طوی در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۳۴ بایت حذف‌شده ،  ‏۷ دسامبر ۲۰۲۲
جز
جایگزینی متن - 'کوه طور' به 'کوه طور'
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
جز (جایگزینی متن - 'کوه طور' به 'کوه طور')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۱: خط ۱۱:
#{{متن قرآن|إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین پاک «طوی» فرا خواند،» سوره نازعات، آیه ۱۶.</ref>.
#{{متن قرآن|إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین پاک «طوی» فرا خواند،» سوره نازعات، آیه ۱۶.</ref>.
هر دو [[آیه]] مذکور مربوط به بخشی از دوران [[زندگی]] پر فراز و نشیب [[حضرت موسی]]{{ع}} است و آن دو آیه به [[زمان]] [[بعثت]] آن [[حضرت]] در وادی مقاس طوی [[ارتباط]] دارد.
هر دو [[آیه]] مذکور مربوط به بخشی از دوران [[زندگی]] پر فراز و نشیب [[حضرت موسی]]{{ع}} است و آن دو آیه به [[زمان]] [[بعثت]] آن [[حضرت]] در وادی مقاس طوی [[ارتباط]] دارد.
واژه مورد بررسی، در [[آیات]] فوق، کلمه طوی است؛ که به نظر بعضی از [[مفسرین]]، نام مکانی است؛ که نخستین شراره‌های [[وحی]]، در آن محل، بر [[قلب]] [[موسی]]{{ع}} تابید و به نظر بعضی دیگر، صفتی است؛ زیرا طوی در اصل به معنی پیچیدن است.
واژه مورد بررسی، در [[آیات]] فوق، کلمه طوی است؛ که به نظر بعضی از [[مفسرین]]، نام مکانی است؛ که نخستین شراره‌های [[وحی]]، در آن محل، بر [[قلب]] [[موسی]]{{ع}} تابید و به نظر بعضی دیگر، صفتی است؛ زیرا طوی در اصل به معنی پیچیدن است<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۲.</ref>.
به هر حال، ما در این مقوله، هر دو نظر را بررسی می‌نماییم و سپس به جغرافیای آن محل، که [[هدف]] اصلی ما است؛ اشاره می‌کنیم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۲.</ref>


==معنی لغوی طوی==
==معنی لغوی طوی==
خط ۲۳: خط ۲۲:


==حاصل تحقیق==
==حاصل تحقیق==
از مجموع اظهارنظرهای لغویون و [[مفسرین]]، به این نتیجه می‌رسیم که طوی از نظر لغوی به معنی [[پاک]] و پیچیده و در نوردیده، که در [[حقیقت]] مفهوم وصفی دارد و از سوی دیگر وادی مقدسی است؛ که اولین جرقه وحی [[نبوت]]، بر [[قلب]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تابیده است؛ لذا طوی اسم خاص برای مکان مقدسی است؛ که [[بعثت]] [[پیامبری]] بزرگ در آن تحقق یافته است، در این صورت به نام یک مکان خاص باید به توضیح جغرافیای آن در اینجا اشاره نماییم.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۳.</ref>
از مجموع اظهارنظرهای لغویون و [[مفسرین]]، به این نتیجه می‌رسیم که طوی از نظر لغوی به معنی [[پاک]] و پیچیده و در نوردیده، که در [[حقیقت]] مفهوم وصفی دارد و از سوی دیگر وادی مقدسی است؛ که اولین جرقه وحی [[نبوت]]، بر [[قلب]] [[حضرت موسی]]{{ع}} تابیده است؛ لذا طوی اسم خاص برای مکان مقدسی است؛ که [[بعثت]] [[پیامبری]] بزرگ در آن تحقق یافته است<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۳.</ref>.


==جغرافیای طوی==
==جغرافیای طوی==
«طوی جلگه‌ای است که در دامنه [[کوه]] طور قرار دارد و همان جا است؛ که [[خداوند سبحان]] آن را وادی مقدس نامیده»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج۲۷، ص۲۱۳.</ref>.
«طوی جلگه‌ای است که در دامنه [[کوه طور]] قرار دارد و همان جا است؛ که [[خداوند سبحان]] آن را وادی مقدس نامیده»<ref>محمد حسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی، ج۲۷، ص۲۱۳.</ref>.
برخی نویسندگان می‌نویسند: «وادی مقدس، یا [[وادی الایمن]]، دره‌ای است؛ که موسی{{ع}} در آن [[نور الهی]] را به صورت [[آتش]] در درخت جلوه گردید... [مسافران] چون از [[مدین]] به طرف [[مصر]] آیند؛ این دره [را که] در طرف راست [[کوه سینا]] واقع است [می‌بیند] و در [[تورات]] [این دره] طوی نامیده شده.»..<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۱۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۴.</ref>
برخی نویسندگان می‌نویسند: «وادی مقدس، یا [[وادی الایمن]]، دره‌ای است؛ که موسی{{ع}} در آن [[نور الهی]] را به صورت [[آتش]] در درخت جلوه گردید... [مسافران] چون از [[مدین]] به طرف [[مصر]] آیند؛ این دره [را که] در طرف راست [[کوه سینا]] واقع است [می‌بیند] و در [[تورات]] [این دره] طوی نامیده شده.»..<ref>محمد، خزائلی، اعلام قرآن، ص۶۱۵.</ref>.<ref>[[محمد حسن عرب|عرب، محمد حسن]]، [[دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید (کتاب)|دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید]]، ص ۳۵۴.</ref>


خط ۳۳: خط ۳۲:
{{متن قرآن|إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین پاک «طوی» فرا خواند،» سوره نازعات، آیه ۱۶.</ref>.
{{متن قرآن|إِذْ نَادَاهُ رَبُّهُ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى}}<ref>«آنگاه که پروردگارش او را در سرزمین پاک «طوی» فرا خواند،» سوره نازعات، آیه ۱۶.</ref>.


==بررسی [[وادی مقدس]]==
===بررسی [[وادی مقدس]]===
دیاری که از نظر [[پژوهشی]] ما در این بخش مهم است همان دیاری است که در [[زندگی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. حضرت موسی وقتی به همراه [[همسر]] و فرزند از [[مدین]] به [[مصر]] حرکت می‌کرد راه را گم کرد. شب بود و سوز سرما تا استخوان او و خانواده‌اش [[نفوذ]] می‌کرد. حضرت موسی برای گرم کردن خویش و خانواده‌اش به دنبال [[آتش]] بود. در وادی مقدس آتشی را دید و به سوی آن [[تغییر]] مسیر داد. «[[خاندان]] [[موسی]] همانجا ایستادند و او به طرف آتش روان شد. هنگامی که به نزدیکی آن رسید. درخت سبزی را دید که از آن آتش شعله‌ور است». ندای [[جان]] بخشی از سمت راست آن درخت به گوشش خورد که می‌گفت: «همانا من [[خدای یکتا]]، [[پروردگار]] جهانیانم. ای موسی! من پروردگار تو هستم نعلین خویش را به در کن که در وادی مقدس هستی»<ref>تاریخ انبیاء، محلاتی، ص۳۸۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۸۰۷.</ref>
دیاری که از نظر [[پژوهشی]] ما در این بخش مهم است همان دیاری است که در [[زندگی]] [[حضرت موسی]]{{ع}} از اهمیت خاصی برخوردار می‌باشد. حضرت موسی وقتی به همراه [[همسر]] و فرزند از [[مدین]] به [[مصر]] حرکت می‌کرد راه را گم کرد. شب بود و سوز سرما تا استخوان او و خانواده‌اش [[نفوذ]] می‌کرد. حضرت موسی برای گرم کردن خویش و خانواده‌اش به دنبال [[آتش]] بود. در وادی مقدس آتشی را دید و به سوی آن [[تغییر]] مسیر داد. «[[خاندان]] [[موسی]] همانجا ایستادند و او به طرف آتش روان شد. هنگامی که به نزدیکی آن رسید. درخت سبزی را دید که از آن آتش شعله‌ور است». ندای [[جان]] بخشی از سمت راست آن درخت به گوشش خورد که می‌گفت: «همانا من [[خدای یکتا]]، [[پروردگار]] جهانیانم. ای موسی! من پروردگار تو هستم نعلین خویش را به در کن که در وادی مقدس هستی»<ref>تاریخ انبیاء، محلاتی، ص۳۸۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۸۰۷.</ref>


خط ۴۳: خط ۴۲:


===سینا===
===سینا===
{{اصلی|سینا}}
[[وادی مقدس]] همان طور سیناست. «ابوالفتح می‌نویسد: آن [[کوه]] است که [[موسی]]{{ع}} با خدای [[مناجات]] کرد و آن کوهی است میان [[مصر]] و [[ایله]]... در [[دایرة المعارف]] [[فارسی]] آمده است: [[طور سینا]]، یا طور، یا [[کوه سینا]] کوه معروفی در قسمت جنوبی شبه شا [[جزیره سینا]] که امروزه [[جبل موسی]] خوانده می‌شود... برخی نویسندگان می‌نویسند: سینا شبه جزیره‌ای است محدود از شمال به دریای [[مدیترانه]]، از [[غرب]] به کانال سوئز و خلیج سوئز، از [[شرق]] به [[فلسطین]] و [[خلیج عقبه]]»<ref>محی الدین درویشی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۸۴.</ref>.
[[وادی مقدس]] همان طور سیناست. «ابوالفتح می‌نویسد: آن [[کوه]] است که [[موسی]]{{ع}} با خدای [[مناجات]] کرد و آن کوهی است میان [[مصر]] و [[ایله]]... در [[دایرة المعارف]] [[فارسی]] آمده است: [[طور سینا]]، یا طور، یا [[کوه سینا]] کوه معروفی در قسمت جنوبی شبه شا [[جزیره سینا]] که امروزه [[جبل موسی]] خوانده می‌شود... برخی نویسندگان می‌نویسند: سینا شبه جزیره‌ای است محدود از شمال به دریای [[مدیترانه]]، از [[غرب]] به کانال سوئز و خلیج سوئز، از [[شرق]] به [[فلسطین]] و [[خلیج عقبه]]»<ref>محی الدین درویشی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی، ج۲، ص۱۲۸۴.</ref>.
این [[سرزمین مقدس]] خوانده شده چون محل حضور و مناجات به درگاه او شده است. «این نام و این توصیف دلیل بر این است که چرا به موسی دستور داد کفشش را بکند منظور [[احترام]] آن [[سرزمین]] بوده تا با [[کفش]] لگد نشود و اگر کندن کفش را مرتفع بر جمله {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref> کرده دلیل بر این است که [[تقدیس]] و احترام [[وادی]] به خاطر این بوده که خطیره [[قرب به خدا]] و محل حضور و مناجات به درگاه اوست»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۰۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۸۰۹.</ref>
این [[سرزمین مقدس]] خوانده شده چون محل حضور و مناجات به درگاه او شده است. «این نام و این توصیف دلیل بر این است که چرا به موسی دستور داد کفشش را بکند منظور [[احترام]] آن [[سرزمین]] بوده تا با [[کفش]] لگد نشود و اگر کندن کفش را مرتفع بر جمله {{متن قرآن|إِنِّي أَنَا رَبُّكَ}}<ref>«بی‌گمان این منم پروردگار تو، پای‌پوش‌های خویش را درآور که تو در سرزمین مقدس «طوی» یی» سوره طه، آیه ۱۲.</ref> کرده دلیل بر این است که [[تقدیس]] و احترام [[وادی]] به خاطر این بوده که خطیره [[قرب به خدا]] و محل حضور و مناجات به درگاه اوست»<ref>تفسیر المیزان، ج۱۴، ص۲۰۹.</ref>.<ref>[[محرم فرزانه|فرزانه، محرم]]، [[اماکن جغرافیایی در قرآن (کتاب)|اماکن جغرافیایی در قرآن]]، ص ۸۰۹.</ref>
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش