قیام ابوالسرایا: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۵: خط ۵:
| پرسش مرتبط  =
| پرسش مرتبط  =
}}
}}
==ماهیت قیام و دعوت به اهل بیت{{عم}}==
یکی از قیام‌های بسیار مهم و منحصر به فرد از جهت گستردگی مناطق مورد [[تصرف]] از سوی [[مخالفان]] که در ابتدا موفقیت‌هایی را کسب کرد و برای مدتی [[کوفه]] را به تصرف خود درآورد، قیام [[سری بن منصور شیبانی]]، معروف به [[ابوالسرایا]] (م ۲۰۰ق) در [[سال ۱۹۹ق]] بود که [[محمد بن ابراهیم علوی]]، معروف به [[ابن طباطبا]] (م ۱۹۹ق) نیز او را [[همراهی]] می‌کرد. وقتی فرستاده آنان نزد امام رضا{{ع}} حاضر شد و درخواست کرد تا امام{{ع}} نیز از آنان حمایت کند، امام رضا{{ع}} با اطلاع از نافرجام ماندن این [[قیام]]، آن را [[تأیید]] نکرد و پاسخ به این درخواست را به بیست [[روز]] بعد موکول ساخت که هجده روز پس از این [[دیدار]]، قیام آنان از سوی [[عباسیان]] [[سرکوب]] شد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۲۴-۲۲۵.</ref>.
[[ابوالسرایا]] در جریان قیام خود فرستادگانی را برای پیگیری قیام در مناطق مختلف [[انتخاب]] می‌کرد. یکی از این افراد زید، [[برادر امام رضا]]{{ع}} بود که از سوی وی به [[بصره]] فرستاده شد. [[امام رضا]]{{ع}} پیش از [[شکست]] او، به طور غیرمستقیم مشارکت او در قیام را [[نافرمانی]] از [[حجت خدا]] خواند. در [[پیام]] [[امام]]{{ع}} آمده است: اگر گفتار برخی [[کوفیان]]، مبنی بر اینکه [[خداوند]] [[آتش جهنم]] را بر [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} [[حرام]] ساخته، او را [[مغرور]] کرده است، وی باید بداند که این [[شأن]]، فقط ویژه [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است. زید در ابتدا موفق شد بر بصره [[تسلط]] یابد؛ ولی پس از مدتی کوتاه دستگیر شد. امام رضا{{ع}} به خاطر حضور وی در [[قیام‌ها]] و برخی اقدامات زننده وی چون [[آتش]] زدن خانه‌های عباسیان بصره، [[سوگند]] یاد کرد که هیچ‌گاه با وی سخن نگوید. امام{{ع}} در واکنش به وی که ایشان را [[برادر]] خطاب کرد، فرمود: اگر [[نافرمانی خدا]] را کنی، میان من و تو برادری‌ای نیست<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۰.</ref>


==ابوالسرایا کیست؟==
==ابوالسرایا کیست؟==
{{اصلی|ابوالسرایا}}
{{اصلی|ابوالسرایا}}
[[ابوالسرایا سری بن منصور]] از [[بنی ربیعة بن ذهل بن شبیان]] که در [[مخالفت]] با [[حاکمیت]] [[بنی عباس]] به هنگام [[خلافت مأمون]] در [[عراق]] [[شورش]] کرد، در سواد اقامت گزیده بود. وی طرف‌دار [[علویان]] و [[شیعی]] [[مذهب]] بود. [[محمد بن ابراهیم بن اسماعیل]] معروف به «[[ابن طباطبا]]» از [[اولاد]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} که برای دعوت [[مردم]] به [[قیام]] بر [[ضد]] بنی عباس به منطقه [[جزیره]](شمال عراق) رفته بود، پس از عدم [[یاری]] مردم آن [[دیار]] در بازگشت، با ابوالسرایا برخورد نمود و او را به [[بیعت]] با خویش دعوت کرد. ابوالسرایا نیز دعوت محمد را پذیرفت و به پیشنهاد وی قرار شد در [[کوفه]] قیام کنند.
[[ابوالسرایا سری بن منصور]] از [[بنی ربیعة بن ذهل بن شبیان]] که در [[مخالفت]] با [[حاکمیت]] [[بنی عباس]] به هنگام [[خلافت مأمون]] در [[عراق]] [[شورش]] کرد، در سواد اقامت گزیده بود. وی طرف‌دار [[علویان]] و [[شیعی]] [[مذهب]] بود. [[محمد بن ابراهیم بن اسماعیل]] معروف به «[[ابن طباطبا]]» از [[اولاد]] [[امام حسن مجتبی]]{{ع}} که برای دعوت [[مردم]] به [[قیام]] بر [[ضد]] بنی عباس به منطقه [[جزیره]](شمال عراق) رفته بود، پس از عدم [[یاری]] مردم آن [[دیار]] در بازگشت، با ابوالسرایا برخورد نمود و او را به [[بیعت]] با خویش دعوت کرد. ابوالسرایا نیز دعوت محمد را پذیرفت و به پیشنهاد وی قرار شد در [[کوفه]] قیام کنند.
محمد به کوفه آمد و دعوت خود را آشکار کرد تا گروه بسیاری به او پیوستند و با وی بیعت کردند. ابوالسرایا نیز با سواران خود از [[حجاز]] حرکت کرد و پس از [[زیارت مرقد امام حسین]]{{ع}} به کوفه آمد و در دهم [[جمادی الاولی]] [[سال]] ۱۹۹ به‌همراه [[محمد بن ابراهیم]] بر [[شهر]] دست یافتند و [[لشکر]] [[حاکم]] [[عباسی]] کوفه را درهم شکستند. [[حسن بن سهل]]، [[والی]] [[مأمون]] در عراق و حجاز و [[یمن]] که در [[بغداد]] می‌زیست<ref>مأمون در این هنگام در مرو اقامت داشت. پس از روی کار آمدن بنی عباس و بنیاد نهادن شهر بغداد، تقسیم‌بندی سیاسی مناطق تحت نفوذ کوفه و بصره نیز تغییر یافت.</ref>، لشکری به منظور دفع ابوالسرایا اعزام کرد. در کنار [[جسر کوفه]] [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و طی آن لشکر بغداد درهم [[شکست]] و باقی مانده آن فرار کردند.
 
وقتی فرستاده آنان نزد امام رضا{{ع}} حاضر شد و درخواست کرد تا امام{{ع}} نیز از آنان حمایت کند، امام رضا{{ع}} با اطلاع از نافرجام ماندن این [[قیام]]، آن را [[تأیید]] نکرد و پاسخ به این درخواست را به بیست [[روز]] بعد موکول ساخت که هجده روز پس از این [[دیدار]]، قیام آنان از سوی [[عباسیان]] [[سرکوب]] شد<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۲۴-۲۲۵.</ref>.
 
محمد به کوفه آمد و دعوت خود را آشکار کرد تا گروه بسیاری به او پیوستند و با وی بیعت کردند. ابوالسرایا نیز با سواران خود از [[حجاز]] حرکت کرد و پس از [[زیارت]] مرقد [[امام حسین]]{{ع}} به کوفه آمد و در دهم [[جمادی الاولی]] [[سال]] ۱۹۹ به‌همراه [[محمد بن ابراهیم]] بر [[شهر]] دست یافتند و [[لشکر]] [[حاکم]] [[عباسی]] کوفه را درهم شکستند. [[حسن بن سهل]]، [[والی]] [[مأمون]] در عراق و حجاز و [[یمن]] که در [[بغداد]] می‌زیست<ref>مأمون در این هنگام در مرو اقامت داشت. پس از روی کار آمدن بنی عباس و بنیاد نهادن شهر بغداد، تقسیم‌بندی سیاسی مناطق تحت نفوذ کوفه و بصره نیز تغییر یافت.</ref>، لشکری به منظور دفع ابوالسرایا اعزام کرد. در کنار [[جسر کوفه]] [[جنگ]] [[سختی]] درگرفت و طی آن لشکر بغداد درهم [[شکست]] و باقی مانده آن فرار کردند.
 
پس از این [[پیروزی]]، محمد بن ابراهیم در اثر [[بیماری]] درگذشت و [[محمد بن محمد بن زید بن علی]]{{ع}} [[جانشین]] او گردید. وی توانست بر مناطقی که [[والی بغداد]] بر آن [[حکم]] می‌راند، به جز بغداد، دست یابد و امیرانی بر [[بصره]] و [[اهواز]] و واسط و [[مکه]] و یمن بگمارد.
پس از این [[پیروزی]]، محمد بن ابراهیم در اثر [[بیماری]] درگذشت و [[محمد بن محمد بن زید بن علی]]{{ع}} [[جانشین]] او گردید. وی توانست بر مناطقی که [[والی بغداد]] بر آن [[حکم]] می‌راند، به جز بغداد، دست یابد و امیرانی بر [[بصره]] و [[اهواز]] و واسط و [[مکه]] و یمن بگمارد.


[[هرثمة بن اعین]] سردار معروف بنی عباس از طرف [[خلیفه]] به منظور مقابله با [[ابوالسرایا]]، با سی هزار نفر به سوی [[کوفه]] حرکت کرد و در [[جنگ]] شدیدی که در گرفت، [[هرثمه]] به [[اسارت]] غلامی افتاد، ولی توسط گروهی از لشکریانش [[آزاد]] شد. مدتی جنگ بین طرفین ادامه داشت که گاهی ابوالسرایا و زمانی هرثمه [[پیروز]] می‌شدند تا اینکه روزی ابوالسرایا از پشت سر و پیش رو بر هرثمه [[حمله]] برد و [[لشکر]] او را درهم [[شکست]].
[[ابوالسرایا]] در جریان قیام خود فرستادگانی را برای پیگیری قیام در مناطق مختلف [[انتخاب]] می‌کرد. یکی از این افراد زید، برادر [[امام رضا]]{{ع}} بود که از سوی وی به [[بصره]] فرستاده شد. [[امام رضا]]{{ع}} پیش از [[شکست]] او، به طور غیرمستقیم مشارکت او در قیام را [[نافرمانی]] از [[حجت خدا]] خواند. در [[پیام]] [[امام]]{{ع}} آمده است: اگر گفتار برخی [[کوفیان]]، مبنی بر اینکه [[خداوند]] [[آتش جهنم]] را بر [[فرزندان حضرت فاطمه]]{{س}} [[حرام]] ساخته، او را [[مغرور]] کرده است، وی باید بداند که این [[شأن]]، فقط ویژه [[امام حسن]] و [[امام حسین]]{{عم}} است. زید در ابتدا موفق شد بر بصره [[تسلط]] یابد؛ ولی پس از مدتی کوتاه دستگیر شد. امام رضا{{ع}} به خاطر حضور وی در [[قیام‌ها]] و برخی اقدامات زننده وی چون [[آتش]] زدن خانه‌های عباسیان بصره، [[سوگند]] یاد کرد که هیچ‌گاه با وی سخن نگوید. امام{{ع}} در واکنش به وی که ایشان را [[برادر]] خطاب کرد، فرمود: اگر [[نافرمانی خدا]] را کنی، میان من و تو برادری‌ای نیست<ref>صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۳۳-۲۳۴.</ref>
در این حال هرثمه فریاد زد: «ای [[مردم کوفه]] تا چند [[خون]] ما و خون خود را می‌ریزید؟ اگر [[خلافت مأمون]] را نمی‌خواهید، این [[منصور بن مهدی]] است که مورد [[رضایت]] ما و شماست. اگر با [[خلافت]] [[بنی عباس]] مخالف هستید و دیگری را می‌خواهید، بیایید با هم [[مذاکره]] کنیم و بی‌جهت خودمان را به‌کشتن ندهیم».
 
[[هرثمة بن اعین]] سردار معروف بنی عباس از طرف [[خلیفه]] به منظور مقابله با [[ابوالسرایا]]، با سی هزار نفر به سوی [[کوفه]] حرکت کرد و در [[جنگ]] شدیدی که در گرفت، [[هرثمه]] به [[اسارت]] غلامی افتاد، ولی توسط گروهی از لشکریانش [[آزاد]] شد. مدتی جنگ بین طرفین ادامه داشت که گاهی ابوالسرایا و زمانی هرثمه [[پیروز]] می‌شدند تا اینکه روزی ابوالسرایا از پشت سر و پیش رو بر هرثمه [[حمله]] برد و [[لشکر]] او را درهم [[شکست]]. در این حال هرثمه فریاد زد: «ای [[مردم کوفه]] تا چند [[خون]] ما و خون خود را می‌ریزید؟ اگر [[خلافت مأمون]] را نمی‌خواهید، این [[منصور بن مهدی]] است که مورد [[رضایت]] ما و شماست. اگر با [[خلافت]] [[بنی عباس]] مخالف هستید و دیگری را می‌خواهید، بیایید با هم [[مذاکره]] کنیم و بی‌جهت خودمان را به‌کشتن ندهیم».


مردم کوفه با شنیدن این سخنان دست از حمله برداشتند. ابوالسرایا فریاد زد: «وای بر شما! این نیرنگی است که [[عجم‌ها]]<ref>تا زمان معتصم عباسی ستون فقرات لشکر بنی عباس را ایرانی‌ها و عمدتاً خراسانی‌ها تشکیل می‌دادند. از این رو ابوالسرایا وضع پیش آمده را «نیرنگ عجم‌ها» می‌خواند.</ref> زده‌اند، چون [[یقین]] به نابودی خود پیدا کرده‌اند؛ پس حمله کنید. [[کوفیان]] گفتند: «حال که اینان با ما هم [[عقیده]] شده‌اند، دیگر جنگ با آنها بر ما جایز نیست».
مردم کوفه با شنیدن این سخنان دست از حمله برداشتند. ابوالسرایا فریاد زد: «وای بر شما! این نیرنگی است که [[عجم‌ها]]<ref>تا زمان معتصم عباسی ستون فقرات لشکر بنی عباس را ایرانی‌ها و عمدتاً خراسانی‌ها تشکیل می‌دادند. از این رو ابوالسرایا وضع پیش آمده را «نیرنگ عجم‌ها» می‌خواند.</ref> زده‌اند، چون [[یقین]] به نابودی خود پیدا کرده‌اند؛ پس حمله کنید. [[کوفیان]] گفتند: «حال که اینان با ما هم [[عقیده]] شده‌اند، دیگر جنگ با آنها بر ما جایز نیست».
ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبه‌ای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریب‌خورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بی‌یاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید... سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بی‌ارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختی‌ها]] و راحتی‌ها مورد [[سرزنش]] قرار داد.
 
ابوالسرایا [[خشمگین]] شد و به [[شهر]] بازگشت و در [[مسجد کوفه]] به [[روز جمعه]] خطبه‌ای خواند و از جمله گفت: «ای مردم کوفه! ای کشندگان علی{{ع}}! و ای کسانی که دست از [[یاری]] حسین{{ع}} برداشتید و او را به [[دشمن]] سپردید. به [[راستی]] فریب‌خورده کسی است که [[فریب]] شما را بخورد و بی‌یاور آن است که [[دل]] به یاری شما ببندد. حقاً [[خوار]] کسی است که شما عزیزش گردانید...» سپس اشعاری خواند و در آن [[نافرمانی]] و [[نادانی]] و [[بی‌ارادگی]] و [[سستی]] و [[ناتوانی]] کوفیان را در [[سختی‌ها]] و راحتی‌ها مورد [[سرزنش]] قرار داد.
 
ابوالسرایا شب هنگام به همراه محمد بن محمد بن زید و گروهی از [[علویان]] و همراهان خود و [[اهل کوفه]] از [[شهر]] خارج شد و پس از مدتی [[سرگردانی]] از [[عراق]]، به [[خوزستان]] رفت و از آنجا راه [[خراسان]] را پیش گرفت؛ اما در بین راه با لشکری که به دفع او حرکت کرده بود، برخورد نمود. [[فرمانده لشکر]]، او و همراهانش را [[امان]] داد و به نزد [[حسن بن سهل]] فرستاد.
ابوالسرایا شب هنگام به همراه محمد بن محمد بن زید و گروهی از [[علویان]] و همراهان خود و [[اهل کوفه]] از [[شهر]] خارج شد و پس از مدتی [[سرگردانی]] از [[عراق]]، به [[خوزستان]] رفت و از آنجا راه [[خراسان]] را پیش گرفت؛ اما در بین راه با لشکری که به دفع او حرکت کرده بود، برخورد نمود. [[فرمانده لشکر]]، او و همراهانش را [[امان]] داد و به نزد [[حسن بن سهل]] فرستاد.
حسن بن سهل فرمانروای عراق دستور داد [[ابوالسرایا]] را گردن زدند و سرش را در [[شرق]]، و بدنش را در [[غرب]] شهر به دار آویختند. سپس محمد بن محمد بن زید را نزد [[مأمون]] فرستاد. مأمون ابتدا او را مورد [[محبت]] قرار داد، ولی کمتر از چهل [[روز]] بعد او را [[مسموم]] کرد و از میان برداشت. به روایتی از [[مردم کوفه]] و غیر آن [[متجاوز]] از دویست هزار نفر در [[قیام ابوالسرایا]] شرکت داشتند<ref>نک: مقاتل الطالبیین، ص۴۷۶-۵۱۰. در نتیجه این قیام شماری از علویان به امارت مناطق مختلف عالم اسلام مانند خوزستان و حجاز و یمن رسیدند و اقدامات و فعالیت‌هایی بر ضد حاکمیت بنی عباس داشتند که از عهده این بحث خارج است.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۴۲۸.</ref>
 
حسن بن سهل فرمانروای عراق دستور داد [[ابوالسرایا]] را گردن زدند و سرش را در [[شرق]] و بدنش را در [[غرب]] شهر به دار آویختند. سپس محمد بن محمد بن زید را نزد [[مأمون]] فرستاد. مأمون ابتدا او را مورد [[محبت]] قرار داد، ولی کمتر از چهل [[روز]] بعد او را [[مسموم]] کرد و از میان برداشت. به روایتی از [[مردم کوفه]] و غیر آن [[متجاوز]] از دویست هزار نفر در [[قیام ابوالسرایا]] شرکت داشتند<ref>نک: مقاتل الطالبیین، ص۴۷۶-۵۱۰. در نتیجه این قیام شماری از علویان به امارت مناطق مختلف عالم اسلام مانند خوزستان و حجاز و یمن رسیدند و اقدامات و فعالیت‌هایی بر ضد حاکمیت بنی عباس داشتند که از عهده این بحث خارج است.</ref>.<ref>[[محمد حسین رجبی دوانی|رجبی دوانی، محمد حسین]]، [[کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی (کتاب)|کوفه و نقش آن در قرون نخستین اسلامی]] ص ۴۲۸؛ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۹۰.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش