|
|
| (۱۵ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد) |
| خط ۱: |
خط ۱: |
| | {{مدخل مرتبط |
| | | موضوع مرتبط = جهل |
| | | عنوان مدخل = |
| | | مداخل مرتبط = [[جهل بسیط و مرکب در کلام اسلامی]] |
| | | پرسش مرتبط = |
| | }} |
|
| |
|
| {{نبوت}}
| | == مقدمه == |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| | [[جهل]]، هرچند امر عدمی است؛ به اعتبار عدم مضاف، از [[احکام]] وجود برخوردار است، و به دو نوع "[[جهل]] بسیط" و "[[جهل]] مرکب" تقسیم میشود. هر کدام از این دو [[جهل]] نتایج و متفرعات خاص خود را در [[مباحث اعتقادی]] و [[اخلاقی]] دارد. |
| : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[جهل ]]''' است. "'''[[جهل بسیط و مرکب]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[جهل بسیط و مرکب در قرآن]] | [[جهل بسیط و مرکب در حدیث]] | [[جهل بسیط و مرکب در نهج البلاغه]] | [[جهل بسیط و مرکب در معارف دعا و زیارات]] | [[جهل بسیط و مرکب در کلام اسلامی]] | [[جهل بسیط و مرکب در اخلاق اسلامی]] | [[جهل بسیط و مرکب در عرفان اسلامی]]</div>
| |
| <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;">
| |
| : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[جهل بسیط و مرکب (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div>
| |
| <div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
| |
|
| |
|
| ==مقدمه==
| | "[[جهل]] بسیط"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمیداند، ولی خودش میداند که نمیداند. اینگونه [[جهل]] زود برطرف میشود؛ زیرا وقتی که [[انسان]] چیزی را نداند، و بداند که نمیداند در [[مقام]] [[دانایی]] آن بر میآید، و یا لااقل به حرف دیگران گوش میدهد و چنانچه [[حقیقت]] را یافت، میپذیرد. ابتلای این [[جهل]] خطر چندانی ندارد. |
| *[[جهل]]، هرچند امر عدمی است؛ به اعتبار عدم مضاف، از [[احکام]] وجود برخوردار است، و به دو نوع "[[جهل]] بسیط" و "[[جهل]] مرکب" تقسیم میشود. هر کدام از این دو [[جهل]] نتایج و متفرعات خاص خود را در [[مباحث اعتقادی]] و [[اخلاقی]] دارد.
| |
| *"[[جهل]] بسیط"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمیداند، ولی خودش میداند که نمیداند. اینگونه [[جهل]] زود برطرف میشود؛ زیرا وقتی که [[انسان]] چیزی را نداند، و بداند که نمیداند در [[مقام]] [[دانایی]] آن بر میآید، و یا لااقل به حرف دیگران گوش میدهد و چنانچه [[حقیقت]] را یافت، میپذیرد. ابتلای این [[جهل]] خطر چندانی ندارد.
| |
| *ولی "[[جهل]] مرکب"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمیداند، ولی نمیداند که نمیداند. اینگونه [[جهل]]، علاجناپذیر است؛ چون [[غرور]] او اجازه نمیدهد که [[جهل]] او برطرف شود<ref>سبب آنکه آن را مرکب نامیدهاند، این است که در آن دو جهل نهفته است، جهل اول، اینکه آدمی چیزی را برخلاف آنچه حقیقت است معتقد باشد؛ در حالی که حقیقت امر بر او مجهول مانده است. جهل دوم، اینکه باور کند اعتقاد او عین صواب است. (تهانوی، موسوعة کشاف: اصطلاحات الفنون و العلوم، واژه «جهل»)</ref>.
| |
| *خوب است که [[انسان]] یا ساده باشد و یا [[عاقل]] و فهمیده کامل. معمولاً آدمهای ساده، خودشان هم از سادگی خود اطلاع دارند؛ ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، [[خیال]] میکنند که خیلی زرنگاند و همواره کارهای خود را خردمندانه میدانند.
| |
| *[[غزالی]] جملهای دارد که میگوید: وجود ناقصِ همه چیز از عدم محض بهتر است، جز [[علم]] و [[دانش]]. بر اساس این جمله، [[انسان]] هر مقدار از [[مال]] و [[ثروت]] و [[سلامتی]] و... بهرهمند باشد، از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است؛ ولی [[علم]] و [[دانش]] اینگونه نیست. [[انسان]] کم سواد، از بیسواد بدتر است؛ زیرا [[خیال]] میکند خیلی باسواد است؛ لذا هیچگاه دنبال تکمیل آن نمیرود<ref>مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۱۵۷.</ref>.
| |
| *به نظر [[ملاصدرا]]، [[علم]] هم مانند [[جهل]] دو نوع است: "[[علم]] بسیط"، یعنی [[علم]] کسی که میداند؛ ولی نمیداند که میداند و "[[علم]] مرکب"، که ترکیب از دو [[علم]] است: یکی [[علم]] به چیزی و دیگری [[علم]] به [[علم]]<ref>صدرالمتألهین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۱، ص۱۱۶.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۱۰۴-۱۰۵.</ref>.
| |
|
| |
|
| ==منابع==
| | ولی "[[جهل]] مرکب"، آن است که [[انسان]] چیزی را نمیداند، ولی نمیداند که نمیداند. اینگونه [[جهل]]، علاجناپذیر است؛ چون [[غرور]] او اجازه نمیدهد که [[جهل]] او برطرف شود<ref>سبب آنکه آن را مرکب نامیدهاند، این است که در آن دو جهل نهفته است، جهل اول، اینکه آدمی چیزی را برخلاف آنچه حقیقت است معتقد باشد؛ در حالی که حقیقت امر بر او مجهول مانده است. جهل دوم، اینکه باور کند اعتقاد او عین صواب است. (تهانوی، موسوعة کشاف: اصطلاحات الفنون و العلوم، واژه «جهل»)</ref>. |
| * [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
| |
|
| |
|
| ==جستارهای وابسته==
| | خوب است که [[انسان]] یا ساده باشد و یا [[عاقل]] و فهمیده کامل. معمولاً آدمهای ساده، خودشان هم از سادگی خود اطلاع دارند؛ ولی افراد نیم زرنگ که در بعضی موارد زرنگ هستند، [[خیال]] میکنند که خیلی زرنگاند و همواره کارهای خود را خردمندانه میدانند. |
|
| |
|
| ==پانویس==
| | [[غزالی]] جملهای دارد که میگوید: وجود ناقصِ همه چیز از عدم محض بهتر است، جز [[علم]] و [[دانش]]. بر اساس این جمله، [[انسان]] هر مقدار از [[مال]] و [[ثروت]] و [[سلامتی]] و... بهرهمند باشد، از آنکه هیچ نداشته باشد بهتر است؛ ولی [[علم]] و [[دانش]] اینگونه نیست. [[انسان]] کم سواد، از بیسواد بدتر است؛ زیرا [[خیال]] میکند خیلی باسواد است؛ لذا هیچگاه دنبال تکمیل آن نمیرود<ref>مطهری، آشنایی با قرآن، ج۱ و ۲، ص۱۵۷.</ref>. |
| {{یادآوری پانویس}}
| |
| {{پانویس2}}
| |
|
| |
|
| [[رده:مدخل]] | | به نظر [[ملاصدرا]]، [[علم]] هم مانند [[جهل]] دو نوع است: "[[علم]] بسیط"، یعنی [[علم]] کسی که میداند؛ ولی نمیداند که میداند و "[[علم]] مرکب"، که ترکیب از دو [[علم]] است: یکی [[علم]] به چیزی و دیگری [[علم]] به [[علم]]<ref>صدرالمتألهین شیرازی، الحکمة المتعالیة فی الأسفار العقلیة الأربعة، ج۱، ص۱۱۶.</ref>.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۰۴-۱۰۵.</ref> |
| [[رده:جهل بسیط و مرکب]] | | |
| | == منابع == |
| | {{منابع}} |
| | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] |
| | {{پایان منابع}} |
| | |
| | == پانویس == |
| | {{پانویس}} |
| | |
| | [[رده:مدخل]] |
| | [[رده:جهل]] |