تفاوت الهام با وحی چیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

جز
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات پرسش | موضوع اصلی = بانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم | موضوع فرعی = تفاوت الهام با وحی چیست؟ | تصویر = 7626626252.jpg | اندازه تصویر = 200px | نمایه وابسته = کلیاتی از علم معصوم | م...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
 
(۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۴ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{جعبه اطلاعات پرسش
{{جعبه اطلاعات پرسش
| موضوع اصلی       = [[علم معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم]]
| موضوع اصلی = [[علم معصوم (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ علم معصوم]]
| موضوع فرعی        = تفاوت الهام با وحی چیست؟
| تصویر = 7626626252.jpg
| تصویر             = 7626626252.jpg
| نمایه وابسته = [[کلیاتی از علم معصوم (نمایه)|کلیاتی از علم معصوم]]
| اندازه تصویر      = 200px
| مدخل اصلی = [[وحی در کلام اسلامی]]
| نمایه وابسته     = [[کلیاتی از علم معصوم (نمایه)|کلیاتی از علم معصوم]]
| موضوعات وابسته =  
| مدخل اصلی         = [[وحی در کلام اسلامی]]
| تعداد پاسخ = ۱
| موضوعات وابسته   =  
| پاسخ‌دهنده        = ۱ پاسخ
| پاسخ‌دهندگان      =
}}
}}
'''تفاوت الهام با وحی چیست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[علم معصوم (پرسش)|علم معصوم]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[علم معصوم]]''' مراجعه شود.
'''تفاوت الهام با وحی چیست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[علم معصوم (پرسش)|علم معصوم]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[علم معصوم]]''' مراجعه شود.
خط ۱۶: خط ۱۳:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی]]''' در کتاب ''«[[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:
حجت الاسلام و المسلمین دکتر '''[[سید علی هاشمی]]''' در کتاب ''«[[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]]»'' در این‌باره گفته‌ است:


«افكندن (القای) [[الهی]] [[امور معنوی]] به [[قلب]] [[انسان]] است. این معنا، به معنای لغوی یادشده از وحی نزدیک است و با توجه به کاربردهای گسترده معنای وحی، الهام را می‌توان از مصادیق آن شمرد؛ چنان که کاربردهای لغوی [[وحی در قرآن]]، شامل [[الهام به مادر موسی]]، [[حواریون]] و... می‌شود. در روایتی از [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز نقل شده است که ایشان اقسامی از وحی را برشمردند و برای هر کدام شاهدی از [[آیات قرآن]] بیان فرمودند که از آن جمله وحی [[نبوت]] و وحی الهام است؛ و برای وحی الهام، به [[آیات]] مربوط به الهام غریزی به [[زنبور عسل]]<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}} «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref> و الهام به مادر موسی{{ع}}<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا...}} «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.</ref> استناد کردند<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۰، ص۱۶.</ref>. چنین کاربردهایی نشان می‌دهد که الهام، یکی از [[اقسام وحی]] به معنای لغوی آن است.
«افكندن (القای) [[الهی]] [[امور معنوی]] به [[قلب]] [[انسان]] است. این معنا، به معنای لغوی یادشده از وحی نزدیک است و با توجه به کاربردهای گسترده معنای وحی، الهام را می‌توان از مصادیق آن شمرد؛ چنان که کاربردهای لغوی [[وحی در قرآن]]، شامل [[الهام به مادر موسی]]، [[حواریون]] و... می‌شود. در روایتی از [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} نیز نقل شده است که ایشان اقسامی از وحی را برشمردند و برای هر کدام شاهدی از [[آیات قرآن]] بیان فرمودند که از آن جمله وحی [[نبوت]] و وحی الهام است؛ و برای وحی الهام، به [[آیات]] مربوط به الهام غریزی به [[زنبور عسل]]<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ}} «و پروردگارت به زنبور عسل الهام کرد که بر کوه‌ها و بر درخت و بر داربست‌هایی که (مردم) می‌سازند لانه گزین!» سوره نحل، آیه ۶۸.</ref> و الهام به مادر موسی {{ع}}<ref>{{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا...}} «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز می‌گردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد» سوره قصص، آیه ۷.</ref> استناد کردند<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۹۰، ص۱۶.</ref>. چنین کاربردهایی نشان می‌دهد که الهام، یکی از [[اقسام وحی]] به معنای لغوی آن است.


رابطة الهام با معنای اصطلاحی وحی که فقط شامل [[وحی نبوی]] می‌شود، در [[روایات]] به روشنی بیان نشده؛ از این رو طبیعی است که با ابهام همراه باشد. توجه به این نکته که وحی نبوی، خود به شکل‌های مختلفی نازل می‌شود، بر این ابهام می‌افزاید. برای بررسی دقیق‌تر، ابتدا اقسام وحی [[نبوی]] را بیان می‌کنیم؛ سپس به بررسی رابطه آن با الهام می‌پردازیم.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref>
رابطة الهام با معنای اصطلاحی وحی که فقط شامل [[وحی نبوی]] می‌شود، در [[روایات]] به روشنی بیان نشده؛ از این رو طبیعی است که با ابهام همراه باشد. توجه به این نکته که وحی نبوی، خود به شکل‌های مختلفی نازل می‌شود، بر این ابهام می‌افزاید. برای بررسی دقیق‌تر، ابتدا اقسام وحی [[نبوی]] را بیان می‌کنیم؛ سپس به بررسی رابطه آن با الهام می‌پردازیم.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref>


'''اقسام وحی نبوی و رابطه آن با الهام''': می‌توان این اقسام را این گونه برشمرد:
'''اقسام وحی نبوی و رابطه آن با الهام''': می‌توان این اقسام را این گونه برشمرد:
#'''[[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر [[قلب]]'''؛ مانند برخی از مواردی که [[حقایق]] بر قلب [[پیامبر اعظم]]{{صل}} و بدون واسطه [[جبرئیل]]{{ع}} نازل می‌شد. در [[روایات]] آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن [[حضرت]] بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۸، ص۲۵۶ و ۲۶۰ و ۲۷۱.</ref>؛
# '''[[نزول]] بی‌واسطه [[وحی]] بر [[قلب]]'''؛ مانند برخی از مواردی که [[حقایق]] بر قلب [[پیامبر اعظم]] {{صل}} و بدون واسطه [[جبرئیل]] {{ع}} نازل می‌شد. در [[روایات]] آمده است که این روش، سنگین‌ترین حالت برای آن [[حضرت]] بود و [[بدن]] مبارکشان عرق می‌کرد و از حال می‌رفت<ref>ر.ک: محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۱۸، ص۲۵۶ و ۲۶۰ و ۲۷۱.</ref>؛
#'''[[نزول وحی]] از طریق [[فرشتگان]]'''؛ مانند نزول حضرت جبرئیل{{ع}} بر [[پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>؛
# '''[[نزول وحی]] از طریق [[فرشتگان]]'''؛ مانند نزول حضرت جبرئیل {{ع}} بر [[پیامبر اکرم]] {{صل}}<ref>{{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ}} «بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref>؛
#'''دریافت با واسطه غیرفرشتگان'''؛ مانند [[دریافت وحی]] از طریق شنیدن صدا از یک درخت؛ آن گونه که در جریان [[بعثت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} در [[زمین]] [[مقدس]] طوی محقق شد<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>؛
# '''دریافت با واسطه غیرفرشتگان'''؛ مانند [[دریافت وحی]] از طریق شنیدن صدا از یک درخت؛ آن گونه که در جریان [[بعثت]] [[حضرت موسی]] {{ع}} در [[زمین]] [[مقدس]] طوی محقق شد<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِيَ مِنْ شَاطِئِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَنْ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}} «چون به آن (آتش) رسید از کناره راست آن درّه در آن پاره زمین خجسته، از آن درخت بانگ برآمد که: ای موسی! منم، خداوند پروردگار جهانیان» سوره قصص، آیه ۳۰.</ref>؛
#'''نزول وحی در [[خواب]]'''؛ مانند [[ابلاغ]] [[مأموریت]] [[ذبح حضرت اسماعیل]]{{ع}} به [[حضرت ابراهیم]]{{ع}} در خواب<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}} «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>.
# '''نزول وحی در [[خواب]]'''؛ مانند [[ابلاغ]] [[مأموریت]] [[ذبح حضرت اسماعیل]] {{ع}} به [[حضرت ابراهیم]] {{ع}} در خواب<ref>{{متن قرآن|فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ}} «و چون در تلاش، همپای او گشت (ابراهیم) گفت: پسرکم! من در خواب می‌بینم که تو را سر می‌برم پس بنگر که چه می‌بینی؟ گفت: ای پدر! آنچه فرمان می‌یابی انجام ده که- اگر خداوند بخواهد- مرا از شکیبایان خواهی یافت» سوره صافات، آیه ۱۰۲.</ref>.


شکل‌های مختلف این [[ارتباط]] را می‌توان در سه شیوۀ [[نزول]] مستقیم [[وحی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]، نزول با واسطه غير [[فرشته]] و نزول از طریق فرشته خلاصه کرد که در این [[آیه کریمه]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>. مراد از [[سخن گفتن]] [[خدا]] با [[بشر]] از [[طریق وحی]] در این آیه کریمه، [[ارتباط مستقیم]] با [[خداوند]] است. مقصود از پشت [[حجاب]] نیز ارتباط غیر مستقیم و از طریق غیر فرشته، و مراد از ارتباط از راه فرستاده‌های خداوند، دریافت [[معارف]] از [[فرشتگان]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۱۸، ص۷۳؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج۹، ص۵۷؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۶۱۱.</ref>. دریافت مستقیم، گاه در [[بیداری]] رخ می‌دهد و گاه در عالم [[خواب]]. با این توضیح، می‌توان [[دریافت وحی]] در عالم رویا را نیز از موارد دریافت مستقیم دانست<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۷، حسین بن حسن جرجانی، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج۹، ص۳۵.</ref>؛ البته برخی خواب را نیز نوعی حجاب دانسته و دریافت وحی در خواب را از نوع دریافت غیر مستقیم شمرده‌اند<ref>محمد صادقی تهرانی، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج۲۶، ص۲۵۱-۲۵۳؛ سید علی اکبر قرشی، تفسير أحسن الحدیث، ج۹، ص۵۱۱.</ref>. به هر حال، راه‌های یادشده اصلی‌ترین راه‌های دریافت وحی‌اند؛ هرچند می‌توان برخی را به اقسامی جزئی‌تر تقسیم کرد<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۸-۴۸۷.</ref>.
شکل‌های مختلف این [[ارتباط]] را می‌توان در سه شیوۀ [[نزول]] مستقیم [[وحی]] بر [[قلب]] [[پیامبر]]، نزول با واسطه غير [[فرشته]] و نزول از طریق فرشته خلاصه کرد که در این [[آیه کریمه]] آمده است: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْيًا أَوْ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ أَوْ يُرْسِلَ رَسُولًا فَيُوحِيَ بِإِذْنِهِ مَا يَشَاءُ إِنَّهُ عَلِيٌّ حَكِيمٌ}}<ref>«و هیچ بشری نسزد که خداوند با او سخن گوید مگر با وحی یا از فراسوی پرده‌ای یا فرستاده‌ای فرستد که به اذن او آنچه می‌خواهد وحی کند؛ بی‌گمان او فرازمندی فرزانه است» سوره شوری، آیه ۵۱.</ref>. مراد از [[سخن گفتن]] [[خدا]] با [[بشر]] از [[طریق وحی]] در این آیه کریمه، [[ارتباط مستقیم]] با [[خداوند]] است. مقصود از پشت [[حجاب]] نیز ارتباط غیر مستقیم و از طریق غیر فرشته، و مراد از ارتباط از راه فرستاده‌های خداوند، دریافت [[معارف]] از [[فرشتگان]] است<ref>ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی، المیزان في تفسير القرآن، ج۱۸، ص۷۳؛ فضل بن حسن طبرسی، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج۹، ص۵۷؛ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۶؛ محمد بن عمر فخر رازی، مفاتیح الغیب، ج۲۷، ص۶۱۱.</ref>. دریافت مستقیم، گاه در [[بیداری]] رخ می‌دهد و گاه در عالم [[خواب]]. با این توضیح، می‌توان [[دریافت وحی]] در عالم رویا را نیز از موارد دریافت مستقیم دانست<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۷، حسین بن حسن جرجانی، جلاء الأذهان و جلاء الأحزان، ج۹، ص۳۵.</ref>؛ البته برخی خواب را نیز نوعی حجاب دانسته و دریافت وحی در خواب را از نوع دریافت غیر مستقیم شمرده‌اند<ref>محمد صادقی تهرانی، الفرقان في تفسير القرآن بالقرآن، ج۲۶، ص۲۵۱-۲۵۳؛ سید علی اکبر قرشی، تفسير أحسن الحدیث، ج۹، ص۵۱۱.</ref>. به هر حال، راه‌های یادشده اصلی‌ترین راه‌های دریافت وحی‌اند؛ هرچند می‌توان برخی را به اقسامی جزئی‌تر تقسیم کرد<ref>ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۲۰، ص۴۸۸-۴۸۷.</ref>.
خط ۳۰: خط ۲۷:
از میان شیوه‌های یادشده، وحی مستقیم، [[ظهور]] روشنی در القای [[قلبی]] دارد. برخی از [[آیات قرآن]]، برخی دیگر از مصادیق [[وحی]] مانند دریافت از [[فرشته وحی]] را نیز [[قلبی]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref><ref>بقره، ۹۷؛ همچنین ر.ک: شعراء، ۱۹۳-۱۹۴.</ref>. برخی از [[پژوهشگران]]، حتی درباره [[نزول]] با واسطه، مانند شنیدن وحی از درخت نیز معتقدند که ابتدا این [[پیام]] به [[قلب]] [[پیامبر]] می‌رسد؛ سپس گوش ایشان می‌شنود<ref>ر.ک: فياض لاهیجی، گوهر مراد، ص۳۶۶؛ حسن حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص۲۷.</ref>. بنابر این دیدگاه، ابزار دریافت تمام [[اقسام وحی]]، قلب پیامبر خواهد بود. گذشته از این دیدگاه، در قلبی بودن شیوه دریافت برخی اقسام وحی، تردید نیست.
از میان شیوه‌های یادشده، وحی مستقیم، [[ظهور]] روشنی در القای [[قلبی]] دارد. برخی از [[آیات قرآن]]، برخی دیگر از مصادیق [[وحی]] مانند دریافت از [[فرشته وحی]] را نیز [[قلبی]] معرفی می‌کند: {{متن قرآن|قُلْ مَنْ كَانَ عَدُوًّا لِجِبْرِيلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلَى قَلْبِكَ بِإِذْنِ اللَّهِ}}<ref>«بگو: هر که دشمن جبرئیل است (آگاه باشد که) بی‌گمان او، آن (قرآن) را بر دلت با اذن خداوند فرو فرستاده است در حالی که آنچه را پیش از آن بوده است راست می‌شمارد و رهنمود و نویدی برای مؤمنان است» سوره بقره، آیه ۹۷.</ref><ref>بقره، ۹۷؛ همچنین ر.ک: شعراء، ۱۹۳-۱۹۴.</ref>. برخی از [[پژوهشگران]]، حتی درباره [[نزول]] با واسطه، مانند شنیدن وحی از درخت نیز معتقدند که ابتدا این [[پیام]] به [[قلب]] [[پیامبر]] می‌رسد؛ سپس گوش ایشان می‌شنود<ref>ر.ک: فياض لاهیجی، گوهر مراد، ص۳۶۶؛ حسن حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، ص۲۷.</ref>. بنابر این دیدگاه، ابزار دریافت تمام [[اقسام وحی]]، قلب پیامبر خواهد بود. گذشته از این دیدگاه، در قلبی بودن شیوه دریافت برخی اقسام وحی، تردید نیست.


بنابراین شیوه [[الهام]] که القای [[معارف الهی]] به قلب است، با شيوه وحی (دست کم در برخی اقسام آن) یکسان است. ممکن است الهام یکی از اقسام وحی باشد؛ چنان که معنای لغوی و کاربردهای [[قرآنی]] وحی آن را [[تأیید]] می‌کنند. در این صورت، نسبت دادن الهام به [[پیامبران]] به معنای یادشده، بعید نیست. البته روشن است که وحی و الهام، در معنای اصطلاحی با هم تفاوت‌هایی دارند. به [[یقین]] بر غیر پیامبران، [[وحی پیامبرانه]] نازل نمی‌شود؛ اما الهام به آنان ممکن است. بنابراین اگر چه وحی و الهام در اینکه هر دو القای معارفی به قلب فرد برگزیده‌اند، اشتراک دارند، اما در نوع [[معارف]] یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدید یا [[ضعیف]] بودن آن دریافت قلبی، تفاوت‌هایی دارند. به نظر می‌رسد [[روایت]] یادشده از [[امام هادی]]{{ع}}، به مراتب القای قلبی اشاره دارد. در آن روایت، وحی به دو نوع مستقيم و الهام تقسیم، و وحی الهام به قرار گرفتن در قلب تعریف شده است<ref>ر.ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. از آنجا که در [[وحی]] مستقیم نیز [[معارف]] به [[قلب]] [[پیامبر]] نازل می‌شود، این تمایز، به ویژگی‌هایی غیر از اشتراک یادشده در اصل [[قلبی]] بودن آن دو دلالت دارد. شاید [[هدف]] از این تقسیم، توجه دادن به این نکته باشد که اگرچه [[پیامبران]] و [[ائمه]]{{عم}} در شکل دریافت قلبی با هم مشترک‌اند، اما معارف نازل شده به پیامبر، اصل است و از راه [[ارتباط]] بی‌واسطه آن [[حضرت]] با [[خداوند]] حاصل می‌شود؛ ولی معارف [[الهام]] شده به ائمه از شاخه‌های معارف [[نبوی]] است.
بنابراین شیوه [[الهام]] که القای [[معارف الهی]] به قلب است، با شيوه وحی (دست کم در برخی اقسام آن) یکسان است. ممکن است الهام یکی از اقسام وحی باشد؛ چنان که معنای لغوی و کاربردهای [[قرآنی]] وحی آن را [[تأیید]] می‌کنند. در این صورت، نسبت دادن الهام به [[پیامبران]] به معنای یادشده، بعید نیست. البته روشن است که وحی و الهام، در معنای اصطلاحی با هم تفاوت‌هایی دارند. به [[یقین]] بر غیر پیامبران، [[وحی پیامبرانه]] نازل نمی‌شود؛ اما الهام به آنان ممکن است. بنابراین اگر چه وحی و الهام در اینکه هر دو القای معارفی به قلب فرد برگزیده‌اند، اشتراک دارند، اما در نوع [[معارف]] یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدید یا [[ضعیف]] بودن آن دریافت قلبی، تفاوت‌هایی دارند. به نظر می‌رسد [[روایت]] یادشده از [[امام هادی]] {{ع}}، به مراتب القای قلبی اشاره دارد. در آن روایت، وحی به دو نوع مستقيم و الهام تقسیم، و وحی الهام به قرار گرفتن در قلب تعریف شده است<ref>ر.ک: علی بن ابراهیم قمی، تفسیر قمی، ج۲، ص۲۷۹.</ref>. از آنجا که در [[وحی]] مستقیم نیز [[معارف]] به [[قلب]] [[پیامبر]] نازل می‌شود، این تمایز، به ویژگی‌هایی غیر از اشتراک یادشده در اصل [[قلبی]] بودن آن دو دلالت دارد. شاید [[هدف]] از این تقسیم، توجه دادن به این نکته باشد که اگرچه [[پیامبران]] و [[ائمه]] {{عم}} در شکل دریافت قلبی با هم مشترک‌اند، اما معارف نازل شده به پیامبر، اصل است و از راه [[ارتباط]] بی‌واسطه آن [[حضرت]] با [[خداوند]] حاصل می‌شود؛ ولی معارف [[الهام]] شده به ائمه از شاخه‌های معارف [[نبوی]] است.


در مقابل جمع بندی مطالب یادشده، ممکن است از برخی [[روایات]]، تمایز بین وحی و الهام استفاده شود. روایتی نبوی در ابتدای این بحث بیان شد که پیامبر{{صل}} فرمودند: «خداوند به من وحی، و به على{{ع}} الهام عطا کرد»<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأنمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴.</ref>. ممکن است از این [[روایت]] این گونه استفاده شود که الهام شامل پیامبران نمی‌شود؛ زیرا آن حضرت فرمودند: به من وحی و الهام داده شده است و به على{{ع}} الهام؛ بلکه این دو را در برابر هم قرار می‌دهد، که نوعی انحصار از آن فهميده می‌شود. با این حال، این احتمال خالی از قوت نیست که این روایت در [[مقام اثبات]] الهام برای [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است، نه [[نفی]] آن از خود [[رسول خدا]]{{صل}} بنابراین وحی به ایشان می‌تواند شامل الهام نیز باشد.
در مقابل جمع‌بندی مطالب یادشده، ممکن است از برخی [[روایات]]، تمایز بین وحی و الهام استفاده شود. روایتی نبوی در ابتدای این بحث بیان شد که پیامبر {{صل}} فرمودند: «خداوند به من وحی، و به على {{ع}} الهام عطا کرد»<ref>محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة في معرفة الأنمة، تحقیق هاشم رسولی محلاتی، ج۱، ص۳۹۰؛ حسن بن محمد دیلمی، ارشاد القلوب إلى الصواب، ج۲، ص۲۵۴.</ref>. ممکن است از این [[روایت]] این گونه استفاده شود که الهام شامل پیامبران نمی‌شود؛ زیرا آن حضرت فرمودند: به من وحی و الهام داده شده است و به على {{ع}} الهام؛ بلکه این دو را در برابر هم قرار می‌دهد، که نوعی انحصار از آن فهميده می‌شود. با این حال، این احتمال خالی از قوت نیست که این روایت در [[مقام اثبات]] الهام برای [[امیرالمؤمنین]] {{ع}} است، نه [[نفی]] آن از خود [[رسول خدا]] {{صل}} بنابراین وحی به ایشان می‌تواند شامل الهام نیز باشد.


بر این اساس، وحی و الهام از آن حیث که هر دو دریافت قلبی معارف الهي‌اند، تفاوت ماهوی ندارند؛ هرچند می‌دانیم که به ائمه{{عم}} [[وحی نبوی]] نمی‌شود. از این رو ممکن است تفاوت این دو با هم در جنبه‌های دیگر، مانند نوع معارف، یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدت و [[ضعف]] باشد. بنابراین اگر چه با [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} وحی نبوی قطع شد، اما [[ارتباط با عالم غیب]]، از راه‌هایی دیگر مانند [[الهام]]، همواره برقرار بوده است<ref>در برخی روایات، این گونه تعابیر آمده است: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ}}، (محمدین حسین شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵، ص۳۵۵). با توضیح یادشده، به نظر می‌رسد مقصود از قطع شدن اخبار آسمانها و زمین با رحلت رسول خدا{{صل}}، قطع شدن برخی اخباری است که مربوط به بعد نبوت آن حضرت بوده است؛ نه قطع شدن کامل ارتباط بین آسمان و زمین. چنین برداشتی، با روایات متعدد که نزول فرشتگان بر ائمه{{ع}} و آگاهی‌های غیبی آنان را به شیوه‌هایی مانند دریافت از روح القدس و الهام اثبات می‌کنند، مخالفت دارد و پذیرفته نیست.</ref>.<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۲.</ref>»<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref>
بر این اساس، وحی و الهام از آن حیث که هر دو دریافت قلبی معارف الهي‌اند، تفاوت ماهوی ندارند؛ هرچند می‌دانیم که به ائمه {{عم}} [[وحی نبوی]] نمی‌شود. از این رو ممکن است تفاوت این دو با هم در جنبه‌های دیگر، مانند نوع معارف، یا برخی ویژگی‌های دیگر، مانند شدت و [[ضعف]] باشد. بنابراین اگر چه با [[رحلت رسول خدا]] {{صل}} وحی نبوی قطع شد، اما [[ارتباط با عالم غیب]]، از راه‌هایی دیگر مانند [[الهام]]، همواره برقرار بوده است<ref>در برخی روایات، این گونه تعابیر آمده است: {{متن حدیث|يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَ أَخْبَارِ السَّمَاءِ}}، (محمدین حسین شریف الرضی، نهج البلاغه، خطبه ۲۳۵، ص۳۵۵). با توضیح یادشده، به نظر می‌رسد مقصود از قطع شدن اخبار آسمانها و زمین با رحلت رسول خدا {{صل}}، قطع شدن برخی اخباری است که مربوط به بعد نبوت آن حضرت بوده است؛ نه قطع شدن کامل ارتباط بین آسمان و زمین. چنین برداشتی، با روایات متعدد که نزول فرشتگان بر ائمه {{ع}} و آگاهی‌های غیبی آنان را به شیوه‌هایی مانند دریافت از روح القدس و الهام اثبات می‌کنند، مخالفت دارد و پذیرفته نیست.</ref>»<ref>[[سید علی هاشمی (زاده ۱۳۵۲)|هاشمی، سید علی]]، [[ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی (کتاب)|ماهیت علم امام بررسی تاریخی و کلامی]] ص ۲۶۱.</ref>


== منبع‌شناسی جامع علم معصوم ==
== منبع‌شناسی جامع علم معصوم ==
خط ۴۸: خط ۴۵:
[[رده:پرسش]]
[[رده:پرسش]]
[[رده:پرسش‌های علم معصوم]]
[[رده:پرسش‌های علم معصوم]]
[[رده:(اا): پرسش‌هایی با ۱ پاسخ]]
 
[[رده:(اا): پرسش‌های علم معصوم با ۱ پاسخ]]
[[رده:(اا): پرسش‌های علم معصوم با ۱ پاسخ]]
۱۱۸٬۲۸۱

ویرایش