سادهزیستی: تفاوت میان نسخهها
←معناشناسی
| (۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد) | |||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | زهد و '''سادهزیستی''' به معنای [[اعراض]] از چیزی برای ناچیز و کوچک بودن آن است. زهد در بُعد عملی به معنای چشم پوشی از پارهای [[لذتها]] و [[تمتعات مادی]] است. سادهزیستی بارزترین جلوه [[زندگی]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} است که تمام سیره نویسان به آن [[اذعان]] کردهاند. آن حضرت، نمونه کامل سادهزیستی بود و به دور از هرگونه ظاهرسازی، در نهایت سادگی میزیست. سادهزیستی ایشان در [[پوشاک]]، خوراک، مسکت و [[رفتار]] آن حضرت قابل مشاهده بود. | ||
از رفتارهایی که جلوهای خاص در زندگانی [[رسول خدا]] {{صل}} داشت، [[ساده زیستی]] است. سادگی و بیپیرایگی چنان در [[زندگی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[حاکم]] بود که سیرهنویسان ایشان را فردی دارای هزینه سبک معرفی کرده، دربارهاش نوشتهاند: {{عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} خَفِيفُ الْمَؤُونَة}}<ref>حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref> آن حضرت، نمونه کامل [[سادهزیستی]] بود و به دور از هرگونه [[ظاهرسازی]]، در نهایت سادگی میزیست. این | |||
== معناشناسی == | |||
===رابطه زهد با سادهزیستی=== | |||
{{همچنین|زهد}} | |||
«زهد» در اصل به معنای [[اعراض]] از چیزی برای ناچیز و کوچک بودن آن است<ref>اقرب الموارد، واژه «زهد»؛ مفردات کلمات القرآن، ص۲۲۰.</ref>. «زهید» یعنی چیز اندک و «[[زاهد]]» یعنی کسی که نسبت به چیزی بیمیل است و به «زهید» یعنی کم آن بسنده کرده است<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.</ref>. | |||
زهد از دو بعد در خور توجه است: بعد [[روانی]] و بعد عملی. [[حقیقت]] زهد از جنبه [[روحی]] و روانی، دلبسته نبودن به [[دنیا]] و مظاهر آن است و به تعبیر دیگر، [[آزاد]] بودن [[انسان]] از هر آنچه رنگ تعلق به خود میگیرد. | |||
[[آزادی]] زاهد از [[تمایلات نفسانی]] به حدی است که «دادن»ها و «گرفتن»ها در وجود او موج ایجاد نمیکند، چنان که [[علی]] {{ع}} فرمود<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۴۳۹.</ref>: زهد در دو جمله [[قرآن]] خلاصه شده است: {{متن قرآن|لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ}}<ref>«تا بر آنچه از دست شما رفت دریغ نخورید و بر آنچه به شما دهد شادی نکنید» سوره حدید، آیه ۲۳.</ref>. | |||
زهد در بعد عملی به معنای [[چشم پوشی]] از پارهای [[لذتها]] و [[تمتعات مادی]] است. تحقق جلوه عملی زهد در [[زندگی]] فرد، پایههای زهد روحی را در [[دل]] او مستحکم و [[استوار]] میسازد؛ از این رو، [[امیر مؤمنان]] در پاسخ کسی که از علت [[پوشیدن]] [[جامه]] کهنه و مندرس وی پرسیده بود، فرمود: {{متن حدیث|يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدِي بِهِ الْمُؤْمِنُونَ}}<ref>نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۰۳.</ref>؛ با پوشیدن این جامه، دل [[خضوع]] مییابد و نفس رام میگردد و [[مؤمنان]] بدان [[تأسی]] میکنند<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص ۸۶.</ref>. | |||
== سادهزیستی [[رسول اکرم]]{{صل}} == | |||
از رفتارهایی که جلوهای خاص در زندگانی [[رسول خدا]] {{صل}} داشت، [[ساده زیستی]] است. سادگی و بیپیرایگی چنان در [[زندگی]] [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[حاکم]] بود که سیرهنویسان ایشان را فردی دارای هزینه سبک معرفی کرده، دربارهاش نوشتهاند: {{عربی|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} خَفِيفُ الْمَؤُونَة}}<ref>حسن بن أبی الحسن دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref> آن حضرت، نمونه کامل [[سادهزیستی]] بود و به دور از هرگونه [[ظاهرسازی]]، در نهایت سادگی میزیست. این سادهزیستی که نتیجه [[زهد]] آن حضرت بود، [[مردم]] را شیفته ایشان و [[دلها]] را از [[دوستی]] لبریز کرده بود<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۰۷.</ref>. | |||
[[حضرت علی]] {{ع}} [[پیامبر اعظم]] {{صل}} را حتی در میان [[پیامبران]] نیز [[زاهدترین]] دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ أَزْهَدَ النَّاسِ أَوْ أَزْهَدَ الْأَنْبِياءِ}}<ref>«حضرت رسول، زاهدترین مردم یا بیآلایشترین پیامبران الهی بود» اسد الغابه، ج۱، ص۲۸.</ref>. به [[راستی]] که [[رسول الله]] {{صل}} نسبت به [[دنیا]] و زرق و برق آن بیرغبت بود، هر چند همه امکانات دنیا در [[اختیار]] قرار داشت. [[برادر]] و آینه تمامنمای او علی {{ع}} در جایی میفرماید: {{متن حدیث|قَضَمَ الدُّنْيَا قَضْماً وَ لَمْ يُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْيَا كَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْيَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَهَا}}<ref>«از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و بدان ننگریست چندان که گوشه چشم بدان افکند. تهیگاه او از همه مردم دنیا لاغرتر بود و شکم او از همه خالیتر. دنیا را به او نشان دادند، ولی آن را نپذیرفت». نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|کانون محبت]] ص ۶۲.</ref> | [[حضرت علی]] {{ع}} [[پیامبر اعظم]] {{صل}} را حتی در میان [[پیامبران]] نیز [[زاهدترین]] دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|كَانَ رَسُولُ اللَّهِ أَزْهَدَ النَّاسِ أَوْ أَزْهَدَ الْأَنْبِياءِ}}<ref>«حضرت رسول، زاهدترین مردم یا بیآلایشترین پیامبران الهی بود» اسد الغابه، ج۱، ص۲۸.</ref>. به [[راستی]] که [[رسول الله]] {{صل}} نسبت به [[دنیا]] و زرق و برق آن بیرغبت بود، هر چند همه امکانات دنیا در [[اختیار]] قرار داشت. [[برادر]] و آینه تمامنمای او علی {{ع}} در جایی میفرماید: {{متن حدیث|قَضَمَ الدُّنْيَا قَضْماً وَ لَمْ يُعِرْهَا طَرْفاً أَهْضَمُ أَهْلِ الدُّنْيَا كَشْحاً وَ أَخْمَصُهُمْ مِنَ الدُّنْيَا بَطْناً عُرِضَتْ عَلَيْهِ الدُّنْيَا فَأَبَى أَنْ يَقْبَلَهَا}}<ref>«از دنیا چندان نخورد که دهان را پر کند و بدان ننگریست چندان که گوشه چشم بدان افکند. تهیگاه او از همه مردم دنیا لاغرتر بود و شکم او از همه خالیتر. دنیا را به او نشان دادند، ولی آن را نپذیرفت». نهج البلاغه، خطبه ۱۶۰.</ref>.<ref>[[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|کانون محبت]] ص ۶۲.</ref> | ||
| خط ۳۶: | خط ۴۸: | ||
== سادگی و بیآلایشی در [[رفتار]] == | == سادگی و بیآلایشی در [[رفتار]] == | ||
سادگی در [[رفتار]] از دیگر جلوههای | سادگی در [[رفتار]] از دیگر جلوههای سادهزیستی است که در [[سیره رسول خدا]] {{صل}} کاملا مشهود بود. ایشان از حشمتهای ظاهری نفرت داشت و سراسر زندگیشان [[مبارزه]] با این خصلت ناپسند بود؛ از همین رو، اگر سواره بود، اجازه نمیداد کسی پیاده همراه ایشان حرکت کند<ref>شرف المصطفی، ج۴، ص۳۷۲ و مکارم الاخلاق، ص۲۲.</ref>. اجازه دستبوسی و پابوسی به کسی نمیداد<ref>سید شرف الدین حسینی استر آبادی، تأویل الآیات، ص۴۷۲ - ۴۷۳ و محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۲۷، ص۱۳۹.</ref> و از اینکه پس از ورود به [[مجلسی]] کسی جلوی پای ایشان برخیزد، سخت اکراه داشت<ref>ترمذی، سنن، ج۴، ص۱۸۳ ـ ۱۸۴؛ فتح الباری، ج۱۱، ص۴۵ و مکارم الاخلاق، ص۱۶.</ref>. مجلسش صدر و ذیل نداشت و هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمیشد و همگی حلقهوار مینشستند<ref>مکارم الاخلاق، ص۲۲ و بحارالانوار، ج۱۶، ص۲۳۶.</ref>؛ از این رو، [[اعراب]] غریبی که به حضور مبارکش میرسیدند، ایشان را در میان جمع نمیشناختند و میپرسیدند: "کدام یک از شما [[رسول]] خدایید؟"<ref>النسائی، السنن الکبری، ۱۹۹۱ م، ج۳، ص۴۴۳؛ ابن الأشعث السجستانی، سنن ابی داوود، ج۲، ص۴۱۲ و مکارم الاخلاق، ص۱۶.</ref>. | ||
در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] میگرفت<ref>صحیح بخاری، ج۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ج۴، ص۲۶۰.</ref>. با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] میکرد و دست خود را نمیکشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref>؛ از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عبادت]] میفرمود<ref>جوامع السیره، ص۳۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازهها حاضر میشد<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵ و الطبقات الکبری، ص۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار میشد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۸۰.</ref>، بسیار پیش میآمد که بر الاغی بیپالان سوار میشد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹.</ref> و میفرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست بر نمی دارم: روی [[زمین]] با بردگان [[غذا]] خوردن، بر الاغ بیپالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به [[کودکان]] [[سلام]] کردن، تا آنکه پس از من [[سنت]] شود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۱؛ همو، علل الشرائع، ج۱، ص۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص۱۱۵.</ref>. در خانه به اهل خانه [[کمک]] و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده میکرد و گوسفندش را میدوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله میزد؛ خانه را جارو میکرد و به شترش عقال میبست و به شتر آبکش خود علف میداد؛ با خادمش [[غذا]] میخورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو آرد میکرد و آرد آن را خمیر میکرد؛ آذوقه منزل را از بازار به خانه میآورد و [[حیا]] [[مانع]] آن نبود که خود، نیازمندیهای خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۱۳ ـ ۴۱۴؛ [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۲۱۵.</ref> | در [[سلام]] کردن از همه، حتی از [[کودکان]] [[سبقت]] میگرفت<ref>صحیح بخاری، ج۷، ص۱۳۱؛ ابن ابی شیبه کوفی، المصنّف، ج۶، ص۱۴۴ و علی بن الجعد، مسند ابن الجعد، ج۴، ص۲۶۰.</ref>. با ثروتمند و [[فقیر]] [[مصافحه]] میکرد و دست خود را نمیکشید تا طرف مقابل، دست خود را بکشد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref>؛ از بیماران حتی در دورترین نقاط [[شهر]] [[عبادت]] میفرمود<ref>جوامع السیره، ص۳۴، الشفا بتعریف حقوق المصطفی، ج۱، ص۱۴۶.</ref> و در تشییع جنازهها حاضر میشد<ref>دلائل النبوه، ج۱، ص۳۳۰؛ مکارم الاخلاق، ص۱۵ و الطبقات الکبری، ص۲۷۹.</ref>. بر الاغ سوار میشد و دیگری را نیز بر ترک خود سوار میکرد<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۸۰.</ref>، بسیار پیش میآمد که بر الاغی بیپالان سوار میشد<ref>الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۷۹.</ref> و میفرمود: "پنج چیز است که تا دم [[مرگ]] از آنها دست بر نمی دارم: روی [[زمین]] با بردگان [[غذا]] خوردن، بر الاغ بیپالان سوار شدن، شیر بز را با دست خود دوشیدن، [[لباس]] پشمینه پوشیدن و به [[کودکان]] [[سلام]] کردن، تا آنکه پس از من [[سنت]] شود"<ref>شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۲۷۱؛ همو، علل الشرائع، ج۱، ص۱۳۰ و مکارم الاخلاق، ص۱۱۵.</ref>. در خانه به اهل خانه [[کمک]] و با دست خود وسیله [[تطهیر]] خود را در شب آماده میکرد و گوسفندش را میدوشید و [[لباس]] و کفشش را وصله میزد؛ خانه را جارو میکرد و به شترش عقال میبست و به شتر آبکش خود علف میداد؛ با خادمش [[غذا]] میخورد و با خدمتکار خانه، گندم و جو آرد میکرد و آرد آن را خمیر میکرد؛ آذوقه منزل را از بازار به خانه میآورد و [[حیا]] [[مانع]] آن نبود که خود، نیازمندیهای خود را از بازار تهیه کند<ref>ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۵ و وسائل الشیعه، ج۵، ص۵۴.</ref>.<ref>[[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم]]، ص۴۱۳ ـ ۴۱۴؛ [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام (کتاب)|تاریخ اسلام]] ص۲۱۵.</ref> | ||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۴: | خط ۵۶: | ||
# [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] | # [[پرونده:152259.jpg|22px]] [[فاطمه عادلی|عادلی، فاطمه]] و [[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، [[فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم (کتاب)|'''فرهنگنامه سیره پیامبر اعظم''']] | ||
# [[پرونده:1379753.jpg|22px]] [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|'''کانون محبت''']] | # [[پرونده:1379753.jpg|22px]] [[سید حسین اسحاقی|اسحاقی، سید حسین]]، [[کانون محبت (کتاب)|'''کانون محبت''']] | ||
# [[پرونده:10068654.jpg|22px]] [[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|'''درآمدی بر سیره فاطمی''']] | |||
# [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | # [[پرونده:IM010504.jpg|22px]] [[رمضان محمدی|محمدی]]، [[منصور داداشنژاد|داداشنژاد]]، [[حسین حسینیان مقدم|حسینیان]]، [[تاریخ اسلام ج۱ (کتاب)|'''تاریخ اسلام ج۱''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||