←شهادت امیرالمؤمنین{{ع}}
(←منابع) |
|||
| خط ۵۴: | خط ۵۴: | ||
هنگامی که [[شمشیر]] [[ابن ملجم]] در [[محراب]] [[عبادت]] بر سر [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فرود آمد<ref>طبری، تاریخ، ج۵، ص۱۴۶.</ref> [[حضرت]]{{ع}} فرمود: «به خدای [[کعبه]] [[رستگار]] شدم»<ref>شریف رضی، خصائص الائمه، ص۶۳.</ref>. بعد از ضربت خوردن [[امام]]{{ع}}، [[جبرئیل]] میان [[زمین]] و [[آسمان]] ندا داد، به [[خدا]] قسم ارکان [[هدایت]] فرو ریختند»<ref>{{متن حدیث|تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ...}}؛ ر.ک: بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۸۲.</ref>. هنگامی که [[امیرمؤمنان]] ضربت خورد، زخم سرش را با کمربند خود میبست و میفرمود: {{متن قرآن|هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref><ref>یوسف شامی، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، ص۴۱۷.</ref>. پس از این ضربت، امام{{ع}} به [[خانه]] برده شد. آن حضرت درباره [[قاتل]] خود فرمود: «اگر زنده بمانم خود درباره او [[تصمیم]] میگیرم و در غیر این صورت در [[قصاص]]، فقط حد را جاری کنید»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>. | هنگامی که [[شمشیر]] [[ابن ملجم]] در [[محراب]] [[عبادت]] بر سر [[امیر مؤمنان]]{{ع}} فرود آمد<ref>طبری، تاریخ، ج۵، ص۱۴۶.</ref> [[حضرت]]{{ع}} فرمود: «به خدای [[کعبه]] [[رستگار]] شدم»<ref>شریف رضی، خصائص الائمه، ص۶۳.</ref>. بعد از ضربت خوردن [[امام]]{{ع}}، [[جبرئیل]] میان [[زمین]] و [[آسمان]] ندا داد، به [[خدا]] قسم ارکان [[هدایت]] فرو ریختند»<ref>{{متن حدیث|تَهَدَّمَتْ وَ اللَّهِ أَرْكَانُ الْهُدَى وَ انْطَمَسَتْ وَ اللَّهِ نُجُومُ السَّمَاءِ...}}؛ ر.ک: بحارالأنوار، ج۴۲، ص۲۸۲.</ref>. هنگامی که [[امیرمؤمنان]] ضربت خورد، زخم سرش را با کمربند خود میبست و میفرمود: {{متن قرآن|هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ}}<ref>«و چون مؤمنان دستهها (ی مشرک) را دیدند گفتند: این همان است که خداوند و فرستاده او به ما وعده دادهاند و خداوند و فرستاده او راست گفتند و جز بر ایمان و فرمانبرداری آنان نیفزود» سوره احزاب، آیه ۲۲.</ref><ref>یوسف شامی، الدر النظیم فی مناقب الأئمة اللهامیم، ص۴۱۷.</ref>. پس از این ضربت، امام{{ع}} به [[خانه]] برده شد. آن حضرت درباره [[قاتل]] خود فرمود: «اگر زنده بمانم خود درباره او [[تصمیم]] میگیرم و در غیر این صورت در [[قصاص]]، فقط حد را جاری کنید»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۶.</ref>. | ||
زحم سر امام به دلیل سمی بودن شمشیر ابن ملجم چنان عمیق بود که وقتی طبیب بالای سر آن حضرت آمد و معاینه کرد، اعلام نمود که کار تمام شده و امام [[وصیت]] خود را بگوید. امام پس از وصیت خود، در [[روز]] ۲۱ [[ماه رمضان]]، به [[شهادت]] رسید و [[امام حسن]]{{ع}} [[بدن مطهر]] آن حضرت را [[تجهیز]] و پس از [[نماز]]، بنا به وصیت آن حضرت در [[غریین]] ([[نجف]]) [[دفن]] شد و برای اینکه [[امویان]] و یا [[خوارج]] به [[قبر]] آن حضرت [[جسارت]] نکنند چهار صورت قبر درست کردند و قبر آن حضرت مخفی ماند<ref>سید عبدالکریم بن طاووس، فرحة الغری، ص۳۲.</ref>.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۶۵.</ref> | زحم سر امام به دلیل سمی بودن شمشیر ابن ملجم چنان عمیق بود که وقتی طبیب بالای سر آن حضرت آمد و معاینه کرد، اعلام نمود که کار تمام شده و امام [[وصیت]] خود را بگوید. امام پس از وصیت خود، در [[روز]] ۲۱ [[ماه رمضان]]، به [[شهادت]] رسید و [[امام حسن]]{{ع}} [[بدن مطهر]] آن حضرت را [[تجهیز]] و پس از [[نماز]]، بنا به وصیت آن حضرت در [[غریین]] ([[نجف]]) [[دفن]] شد و برای اینکه [[امویان]] و یا [[خوارج]] به [[قبر]] آن حضرت [[جسارت]] نکنند چهار صورت قبر درست کردند و قبر آن حضرت مخفی ماند<ref>سید عبدالکریم بن طاووس، فرحة الغری، ص۳۲.</ref>.<ref>گروه تاریخ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش اول ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش اول ج۲]] ص ۶۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||