←پرسشهای وابسته
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۰: | خط ۴۰: | ||
نمونهای از [[معجزات]] آن [[حضرت]] در راه [[مکه]] رخ داد که وقتی امام هادی{{ع}} [[اعمال]] [[حج]] خود را به جا آورد و به سوی [[مدینه]] حرکت کرد در بین راه مردی را [[مشاهده]] کرد که [[اهل خراسان]] بود و بالای سر الاغ مرده خود ایستاده و از پیشامد خود گریان بود که در بین راه [[اموال]] خود را بر چه حمل کنم. [[امام]] از کنار او میگذشت به او عرض شد این [[مرد]] [[خراسانی]] از [[محبان]] شما [[اهل بیت]] است که در راه [[درمانده]] شده است. حضرت به الاغ مرده او نزدیک شد و فرمود: گاو [[بنیاسرائیل]] نزد [[خداوند]] از من گرامیتر نیست که بخشی از گوشت او را به [[بدن]] مرده زدند و زنده شد) آنگاه بعضی از اعضای آن را بر بدنش زد و زنده شد سپس با پای راست خود به او زد و فرمود: به [[اذن خدا]] برخیز. ناگهان الاغ بلند شد و مرد خراسانی اموالش را بر آن گذاشت و به سوی مدینه حرکت کرد. وقتی امام هادی{{ع}} حرکت کرد [[مردم]] با انگشت به او اشاره میکردند و میگفتند: این همان کسی است که الاغ مرد خراسانی را زنده کرد<ref>حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۱۷۲.</ref> | نمونهای از [[معجزات]] آن [[حضرت]] در راه [[مکه]] رخ داد که وقتی امام هادی{{ع}} [[اعمال]] [[حج]] خود را به جا آورد و به سوی [[مدینه]] حرکت کرد در بین راه مردی را [[مشاهده]] کرد که [[اهل خراسان]] بود و بالای سر الاغ مرده خود ایستاده و از پیشامد خود گریان بود که در بین راه [[اموال]] خود را بر چه حمل کنم. [[امام]] از کنار او میگذشت به او عرض شد این [[مرد]] [[خراسانی]] از [[محبان]] شما [[اهل بیت]] است که در راه [[درمانده]] شده است. حضرت به الاغ مرده او نزدیک شد و فرمود: گاو [[بنیاسرائیل]] نزد [[خداوند]] از من گرامیتر نیست که بخشی از گوشت او را به [[بدن]] مرده زدند و زنده شد) آنگاه بعضی از اعضای آن را بر بدنش زد و زنده شد سپس با پای راست خود به او زد و فرمود: به [[اذن خدا]] برخیز. ناگهان الاغ بلند شد و مرد خراسانی اموالش را بر آن گذاشت و به سوی مدینه حرکت کرد. وقتی امام هادی{{ع}} حرکت کرد [[مردم]] با انگشت به او اشاره میکردند و میگفتند: این همان کسی است که الاغ مرد خراسانی را زنده کرد<ref>حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۲۰ - ۱۲۱.</ref>.<ref>پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، [[تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ (کتاب)|تاریخ اسلام بخش دوم ج۲]] ص ۱۷۲.</ref> | ||
==امامت امام هادی== | |||
در روایتی از [[عبدالعظیم حسنی]] آمده است که ایشان فرمود خدمت [[امام]] [[علی الهادی]]{{ع}} رسیدم تا عقایدم را بر ایشان عرضه بدارم، عرض کردم: | |||
{{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ وَ الْخَلِيفَةَ وَ وَلِيَّ الْأَمْرِ بَعْدَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ ثُمَّ الْحُسَيْنُ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ثُمَّ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ثُمَّ عَلِيُّ بْنُ مُوسَى ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنْتَ يَا مَوْلَايَ فَقَالَ{{ع}} وَ مِنْ بَعْدِي الْحَسَنُ ابْنِي وَ كَيْفَ النَّاسُ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِهِ قَالَ فَقُلْتُ وَ كَيْفَ ذَلِكَ يَا مَوْلَايَ قَالَ{{ع}} لِأَنَّهُ لَا يُرَى شَخْصُهُ وَ لَا يَحِلُّ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ}}<ref>خزاز رازی، کفایة الأثر، ص۲۸۷.</ref>. | |||
میگویم ([[اقرار]] میکنم) که امام و [[خلیفه]] و [[ولی امر]] بعد از [[پیغمبر]]{{صل}} [[امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب]] سپس حسن و پس از او حسین و پس از او [[علی بن الحسین]] و سپس [[محمد بن علی]] و بعد [[جعفر بن محمد]] و بعد [[موسی بن جعفر]] و سپس [[علی بن موسی]] و پس از او محمد بن علی و پس از او تو ای مولای من [امام و خلیفه و ولی امر هستی]. پس امام فرمود: «بعد از من حسن پسر من [امام و خلیفه و ولی امر است]. پس چگونه است حال [[مردم]] نسبت به [[جانشین]] بعد او»؟ من عرض کردم: «چگونه است این»؟ فرمود: «برای اینکه شخص او دیده نمیشود و بردن نام او [[حلال]] نیست».<ref>[[ائمه و ادعای امامت (مقاله)|مقاله «ائمه و ادعای امامت»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۷ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۷]] ص ۱۰۰.</ref> | |||
== پرسشهای وابسته == | == پرسشهای وابسته == | ||