مفسّران، {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ }} اعمّ از [[انفاق]] است؛ زیرا شامل قرض نیز می‌شود؛ چنان که هبه معوّضه و هدیه نیز از مصادیق آن به شمار می‌آیند<ref>الفرقان، ج‌۱ ـ ۲، ص‌۲۹۴.</ref>. [[ابرار]] در [[سوره انسان]] نیز بر اثرِ [[اطعام]] و بخشیدن طعام مورد علاقه و نیاز خویش ستوده شده و عمل آنان از مصادیق روشن [[انفاق]] [[محبوب]] به شمار آمده است: {{متن قرآن|وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِينًا وَيَتِيمًا وَأَسِيرًا}}<ref> و خوراک را با دوست داشتنش به بینوا و یتیم و اسیر می‌دهند؛ سوره انسان، آیه:۸.</ref> از [[امام رضا]] {{ع}} درباره این [[آیه]] پرسیده شد: [[حبّ]] [[خدا]] یا [[دوستی]] [[مال]]؟ فرمود: [[دوستی]] طعام<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۸‌.</ref>. ضمیر {{متن قرآن|عَلَى حُبِّهِ }} در [[آیه]] ۱۷۷ [[سوره بقره]] نیز می‌تواند به {{متن قرآن|اللَّهِ}} یا به {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}} باز گردد. اگر به {{متن قرآن|آتَى الْمَالَ}} برگردد، یعنی [[مال]] را با میل و رغبت به [[مستمندان]] می‌پردازند؛ هم‌چنین ضمیر {{متن قرآن|حُبِّهِ }} در [[آیه]] ۸ [[سوره انسان]] می‌تواند به {{متن قرآن|اللَّهِ}} برگردد<ref>التبیان، ج‌۱۰، ص‌۲۱۰؛ اعراب القرآن، درویش، ج‌۱۰، ص۳۱۶.</ref>. [[انفاق]] محبوب‌ها در [[راه خدا]]، از بزرگ‌ترین ابزارهای ارزیابی و [[آزمایش]] [[ایمان]] درست از [[ایمان]] [[فاسد]] است؛ زیرا در چنین انفاقی، [[دوستی با خدا]] که باید بر [[دوستی]] [[مال]] و غیر آن چیره شود، [[ظهور]] و بروز می‌یابد<ref>مواهب الرحمن، ج‌۶‌، ص‌۱۳۳.</ref>. [[مسلمانان]] [[صدر اسلام]] با [[الهام]] از این [[آیات]] می‌کوشیدند تا از محبوب‌ترین [[اموال]] خود [[انفاق]] کنند؛ چنان که [[ابوذر غفاری]] از مهمان خود خواست تا از شتران وی، [[برترین]] آنها را برای خود برگزیند. او شتر لاغری آورد. [[ابوذر غفاری]] گفت: به من [[خیانت]] کردی. او گفت: [[بهترین]] شتر را یافتم؛ ولی آن را برای روز نیازتان واگذاشتم. [[ابوذر غفاری]] گفت: روز نیاز من هنگامی است که در [[خانه]] [[قبر]] قرار گیرم. [[خداوند]] می‌گوید: {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> این شتر، مالِ [[محبوب]] من بود و [[دوست]] داشتم آن را برای خود پیش فرستم<ref>مجمع‌البیان، ج ۲، ص ۷۹۳.</ref>. برخی گفته‌اند: [[خداوند]] در [[قرآن]] خیراتی را مصادیق [[بِرّ]] می‌شمارد و در [[آیه]] {{متن قرآن|لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ }}<ref> هرگز به نیکی دست نخواهید یافت مگر از آنچه دوست دارید (به دیگران) ببخشید و هر چیزی ببخشید بی‌گمان خداوند آن را می‌داند؛ سوره آل عمران، آیه:۹۲.</ref> می‌فرماید: اگر همه این [[خیرات]] را نیز بیاورید، به [[فضیلت]] [[برّ]] نمی‌رسید، مگر این که از آن چه [[دوست]] دارید، [[انفاق]] کنید<ref>البحر المحیط، ج‌۳، ص‌۲۶۰؛ التفسیرالکبیر، ج‌۸‌، ص‌۱۴۲.</ref> و معنای آن این است که انفاقِ [[محبوب]]، [[برترین]] طاعت‌ها است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۸‌، ص‌۱۴۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[اقامه نماز]]:''' {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلاةَ}}<ref>و نماز به پا دارد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. [[ابرار]]، هم [[اهل]] نمازند و هم [[حقیقت]] آن را به پا می‌دارند. به پا داشتن [[نماز]] [[راستین]]، به معنای [[توفیق]] یافتن [[ابرار]] در دست‌یابی به آثار و برکاتی است که [[قرآن]] برای [[نماز]] بر می‌شمرد؛ مانند ذکر و [[یاد خدا]]: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي}}<ref> بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار؛ سوره طه، آیه:۱۴.</ref> و بازداشتن فرد و [[جامعه]] از [[فحشا]] و منکر: {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref> و نجاتِ [[انسان]] از بی‌قراری هنگام [[سختی]] و نداری و از انحصارطلبی و [[بخل]] هنگام توان‌گری: {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ }}<ref> بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند. چون شرّی بدو رسد بی‌تاب است. و چون خیری بدو رسد بازدارنده است. جز نمازگزاران؛ سوره معارج، آیه:۱۹ - ۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[اقامه نماز]]:''' {{متن قرآن|وَأَقَامَ الصَّلاةَ}}<ref>و نماز به پا دارد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref>. [[ابرار]]، هم [[اهل]] نمازند و هم [[حقیقت]] آن را به پا می‌دارند. به پا داشتن [[نماز]] [[راستین]]، به معنای [[توفیق]] یافتن [[ابرار]] در دست‌یابی به آثار و برکاتی است که [[قرآن]] برای [[نماز]] بر می‌شمرد؛ مانند ذکر و [[یاد خدا]]: {{متن قرآن|إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي}}<ref> بی‌گمان این منم خداوند که هیچ خدایی جز من نیست، مرا بپرست و نماز را برای یادکرد من بپا دار؛ سوره طه، آیه:۱۴.</ref> و بازداشتن فرد و [[جامعه]] از [[فحشا]] و منکر: {{متن قرآن|اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ}}<ref> آنچه از این کتاب بر تو وحی شده است بخوان و نماز را بپا دار که نماز از کار زشت و کار ناپسند باز می‌دارد و به راستی یادکرد خداوند (از هر چیز) بزرگ‌تر است و خداوند می‌داند که چه انجام می‌دهید؛ سوره عنکبوت، آیه:۴۵.</ref> و نجاتِ [[انسان]] از بی‌قراری هنگام [[سختی]] و نداری و از انحصارطلبی و [[بخل]] هنگام توان‌گری: {{متن قرآن|إِنَّ الإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزُوعًا وَإِذَا مَسَّهُ الْخَيْرُ مَنُوعًا إِلاَّ الْمُصَلِّينَ }}<ref> بی‌گمان انسان را آزمندی بی‌شکیب آفریده‌اند. چون شرّی بدو رسد بی‌تاب است. و چون خیری بدو رسد بازدارنده است. جز نمازگزاران؛ سوره معارج، آیه:۱۹ - ۲۲.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''پرداخت [[زکات]]:''' {{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}<ref> زکات پردازد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> فعل {{متن قرآن|آتَى}} و ذکر [[زکات]] در کنار [[نماز]]، قرینه بر [[انفاق]] "[[مالی]]" است، نه [[زکات]] به معنای [[تطهیر نفس]] و ازاله [[رذایل اخلاقی]] از آن<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۹.</ref>. افزون بر اوصافی که به یکی از [[شؤون]] سه‌گانه [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[ابرار]] باز می‌گردد، در [[قرآن]] اوصاف جامعی مانند [[وصف]] {{عربی|" عباد اللّه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} ([[بندگان خدا]]) برای برخی از آنان ذکر شده است. در [[سوره انسان]] پس از تبیین [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، از آنان با [[وصف]] {{عربی|" عباد اللّه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} یاد می‌کند. ذکر این [[وصف]]، بر اثر [[آراستگی]] آنان به [[زیور]] [[بندگی]] و پرداختن آنان به لوازم [[بندگی]] است <ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''پرداخت [[زکات]]:''' {{متن قرآن|آتَى الزَّكَاةَ}}<ref> زکات پردازد؛ سوره بقره، آیه:۱۷۷.</ref> فعل {{متن قرآن|آتَى}} و ذکر [[زکات]] در کنار [[نماز]]، قرینه بر [[انفاق]] "[[مالی]]" است، نه [[زکات]] به معنای [[تطهیر نفس]] و ازاله [[رذایل اخلاقی]] از آن<ref>المیزان، ج‌۱۵، ص‌۹.</ref>. افزون بر اوصافی که به یکی از [[شؤون]] سه‌گانه [[عقاید]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] [[ابرار]] باز می‌گردد، در [[قرآن]] اوصاف جامعی مانند وصف {{عربی|" عباد اللّه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} ([[بندگان خدا]]) برای برخی از آنان ذکر شده است. در [[سوره انسان]] پس از تبیین [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، از آنان با وصف {{عربی|" عباد اللّه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} یاد می‌کند. ذکر این وصف، بر اثر [[آراستگی]] آنان به [[زیور]] [[بندگی]] و پرداختن آنان به لوازم [[بندگی]] است <ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۲۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


== [[ابرار]]، [[مظهر]] إسم [[برّ]] [[الهی]] ==
== [[ابرار]]، [[مظهر]] إسم [[برّ]] [[الهی]] ==
خط ۵۹: خط ۵۹:


== مصادیق [[ابرار]] ==
== مصادیق [[ابرار]] ==
[[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] در تبیین اوصاف [[نیکوکاران]] است؛ امّا نیکوکارانی که در [[قرآن]] با تصریح به [[وصف]] [[نیکوکاری]] "بَرّ" مطرح‌شده‌اند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، [[فرشتگان]] و [[مؤمنان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
[[آیات]] فراوانی از [[قرآن]] در تبیین اوصاف [[نیکوکاران]] است؛ امّا نیکوکارانی که در [[قرآن]] با تصریح به وصف [[نیکوکاری]] "بَرّ" مطرح‌شده‌اند، عبارتند از: [[پیامبران]]، [[امامان]]، [[فرشتگان]] و [[مؤمنان]]<ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]] {{عم}}:'''[[پیامبران]] [[الهی]] همه از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ از این رو در [[قرآن]] هر جا سخن از [[ابرار]] به میان می‌آید، [[انبیاء]] {{عم}} [[برترین]] مصداق آن شمرده می‌شوند. [[میبدی]] در [[تفسیر آیه]] ۱۹۳ [[سوره آل‌عمران]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الأَبْرَارِ }} را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} نیز از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ چنان‌که در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] درباره ابرارآمده که‌ بر پایه [[روایات]] متواتر‌ یا [[مستفیض]]<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۰۶.</ref> در [[شأن]] [[اهل‌ بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳.</ref>. در [[احادیث متواتر]] [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده است که [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در [[کودکی]] [[بیمار]] شدند. [[پیامبر]] {{صل}} و گروهی‌ از [[یاران]]، از آنان [[عیادت]] کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}}پیشنهاد [[نذر]] دادند. [[حضرت]] فرمود: برای [[شکر]] [[خداوند]] سه روز [[روزه]] می‌گیریم. طبق برخی [[روایات]]، [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} و خدمت‌کار آنان فضّه نیز [[نذر]] کردند تا [[روزه]] بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به [[نذر]] خود [[وفا]] کرده، [[روزه]] گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]]، مسکینی بر دَرِ [[خانه]] حاضر شد و طعام‌طلبید. آنان همگی [[مسکین]] را بر خود مقدّم داشتند و در آن [[شب]] جز [[آب]] ننوشیدند. دومین روز نیز [[روزه]] گرفتند و هنگام [[افطار]]، نان جوین خود را به [[یتیمی]] که طعام‌طلبید، بخشیدند و بار دیگر با [[آب]] [[افطار]] کردند و روز بعد را نیز [[روزه]] گرفته، در شام‌گاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام‌طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]] {{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمدند، از شدّت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. [[مشاهده]] این حال بر [[پیامبر]] {{صل}} گران آمد؛ آن‌گاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} رفتند و وی را در [[محراب]] [[عبادت]] یافتند؛ در حالی که از شدّت [[گرسنگی]]، شکمش به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]] {{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]] {{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه [[سوره انسان]] را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۱۱؛ البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۶ ـ ۵۵۲‌؛ إحقاق‌الحق، ج‌۳، ص‌۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این [[حدیث]] را همه [[علمای شیعه]] و ۳۴ نفر از مشاهیر [[عالمان]] اهل‌سنّت در کتاب‌های [[تفسیر]] و [[حدیث]] [[نقل]] کرده و‌آن را از افتخارات و [[فضایل]] مهم [[اهل‌ بیت]] {{عم}} شمرده‌اند<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} پس از [[مرگ]] [[عمر]] از [[مردم]] پرسید: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! آیا جز من در میان شما کسی هست که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر [[سوره]] درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]] {{ع}} نیز فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! مقصود از تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} در [[کتاب الهی]]، جز [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]] {{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و [[فرزندان]] بزرگوارشان فرمود: [[خداوند]] نعمتی بی‌زوال و [[سروری]] [[ابدی]] به شما عطا‌کرد. بر شما گوارا باد ای [[خانواده]] [[پیامبر]] {{صل}}... !<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[پیامبران]] و [[امامان معصوم]] {{عم}}:'''[[پیامبران]] [[الهی]] همه از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ از این رو در [[قرآن]] هر جا سخن از [[ابرار]] به میان می‌آید، [[انبیاء]] {{عم}} [[برترین]] مصداق آن شمرده می‌شوند. [[میبدی]] در [[تفسیر آیه]] ۱۹۳ [[سوره آل‌عمران]] {{متن قرآن|رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأَبْرَارِ }}<ref> پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران؛ سوره آل عمران، آیه:۱۹۳.</ref> مقصود از {{متن قرآن|الأَبْرَارِ }} را [[انبیا]] و [[اولیا]] دانسته است<ref>کشف الاسرار، ج‌۲، ص‌۳۸۸.</ref>. [[امامان معصوم]] {{عم}} نیز از [[برترین]] مصادیق [[ابرار]] هستند؛ چنان‌که در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] درباره ابرارآمده که‌ بر پایه [[روایات]] متواتر‌ یا [[مستفیض]]<ref>الفرقان، ج‌۲۹، ص‌۳۰۶.</ref> در [[شأن]] [[اهل‌ بیت]] [[پیامبر]] {{صل}} نازل شده است<ref>الکشّاف، ج۴، ص۶۷۰؛ الدرّالمنثور، ج۸، ص۳۷۱؛ بحارالانوار، ج‌۲۴، ص‌۳.</ref>. در [[احادیث متواتر]] [[شیعه]] و [[سنّی]] آمده است که [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در [[کودکی]] [[بیمار]] شدند. [[پیامبر]] {{صل}} و گروهی‌ از [[یاران]]، از آنان [[عیادت]] کردند و برای شفای آنان به [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}}پیشنهاد [[نذر]] دادند. [[حضرت]] فرمود: برای [[شکر]] [[خداوند]] سه روز [[روزه]] می‌گیریم. طبق برخی [[روایات]]، [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} و خدمت‌کار آنان فضّه نیز [[نذر]] کردند تا [[روزه]] بگیرند. پس از شفای [[امام حسن]] {{ع}} و [[امام حسین]] {{ع}} در حالی که طعامی نداشتند، به [[نذر]] خود [[وفا]] کرده، [[روزه]] گرفتند. [[امام علی|امیرمؤمنان]] {{ع}} مقداری جو قرض کرد و [[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} با ثلث آن، پنج قرص نان پخت. هنگام [[افطار]]، مسکینی بر دَرِ [[خانه]] حاضر شد و طعام‌طلبید. آنان همگی [[مسکین]] را بر خود مقدّم داشتند و در آن [[شب]] جز [[آب]] ننوشیدند. دومین روز نیز [[روزه]] گرفتند و هنگام [[افطار]]، نان جوین خود را به [[یتیمی]] که طعام‌طلبید، بخشیدند و بار دیگر با [[آب]] [[افطار]] کردند و روز بعد را نیز [[روزه]] گرفته، در شام‌گاه سوم نیز غذای خود را به اسیری که طعام‌طلبید، دادند و چون صبح هنگام [[امام علی|علی]] {{ع}} و فرزندانش نزد [[پیامبر]] {{صل}} آمدند، از شدّت [[گرسنگی]] می‌لرزیدند. [[مشاهده]] این حال بر [[پیامبر]] {{صل}} گران آمد؛ آن‌گاه همگی نزد[[فاطمه زهرا|فاطمه]] {{س}} رفتند و وی را در [[محراب]] [[عبادت]] یافتند؛ در حالی که از شدّت [[گرسنگی]]، شکمش به پشت چسبیده و چشم‌هایش به گودی نشسته بود. [[پیامبر]] {{صل}} ناراحت شد. در این هنگام [[جبرئیل]] فرود آمد و به [[پیامبر]] {{صل}} بر اثر داشتن چنین خاندانی تهنیت گفت و همه [[سوره انسان]] را برای وی آورد<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۱۱؛ البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۴۶ ـ ۵۵۲‌؛ إحقاق‌الحق، ج‌۳، ص‌۱۵۷ ـ ۱۷۱.</ref>. این [[حدیث]] را همه [[علمای شیعه]] و ۳۴ نفر از مشاهیر [[عالمان]] اهل‌سنّت در کتاب‌های [[تفسیر]] و [[حدیث]] [[نقل]] کرده و‌آن را از افتخارات و [[فضایل]] مهم [[اهل‌ بیت]] {{عم}} شمرده‌اند<ref>الغدیر، ج‌۳، ص‌۱۰۷ ـ ۱۱۱.</ref>. [[امام علی]] {{ع}} پس از [[مرگ]] [[عمر]] از [[مردم]] پرسید: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]! آیا جز من در میان شما کسی هست که [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ }}<ref> نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند؛ سوره انسان، آیه:۵.</ref> تا آخر [[سوره]] درباره او و فرزندانش نازل شده باشد؟ گفتند: نه<ref>الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۲۶؛ الفرقان، ج ۲۹، ص ۳۰۶.</ref>. [[امام حسن]] {{ع}} نیز فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]]! مقصود از تعبیر {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} در [[کتاب الهی]]، جز [[امام علی|علی‌ بن‌ ابی‌ طالب]] و [[حضرت زهرا|فاطمه]] و من و [[امام حسین]] {{عم}} نیست<ref>نورالثقلین، ج‌۵‌، ص‌۴۷۳ و ۴۷۴.</ref>. [[پیامبر]] {{صل}} درباره [[آیه]] {{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ}} به [[امام علی|امیرمؤمنان]]، [[حضرت زهرا|حضرت فاطمه]] و [[فرزندان]] بزرگوارشان فرمود: [[خداوند]] نعمتی بی‌زوال و [[سروری]] [[ابدی]] به شما عطا‌کرد. بر شما گوارا باد ای [[خانواده]] [[پیامبر]] {{صل}}... !<ref>البرهان، ج‌۵‌، ص‌۵۵۳‌.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در [[قرآن]]، واژه {{متن قرآن|بَرَرَةٍ}} که جمع بَرّ است، فقط درباره [[فرشتگان]] آمده و این تعبیر، از واژه "[[ابرار]]" رساتر است؛ زیرا [[ابرار]] جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنان‌که [[عدل]] از [[عادل]]<ref>مفردات، ص‌۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
# '''[[فرشتگان]]:''' {{متن قرآن|بِأَيْدِي سَفَرَةٍ كِرَامٍ بَرَرَةٍ }}<ref> به دست نویسندگانی که ارجمند و نیکویند؛ سوره عبس، آیه: ۱۵ - ۱۶.</ref> در [[قرآن]]، واژه {{متن قرآن|بَرَرَةٍ}} که جمع بَرّ است، فقط درباره [[فرشتگان]] آمده و این تعبیر، از واژه "[[ابرار]]" رساتر است؛ زیرا [[ابرار]] جمع بارّ است و بررة جمع بَرّ، و بَرّ از بارّ رساتر است؛ چنان‌که [[عدل]] از [[عادل]]<ref>مفردات، ص‌۱۱۴ و ۱۱۵، «برّ».</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
خط ۷۴: خط ۷۴:


== [[کتاب]] [[ابرار]] ==
== [[کتاب]] [[ابرار]] ==
{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است. و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟ کارنامه‌ای است نگاشته، که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه: ۱۸ - ۲۱.</ref> آرای مفسّران در [[تفسیر]] علّیین<ref>جایگاه کتاب ابرار</ref> گوناگون و در برخی [[تفاسیر]]، ده قول شمرده شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] برخی از آرای ده‌گانه و مردود شمردن آنها، معنای علّیون را "[[برتری]] مضاعف" دانسته که بر درجات عالی و منازل [[قرب]] به [[خدای سبحان]] منطبق می‌شود. وی می‌گوید: مقصود از [[کتاب]] [[ابرار]]، [[سرنوشت]] [[نیکی]] است که [[خداوند]] با قضای حتمی خود برای آنان مقدّر و آماده کرده است؛ پس علّیون کتابی بلند پایه و جامع است که بسیاری سرنوشت‌ها، از جمله [[سرنوشت]] [[ابرار]] در آن نوشته شده و [[خداوند]] برای تبیین [[عظمت]] آن به [[پیامبر]] {{صل}} می‌فرماید: نمی‌دانی علّیون چیست؛ یعنی آن [[قدر]] بزرگ است که با زبان بشری قابل شناساندن نیست؛ سپس از آن با [[وصف]] "کتاب مرقوم" یاد می‌کند. کتاب، یعنی امری نوشته شده و [[قضایی]] حتمی، و‌ مرقوم از مادّه رقم<ref>خط درشت یا نقطه گذاری</ref> به معنای کاملا روشن و بی‌ابهام است؛ پس [[سرنوشت]] [[نیک]] آنان حتمی و مشخّص و تخلّف‌ناپذیر است. در پایان، جای‌گاه [[کتاب]] [[ابرار]] را چنین می‌ستاید که مقرّبان، علّیون را با [[اراده]] [[خدای بزرگ]] [[مشاهده]] می‌کنند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۴ و ۲۳۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|كَلاَّ إِنَّ كِتَابَ الأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ كِتَابٌ مَّرْقُومٌ يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ }}<ref> نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است. و تو چه دانی که «علّیین» چیست؟ کارنامه‌ای است نگاشته، که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند؛ سوره مطففین، آیه: ۱۸ - ۲۱.</ref> آرای مفسّران در [[تفسیر]] علّیین<ref>جایگاه کتاب ابرار</ref> گوناگون و در برخی [[تفاسیر]]، ده قول شمرده شده است<ref>التفسیر الکبیر، ج‌۳۱، ص‌۹۷.</ref>. [[علامه طباطبایی]] پس از [[نقل]] برخی از آرای ده‌گانه و مردود شمردن آنها، معنای علّیون را "[[برتری]] مضاعف" دانسته که بر درجات عالی و منازل [[قرب]] به [[خدای سبحان]] منطبق می‌شود. وی می‌گوید: مقصود از [[کتاب]] [[ابرار]]، [[سرنوشت]] [[نیکی]] است که [[خداوند]] با قضای حتمی خود برای آنان مقدّر و آماده کرده است؛ پس علّیون کتابی بلند پایه و جامع است که بسیاری سرنوشت‌ها، از جمله [[سرنوشت]] [[ابرار]] در آن نوشته شده و [[خداوند]] برای تبیین [[عظمت]] آن به [[پیامبر]] {{صل}} می‌فرماید: نمی‌دانی علّیون چیست؛ یعنی آن [[قدر]] بزرگ است که با زبان بشری قابل شناساندن نیست؛ سپس از آن با وصف "کتاب مرقوم" یاد می‌کند. کتاب، یعنی امری نوشته شده و [[قضایی]] حتمی، و‌ مرقوم از مادّه رقم<ref>خط درشت یا نقطه گذاری</ref> به معنای کاملا روشن و بی‌ابهام است؛ پس [[سرنوشت]] [[نیک]] آنان حتمی و مشخّص و تخلّف‌ناپذیر است. در پایان، جای‌گاه [[کتاب]] [[ابرار]] را چنین می‌ستاید که مقرّبان، علّیون را با [[اراده]] [[خدای بزرگ]] [[مشاهده]] می‌کنند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۴ و ۲۳۵.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


== فراوانی [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] ==
== فراوانی [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] ==
{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}<ref> بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمت‌های [[مادّی]]، چون انواع خوردنی‌های مطلوب و نوشیدنی‌های گوارا، [[همسران]] بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمت‌های [[معنوی]]، مانند [[انس با خدا]]، [[رؤیت]] [[پروردگار]]، [[رضایت]] [[خدا]] از آنان و [[امنیت]] و [[طمأنینه]] و [[سعادت ابدی]] برخوردارند<ref>المنیر، ج‌۳۰، ص‌۱۲۶.</ref>. در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] در [[وصف]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای [[نعمت]] فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه [[عظمت]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمت‌هایی وصف‌ناپذیر به سر می‌برند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۷.</ref>. برخی گفته‌اند: بشارت‌هایی که در [[سوره انسان]] به [[ابرار]] داده شده، به ترتیب یکی [[برتر]] از دیگری است؛ چنان که در آغاز، [[مصونیت]] آنان از [[شرّ]] و آسیب [[قیامت]] را بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان [[بشارت]] [[شادابی]] چهره و [[شادمانی]] [[دل]] می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، [[سخن]] از [[بهشت]] و [[پوشاک]] پرنیانی آن دارد: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به [[بشارت]] اجمالی [[بهشت]] نیز بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمت‌های آن را به تفصیل بیان می‌دارد<ref>الفصول المهمه، ص‌۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ }}<ref> بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند؛ سوره انفطار، آیه:۱۳.</ref> آنان هم از نعمت‌های [[مادّی]]، چون انواع خوردنی‌های مطلوب و نوشیدنی‌های گوارا، [[همسران]] بهشتی و منازل باعظمت و هم از نعمت‌های [[معنوی]]، مانند [[انس با خدا]]، [[رؤیت]] [[پروردگار]]، [[رضایت]] [[خدا]] از آنان و [[امنیت]] و [[طمأنینه]] و [[سعادت ابدی]] برخوردارند<ref>المنیر، ج‌۳۰، ص‌۱۲۶.</ref>. در [[سوره انسان]]، هجده [[آیه]] در وصف [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] آمده و از آنها با واژه "نعیم" یاد شده است. واژه نعیم به معنای [[نعمت]] فراوان است و نکره آمدن آن، نشانه [[عظمت]] [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]] و بدین معنا است که آنان در آغوش نعمت‌هایی وصف‌ناپذیر به سر می‌برند<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۲۳۷.</ref>. برخی گفته‌اند: بشارت‌هایی که در [[سوره انسان]] به [[ابرار]] داده شده، به ترتیب یکی [[برتر]] از دیگری است؛ چنان که در آغاز، [[مصونیت]] آنان از [[شرّ]] و آسیب [[قیامت]] را بیان می‌کند: {{متن قرآن|فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref>. بعد به آنان [[بشارت]] [[شادابی]] چهره و [[شادمانی]] [[دل]] می‌دهد: {{متن قرآن|وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا }}<ref> پس خدا آنان را از شرّ آن روز نگاه می‌دارد و به آنان شادابی و شادمانی می‌نمایاند؛ سوره انسان، آیه:۱۱.</ref> سپس فراتر رفته، [[سخن]] از [[بهشت]] و [[پوشاک]] پرنیانی آن دارد: {{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا }}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref> و به [[بشارت]] اجمالی [[بهشت]] نیز بسنده نکرده؛ بلکه بسیاری از نعمت‌های آن را به تفصیل بیان می‌دارد<ref>الفصول المهمه، ص‌۲۳۴.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


== [[شادابی]] و [[شادمانی]] ==
== [[شادابی]] و [[شادمانی]] ==
خط ۸۳: خط ۸۳:


== [[مُلک]] کبیر ==
== [[مُلک]] کبیر ==
{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا }}<ref> و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی؛ سوره انسان، آیه:۲۰.</ref> [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، [[وصف]] ناشدنی است و مُلْک بزرگی که به آنان عطا شده، قابل اندازه‌گیری نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۰.</ref> و بر پایه روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} مُلکی بی‌زوال و فناناپذیر است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌.</ref>. گروهی از مفسّران، [[مُلک]] کبیر را به گسترش و [[عظمت]] [[بهشت]] و [[خانه‌ها]]، قصرها و باغ‌های آن [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۸۶‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۴.</ref>. گروهی دیگر، آن را اشاره به [[عظمت]] [[معنوی]] [[بهشت]] و مقام‌های برین [[بهشتیان]] می‌دانند؛ مانند این که [[فرشتگان]] بدون اجازه بر آنان وارد نمی‌شوند و همواره بر آنان [[سلام]] و تحیت می‌گویند یا این که هریک از آنان هفتاد دربان دارند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ البرهان، ج‌۴، ص‌۴۱۵.</ref>. معانی دیگری مانند [[مالکیت]]، [[حاکمیت]] و [[قرب]] الی‌اللّه و [[شهود]] جلال و [[جمال]] [[حق]] نیز برای [[مُلک]] کبیر شمرده شده است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۳۲۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَإِذَا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيمًا وَمُلْكًا كَبِيرًا }}<ref> و چون بدان جا بنگری نعمت و پادشاهی بیکرانی می‌بینی؛ سوره انسان، آیه:۲۰.</ref> [[نعمت‌های بهشتی]] [[ابرار]]، وصف ناشدنی است و مُلْک بزرگی که به آنان عطا شده، قابل اندازه‌گیری نیست<ref>المیزان، ج‌۲۰، ص‌۱۳۰.</ref> و بر پایه روایتی از [[امام صادق]] {{ع}} مُلکی بی‌زوال و فناناپذیر است<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌.</ref>. گروهی از مفسّران، [[مُلک]] کبیر را به گسترش و [[عظمت]] [[بهشت]] و [[خانه‌ها]]، قصرها و باغ‌های آن [[تفسیر]] کرده‌اند<ref>روض‌الجنان، ج‌۲۰، ص‌۸۶‌؛ مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ قرطبی، ج‌۱۹، ص‌۹۴.</ref>. گروهی دیگر، آن را اشاره به [[عظمت]] [[معنوی]] [[بهشت]] و مقام‌های برین [[بهشتیان]] می‌دانند؛ مانند این که [[فرشتگان]] بدون اجازه بر آنان وارد نمی‌شوند و همواره بر آنان [[سلام]] و تحیت می‌گویند یا این که هریک از آنان هفتاد دربان دارند<ref>مجمع‌البیان، ج‌۱۰، ص‌۶۲۳‌؛ البرهان، ج‌۴، ص‌۴۱۵.</ref>. معانی دیگری مانند [[مالکیت]]، [[حاکمیت]] و [[قرب]] الی‌اللّه و [[شهود]] جلال و [[جمال]] [[حق]] نیز برای [[مُلک]] کبیر شمرده شده است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۳۲۱.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.


== چشم‌انداز [[ابرار]] ==
== چشم‌انداز [[ابرار]] ==
خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
== [[لباس]] حریر ==
== [[لباس]] حریر ==
{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref>، {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا }}<ref> بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> [[پوشاک]] دیبای سبز در [[بهشت]]، مایه [[جمال]] ظاهری نیکوکارانی است که [[جمال]] [[باطنی]] خویش را با [[پوشش]] [[پارسایی]] تأمین کردند: {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ }}<ref> لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ سوره اعراف، آیه:۲۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
{{متن قرآن|وَجَزَاهُم بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِيرًا}}<ref> و به آنان برای شکیبی که ورزیده‌اند بهشت و (پوشاک) پرنیان پاداش می‌دهد؛ سوره انسان، آیه:۱۲.</ref>، {{متن قرآن|عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّةٍ وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا }}<ref> بر تن آنان جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و دیبای ستبر است و به دستبندهایی سیمین آراسته‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاک می‌نوشاند؛ سوره انسان، آیه:۲۱.</ref> [[پوشاک]] دیبای سبز در [[بهشت]]، مایه [[جمال]] ظاهری نیکوکارانی است که [[جمال]] [[باطنی]] خویش را با [[پوشش]] [[پارسایی]] تأمین کردند: {{متن قرآن|وَلِبَاسُ التَّقْوَىَ ذَلِكَ خَيْرٌ }}<ref> لباس پرهیزگاری، باری، بهتر است؛ سوره اعراف، آیه:۲۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>.
* لباس‌های [[بهشتیان]] از پرنیان [[ناب]] و [[خالص]] است؛ زیرا پارچه‌های ابریشمین بر اثر [[نرمی]] و [[لطافت]] و جذّابیت و حرکات زیبای آن و [[پذیرش]] رنگ‌های جالب، [[بهترین]] پارچه‌ها است و چون در [[فرهنگ]] [[مردم]] [[دنیا]] پارچه‌ای گران‌بهاتر از آن نیست، این واژه در [[وصف]] [[پوشاک]] [[ابرار]] بهشتی به کار رفته است. {{متن قرآن|سُندُسٍ }} به اتّفاق مفسّران و لغت شناسان، پارچه ابریشمین نازک، و‌ {{متن قرآن|وَإِسْتَبْرَقٌ }} دیبای ضخیم و سِتَبر است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۵.</ref>. رنگ سبز از شادترین و زیباترین رنگ‌های [[جهان]] [[طبیعت]] و رنگی آرامش‌بخش به شمار می‌رود<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>
* لباس‌های [[بهشتیان]] از پرنیان [[ناب]] و [[خالص]] است؛ زیرا پارچه‌های ابریشمین بر اثر [[نرمی]] و [[لطافت]] و جذّابیت و حرکات زیبای آن و [[پذیرش]] رنگ‌های جالب، [[بهترین]] پارچه‌ها است و چون در [[فرهنگ]] [[مردم]] [[دنیا]] پارچه‌ای گران‌بهاتر از آن نیست، این واژه در وصف [[پوشاک]] [[ابرار]] بهشتی به کار رفته است. {{متن قرآن|سُندُسٍ }} به اتّفاق مفسّران و لغت شناسان، پارچه ابریشمین نازک، و‌ {{متن قرآن|وَإِسْتَبْرَقٌ }} دیبای ضخیم و سِتَبر است<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۵.</ref>. رنگ سبز از شادترین و زیباترین رنگ‌های [[جهان]] [[طبیعت]] و رنگی آرامش‌بخش به شمار می‌رود<ref>پیام قرآن، ج‌۶‌، ص‌۲۵۶.</ref><ref>[[علی اسلامی|اسلامی، علی]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱، ص۴۵۶ - ۴۷۷.</ref>


== سایه‌ها و هوای [[معتدل]] ==
== سایه‌ها و هوای [[معتدل]] ==
خط ۱۶۴: خط ۱۶۴:
و نیز به نقل از کتاب [[علل الشرایع]] با اسنادش تا [[زید]] شحام و او هم از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} نقل کرده که: {{متن حدیث|قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَنَا مِنْ نُورٍ مُبْتَدَعٍ مِنْ نُورٍ رَسَخَ ذَلِكَ النُّورُ فِي طِينَةٍ مِنْ أَعْلَى عِلِّيِّينَ وَ خَلَقَ‏ قُلُوبَ‏ شِيعَتِنَا مِمَّا خَلَقَ‏ مِنْهُ‏ أَبْدَانَنَا وَ خَلَقَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ طِينَةٍ دُونَ ذَلِكَ فَقُلُوبُهُمْ تَهْوَى إِلَيْنَا لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقْنَا مِنْهُ ثُمَّ قَرَأَ {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است * و تو چه دانی که «علّیین» چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>...}}: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[خدای متعال]] ما را از نوری که [[نور]] آن سنخ نور در [[سرشت]] [[اعلی علیین]] است، آفرید و دل‌های [[شیعیان]] ما را [[خلق]] نمود از آنچه بدن‌های ما را از آن آفرید و بدن‌های آنان را از سرشتی دیگر آفرید. پس دل‌های آنان رو به سوی ما دارد؛ زیرا آنها [[آفریده]] شده‌اند از آنچه ما از آن خلق شده‌ایم، بعد از آن، [[تلاوت]] نمود: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}} تا آخر [[حدیث]]<ref>. همان، ص۵۳۳، حدیث ۳۲.</ref>.
و نیز به نقل از کتاب [[علل الشرایع]] با اسنادش تا [[زید]] شحام و او هم از [[ابی عبدالله]]، [[امام صادق]] {{ع}} نقل کرده که: {{متن حدیث|قَالَ: إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَنَا مِنْ نُورٍ مُبْتَدَعٍ مِنْ نُورٍ رَسَخَ ذَلِكَ النُّورُ فِي طِينَةٍ مِنْ أَعْلَى عِلِّيِّينَ وَ خَلَقَ‏ قُلُوبَ‏ شِيعَتِنَا مِمَّا خَلَقَ‏ مِنْهُ‏ أَبْدَانَنَا وَ خَلَقَ أَبْدَانَهُمْ مِنْ طِينَةٍ دُونَ ذَلِكَ فَقُلُوبُهُمْ تَهْوَى إِلَيْنَا لِأَنَّهَا خُلِقَتْ مِمَّا خُلِقْنَا مِنْهُ ثُمَّ قَرَأَ {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}}<ref>«نه چنین است؛ کارنامه نیکان در «علّیین» است * و تو چه دانی که «علّیین» چیست * کارنامه‌ای است نگاشته * که مقرّبان (درگاه خداوند) در آن می‌نگرند» سوره مطففین، آیه ۱۸-۲۱.</ref>...}}: [[امام صادق]] {{ع}} فرمود: [[خدای متعال]] ما را از نوری که [[نور]] آن سنخ نور در [[سرشت]] [[اعلی علیین]] است، آفرید و دل‌های [[شیعیان]] ما را [[خلق]] نمود از آنچه بدن‌های ما را از آن آفرید و بدن‌های آنان را از سرشتی دیگر آفرید. پس دل‌های آنان رو به سوی ما دارد؛ زیرا آنها [[آفریده]] شده‌اند از آنچه ما از آن خلق شده‌ایم، بعد از آن، [[تلاوت]] نمود: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ * كِتَابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ}} تا آخر [[حدیث]]<ref>. همان، ص۵۳۳، حدیث ۳۲.</ref>.


[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] می‌فرماید: مراد از: {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ}} در [[آیه]] ۱۹۸ [[سوره آل عمران]]، [[ابرار]] هستند، به [[دلیل]] آنچه در آخر آیه آمده است: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref> و در [[احتجاج]] [[حدیثی]] است بدین مضمون که [[علی]] {{ع}} پس از [[مرگ]] عمربن خطاب برای گروهی از [[مردم]] فرموده که: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]، آیا آیه: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref> [تا آخر [[سوره]]]، درباره کسی از شما و فرزندانتان به جز من نازل شده است؟ آنان در پاسخ گفتند: نه<ref>. المیزان، ج۴، ص۲۰.</ref>.
[[علامه طباطبایی]] در [[المیزان]] می‌فرماید: مراد از: {{متن قرآن|الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ}} در [[آیه]] ۱۹۸ [[سوره آل عمران]]، [[ابرار]] هستند، به [[دلیل]] آنچه در آخر آیه آمده است: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref> و در [[احتجاج]] [[حدیثی]] است بدین مضمون که [[علی]] {{ع}} پس از [[مرگ]] عمر بن خطاب برای گروهی از [[مردم]] فرموده که: شما را به [[خدا]] [[سوگند]]، آیا آیه: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}<ref>«نیکان از پیاله‌ای می‌نوشند که آمیخته به بوی خوش است» سوره انسان، آیه ۵.</ref> [تا آخر [[سوره]]]، درباره کسی از شما و فرزندانتان به جز من نازل شده است؟ آنان در پاسخ گفتند: نه<ref>. المیزان، ج۴، ص۲۰.</ref>.
[[علامه]] شیخ [[جلال‌الدین عبدالرحمن سیوطی]] در [[تفسیر]] در المنثور فرموده:
[[علامه]] شیخ [[جلال‌الدین عبدالرحمن سیوطی]] در [[تفسیر]] در المنثور فرموده:
# ابن‌جریر درباره قوله: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}} از ابن‌زید [[اخراج]] نموده که او گفته است: {{عربی|لمن يطيع الله عزوجل}}<ref>. الدرّ المنثور، ج۲، ص۱۱۳.</ref>.
# ابن‌جریر درباره قوله: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}} از ابن‌زید [[اخراج]] نموده که او گفته است: {{عربی|لمن يطيع الله عزوجل}}<ref>. الدرّ المنثور، ج۲، ص۱۱۳.</ref>.
خط ۱۸۵: خط ۱۸۵:
البته، [[مؤمنان]] در [[انتخاب]] این [[دعا]]، از [[آیات الهی]] به [[نیکی]] [[الهام]] گرفتند، از جمله آنجا که فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}، و در سلسله [[مراتب ایمان]]، اگر چه [[تقوا]] حایز مرتبه‌ای والاست و [[متقین]] هم دارای درجه‌ای برجسته و عالی‌اند؛ چنان‌که فرموده: {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، اما با این‌حال [[درجه]] و مرتبه [[ابرار]]، از همه متقین، [[برتر]] و بالاتر است؛ چرا که او می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۶.</ref>
البته، [[مؤمنان]] در [[انتخاب]] این [[دعا]]، از [[آیات الهی]] به [[نیکی]] [[الهام]] گرفتند، از جمله آنجا که فرموده است: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}، و در سلسله [[مراتب ایمان]]، اگر چه [[تقوا]] حایز مرتبه‌ای والاست و [[متقین]] هم دارای درجه‌ای برجسته و عالی‌اند؛ چنان‌که فرموده: {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ}}، اما با این‌حال [[درجه]] و مرتبه [[ابرار]]، از همه متقین، [[برتر]] و بالاتر است؛ چرا که او می‌فرماید: {{متن قرآن|وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}.<ref>[[عبدالنبی امامی|امامی، عبدالنبی]]، [[فرهنگ قرآن ج۱ (کتاب)|فرهنگ قرآن ج۱]]، ص ۳۶.</ref>


==== سه ویژگی [[الهی]]، [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] ابرار ==== ویژگی الهی''': ابرار دارای یک رتبه عالی الهی‌اند که آن رتبه، [[بندگی]] خداست: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}، و این رتبه [[بندگی خدا]] را که [[خدای متعال]] در [[وصف]] بندگانش بیان فرموده، حقیقتی است که مافوقی برای آن متصوّر نیست. این همان رتبه‌ای است که در تشهّد [[نماز]]، پیش از [[گواهی]] به [[پیامبری]] [[حضرت ختمی مرتبت]]، بر بندگی او [[شهادت]] داده و می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏}}.
==== سه ویژگی [[الهی]]، [[اعتقادی]] و [[رفتاری]] ابرار ==== ویژگی الهی''': ابرار دارای یک رتبه عالی الهی‌اند که آن رتبه، [[بندگی]] خداست: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كَانَ مِزَاجُهَا كَافُورًا}}، و این رتبه [[بندگی خدا]] را که [[خدای متعال]] در وصف بندگانش بیان فرموده، حقیقتی است که مافوقی برای آن متصوّر نیست. این همان رتبه‌ای است که در تشهّد [[نماز]]، پیش از [[گواهی]] به [[پیامبری]] [[حضرت ختمی مرتبت]]، بر بندگی او [[شهادت]] داده و می‌گوییم: {{متن حدیث|أَشْهَدُ أَنَ‏ مُحَمَّداً عَبْدُهُ‏ وَ رَسُولُهُ‏}}.


'''ویژگی اعتقادی''': این رتبه عالی الهی، به ازای آن [[خوی]] [[پسندیده]] و مهذب ابرار است که بر اثر آن، [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] آنان صرفاً در [[مقام]] بندگی خدا قرار گرفته است و تنها برای رضای [[حق]] انجام می‌شود و مبرّای از هر نوع شایبه نفع است؛ به گونه‌ای که در برابر آن، نه [[انتظار]] پاداشی در جزای عمل و [[طاعت]] خود دارند، و نه توقع [[شکر]] و [[سپاس]] را در سر می‌پرورانند؛ آن‌چنان که او می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و لذا وجه‌اللّه و رضای خدای متعال مورد نظر آنان است.
'''ویژگی اعتقادی''': این رتبه عالی الهی، به ازای آن [[خوی]] [[پسندیده]] و مهذب ابرار است که بر اثر آن، [[طاعات]]، [[اعمال]] و [[عبادات]] آنان صرفاً در [[مقام]] بندگی خدا قرار گرفته است و تنها برای رضای [[حق]] انجام می‌شود و مبرّای از هر نوع شایبه نفع است؛ به گونه‌ای که در برابر آن، نه [[انتظار]] پاداشی در جزای عمل و [[طاعت]] خود دارند، و نه توقع [[شکر]] و [[سپاس]] را در سر می‌پرورانند؛ آن‌چنان که او می‌فرماید: {{متن قرآن|إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا}}<ref>«(با خود می‌گویند:) شما را تنها برای خشنودی خداوند خوراک می‌دهیم، نه پاداشی از شما خواهانیم و نه سپاسی» سوره انسان، آیه ۹.</ref>، و لذا وجه‌اللّه و رضای خدای متعال مورد نظر آنان است.
خط ۲۰۶: خط ۲۰۶:
=== خاتمه: [[اعجاز قرآن]] و بهره‌گیری‌های [[تربیتی]] === اعجاز قرآن'''
=== خاتمه: [[اعجاز قرآن]] و بهره‌گیری‌های [[تربیتی]] === اعجاز قرآن'''


در [[سوره انفطار]]، در [[آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}} و {{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}، ملاحظه می‌کنیم [[ابرار]] در مقابل [[فجّار]] قرار دارند. پیش‌تر در بررسی آیات [[سوره انسان]]، دانستیم که مطلوب ابرار در اعمال و انجام طاعات و عبادات، وجه‌اللّه است، در حالی‌که فجّار نه تنها مطلوبشان وجه‌اللّه نبوده، بلکه در نقطه مقابل ابرار، فرار از سخن[[حق]] و [[نافرمانی]] از [[طاعت]] او و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] را [[آیین]] خود قرار داده‌اند. در [[وصف]] آنان در [[سوره نوح]] چنین می‌خوانیم: [[نوح]] گفت: پروردگارا! من [[قوم]] خود را شب و [[روز]] (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و طاعت) [[دعوت]] نمودم: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم» سوره نوح، آیه ۵.</ref>.
در [[سوره انفطار]]، در [[آیات]]: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}} و {{متن قرآن|وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}، ملاحظه می‌کنیم [[ابرار]] در مقابل [[فجّار]] قرار دارند. پیش‌تر در بررسی آیات [[سوره انسان]]، دانستیم که مطلوب ابرار در اعمال و انجام طاعات و عبادات، وجه‌اللّه است، در حالی‌که فجّار نه تنها مطلوبشان وجه‌اللّه نبوده، بلکه در نقطه مقابل ابرار، فرار از سخن[[حق]] و [[نافرمانی]] از [[طاعت]] او و [[شرک]] و [[بت‌پرستی]] را [[آیین]] خود قرار داده‌اند. در وصف آنان در [[سوره نوح]] چنین می‌خوانیم: [[نوح]] گفت: پروردگارا! من [[قوم]] خود را شب و [[روز]] (به [[پرستش]] تو و به [[تقوا]] و طاعت) [[دعوت]] نمودم: {{متن قرآن|قَالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَارًا}}<ref>«گفت: پروردگارا من شب و روز، قوم خود را (به خداپرستی) فرا خواندم» سوره نوح، آیه ۵.</ref>.
اما [[دعوت]] من، چیزی بر آنان نیفزود جز آنکه (آنان از دعوت به سوی [[حق]]) فرار کردند: {{متن قرآن|فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود» سوره نوح، آیه ۶.</ref>.
اما [[دعوت]] من، چیزی بر آنان نیفزود جز آنکه (آنان از دعوت به سوی [[حق]]) فرار کردند: {{متن قرآن|فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَارًا}}<ref>«و فراخوان من جز به گریز آنان نیفزود» سوره نوح، آیه ۶.</ref>.


خط ۲۳۶: خط ۲۳۶:
# ارائه [[غایت]] و [[عاقبت]] کار: وقتی دو گروه ابرار و [[فجار]] را نسبت به هم مقایسه می‌نماییم، ملاحظه می‌کنیم: عاقبت ابرار، [[نعیم]]، و عاقبت [[فجّار]]، [[جحیم]] است. قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>. بنابراین، اصل ارائه غایت و عاقبت کار، عاملی اساسی در تربیت است تا همواره محکی [[غنی]] برای استمرار تلاش و [[کوشش]] در راستای دست‌یابی به [[هدف]] موجود باشد.
# ارائه [[غایت]] و [[عاقبت]] کار: وقتی دو گروه ابرار و [[فجار]] را نسبت به هم مقایسه می‌نماییم، ملاحظه می‌کنیم: عاقبت ابرار، [[نعیم]]، و عاقبت [[فجّار]]، [[جحیم]] است. قال تعالی: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِي جَحِيمٍ}}<ref>«بی‌گمان نیکان در ناز و نعمتی بی‌شمارند * و به راستی گنهکاران در دوزخ‌اند» سوره انفطار، آیه ۱۳-۱۴.</ref>. بنابراین، اصل ارائه غایت و عاقبت کار، عاملی اساسی در تربیت است تا همواره محکی [[غنی]] برای استمرار تلاش و [[کوشش]] در راستای دست‌یابی به [[هدف]] موجود باشد.
# [[ثبت]] [[اعمال]]: آنچه را که می‌شود در وصول به [[غایت]] و تحقق کمال به عنوان مطلوب، عاملی اساسی در نظر گرفت، آن است که عمل و [[طاعات]] هم جنبه [[عینی]] و [[حقیقی]] داشته باشد و هم مکتوب گردد. لذا [[خدای متعال]] با تأکید می‌فرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}؛ {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}.
# [[ثبت]] [[اعمال]]: آنچه را که می‌شود در وصول به [[غایت]] و تحقق کمال به عنوان مطلوب، عاملی اساسی در نظر گرفت، آن است که عمل و [[طاعات]] هم جنبه [[عینی]] و [[حقیقی]] داشته باشد و هم مکتوب گردد. لذا [[خدای متعال]] با تأکید می‌فرماید: {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ}}؛ {{متن قرآن|كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ}}.
# [[تذکر]] و [[یادآوری]] غایت: برای آنکه غایت و [[عاقبت]] کار همواره در نظر باشد، باید مجدداً آن را تذکر داده و یادآوری نمود. تا این [[تجدید]] یادآوری، سعی و [[کوشش]] را در جهت وصول به غایت نیرو داده و آن را [[روحی]] تازه بخشد و برای ادامه و استمرار آن، محرّکی [[غنی]] باشد. از این‌رو خدای متعال بعد از بیان این غایت در [[سوره انفطار]]، آن را مجدداً در [[سوره مطففین]] یادآوری فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}.
# [[تذکر]] و [[یادآوری]] غایت: برای آنکه غایت و [[عاقبت]] کار همواره در نظر باشد، باید مجدداً آن را تذکر داده و یادآوری نمود. تا این تجدید یادآوری، سعی و [[کوشش]] را در جهت وصول به غایت نیرو داده و آن را [[روحی]] تازه بخشد و برای ادامه و استمرار آن، محرّکی [[غنی]] باشد. از این‌رو خدای متعال بعد از بیان این غایت در [[سوره انفطار]]، آن را مجدداً در [[سوره مطففین]] یادآوری فرمود: {{متن قرآن|إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ}}.
# [[راهنمایی]] نسبت به راستای حرکت به سوی غایت: در جریان [[تربیت]]، باید نسبت به جهت و سمت حرکت به سوی غایت و عاقبت راهنمایی صورت گیرد. بنابراین، استماع [[دستور]] برای نیل به غایت و [[عمل به دستورات]] و [[اوامر]] ارائه شده و سرانجام تقاضا و درخواست متعادل‌داشتن، در یافتن جهت‌گیری مناسب حرکت برای نیل به غایت و عاقبت کار، لازم‌الاجراء است. لذا [[خداوند متعال]] به زبان [[مؤمنان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ}}<ref>«پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.</ref>.
# [[راهنمایی]] نسبت به راستای حرکت به سوی غایت: در جریان [[تربیت]]، باید نسبت به جهت و سمت حرکت به سوی غایت و عاقبت راهنمایی صورت گیرد. بنابراین، استماع [[دستور]] برای نیل به غایت و [[عمل به دستورات]] و [[اوامر]] ارائه شده و سرانجام تقاضا و درخواست متعادل‌داشتن، در یافتن جهت‌گیری مناسب حرکت برای نیل به غایت و عاقبت کار، لازم‌الاجراء است. لذا [[خداوند متعال]] به زبان [[مؤمنان]] می‌فرماید: {{متن قرآن|رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ}}<ref>«پروردگارا! ما شنیدیم فرا خواننده‌ای به ایمان فرا می‌خواند که به پروردگار خود ایمان آورید! و ایمان آوردیم؛ پروردگارا، گناهان ما را بیامرز و از بدی‌های ما چشم بپوش و ما را با نیکان بمیران» سوره آل عمران، آیه ۱۹۳.</ref>.
# تبیین غایت اصلی از غایت مشابه: بعد از راهنمایی نسبت به راستای [[حرکت به سوی مطلوب]]، لازم است غایت مشابه از غایت اصلی، مشخص و متمایز گردد؛ زیرا محتمل است تشعشعاتی از کمال مطلوب پرتو افشانی کند و سالک طریق هم آن تشعشعات را [[غایت]] اصلی پندارد. لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>.
# تبیین غایت اصلی از غایت مشابه: بعد از راهنمایی نسبت به راستای [[حرکت به سوی مطلوب]]، لازم است غایت مشابه از غایت اصلی، مشخص و متمایز گردد؛ زیرا محتمل است تشعشعاتی از کمال مطلوب پرتو افشانی کند و سالک طریق هم آن تشعشعات را [[غایت]] اصلی پندارد. لذا می‌فرماید: {{متن قرآن|لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ}}<ref>«اما کسانی را که از پروردگارشان پروا کرده‌اند، بوستان‌هایی است که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، به پذیرایی از نزد خداوند و آنچه نزد خداوند است برای نیکوکاران بهتر است» سوره آل عمران، آیه ۱۹۸.</ref>.
۲۱۸٬۸۵۱

ویرایش